از سرعت خود بکاهید؛ خطر واژگونی
72155
نکونام؛ توپ گرد و نیمکت تیم ملی
10 مرداد 1401 13:44
فرزاد بیگی - من پنج سال پیش هم آماده هدایت تیم ملی بودم.وقتی چرخش یک توپ نتایج بزرگترین بازیها را تغییر می دهد، هیچ کس نمی تواند برای کسب موفقیت، تضمینی واقعی بدهد؛ بنابراین من در صورت قبول سرمربی گری تیم ملی و شکست احتمالی هم سوخت نخواهم شد.

روزنامه گل

مگر مانچینی پس از شکست ایتالیا در تقابل با مقدونیه و حذف از مقدماتی جام جهانی 2022سوخت شد؟ کسانی که ازکلید واژه «سوختن استعدادها» برای کنار زدن من از هدایت تیم ملی فوتبال سخن می گویند، حسن نیت ندارند.

پنج سال قبل هم آماده هدایت تیم ملی بودم

این ها چکیده قریب به مضمون سخنان جواد نکونام در یک برنامه تلویزیونی است. او رکورد دار بازی های ملی ست و سال های زیادی از دوران فوتبالش را در «لا لیگا» گذرانده است. بدیهی ست که یکی از گزینه های بالقوه هدایت تیم ملی در آینده نه چندان دور باشد. نکته عجیب ماجرا اما عجله قابل تأمل او برای رسیدن به این جایگاه و تلاش غریبش برای اثبات آمادگی و شایستگی است. ظاهرا علاقه اش به نشستن هرچه زودتر بر نیمکت هدایت تیم ملی به حدی است که گاها او را از مرزهای منطق عبور داده و به وادی توجیهات باور نکردنی وارد می کند. یکبار دیگر به متن بالا نگاه کنید! این که ایشان بر این باور است که پنج سال پیش هم توان هدایت تیم ملی را در خود می دیده؛ همین ابتدای کار راه را بر هرگونه مباحثه منطقی و مبتنی بر استدلال می بندد. با منطق جواد، هر سرمربی در هر مقطعی و با هر کیفیتی می تواند مدعی هدایت تیم ملی باشد. این در حالی است که ایشان در آن مقطع فقط سابقه دستیاری کوتاه مدت کیروش و البته حضور در لیگ یک و هدایت خونه به خونه را داشته و باقی رزومه اش مربوط به دوران بازی می گردیده است. همه اهالی فوتبال تصدیق می کنند که سوابق بازی وقتی با ارزش و قابل استناد هستند که با نشانه هایی از استعداد و توفیقات مربی گری همراه شوند. اگر صرف تکیه بر بازی های ملی ملاک انتخاب سرمربیان بود می بایست امثال لوتار ماتیوس، پیتر شیلتون، ایکر کاسیاس، وسلی اسنایدر و ... بلافاصله هدایت تیم های ملی کشورشان را به دست گرفته و یا بر نیمکت سرمربی گری بزرگترین باشگاه های جهان می نشستند. سپردن هدایت تیم ملی فرانسه به میشل پلاتینی – در سال های آغازین بازنشستگی اش از فوتبال- یکی از بزرگترین و بیاد ماندنی ترین نمونه های این قبیل ناکامی هاست. اتفاقا آن تجربه چنان تلخ بود که پلاتینی را برای همیشه از صرافت اشتغال به کار فنی باز داشت و به تعبیری که مورد علاقه سرمربی فولاد نیست؛ «سوخت شد

