روزنامه گل
حمیدرضا درخشان - جواد نکونام دوباره همان فوتبال همیشگیاش را به نمایش گذاشت؛ فوتبالی محتاط، کمریسک و فاقد جسارت هجومی. تراکتور در برابر العین فقط به یک شکست نرسید؛ بار دیگر این سؤال را زنده کرد که آیا قرار است تیمی با این همه ظرفیت، با چنین نگاه محافظهکارانهای فوتبال بازی کند؟مشکل تراکتور مقابل العین فقط گل خوردن در دقیقه ۲۱ یا دریافت گل دوم در دقیقه ۷۰ نبود. فوتبال پر از اشتباه، لحظات غیرقابلپیشبینی و گلهای دیرهنگام است. مسئله اصلی، تصویری بود که تیم جواد نکونام از خودش ارائه کرد؛ تیمی که در مسابقهای مهم، به جای تحمیل ارادهاش به حریف، بیشتر درگیر کنترل خطر بود تا ساختن موقعیت.
.jpeg)
آمار هم بخشی از این تناقض را نشان میدهد. تراکتور با ۵۳ درصد مالکیت توپ، پاسهای بیشتری از العین ردوبدل کرد؛ اما در تعداد شوتها ۹ به ۲۰ عقب بود، فقط سه شوت در چارچوب داشت و امید گلش حدود ۰.۴۵ ثبت شد؛ در مقابل، العین به امید گل حدود ۱.۳ رسید. این یعنی مالکیت بیشتر الزاماً به معنای برتری واقعی نیست. تراکتور توپ را بیشتر در اختیار داشت، اما در تبدیل آن به تهدید جدی، فاصله قابلتوجهی با حریف داشت.این دقیقاً همان نقطهای است که باید از جواد نکونام سؤال کرد: وقتی تیم شما توپ بیشتری دارد، اما حریف دو برابر شما شوت میزند و موقعیتهای خطرناکتری میسازد، این مالکیت قرار است چه مشکلی را حل کند؟
فوتبال نکونام؛ اول نباختن، بعد اگر شد بردن!
نکونام مربیای نیست که امروز برای نخستین بار با چنین انتقادی مواجه شود. مسئله از العین شروع نشده است. در فوتبال او، احتیاط اغلب به یک اصل تبدیل میشود؛ اصلِ کمکردن ریسک، کنترل فضاها و دورماندن از اشتباه، حتی وقتی شرایط مسابقه از تیمش چیزی بیشتر میخواهد.
البته هیچ مربی عاقلی بدون توجه به کیفیت حریف، شرایط مسابقه و داشتههای تیمش بیمحابا حمله نمیکند. دفاع منظم و مدیریت ریسک، بخش جداییناپذیر فوتبال مدرن است. اما میان دفاع سازمانیافته و فوتبال تدافعیِ بیجسارت تفاوت وجود دارد. اولی مقدمهای برای کنترل مسابقه است؛ دومی ممکن است به هدف نهایی تبدیل شود.تراکتور مقابل العین به امتیاز نیاز داشت. این تیم در دو مسابقه قبلی مرحله گروهی نتوانسته بود به پیروزی برسد و در بازی سوم هم شکست خورد تا پس از سه مسابقه همچنان بدون برد بماند. در چنین وضعیتی، طبیعتاً نمیتوان انتظار داشت تیم از دقیقه اول بیمحابا حمله کند؛ اما انتظار میرود برنامهای روشن برای فشار آوردن به حریف، بازی مستقیم در زمان مناسب، حمله از کنارهها و رساندن توپ به مناطق خطرناک وجود داشته باشد.

