داستان یک عقبگرد در فوتبال ایران
73042
از صفایی به تاج و میرشاد!
25 مرداد 1401 14:39
    در این فوتبال عادت کرده‌ایم به انتخاب «بد» در مقابل «بدتر». در نتیجه هی سطح آدم‌ها در همه حوزه‌ها آب رفته و ضعیف و ضعیف‌تر شده‌اند.

روزنامه گل

انتخابات پیش روی فدراسیون فوتبال اما به مراتب فجیع‌تر از این حرف‌هاست؛ جایی که از بین میرشاد ماجدی، عزیزمحمدی و مهدی تاج یک نفر راهی خیابان سئول خواهد شد تا پسرفت فوتبال ایران را تداوم ببخشد. آدم این رقابت دلخراش بین سطح پایین‌ترین مدیران ممکن را می‌بیند و یادش می‌افتد این فوتبال ربع قرن پیش رییسی مثل محسن صفایی فراهانی داشت. صفایی هم البته انسان بود و نقاط ضعفی در کارنامه‌اش وجود دارد، اما رنسانس او در این فوتبال انکارناپذیر است. از مردی حرف می‌زنیم که مخروبه داریوش مصطفوی را تبدیل به یک سیستم مدرن و منسجم کرد، تشکیلات راه انداخت، به هیات‌های استانی جان بخشید، کلاس‌های مربیگری درست کرد و لیگ حرفه‌ای فوتبال ایران را استارت زد. مردی که در دوران او فدراسیون فوتبال بهترین روابط بین‌المللی را برقرار کرد و آنقدر درآمدزا شد که بدون کمک‌های جانبی گلیم خودش را از آب بیرون کشید. چهار دوره جام ال‌جی برگزار کرد و در مجموع دو میلیون دلار درآمد به دست آورد، تیم ملی جوانان را به اردوی پانزده روزه اسپانیا فرستاد و حق پخش تلویزیونی تمام مسابقات دوستانه تیم ملی را از صداوسیما گرفت. مجارستان، کرواسی، اکوادور، کانادا، ژاپن، دانمارک، مکزیک، آمریکا، مصر، اتریش، کره‌جنوبی، اوکراین و... تنها تعدادی از رقبای تدارکاتی تیم ملی بودند که در آن دوران با ایران بازی کردند و از تمام این مسابقات هم کسب درآمد می‌شد. صفایی ساختاری ساخت که دوست و دشمن را به تحسین وا داشت؛ تا جایی که حتی محمد مایلی‌کهن بعد از زندانی شدن او در پی اتفاقات سال هشتادوهشت برای آزادی‌اش امضا جمع کرد. چنین مدیر لایقی اما به خاطر عقایدش باید در خانه بنشیند و «تاج»گذاری وابسته‌های نالایق را به تماشا بنشیند. اگر می‌خواهید بدانید چرا وضع مملکت به اینجا کشیده، همین یک نمونه کافی است.

بازخوانی برخی اظهارات صفایی

صفایی فراهانی از دی 76 تا شهریور 81 رییس فدراسیون فوتبال بود. او بعد از جدایی از فوتبال دیگر گرد این حوزه نچرخید، اما چند مصاحبه انجام داده که بخش‌هایی از آن را با هم مرور می‌کنیم:

- من در طول دوران کارم یک ریال حقوق از فدراسیون نمی‌گرفتم. همچنین هیچ گاه برای سفرم یک ریال ارز از فدراسیون دریافت نکردم.

- موقع راه‌اندازی لیگ حرفه‌ای ایران، مدت‌ها وقت گذاشتم و آیین‌نامه چندین لیگ معتبر اروپایی و آسیایی را مطالعه کردم. از هر کدام از آنها بخش‌هایی که مناسب حال فوتبال ایران بود برداشتم و لیگ را با استاندارد حداقلی آغاز کردیم. قرار بود هر سه سال یک بار آیین‌نامه را عوض کنیم و سطح لیگ را ارتقا بدهیم، اما بعد از فصل اول من استعفا دادم و چنین مساله‌ای هم دیگر پیگیری نشد.

- تقریبا از تمام مسابقات دوستانه‌ای که دوران ما برگزار شد پول در آوردیم. من برای تیم ملی بازی‌های خیلی کمی در تهران می‌گذاشتم. بیشتر بازی‌ها در خارج از کشور مثلا در آمریکا، کانادا، ژاپن، کره، اروپا و ... بود. علاوه بر درآمدهای جانبی، من حق پخش همه بازی‌ها را هم به صداوسیما می‌فروختم.

- در مورد حق پخش تلویزیونی مسابقات لیگ هم خیلی کارها کردیم. مجلس تصویب کرد، اما در شورای نگهبان پنج بار رد شد. پرونده به مجمع تشخیص مصلحت نظام رفت، از خودمان دفاع کردیم، اما در آخرین لحظات علی لاریجانی رییس صداوسیما با مدیران وقت پرسپولیس و استقلال توافق کرد. یک تفاهمنامه نوشتند که ما مشکلی نداریم و کل داستان هوا شد!

