نقش مصدومیت‌ها در عریان شدن ضعف‌های فنی
121252
پرسپولیس و بحران انتخاب
امروز 15:58
پرسپولیس در شرایطی به استقبال بازی‌های پیش رو می‌رود که مسئله‌اش دیگر فقط غیبت چند بازیکن یا افت یک مهاجم نیست؛ مسئله اصلی این است که آیا ساختار فنی تیم برای عبور از این وضعیت آماده شده یا قرار است کادر فنی، مثل بسیاری از مواقع، با چند جابه‌جایی اضطراری ترکیب را بچیند و امیدوار بماند که کیفیت فردی بازیکنان کمبودهای تاکتیکی را جبران کند.

روزنامه گل

مجتبی حسین مرشدی - پرسپولیس در شرایطی به استقبال بازی‌های پیش رو می‌رود که مسئله‌اش دیگر فقط غیبت چند بازیکن یا افت یک مهاجم نیست؛ مسئله اصلی این است که آیا ساختار فنی تیم برای عبور از این وضعیت آماده شده یا قرار است کادر فنی، مثل بسیاری از مواقع، با چند جابه‌جایی اضطراری ترکیب را بچیند و امیدوار بماند که کیفیت فردی بازیکنان کمبودهای تاکتیکی را جبران کند.

مصدومیت محمد خدابنده‌لو و مارکو باکیچ، افت علی علیپور، وضعیت نامشخص دنیل گرا، استفاده محدود از بازیکنان جوان و ابهام درباره نقش ایگور سرگیف، هرکدام به‌تنهایی مسئله‌ای قابل‌حل‌اند. کنار هم که قرار می‌گیرند، اما به یک سؤال بزرگ‌تر می‌رسیم: پرسپولیس دقیقاً چه مدل بازی‌ای دارد که با غیبت دو هافبک و افت مهاجم اصلی‌اش تا این اندازه در معرض اختلال قرار می‌گیرد؟

خدابنده‌لو و باکیچ در روزهای اخیر به جمع مصدومان اضافه شده‌اند و گزارش‌ها از غیبت آن‌ها در مسابقات آینده حکایت دارد. پرسپولیس پس از شکست یک‌برصفر مقابل فولاد، در ۹ آبان باید به مصاف نساجی برود و ۱۵ آبان هم با فجرسپاسی بازی کند. این دو مسابقه برای تیمی که می‌خواهد در کورس مدعیان بماند، فرصتی برای بازسازی است؛ اما در عین حال می‌تواند ضعف‌های پنهانش را به مشکلاتی آشکار تبدیل کند.

1. غیبت خدابنده‌لو؛ مسئله فقط جایگزین‌کردن یک هافبک نیست

در فوتبال، ارزش یک هافبک مرکزی را نمی‌شود فقط با تعداد پاس‌ها یا دوندگی‌اش سنجید. اهمیت بازیکنی مثل خدابنده‌لو به نقشی برمی‌گردد که در اتصال خطوط، حفظ تعادل تیم و انتقال توپ از دفاع به حمله ایفا می‌کند.وقتی چنین بازیکنی از ترکیب خارج می‌شود، مربی فقط یک نام را از فهرست یازده نفره حذف نمی‌کند؛ ممکن است یکی از مسیرهای اصلی پیشروی تیم را هم از دست بدهد. اگر پرسپولیس برای عبور از پرس حریف به خدابنده‌لو متکی باشد، جانشین او باید بتواند در فضای محدود توپ بگیرد، با یک یا دو لمس بازی را به سمت جلو ببرد و هنگام ازدست‌رفتن توپ نیز فاصله خطوط را حفظ کند.