مشکل اینجاست که در فوتبال نکونام، گاهی احتیاط آنقدر بر همهچیز سایه میاندازد که تهاجم به واکنشی مقطعی تبدیل میشود، نه یک برنامه پایدار. تیم وقتی عقب میافتد، ناچار است جلوتر بازی کند؛ اما آیا از ابتدا برای ساختن موقعیت و تحمیل بازی خودش طرح مشخصی دارد؟
یک گل زدن، سند برتری نیست
تراکتور در دقیقه ۵۵ با گل تیبور حالیلوویچ بازی را مساوی کرد؛ گلی که پس از ضربه دانیال اسماعیلیفر و برخورد توپ به تیر دروازه به ثمر رسید. این گل میتوانست نقطه شروع بازگشت باشد، اما تنها پانزده دقیقه بعد، حسین رحیمی دوباره العین را پیش انداخت.همین فاصله کوتاه، اهمیت یک نکته تاکتیکی را یادآوری میکند: تیمی که برای جبران نتیجه جلو میرود، باید همزمان بداند چگونه پشت توپ تعادلش را حفظ کند. حمله کردن فقط جلو فرستادن بازیکنان نیست؛ تعیین فاصله خطوط، پوشش فضای پشت مدافعان، مهار انتقال سریع حریف و جلوگیری از شکلگیری حمله در مرکز زمین هم بخشی از آن است.
.jpeg)
وقتی تیم پس از رسیدن به گل تساوی دوباره عقب میافتد، نمیتوان همهچیز را به کیفیت فردی بازیکنان یا اشتباهات لحظهای حواله داد. باید پرسید آیا ساختار تیم برای مدیریت این لحظات آماده بوده است؟ آیا پس از گل مساوی، تراکتور میتوانست مسابقه را با بلوغ بیشتری کنترل کند؟ آیا راهی برای فشار هدفمند وجود داشت که تیم را در معرض ضدحملههای حریف قرار ندهد؟اینها پرسشهایی درباره کار مربی است؛ نه بهانههایی برای نادیده گرفتن مسئولیت بازیکنان.
مشکل بزرگتر: تراکتور چرا باید به این فوتبال قانع باشد؟
تراکتور تیم کوچکی نیست که صرفاً برای آبرومندانه باختن به زمین برود. انتظار از این تیم، بهخصوص با توجه به جایگاه و ظرفیتش در فوتبال ایران، فقط ارائه یک بازی کماشتباه نیست. هوادار میخواهد تیمش در مسابقه بزرگ، شخصیت داشته باشد؛ یعنی بتواند حریف را تحت فشار بگذارد، برای گل دوم برنامه داشته باشد و وقتی نتیجه به ضررش است، چیزی فراتر از افزایش تعداد پاسها ارائه کند.این انتقاد به معنای انکار مشکلات تراکتور نیست. محرومیت از میزبانی، دشواری سفر و محدودیتهای احتمالی فهرست بازیکنان، عواملی واقعیاند که باید در تحلیل عملکرد تیم لحاظ شوند. اما این شرایط نمیتوانند به پاسخ همیشگی برای هر پرسش فنی تبدیل شوند. اتفاقاً در شرایط دشوار است که کیفیت برنامه تاکتیکی و قدرت تصمیمگیری کادر فنی اهمیت بیشتری پیدا میکند.

نکونام پس از مسابقه از برتری تراکتور در بخشهایی از بازی سخن گفت. شاید در مقاطعی تیمش بهتر توپ را گردش داده باشد؛ اما فوتبال را نمیتوان با انتخاب چند بازه زمانی دلخواه قضاوت کرد. وقتی حاصل ۹ شوت در برابر ۲۰ شوت، سه ضربه در چارچوب در برابر هفت ضربه و شکست ۲ بر یک است، ادعای برتری باید با توضیح فنی دقیقتری همراه شود.مالکیت توپ وقتی به موقعیت، فشار و تهدید تبدیل نشود، بیشتر یک آمار است تا نشانه برتری.
نکونام باید به سؤال اصلی جواب بدهد
مسئله این نیست که جواد نکونام چرا مقابل العین شکست خورد. شکست در فوتبال طبیعی است؛ حتی برای تیمهای بزرگ. مسئله این است که چرا سبک بازی تیم او بار دیگر چنین پرسشهایی را ایجاد کرد و چرا در مسابقهای که به امتیاز نیاز داشت، نشانههای کافی از یک رویکرد هجومیِ مؤثر دیده نشد.اگر تراکتور قرار است فقط با کمکردن خطر، محدودکردن اشتباهات و امید بستن به لحظههای فردی بازی کند، پس تفاوت این تیم با مجموعهای که صرفاً میخواهد بازنده بدی نباشد، کجاست؟

جواد نکونام باید توضیح بدهد که برای ساختن یک تراکتور جسورتر چه برنامهای دارد؛ تیمی که نه فقط بتواند توپ را حفظ کند، بلکه با آن موقعیت بسازد، حریف را عقب براند و در لحظههای حساس مسابقه ابتکار عمل را در دست بگیرد.هوادار تراکتور قرار نیست از مربیاش فوتبال بیمحابا بخواهد؛ اما حق دارد از تیمی با این ظرفیت، فوتبالی بخواهد که برای بردن طراحی شده باشد، نه فوتبالی که اول از همه نگران نباختن است.العین فقط سه امتیاز را از تراکتور نگرفت. این مسابقه بار دیگر یک پرسش قدیمی درباره فوتبال نکونام را به مرکز بحث آورد: آیا احتیاط برای او ابزاری تاکتیکی است، یا به محدودیتی تبدیل شده که اجازه نمیدهد تیمش تمام ظرفیت هجومیاش را نشان بدهد؟
#حمید رضا درخشان #اختصاصی گل #تراکتور #جواد نکونام #لیگ نخبگان آسیا