قلعه‌نویی زیر آوار انتقادها
120674
تیم ملی در بحران
امروز 22:44
تیم ملی فوتبال ایران در شرایطی قرار گرفته که دیگر نمی‌توان همه نگرانی‌ها را به حساب بدشانسی، اشتباهات فردی یا اهمیت نداشتن بازی‌های دوستانه گذاشت.

روزنامه گل

آیدا شهبازی - تیم ملی فوتبال ایران در شرایطی قرار گرفته که دیگر نمی‌توان همه نگرانی‌ها را به حساب بدشانسی، اشتباهات فردی یا اهمیت نداشتن بازی‌های دوستانه گذاشت.

شکست ۳ بر یک مقابل ازبکستان و باخت ۲ بر صفر برابر روسیه، با پنج گل خورده و تنها یک گل زده، موج تازه‌ای از انتقادها را متوجه امیر قلعه‌نویی و کادر فنی او کرده است. آنچه این دو مسابقه را نگران‌کننده‌تر می‌کند، صرفاً نتیجه نهایی نیست؛ بلکه تصویری است که از تیم ملی به نمایش گذاشته شد؛ تیمی که هنوز نشانه‌های روشنی از یک هویت تاکتیکی تثبیت‌شده ارائه نمی‌دهد.

اما در بررسی وضعیت قلعه‌نویی باید دو موضوع را از یکدیگر جدا کرد: آیا انتقادهای فنی از تیم ملی پشتوانه دارد؟ و آیا هر حمله‌ای که در روزهای اخیر علیه سرمربی تیم ملی صورت گرفته، لزوماً منصفانه و قابل دفاع است؟ پاسخ به پرسش اول را باید در زمین فوتبال جست‌وجو کرد و پاسخ به پرسش دوم را در فضای رسانه‌ای و نحوه مواجهه سرمربی با منتقدان.

مشکل فقط دو شکست نیست

شاید اگر ایران مقابل روسیه و ازبکستان شکست می‌خورد، اما در زمین نشانه‌هایی از یک برنامه مشخص، ساختار دفاعی منسجم و راه‌های متنوع برای رسیدن به دروازه حریف دیده می‌شد، شدت انتقادها تا این اندازه نبود. مسئله این است که تیم ملی در مقطعی که باید به سمت تثبیت ترکیب و شکل بازی خود حرکت کند، همچنان پرسش‌های مهمی درباره شیوه بازی و انتخاب نفرات ایجاد می‌کند.در گزارش‌های انتقادی پس از این دو مسابقه، موضوعاتی مانند تغییر آرایش تیم، ضعف در خلق موقعیت، عملکرد دفاعی و ابهام در روند جوانگرایی مطرح شده است.

در بازی با روسیه نیز آمار مالکیت توپ و تعداد شوت‌ها به سود حریف بود. این داده‌ها به‌تنهایی برای قضاوت درباره کیفیت یک تیم کافی نیستند، اما در کنار نتیجه و آنچه در زمین دیده شد، پرسش‌های جدی‌تری درباره عملکرد کادر فنی به وجود می‌آورند. البته هیچ مربی‌ای نمی‌تواند تضمین کند که تیمش در تمام مسابقات پیروز شود. بازی دوستانه نیز فرصتی برای آزمایش نفرات و شناسایی ضعف‌هاست. اما همین مسابقات زمانی ارزش پیدا می‌کنند که مشخص شود کادر فنی از شکست‌ها چه آموخته و قرار است چه چیزی را اصلاح کند. اگر بعد از هر ناکامی، توضیح اصلی به اشتباهات فردی بازیکنان محدود شود، این پرسش باقی می‌ماند که وظیفه مربی در ساختن تیمی که کمتر مرتکب این اشتباهات شود، چیست؟اشتباه فردی در فوتبال اجتناب‌ناپذیر است؛ تکرار اشتباهات مشابه و ناتوانی در اصلاح آن‌ها، دیگر فقط مسئله فردی نیست.