- سال 78 دربی تهران باید چند روز بعد از اتفاقات کوی دانشگاه برگزار می‌شد. از بالا زنگ زدند که مسابقه باید لغو شود. مقاومت کردم و گفتم ممکن نیست. گفتند پس باید مساوی شود، گفتم فینال جام حذفی است و باید برنده داشته باشد. تازه نتیجه را بازیکنان درون زمین تعیین می‌کنند. هر چه گفتند قبول نکردیم و بازی برگزار شد.

- یک بار استاندار خوزستان زنگ زد که ما جمعه انتخابات داریم و فلان بازی لیگ باید لغو شود. گفتم اینها چه ربطی به هم دارد؟ سماجت کرد که بازی باید لغو شود. گفتم می‌سپارم تیم میهمان و داوران به زمین بیایند، اگر تیم شما نیامد سه بر صفر بازنده می‌شوید. در نهایت هم بازی به سلامت برگزار شد.

- قبل از بازی‌های آسیایی بوسان همین آقای فردوسی‌پور به من گفت این تیمی که برانکو انتخاب کرده همان دور اول اوت می‌شود، بعد که قهرمان شد و برگشتند، گفت من ماندم این بازیکن‌ها را چطور انتخاب کرد. ما اینها را نمی‌شناختیم و برانکو برای تیم امید آورد. شما بروید بشمارید. من برای تیم جوانان هفده هجده بازی تدارکاتی برگزار کردم. چطور این کار را می‌کردم؟ چطوری با این کشورها ارتباط برقرار می‌کردم؟

- آقای دادکان تندترین منتقد من بود، اما او را به فدراسیون آوردم و مشغول کار شد. نشان دادم می‌توانم با منتقد خودم هم کار کنم. بعد از رفتن خودم هم توصیه کردم ایشان می‌تواند از عهده امور بر بیاید.

- وقتی در جامعه به مسائل مهم‌تر مثل فساد و غارت گسترده اموال ملى، فقر و بيكارى، مهاجرت سرمایه‌های انسانی و مالی و... توجه نمی‌شود، ورزش كه جاى خودش را دارد.

ایویچ؛ نقطه سیاه کارنامه صفایی

از نقاط قوت کارنامه صفایی فراهانی گفتیم؛ مردی که شاید اگر دوران حضورش در فوتبال طولانی‌تر می‌شد، یک انقلاب عظیم در این حوزه به وجود می‌آورد. در کارنامه او اما ضعف‌هایی هم هست که بزرگترین و بدترین‌شان به برکناری تومیسلاو ایویچ از هدایت تیم ملی کشورمان در آستانه جام‌جهانی 98 مربوط می‌شود. ایویچ یکی از بزرگترین و بهترین مربیان خارجی بود که وارد فوتبال ایران شد. او را خود صفایی آورد، همانطور که بعدها بلاژوویچ را آورد. با این حال در شرایطی که ایویچ کارهای مهمی مخصوصا در زمینه بدنسازی با تیم ملی انجام داده و موجب یک تحول بزرگ شده بود، در پی شکست هفت بر یک برابر رم در یک بازی تدارکاتی از کار برکنار شد و تیم ملی با جلال طالبی به فرانسه رفت. ما در حالی با سه امتیاز از آن مسابقات اوت شدیم که بسیاری عقیده دارند اگر ایویچ می‌ماند، شاید می‌توانستیم از گروه‌مان صعود کنیم.

ظن غالب این است که در بازی با رم علیه ایویچ کودتا شد، مخصوصا که بلافاصله بعد از برکناری او معجزه رخ داد و چهار گل به اینتر زدیم! با این تفاسیر برکناری ایویچ تصمیمی نادرست، غیرحرفه‌ای و زیانبار بود که یک نمره منفی بزرگ در کارنامه صفایی به ثبت رساند. همیشه این شایعه وجود داشته که از بالا به او فشار آوردند پیرمرد را بردارد. صفایی این موضوع را تکذیب می‌کند و می‌گوید برکناری ایویچ تصمیم شخصی خودش بوده، اما حتی در صورت در کار بودن فشارهای پیرامونی هم در این مورد چیزی از گناه او کم نمی‌شود. مدیری که همیشه با همه توصیه‌ها و مداخله‌های غیرحرفه‌ای جنگیده بود، در این فقره هم نباید وا می‌داد. جالب این که فراهانی می‌گوید تا سال‌ها بعد با ایویچ در تماس بود و موقع استخدام بلاژوویچ هم از او مشورت گرفت.

#مهدی تاج #میرشاد ماجدی #اختصاصی گل #یادداشت
داغ ترین خبرها
تازه ترین خبرها