روزنامه گل
معین احمدوند - بیگمان بیراه نگفتهایم که در حال تماشای یکی از بدترین مقاطع تیم ملی در دو رده مهم بزرگسالان و امید هستیم.
در ابتدا تیم امید آن فاجعه را رقم زد و به شکلی باورنکردنی در همان دور گروهی بازیهای آسیایی با قبول یک شکست سنگین مقابل کره شمالی از این رقابتها کنار رفت.
در حالی که همگان انتظار داشتند شاگردان عبدی به راحتی در قامت تیم اول و نهایتا به عنوان تیم دوم به مرحله حذفی و حتی چهار تیم برتر پایانی صعود کنند، اما این اتفاق هرگز رخ نداد و به طرزی عجیب حسین عبدی و شاگردانش مردم و اهالی فوتبال را از خود ناامید کردند.
از حسین عبدی توقعات و انتظارات بیشتری میرفت و با توجه به اینکه هفته هفتم لیگ برتر به دلیل اردوی تیم ملی امید ناقص برگزار شد و بیش از دو سوم بازیهای همان هفته انجام نپذیرفت،همه چیز برای موفقیت تیم امید و کادرفنی و حسین عبدی مهیا و حاضر بود ولی اتفاقات جریان بازیها به ویژه دیدار آخر و تقابل با کره شمالی به گونهای متفاوت پیش رفت و همه را به نوعی غافلگیر ساخت.
از طرفی تیم ملی هم در یک مصاف همیشه تکراری با ازبکستان،باخت بدی را متحمل شد تا کادرفنی تیم ملی به ویژه در رأس آنها یعنی امیر قلعهنویی، همگی به مدت چند روزی زیر سوال بروند و مورد انتقاد شدید مطبوعات، رسانهها و طرفداران فوتبال قرار بگیرند.
نوشتن از عیب و ایرادات این تیم دیگر تکراری شده و اکثر فوتبالدوستان به خوبی میدانند که امیر قلعهنویی با وجود تجربه پنج قهرمانی در لیگ برتر، اعتقادی به جوانان و میدان دادن به آنها ندارد و همه صحبتهای او راجع به انجام تغییر نسل و پوستاندازی و استفاده از بازیکنان کم سن و سال در حد همان حرف باقی مانده و هیچ کدام به واقعیت نپیوستند. ضمن اینکه یادمان نرود او بابت کسب سه تساوی در جام جهانی، در حالی که قول و وعده صعود دو مرحلهای را به رسانهها و مردم داده بود، اذعان داشت که کاری میکند مملکت یک هفته به خاطر راهیابی تیم ملی به دور حذفی جام جهانی تعطیل شود اما زهی خیال باطل!
این اتفاق هم به مانند دیگر صحبتهای امیر قلعهنویی هیچ اعتباری نداشت و همگان به خوبی مشاهده کردند که بعد از آن، پروژه دستاوردسازی خیالی شکل گرفت و ایثار صد و چهل میلیارد تومانی و قص علی هذا...
حال این دو تيم و برخی نفراتش درگیر مسئلهای به نام«توجیهسازی» باخت و «بهانه ساختن» از شرایط حاکم هستند.
پس از اینکه تیم امید به ایران بازگشت و حذف زودهنگامی را تجربه کرد، حسین عبدی سرمربی مستعفی تیم امید در اولین صحبتهایش با اصحاب رسانه سریعا موضع گرفت، به سراغ بهانهسازی رفت و اذعان داشت که برای رفتن به ناگویا دو روز در راه بودیم و نتوانستیم بازیکنان مدنظر را دو هفته زودتر در اختیار داشته باشیم!
یا در مثالی دیگر، سردار آزمون که به تازگی دوباره به جمع ملیپوشان بازگشته،میخواست باخت عجیب و غریب تیم ملی به ازبکستان را توجیه کند که به سراغ یک بهانه غیر منطقی، نخنما شده و باورنکردنی رفت. او معتقد بود که تیم داوری به ضرر ایران قضاوت کرده و باید در بعضی صحنهها پنالتی به سود ایران اعلام میشد!
در حال حاضر اولین سوالی که در اذهان عمومی شکل میگیرد،این است که سردار آزمون بر طبق چه احساس و صحنههایی، قضاوت تیم داوری را عامل اصلی باخت تیم ملی توصیف میکند؟ اصلا مگر شاگردان امیر قلعهنویی چقدر توانستند از لوبلاک و دفاع آهنینی ازبکستان رد شوند و به خلق موقعیتهای باکیفیت بپردازند؟یا اینکه حسین عبدی چرا توقعاتش این قدر زیاد و فراوان است و با وجود این افتضاحی که توسط او و سایر دستیارانش رقم خورده، هنوز طلبکار است،بازیکنان را مقصر اول و آخر میداند و معتقد است که باشگاههای لیگ برتری به درستی با تیم امید همکاری و تعامل نداشتهاند!؟
باید گفت و اقرار کرد که این حد از سطح ژست طلبکارانه واقعا در نوع خودش کم سابقه و میشود به صراحت گفت که نوبر است!
آقایان! بعد از پروژه دستاوردسازی خیالی و حبابی،پروژه توجیهسازی و فرافکنی را متوقف کنید! قرار نیست همواره در همه رقابتها پیروز و قهرمان لقب بگیریم اما به همین سادگی هم قرار نیست که حواسمان به چیزهای دیگر پرت شود و اصل موضوع را یادمان برود!
به هر حال، شنیدن چنین حرفهایی آن هم از سوی حسین عبدی و سردار آزمون،غیر قابل باور بود و در سطح حرفهای، دیگر این توجیهات نزد هیچ کسی خریدار ندارد!
#تیم ملی #حسین عبدی #سردار آزمون #معین احمدوند #اختصاصی گل