قلعه‌نویی؛ مربی‌ای که باید پاسخ بدهد

امیر قلعه‌نویی سابقه طولانی در فوتبال ایران دارد و نمی‌توان کارنامه او را صرفاً با دو شکست اخیر تعریف کرد. صعود به جام جهانی نیز دستاوردی است که باید در ارزیابی عملکرد او به حساب بیاید. با این حال، صعود به جام جهانی به معنای مصونیت از نقد نیست؛ همان‌طور که شکست در دو بازی دوستانه هم به‌تنهایی دلیل کافی برای نادیده گرفتن تمام سوابق یک مربی محسوب نمی‌شود.

مسئله اصلی، کیفیت عملکرد تیم ملی در طول زمان و چشم‌اندازی است که برای آینده ترسیم شده است.تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ با سه تساوی مقابل نیوزیلند، بلژیک و مصر از دور رقابت‌ها کنار رفت. شرایط دشوار آماده‌سازی و مشکلات مربوط به رفت‌وآمد تیم در آمریکا نیز واقعیت‌هایی بودند که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. با این حال، این ملاحظات پاسخ تمام پرسش‌های فنی را نمی‌دهند. قلعه‌نویی اکنون باید توضیح دهد که تیم ملی قرار است با چه الگویی بازی کند، چگونه می‌خواهد ضعف‌های دفاعی را برطرف کند و چه برنامه‌ای برای استفاده از بازیکنان جوان دارد. تغییر سیستم به‌خودی‌خود ایراد نیست؛ مربی باید متناسب با حریف و ویژگی بازیکنان تصمیم بگیرد. اما تغییرات زمانی قابل دفاع‌اند که بخشی از یک برنامه روشن باشند، نه نشانه‌ای از تردید درباره راه رسیدن به نتیجه.


از سوی دیگر، زمان هم اهمیت دارد. وقتی فاصله تا جام ملت‌های آسیا محدود است، نمی‌توان تمام مشکلات را به آینده حواله داد. سرمربی باید هم‌زمان با اصلاح اشتباهات، تصویری قابل تشخیص از تیم مورد نظرش ارائه کند.وقتی انتقاد فنی به دعوای رسانه‌ای تبدیل می‌شودبخش دیگری از ماجرا به نحوه مواجهه قلعه‌نویی با منتقدان مربوط است؛ موضوعی که در ماه‌های اخیر از حاشیه به متن بحث‌های پیرامون تیم ملی آمده است.

اختلاف سرمربی با عادل فردوسی‌پور و واکنش‌ها به اظهارات او درباره منتقدان، نمونه‌ای از این وضعیت بود. قلعه‌نویی در واکنش به انتقادها از تعبیرهایی مانند «بی‌وطن» استفاده کرد و به حضور برخی منتقدان در دوران جنگ اشاره داشت. فردوسی‌پور نیز این رویکرد را زیر سؤال برد و تأکید کرد که نقد عملکرد تیم ملی، لزوماً ارتباطی با وطن‌دوستی یا وطن‌نداشتن منتقدان ندارد. اینجا باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت: ممکن است بعضی انتقادها غرض‌ورزانه، اغراق‌آمیز یا حتی شخصی باشند؛ اما وجود چنین انتقادهایی، اصل حق نقد را از بین نمی‌برد. سرمربی تیم ملی در جایگاهی قرار دارد که عملکردش باید در معرض پرسش‌های جدی باشد. این حق طبیعی رسانه و مخاطب فوتبال است که بپرسند چرا تیم خوب بازی نمی‌کند، چرا بعضی بازیکنان دعوت می‌شوند و چرا برخی تصمیم‌های فنی نتیجه مطلوب ندارند.

اگر انتقادی نادرست است، بهترین پاسخ به آن ارائه اطلاعات، استدلال و توضیح فنی است. تبدیل منتقد به متهم، نه ضعف دفاعی تیم را برطرف می‌کند و نه موقعیت‌سازی را افزایش می‌دهد. در عوض، ممکن است فضای فوتبال را به دو جبهه موافق و مخالف سرمربی تقسیم کند؛ وضعیتی که در آن، بحث درباره کیفیت تیم ملی زیر سایه دعواهای بیرون از زمین قرار می‌گیرد.البته رسانه‌ها نیز از مسئولیت حرفه‌ای معاف نیستند. انتقاد باید مستند باشد و میان تحلیل فنی، مطالبه پاسخ‌گویی و حمله شخصی تفاوت بگذارد. مخالفت با قلعه‌نویی به‌تنهایی نشانه کارشناسی نیست؛ همان‌طور که حمایت از او نیز جای تحلیل عملکردش را نمی‌گیرد.

