دیر به یاد «مردم» افتادی امیرخان!
120364
نقدی به صحبت‌های اخیر قلعه‌نویی
امروز 16:21
امیر قلعه‌نویی ماموریتی غیرممکن برای همراه کردن مردم با خواسته‌هایش دارد.

روزنامه گل

امیر قلعه‌نویی، سرمربی تیم ملی ایران، روزهای سختی را در حال تجربه کردن است؛ او که تا یک ماه قبل، خودش را در قامت قهرمانی شکست‌ناپذیر تصور می‌کرد، حالا از عرش خودپندار به فرش واقعیت رسیده و پی برده که مردم خام وعده‌های پوچ و عددسازی‌های بی‌حاصل او و دیگراعضای کادرفنی نخواهند شد. البته شاید پشتش، مثل ماه و سال گذشته گرم نیست و احساس خطر کرده. شاید به همین خاطر است که بعد از مدت‌ها به یکباره به یادش افتاده حرفی از مردم بزند؛ آن‌هم نه از درد و گرفتاری‌شان. این بار هم امیر قلعه‌نویی برای نجات شغل و حرفه‌اش به یاد مردم افتاده و خواسته، آنها فرصتی دیگر به او بدهند تا این تیم را «دوباره» بسازد.

قلعه‌نویی تازه با واقعیت عریانی که در تیم ملی جاری است، روبرو شده؛ تیمی که شکل و شمایلی از مدعی ندارد، تاکتیک به دردبخوری در زمین پیاده نمی‌کند، هوادار چندانی برایش هورا نمی‌کشد و به قدری میانگین سنی‌اش بالا رفته که به جای بزرگسالان، رفته‌رفته تبدیل به تیم کهنسالان تیم ملی شده است. او تازه 4 سال بعد از «هیچ کاری» که در تیم ملی کرده خواستار دریافت فرصتی برای ساختن «دوباره» تیم ملی است. واقعیت اما اینکه جای ساختن قبلی این تیم توسط امیر و دیگر دستیاران فنی‌اش در تیم ملی، ویرانه‌ای بیش باقی نمانده است. ایران در عصر امیر تبدیل به تیمی معمولی شده که در دنیا که هیچ، در آسیا هم حریفی تمرینی برای رقبایی مثل ازبکستان شده تا تاکتیک‌های جدید را روی آن پیاده کنند. او 4 سال تیم را به این حال و روز انداخته و مشخص نیست کدام چوب جادویی را پیدا کرده که می‌خواهد با استفاده از آن، این تیم را در عرض 4 ماه، دوباره بسازد و در شان نام ایران کند.

آنچه که در بالا رفت، اندک بخشی از معضلات فنی است که قلعه‌نویی برای تیم ملی به بار آورده؛ اما مسئله اینجاست او از مردمی حرف می‌زند و فرصت می‌خواهد که در این چندسال که بر مسند فنی تیم ملی نشسته بود، نه هم‌دردشان نشان داده و نه، هم‌جنس آن‌ها. او دارایی‌اش را به عیان‌ترین شکل ممکن در چشم مردمی کرده که برای تامین حداقل‌ها در زندگی مانده و دستمزدشان، اگر کاری داشته باشند، کفاف 10 روز از 30 روزه‌های تلخ ماه‌شان را هم نمی‌دهد. جالب آنکه آن نمایش را به نظم‌گرایی‌اش مرتبط کرد و خود را لایق تمجید توصیف کرد. با این وجود، آنچه این مردم را غریبه با قلعه‌نویی کرد، ایثارگری و مفهوم زننده‌ای بود که پشت ایثار رخ داده صورت گرفت. او بابت صعود به جام جهانی که تازه از آسیا 9 تیم به جام جهانی رسیدند، 140 میلیارد تومان پاداش گرفت، آن را ایثارگری نامید و به زخم مردمی که هر روزه قیمت مرغ را چک می‌کنند، نمکی تازه پاشید. او، هم‌درد این مردمی که روزانه سفره‌شان کوچک‌تر شده نشان نداد و حالا که شغل و اعتبارش به خطر افتاده، به یکباره مردم را فریاد می‌زند؛ همان مردمی که اگر بابت نتایج ضعیف تیم ملی انتقادی می‌کردند، سرمربی، آشکارا آن‌ها را «وطن‌فروش» و «ایران فروش» می‌نامید.

این فقط بخشی از هم‌ناجنس بودن قلعه‌نویی با همین مردم است؛ چراکه هنوز زمان زیادی از اینکه دستیار امیر مردم را «بی‌سواد» خواند و تفکرات دانشگاهی سرمربی و کادرش را به رخ «عوام» کشید، نمی‌گذرد. مثال‌ها فراوان است و تعددش بی‌شمار ولی دیگر «مردم» حوصله ناله‌های امیر را هم ندارند؛ چه برسد به اینکه بخواهند فرصتی به او دهند. اصلا مگر نظر مردم در بقا یا عدم بقای قلعه‌نویی اهمیتی دارد؟

#امیر قلعه نویی #تیم ملی
داغ ترین خبرها
تازه ترین خبرها