نکته مهم این است که جایگزین خدابنده‌لو الزاماً نباید بازیکنی با مشخصات کاملاً مشابه باشد؛ اما باید روشن باشد که تیم قرار است چه چیزی را جایگزین کند. آیا قرار است با هافبکی دفاعی‌تر، امنیت جلوی خط دفاع افزایش پیدا کند؟ آیا بازیکنی با قابلیت حمل توپ انتخاب می‌شود تا خروج از فشار آسان‌تر شود؟ یا قرار است با یک هافبک هجومی‌تر، کمبود نفرات در فاز حمله جبران شود؟این‌ها سه تصمیم متفاوت‌اند و هرکدام به آرایش متفاوتی نیاز دارند.اگر جانشین خدابنده‌لو صرفاً براساس تجربه یا شهرت انتخاب شود، بدون آنکه نقش او در ساختار بازی تعریف شده باشد، احتمال دارد پرسپولیس در ظاهر یازده بازیکن کامل داشته باشد اما در عمل میان دفاع و حمله‌اش فاصله بیفتد. نتیجه چنین وضعیتی معمولاً این است که مدافعان مجبور می‌شوند توپ را مستقیم به جلو بفرستند، مهاجمان از تیم جدا می‌شوند و توپ‌های دوم به‌راحتی در اختیار حریف قرار می‌گیرد.این همان نقطه‌ای است که غیبت یک هافبک، به‌جای یک تغییر محدود در ترکیب، به مسئله‌ای برای کل تیم تبدیل می‌شود.

۲. باکیچ؛ غیبتی که قرار بود مسئله‌ای را حل کند که هنوز حل نشده بود

مصدومیت باکیچ از یک جهت اهمیت ویژه‌ای دارد: او می‌توانست یکی از گزینه‌های پرکردن جای خالی خدابنده‌لو باشد، اما حالا خودش نیز در دسترس نیست. گزارش‌های منتشرشده از دوری چند هفته‌ای این هافبک مونته‌نگرویی خبر می‌دهند، هرچند درباره مدت دقیق بازگشت بازیکنان مصدوم هنوز باید به ارزیابی نهایی کادر پزشکی تکیه کرد.

با این حال، نباید از مصدومیت باکیچ نتیجه گرفت که با حضور او تمام مشکلات میانه میدان پرسپولیس حل می‌شد. مسئله اصلی، تعریف نقش هافبک‌ها در سیستم تیم است.

پرسپولیس برای بازی‌سازی از عقب، به بازیکنی نیاز دارد که بتواند از زیر فشار خارج شود؛ برای حفظ تعادل هم به هافبکی احتیاج دارد که هنگام حمله هم‌تیمی‌هایش، فضای جلوی مدافعان را پوشش دهد. این دو وظیفه ممکن است میان دو بازیکن تقسیم شوند یا یک هافبک توانایی انجام بخش بزرگی از هر دو را داشته باشد. اما وقتی یک نفر غایب می‌شود و دیگری نیز در دسترس نیست، کادر فنی باید تصمیم بگیرد کدام ویژگی را حفظ و کدام را با تغییر تاکتیکی جبران کند.اشتباه این است که مربی به‌دنبال جانشین اسمی بگردد؛ یعنی بازیکنی را وارد زمین کند که صرفاً در همان پست بازی می‌کند، بی‌آنکه وظایف هم‌تیمی‌هایش را متناسب با ویژگی‌های او تغییر دهد.اگر پرسپولیس در نبود خدابنده‌لو و باکیچ همچنان بخواهد با همان شکل قبلی بازی کند، اما بازیکنانی با توانایی‌های متفاوت را در همان نقش‌ها قرار دهد، ممکن است فاصله خطوط افزایش پیدا کند و تیم در انتقال از دفاع به حمله دچار مشکل شود.

راه‌حل الزاماً پیچیده نیست. گاهی یک هافبک با وظایف ساده‌تر،یک بازیکن دیگر با آزادی بیشتر برای پیشروی و نزدیک‌ترشدن وینگرها به مرکز زمین، می‌تواند ساختار بهتری بسازد. شرطش این است که مربی ابتدا مسئله را درست تشخیص بدهد و بعد سراغ ترکیب برود.