فدراسیون چه مسئولیتی دارد؟

در این میان، مسئولیت فقط متوجه سرمربی نیست. فدراسیون فوتبال نیز باید مشخص کند بر چه اساسی از ادامه همکاری با کادر فنی حمایت می‌کند و برای ارزیابی عملکرد آن چه معیارهایی دارد.علی کفاشیان، رئیس پیشین فدراسیون فوتبال، پس از نتایج اخیر از تصمیم تمدید قرارداد قلعه‌نویی دفاع کرد و گفت کادر فنی تا جام ملت‌های آسیا فرصت دارد نقاط ضعف را برطرف کند.

این دیدگاه می‌تواند از منظر ثبات مدیریتی قابل بحث باشد؛ تغییر مربی در فاصله کوتاه تا یک تورنمنت مهم، لزوماً به بهبود نتایج منجر نمی‌شود. اما حفظ مربی نیز نباید به معنای ادامه همکاری بدون ارزیابی و مطالبه برنامه باشد.اگر فدراسیون به این نتیجه رسیده که قلعه‌نویی بهترین گزینه برای ادامه مسیر است، باید از تصمیم خود دفاع کند؛ نه صرفاً با اشاره به صعود به جام جهانی، بلکه با توضیح اینکه چه نقاط ضعفی شناسایی شده، چه تغییراتی در برنامه آماده‌سازی لازم است و چگونه می‌توان پیشرفت تیم را سنجید.مسئولیت‌پذیری مدیریتی دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود: حمایت از مربی، همراه با مطالبه نتیجه و اصلاح.

فرصت آخر یا ادامه یک مسیر؟

در نهایت، پرسش اصلی این نیست که آیا قلعه‌نویی باید از هر انتقادی مصون باشد یا با هر شکست کنار گذاشته شود. پرسش این است که آیا تیم ملی در مسیر درستی حرکت می‌کند و آیا شواهدی برای اصلاح مشکلات موجود دیده می‌شود؟قلعه‌نویی می‌گوید قصد تسلیم شدن ندارد و می‌خواهد تیم ملی را دوباره بسازد. این موضع به‌خودی‌خود نه مثبت است و نه منفی؛ ارزش آن به اقداماتی بستگی دارد که پس از این وعده انجام می‌شود. او باید نشان دهد که می‌تواند تیمی بسازد که در برابر حریفان قدرتمند فقط به تجربه ستاره‌هایش متکی نباشد؛ تیمی که در دفاع سازمان‌یافته باشد، در میانه میدان راه‌حل داشته باشد و هنگام عقب افتادن از حریف، واکنشی فراتر از تعویض‌های معمول نشان دهد.در طرف مقابل، منتقدان نیز باید اجازه بدهند عملکرد تیم و تصمیم‌های فنی، معیار ارزیابی باشد؛ نه اینکه از پیش نتیجه بگیرند هر اتفاقی در تیم ملی رخ می‌دهد، الزاماً دلیلی برای برکناری سرمربی است.

تیم ملی متعلق به هیچ مربی، مدیر یا جریان رسانه‌ای نیست. قلعه‌نویی حق دارد فرصت بخواهد، فدراسیون حق دارد از تصمیم خود دفاع کند و رسانه‌ها حق دارند سؤال‌های دشوار بپرسند. اما در نهایت، آنچه به این اختلاف‌ها پایان می‌دهد، نه پیروزی در دعوای رسانه‌ای، بلکه پیشرفت قابل مشاهده تیم ملی در زمین فوتبال است.قلعه‌نویی برای عبور از این بحران، بیش از هر چیز به یک پاسخ فنی نیاز دارد؛ پاسخی که نه در مصاحبه‌ها، بلکه در شکل بازی تیم ملی دیده شود.

#آیدا شهبازی #اختصاصی گل #تیم ملی #امیر قلعه نویی #مهدی تاج
داغ ترین خبرها
تازه ترین خبرها