روزنامه گل
معین احمدوند-یک نتیجه ضعیف و عملکرد به دور از انتظار ملیپوشان در مصاف با ازبکستان، شیوه سرمربیگری قلعهنویی را زیر سؤال برده است.
از زمانی که لیگ برتر متوقف شد و وارد بازیهای آسیایی ناگویا و سپس فیفادی شدیم، روزی نیست-علیالخصوص در چند روز اخیر-که سپری شود و اخباری از جنجالها و حواشی تيمهای ملی امید و بزرگسالان بر روی خروجی سایتها و رسانههای ورزشی بارگذاری نشود و قرار نگیرد.
واقعا مشکلات به ویژه در حوزه تیمهای ملی در ردههای مختلف آن قدری زیاد و فراوان هستند که رسیدگی و بررسی همه جانبه آنها در عرض یک هفته زمان بسیار کمی محسوب میشود! حال اگر بخواهیم در این یادداشت بر روی یک موضوع متمرکز شویم، باید به سراغ شخص امیر قلعهنویی برویم. مردی که پرافتخارترین سرمربی تاریخ لیگ برتر به حساب میآید و سه قهرمانی با استقلال و دو قهرمانی با طلاییپوشان اصفهانی در کارنامه خود دارد.
اما مشکلی که در چند وقت اخیر به وضوح قابل مشاهده هست، این است که عملکرد شدیدا ضعیفی در دعوت از اسامی مختلف به تیم ملی داشته و همین دلیل و مسائل پیش از این فیفادی و موضوعاتی همانند ایثار صد و چهل میلیاردی، شایعه بستن یک قرارداد سنگین شش ماهه و دستاوردسازیهای خیالی و حبابی از سه تساوی در جام جهانی سبب شده تا بخش قابل توجه یا بهتر است بگوییم اکثریت فوتبال و هواداران با ماندن و نشستن امیر بر روی نیمکت تیم ملی مخالفت شدیدی داشته باشند. در نهایت، باخت سه بر یک مقابل ازبکستان و بازنده شدن چندباره در تقابل با فابیو کاناوارو و تیم بسیار جوانش،انتقادات را به حد اوج خودش رساند.
بدون هیچ تعارفی، قلعهنویی و البته سایر دستیارانش در بازی عصر پنجشنبه هیچ ایدهای برای تیم ملی در فاز تهاجمی و تدافعی و بازیسازی نداشتند و فقط بازی مستقیم و ارسال توپهای بلند را در دستور کار یازده بازیکن حاضر در زمین قرار داده بودند. این همان موضوعی است که حتی کاناوارو در کنفرانس مطبوعاتی پس از بازی هم به آن اشارهای کرد و اذعان داشت که ایران فقط و فقط به دنبال استفاده از توپهای هوایی و بلند بود و هیچ تاکتیک و پلن خاص دیگری در سبک بازی این تیم دیده نشده است.
از سویی دیگر، قلعهنویی بارها و بارها خلف وعده کرده و در اکثر مواقع زیر قولهایش زده؛ بدون اینکه ذرهای در قبال حرفهای گذشتهاش پاسخگو و مسئول باشد! دیگر همهمان میدانیم که قصه تغییر نسل و جوانسازی و پوستاندازی و این جور موارد، برای امیر قلعهنویی تنها در حالت شعار رسمیت پیدا میکند؛ وگرنه جوانان شایسته و زیادی هستند که هنوز پشت درب تیم ملی و ورود به اردوی این تیم ماندهاند!
اکنون که ماجرای امیر و تیم ملی به اینجا رسیده، شاید کار در دیدار با روسیه دشوارتر و در صورت باخت احتمالی یا ارائه یک نمایش ضعیف، حکم برکناری قلعهنویی خیلی زودتر از آنچه که تصورش را میکردیم، صادر شود!
با وجود این اوصاف، چرا امیر ذرهای برای شخصیت خودش و افتخارات گذشتهاش احترام و ارزش قائل نیست و دائما هویت و سابقهاش را زیر سوال میبرد و به آن ضربه و صدمه میزند؟اصلا سوال اینجاست که در حال حاضر چه کسی خواهان ماندگاری امیر بر روی نیمکت تیم ملی است؟ چرا او اصلا به سراغ گزینه«استعفا دادن» نمیرود و با یک وداع همیشگی باعث خوشحالی طرفداران و دلسوزان تیم ملی نمیشود؟آیا حتماً باید عملکرد تیم به یک آبروریزی عجیب و غریب منتج شود تا بالاخره اتفاقی بیفتد و از نیمکت تیم جدا و برای همیشه برود؟ آیا باید حتما فاجعهای در یک تورنمنت مهم به مثابه جام ملتهای آسیا رقم بخورد تا تاج و رفقایش کمی به خودشان بیایند و از خواب همیشگیشان در چهار فصل سال بیدار شوند؟
به هر روی، این چیزهایی که از قلعهنویی در طی این مدت گفته و نوشته شده، دیگر جای هیچ گونه بهانه و فرافکنی دستاوردسازی نمیگذارد! چقدر زشت و مشمئز کننده است وقتی همه مخالف حضورت در رأس کار باشند و تو همچنان بخواهی با همان ایدههای قدیمی و کهنه و منسوخ شده، ادامه بدهی و جایت را سفت و سخت، بچسبی تا مبادا شخص دیگری آن را از تو بگیرد!
#امیر قلعه نویی #تیم ملی #اختصاصی گل