۳. افت علیپور؛ وقتی مهاجم از بازی جدا می‌شود

علی علیپور را نباید فقط با گل‌هایش ارزیابی کرد؛ همان‌طور که نمی‌توان افت یک مهاجم را صرفاً با چند فرصت ازدست‌رفته توضیح داد. برای تحلیل دقیق‌تر باید دید او چند بار در موقعیت مناسب قرار می‌گیرد، کیفیت آن موقعیت‌ها چقدر است، چه میزان از جریان بازی درگیر می‌شود و آیا ارتباطش با بازیکنان پشت سرش حفظ شده است یا نه.مهاجمی ممکن است چند مسابقه گل نزند، اما با حرکت‌های بدون توپ، کشاندن مدافعان و ایجاد فضا برای وینگرها همچنان مؤثر باشد. مهاجم دیگری ممکن است حتی یک گل هم بزند، ولی در مجموع ارتباط تیم را با خط حمله مختل کند.درباره علیپور، پرسش مهم این است که آیا افت او بیشتر به کیفیت تمام‌کنندگی مربوط است یا به کیفیت موقعیت‌هایی که پرسپولیس برایش می‌سازد؟

اگر علیپور مرتباً مجبور باشد برای دریافت توپ به عقب برگردد، در کناره‌ها توپ بگیرد یا در فاصله زیادی از محوطه جریمه بجنگد، طبیعی است که انرژی کمتری برای حضور در منطقه نهایی داشته باشد. اگر هم توپ‌ها دیر به او برسند، مدافعان فرصت کافی برای بستن مسیر شوت و پاس آخر پیدا می‌کنند.

این‌جا وظیفه کادر فنی فقط تشویق مهاجم به تمرکز بیشتر نیست. باید بررسی کند که آیا بازیکنان کناری به‌اندازه کافی به محوطه جریمه نفوذ می‌کنند، آیا پاس آخر در زمان مناسبی ارسال می‌شود و آیا تیم می‌تواند با انتقال سریع توپ، دفاع حریف را پیش از استقرار کامل غافلگیر کند.

با این همه، علیپور هم از مسئولیت فردی معاف نیست. مهاجم باتجربه باید در انتخاب ضربه، زمان‌بندی حرکت و تصمیم‌گیری در موقعیت‌های تک‌به‌تک کیفیت خود را نشان دهد. اگر فرصت مناسب ایجاد می‌شود و او بارها از دستش می‌دهد، دیگر نمی‌توان تمام تقصیر را گردن سیستم انداخت.پرسپولیس باید این دو مسئله را هم‌زمان حل کند: ساختن موقعیت باکیفیت و استفاده مؤثر از موقعیت‌های ساخته‌شده. هیچ‌کدام جای دیگری را نمی‌گیرد.آیا باید علیپور را نیمکت‌نشین کرد؟نیمکت‌نشینی نباید واکنشی عصبی به چند بازی ناموفق باشد؛ همان‌طور که سابقه و اعتبار بازیکن نباید برای او مصونیت دائمی ایجاد کند.

اگر مهاجم در تمرین و مسابقه کیفیت لازم را ندارد، باید رقابت واقعی برای جایگاهش وجود داشته باشد. اما اگر جانشین او نیز از نظر تحرک، ارتباط با هافبک‌ها یا حضور در محوطه جریمه کیفیت بالاتری ندارد، تعویض نام‌ها لزوماً نتیجه بهتری نمی‌سازد.

پرسپولیس باید به‌جای دوگانه ساده «علیپور خوب است یا بد»، این سؤال را پاسخ دهد: کدام ترکیب هجومی با توجه به ویژگی‌های بازیکنان موجود، بیشترین امکان خلق موقعیت و تبدیل آن به گل را دارد؟

۴. سرگیف؛ خرید مهاجم یا حل مسئله خط حمله؟

پرونده ایگور سرگیف از آن جهت مهم است که حضور مهاجم خارجی معمولاً با این انتظار همراه می‌شود که تیم در تمام‌کنندگی و کیفیت بازی در محوطه جریمه ارتقا پیدا کند. اگر چنین بازیکنی در موقعیت‌های تک‌به‌تک ناکام بماند، طبیعی است که انتقادها بالا بگیرد؛ به‌خصوص وقتی تیم در سایر بخش‌های زمین هم با مشکل روبه‌روست.اما درباره سرگیف نیز باید بین دو موضوع فرق گذاشت: کیفیت مهاجم و کیفیت استفاده از مهاجم.اگر مهاجم در موقعیت تک‌به‌تک قرار می‌گیرد، یعنی دست‌کم در بخشی از صحنه توانسته از خط دفاع عبور کند و به موقعیت برسد. این اتفاق به‌خودی‌خود نشانه مثبتی است؛ اما اگر بارها نتواند از چنین موقعیت‌هایی استفاده کند، کیفیت تصمیم نهایی و تمام‌کنندگی او زیر سؤال می‌رود.

