چهار درس کرونا؛ آموزگار شگفت‌انگیز
15512
جان آدم‌ها مهم است، اما فقط بعضی وقت‌ها!
10 خرداد 1399
94
ایرانی
اینقدرها هم نباید بدبین بود و فقط نیمه‌خالی لیوان را نگاه کرد. کرونا با وجود همه معایب و مصائبش درس‌هایی هم برای ما مخاطبان فوتبال ایران داشت؛ آموزه‌های منحصربه‌فردی که بعید است مشابهش را هیچ کجا پیدا کنید.

روزنامه گل -


در این مطلب بعضی چیزهایی که در عصر کرونا یاد گرفتیم را با شما به اشتراک می‌گذاریم؛ باشد که به عدالت، حقانیت و انصاف اهالی فوتبال در ایران ایمان بیاورید!


یک- اولین نکته‌ای که در کشمکش روزهای کرونایی آموختیم این بود که جان آدم‌ها برای مسوولان بعضی از باشگاه‌ها خیلی خیلی مهم است. یعنی اینقدر که در این مدت در فوتبال ایران راجع‌به اهمیت سلامتی و اولویت جان آدم‌ها بحث شد، در تاریخ وزارت بهداشت بحث نشده بود. تیم‌های مخالف از سرگیری مسابقات مدام دغدغه سلامتی انسان‌ها را داشتند، فقط نمی‌دانیم چرا قبل از ظهور کرونا، همین مدیران گرامی در مقابل خشونت‌های وحشتناک روی سکوها بی‌خیال بودند. چشم کور می‌شد، سر می‌شکست، با زنجیر و شلاق به جان هواداران میهمان می‌افتادند، اما هیچ صدایی از مدافعان امروز جان آدم‌ها در نمی‌آمد. به فضل و مهر خدا، یک روز بالاخره کرونا هم می‌رود. اگر رفت، شما را به جان عزیزان‌تان برای زد و خوردهای ناجوانمردانه روی سکوها هم همین‌قدر نگران باشید و سر و سامانی به وضعیت ورزشگاه‌های خانگی‌تان بدهید. جان آدم را هم ویروس به خطر می‌اندازد، هم قلوه‌سنگ!


دو- اواسط نیم‌فصل اول، یک بار که پرداختی باشگاه پرسپولیس به بازیکنانش به تاخیر افتاده بود، شجاع خلیل‌زاده مصاحبه کرد و گفت: «بعضی از بازیکنان ما مثل امید عالیشاه اجازه خانه‌شان را ندارند که بدهند.» در طول تعطیلات کرونایی اما برخی رسانه‌ها به بهانه روایت زندگی بازیکنان در قرنطینه، از منزل مسکونی آنها گزارش‌های تصویری مفصل منتشر کردند. در این گزارش‌ها خانه عالیشاه را ندیدیم، اما اگر شبیه منزل شجاع یا کنعانی‌زادگان و سایر دوستان باشد (که لابد هست) خداوکیلی اینها حق دارند اینقدر نگران اجاره خانه باشند. اجاره هر ماه از خانه این دوستان به اندازه چند ماه حقوق یک کارگر و کارمند است و باشگاه باید این مسایل را در نظر بگیرد. همچنین ما در این گزارش‌های تصویری فهمیدیم بازیکنان ایرانی کتاب هم می‌خوانند که این یکی دیگر واقعا غیرمنتظره بود. فقط خدا کند کتاب را عکاس‌ها برای بازیکنان عزیز نبرده باشند!


سه- در این مدت همچنین برخی از اهالی فوتبال ایران یافته‌های علمی‌شان در مورد کرونا را با دیگران در میان گذاشتند؛ چیزهایی که اگر به زبان‌های خارجی ترجمه می‌شد، این عزیزان را به مایه فخر و مباهات ویروس‌شناسی جهان تبدیل می‌کرد. به طور مثال محمدرضا زنوزی، مالک تراکتور که بیشترین اصرار را برای تعطیلی لیگ دارد، مدعی شد هر فوتبالیستی کرونا بگیرد ریه‌اش از بین می‌رود و دوران بازی‌اش به پایان می‌رسد. البته قواعد علمی خیلی از مواقع استثناء هم دارند. در این مورد خاص هم مثلا دیبالا استثناء بود که بعد از ابتلا به کرونا، الان دارد مثل بنز با یوونتوس تمرین می‌کند! این البته چیزی از ارزش‌های ویروس‌شناسان فوتبال ایران کم نمی‌کند.


چهار- در زمینه خطرها و حذرها هم فوتبال ایران در عصر کرونا، آموزه‌های منحصربه‌فرد خاص خودش را داشت. اینجا وقتی به تیم‌ها می‌گفتی بیایید تمرین کنید، صدای اعتراض‌شان به آسمان بلند می‌شد و می‌گفتند این کارها برای سلامتی خطرناک است، اما خیلی از بازیکنان گرامی در همین مدت به گشت و گذار پرداختند و تازه با افتخار از خودشان عکس منتشر کردند. زوج بیرانوند- وریا غفوری به دل کوه زدند، هرچند بعدا سر انتشار تصاویر یکدیگر به مشکل خوردند! میثم تیموری بازیکن تراکتور هم در اوج کرونا و همزمان با التماس «به شمال نیایید» همراه با رفقا راهی مازندران شد. به این ترتیب ما یاد گرفتیم در دوره کرونا، فوتبال می‌تواند تهدیدی بزرگتر از شمال رفتن و سیاحت کردن باشد.

 

 


داغ ترین خبرها
تازه ترین خبرها