سرنوشت مربیگری و توپ گِرد

نکته قابل تأمل دیگر در سخنان نکونام استفاده نابجا و ناقص از یک واقعیت مسلم ورزشی، فوتبالی است. این سخن درست و البته مصطلحی است که هیچ سرمربی نمی تواند، موفقیت را بطور قطعی تضمین کند. بدیهی ست که عوامل متعدد و متنوع بسیاری در توفیق یک تیم دخیل خواهند بود . جمع همه آن ها، بعلاوه انتخاب صحیح یک کادر فنی کارآمد سبب بالا رفتن ضریب اطمینان از موفقیت تیم ها خواهد شد. البته جواد اعتبار همین سخنان درست را هم به سبب ارتباط دادن با سرنوشت توپ و به عبارت دیگر شانس و اقبال به شدت فرو می کاهد و به بحثی کاملا عامیانه تبدیل می کند. بله. شانس و اقبال هم چیز بدی نیست. گاهی توپ بازی اش میگیرد ، به هر دو تیر عمودی برخورد می کند، روی خط دروازه قدم می زند و سپس بی خیال از چشم های مضطرب ناظران از دروازه بیرون می آید و یا به دورن دروازه می غلتد. اما انصافا چند لیگ، چند جام ملت ها و چند جام جهانی با شانس و اقبال به دست آمده اند. قطعا تعدادشان به اندازه ای نیست که بتوان از توپ و بازیگوشی هایش به عنوان عامل اصلی تعیین سرنوشت تیم ها سخن گفت. اگر چنین باشد؛ پس تکلیف این همه ریاضت و تمرین و نظریه پردازی و آنالیز چه می شود؟ شایستگی کجای داستان قرار می گیرد؟ وانگهی کدام تیم شایسته ای را سراغ دارید که به سبب بد اقبالی از جامی کنار رفته باشد و کارآمدی و توانایی فنی اش از دیدگان پر شمار ناظران، هواداران و کارشناسان پنهان مانده باشد؟ هنوز همگان از برزیل دلربای تله سانتانا و حذف ناباورانه اش از جام جهانی 1986 سخن می گویند. اگرچه حضور بزرگترین مربیان هم تضمینی برای موفقیت قطعی نیست، اما بکار گماردن آدم اشتباهی قطعا سبب ناکامی خواهد شد و در بلند مدت شانس و اقبال هم هیچ کمکی به او نخواهد کرد.

مگر مانچینی سوخت که من بسوزم

سرمربی فولاد در ادامه برای اثبات سخنانش به حذف تیم ملی ایتالیا از مرحله نهایی جام جهانی 2022 اشاره کرده و می پرسد: مگر مانچینی پس از شکست از مقدونیه سوخت؟ بخش اعظم سرنوشت نفرینی مانچینی و ایتالیا نه در تک بازی مقابل مقدونیه که در 8 بازی مرحله گروهی رقم خورد. آن ها وقتی کار را برای خود سخت و پیچیده کردند که در دو بازی، فرصت برتری در مقابل سوییس را ازدست دادند و قادر بر غلبه بر تیم های درجه دو و سه ای مانند بلغارستان و ایرلند شمالی هم نشدند. مشکل عمیقتر از شکست اتفاقی مقابل مقدونیه بود. علاوه بر این باقی ماندن مانچینی در مسند سرمربیگری ایتالیای حذف شده هم به دلایل مختلفی بستگی دارد و اساسا طرح مسأله « سوخت شدن» او و قیاسش با نکونام هیچ موضوعیتی ندارد. مانچینی نه استعدادی جوان است و نه خود و هوادارانش عجله ای برای انتخابش برای هدایت تیم ملی داشته اند. او مدارج مختلف را به تدریج طی کرد و پس از نزدیک به دو دهه هدایت تیم های بزرگ باشگاهی در نقاط مختلف اروپا و کسب عناوین متعدد به سرمربی گری ایتالیا رسید. مانچینی از میان نسل متوسط فوتبالیست های ایتالیایی که به تازگی حذف از جام جهانی را تجربه کرده بودند، مجموعه ای فراهم کرد که پس از 53 سال فاتح جام ملتهای اروپا شد و به اولین قهرمانی تیم ملی پس از جام جهانی 2006 دست یافت. بدیهی ست که حذف از جام جهانی هم برای این پروژه و هم برای مانچینی یک توقف آزار دهنده و تلخ است. با این حال قهرمانان اروپا قطعا شایسته یک فرصت دیگر بوده اند. اگر مانچینی همچنان بر نیمکت لاجوردی پوشان باقی مانده اتفاقا به این دلیل است که شایستگی ها دیده خواهد شد. با یک شکست و بقول شما با یک «گردش توپ» ممکن است یک بازی یا حتی یک جام از دست برود؛ اما همه چیز به هم نمی ریزد و سره از ناسره قابل تشخیص خواهد بود.

نکته آخر این که سخنان نکونام وقتی تأسف برانگیزتر می شود که ببینیم او اتفاقا از جمله مربیانی بوده که اتفاقا سیر منطقی مربیگری را تا کنون رعایت کرده و در حال طی کردن تدریجی مدارج موفقیت است. چه بهتر که او همچنان که بارها گفته به پروژه جذابش با فولاد وفادار بماند و تلاش کند که در مستطیل سبز به چنان موفقیت هایی برسد که برای نشستن بر نیمکت تیم ملی نیاز به این قبیل استدلال های عجیب و غریب نداشته باشد. قطعا دیر یا زود نوبت به جواد خواهد رسید. صمیمانه امیدواریم وقتی که این اتفاق می افتد؛ رزومه سرمربیگری اش چنان باشد که خدای ناکرده ناکامی های احتمالی باعث خدشه به شایستگی های اثبات شده اش نشود.

#جواد نکونام #اختصاصی گل #یادداشت
داغ ترین خبرها
تازه ترین خبرها