در مقابل، اگر مهاجم عمدتاً با توپ‌های بلند و پاس‌های دشوار تغذیه شود، مجبور باشد در نبردهای فیزیکی دور از دروازه شرکت کند یا توپ را در شرایطی دریافت کند که مدافع فرصت بازگشت دارد، نمی‌توان همه ناکامی‌ها را به ضعف او نسبت داد.پرسپولیس باید مشخص کند از سرگیف چه می‌خواهد. آیا قرار است مهاجم هدف باشد و توپ را نگه دارد؟ آیا باید پشت دفاع حریف فرار کند؟ آیا قرار است در کنار علیپور بازی کند یا به‌تنهایی نوک خط حمله باشد؟این نقش‌ها با یکدیگر تفاوت دارند. مهاجمی که برای بازی در کنار یک مهاجم دیگر انتخاب شده، ممکن است در سیستم تک‌مهاجم کارایی کمتری داشته باشد؛ همان‌طور که مهاجم هدف ممکن است در تیمی که پاس‌های عمقی و ارسال‌های باکیفیت تولید نمی‌کند، به بازیکنی کم‌اثر تبدیل شود.

از طرف دیگر، نمی‌شود به اسم تطبیق‌پذیری تاکتیکی، فرصت‌های ازدست‌رفته را نادیده گرفت. مهاجم خارجی برای ایجاد تفاوت جذب می‌شود. اگر در بازی‌های متوالی نتواند در لحظه تعیین‌کننده تصمیم درست بگیرد، باید هم عملکرد فردی‌اش بررسی شود و هم این پرسش مطرح شود که آیا هزینه و سهمی که از ترکیب می‌گیرد، با خروجی‌اش تناسب دارد یا نه.پرسپولیس نباید سرگیف را صرفاً به دلیل خارجی‌بودن از نقد معاف کند؛ اما نباید او را هم به قربانی تمام مشکلات خط حمله تبدیل کند.

۵. دنیل گرا؛ بازیکنی که حضورش چه زمانی معنا پیدا می‌کند؟

درباره دنیل گرا، مدافع مجارستانی پرسپولیس، مسئله فقط این نیست که چرا بازی نمی‌کند. باید پرسید آیا از نظر بدنی آماده مسابقه است، آیا کادر فنی به کیفیت دفاعی و هجومی او اعتماد دارد و آیا ویژگی‌هایش با نیاز تاکتیکی تیم هماهنگ است.گزارش‌های منتشرشده در هفته‌های اخیر از بازگشت تدریجی او به تمرینات با توپ خبر داده‌اند، اما بازگشت به تمرین گروهی به‌معنای آمادگی کامل برای نود دقیقه مسابقه نیست.

با این حال، اگر گرا از نظر پزشکی آماده باشد و همچنان فرصت بازی نگیرد، باید درباره منطق این تصمیم توضیح داده شود. مدافع کناری در فوتبال امروز صرفاً وظیفه دفع توپ و مراقبت از وینگر حریف را ندارد. او باید در خروج از پرس، ایجاد برتری عددی در کناره، انتخاب زمان نفوذ و پوشش فضای پشت وینگر نیز نقش داشته باشد.اگر گرا در این وظایف از گزینه فعلی بهتر باشد، استفاده‌نکردن از او هزینه فنی دارد. اگر بهتر نباشد، نام خارجی یا سابقه‌اش نباید برایش جایگاه تضمین کند.

مشکل زمانی آغاز می‌شود که باشگاه بازیکنی جذب می‌کند، اما پس از چند ماه هنوز معلوم نیست دقیقاً برای کدام نقش و با چه معیارهایی انتخاب شده است. در چنین شرایطی، پرسش فقط از مربی نیست؛ باید درباره کیفیت ارزیابی پیش از جذب بازیکن هم صحبت کرد.

۶. محمودی؛ استعداد را نمی‌توان با چند دقیقه قضاوت کرد

پرونده امیرحسین محمودی از همه بحث‌های بالا حساس‌تر است، چون پای یک بازیکن جوان و مورد توجه تیم ملی در میان است.بر اساس گزارش‌های منتشرشده، محمودی در هشت هفته ابتدایی لیگ فرصت بسیار محدودی در پرسپولیس داشته و در سه مسابقه مجموعاً حدود ۲۶ دقیقه بازی کرده است. در عین حال، در گزارش دیگری از دیدار مقابل مس شهربابک آمده که او در دقایق پایانی وارد زمین شده، درحالی‌که محمدحسین صادقی در همان مسابقه با ارسال یک پاس مؤثر و به‌ثمررساندن گل، توجه‌ها را جلب کرده است.

این داده‌ها برای نتیجه‌گیری قطعی درباره توانایی محمودی کافی نیستند؛ اما یک پرسش جدی ایجاد می‌کنند: اگر بازیکنی جوان است و در سطح ملی مورد توجه قرار گرفته، چرا فرصت کافی برای ارزیابی در باشگاهش دریافت نمی‌کند؟البته دعوت یا توجه تیم ملی تضمین نمی‌کند که بازیکن در هر باشگاهی باید فیکس باشد. سطح تمرین، نظم تاکتیکی، کیفیت تصمیم‌گیری و عملکرد در رقابت مستقیم با هم‌تیمی‌ها اهمیت دارند. ممکن است کادر فنی دلایل قابل‌دفاعی برای نیمکت‌نشینی او داشته باشد.

اما این دلایل باید به معیارهای فنی مشخص تبدیل شوند. آیا محمودی در پرس‌کردن ضعف دارد؟ آیا در تصمیم‌گیری زیر فشار مشکل دارد؟ آیا در نبردهای فیزیکی عقب می‌ماند؟ آیا در اجرای وظایف دفاعی ناپایدار است؟ یا صرفاً بازیکنان باتجربه‌تر در همان پست عملکرد بهتری دارند؟اگر پاسخ روشن باشد، نیمکت‌نشینی می‌تواند بخشی از روند رشد او باشد. اما اگر قرار است بازیکن جوان ماه‌ها تمرین کند و فقط در چند دقیقه پایانی فرصت بگیرد، بدون آنکه مسیر مشخصی برای پیشرفت داشته باشد، آن‌وقت مسئله از مدیریت استعداد فراتر می‌رود و به اتلاف سرمایه فنی باشگاه نزدیک می‌شود.

یک بازیکن جوان را نمی‌توان در پنج یا ده دقیقه پایانی، آن هم در شرایطی که نتیجه بازی تقریباً مشخص شده، به‌درستی ارزیابی کرد. برای سنجش واقعی او باید در چند مسابقه، زمان کافی و وظایف مشخص داشته باشد. حتی ممکن است لازم باشد ابتدا در بازی‌هایی که فشار نتیجه کمتر است، فرصت بیشتری دریافت کند.اگر محمودی واقعاً از نظر فنی آماده نیست، کادر فنی باید این موضوع را توضیح دهد و برنامه‌ای برای اصلاح ضعف‌هایش داشته باشد. اگر آماده است، محروم‌کردنش از فرصت بازی فقط به دلیل ترجیح بازیکنان باتجربه‌تر، تصمیمی کوتاه‌مدت است که می‌تواند در بلندمدت به ضرر باشگاه تمام شود.

#مجتبی حسین مرشدی #اختصاصی گل #پرسپولیس #مهدی تارتار #مارکو باکیچ #دنیل گرا #ایگور سرگیف
داغ ترین خبرها
تازه ترین خبرها