روزنامه گل
معین احمدوند- آخرین قسمت از برنامه بیست بیست و شش عادل فردوسی پور،با کلی اتفاقات باورنکردنی و غافلگیر کننده و حواشی ریز و درشت به اتمام رسید.پس از به پایان رسیدن این تورنمنت و این دوره از رقابتهای جام جهانی و قهرمانی لاروخا برای دومین مرتبه در طول تاریخ، عادل فردوسی پور تصميم گرفت که یک شب بعد از فینال آخرین قسمت از ویژه برنامه خود برای جام جهانی را اجرا و پس از همراهی بیشتر از یک ماهه با مخاطبان، از آنها خداحافظی کند.در حالی که مخاطبان مطابق همیشه منتظر بودند تا برنامه آغاز شود، ناگهان سایت و اپلیکیشن فوتبال 360 به دلایل نامعلومی فیلتر و مسدود شد و طرفداران این برنامه غافلگیر شدند. پس از گذشت حدود دو ساعت، این برنامه از طریق شبکههای اجتماعی مانند یوتیوب، تلگرام و اینستاگرام پخش زنده خود را از سر گرفت. وقتی برنامه شروع شد و عادل فردوسی پور اجرایش را آغاز کرد، میشد از همان لحظات آغازین فهمید که این موضوع چقدر خاطر مجری محبوب برنامه را مکدر ساخته و او را بر افروخته و آشفته کرده است.
در میانههای این برنامه،ناگهان بغض فروخورده عادل بابت همه این اتفاقات و سختیها ترکید و در حین صحبتهای امیر حاجرضایی،مخاطبان برای اولین بار گریه عادل فردوسی پور را دیدند. جدا از همه حوادث غیر قابل پیش بینی قسمت آخر این برنامه، باید نگاهی به شخصیت عادل فردوسی پور داشت تا بتوان متوجه شد او چرا تا این حد نزد مردم محبوب و دوستداشتنی است.
او در همان در بخش جنجالی برنامه یک جمله طلایی و کلیدی دارد که میتوان تا روزها و هفتهها راجع به آن بحث کرد و به تبادل نظر پرداخت:«بلهقربانگو نیستم؛نبودم و نخواهم شد!»همین جمله کافی است تا متوجه شویم او چقدر شریف و نجیب است و اصالت و شخصیت دارد. هیچ کسی در این دنیا معصوم و مصون از اشتباهات نیست و قطعا عادل فردوسی پور هم در دوران کاری خود ایراداتی داشته اما تلاش و پشتکار و سوادش در حرفهاش خیره کننده و مثالزدنی است و در کشور خودمان در همین برهه کنونی افرادی همانند عادل فردوسی پور در دیگر حوزهها به ندرت پیدا میشوند. البته در کشورمان سرمایههایی در همه مقولات و موضوعات از جمله هنر، فرهنگ، سیاست و اقتصاد بودند و وجود داشتند که بعد از گذشت مدتی، فهمیدند که برای انجام کار مدنظر و دلخواهشان،باید راه سفر و مهاجرت را در پیش بگیرند. آنها عطای فعالیت در خاک کشورشان را برای همیشه به لقایش بخشیدند و به نوعی رفتنی شدند.
اما عادل به جای انتخاب یک مسیر راحت و آسان با پیشنهادات میلیون دلاری، راه سختتر و دشوارتر را برگزید و پس از سلب شدن حضانت فرزند بیستسالهاش یعنی نود،فوتبال 360 را راه انداخت و نشان داد که دوباره برای جنگ و کلنجار رفتن با مصائب رسانه و فوتبال،دلتنگ شده و پرقدرتتر از همیشه برگشته است.
او در طی همه این سالها به ویژه یک ماه اخیر، ثابت کرد که هیچ وقت مجیزگو و بلهقربانگو نبوده و به خاطر مقام بالاتر و ترفیع مقام و دلربایی از مسئولان و مدیران، تملق و چابلوسی هیچ شخصی را نکرده است. او ترجیح داد که به جای محبوبیت در دل مديران،از قلب یک ملت دلربایی کند.
با اینکه نود را از او و تیمش گرفتند و پربینندهترین برنامه تاریخ صدا و سیما را برای همیشه تعطیل کردند، اما او تسلیم و خسته نشد، چشمانش را بر روی همه پیشنهادات میلیون دلاری شبکههای آنطرفی بست و تصمیم گرفت که با وجود همه مشکلات و معضلات و مکافات، در کشورش و در کنار مردمش بماند و آنها را در چنین روزهایی تنها نگذارد و با ساختن برنامههای درجه یک و پرمخاطب،سرگرمی دلگرمکنندهای برای مردم در این روزهای طاقتفرسا بسازد.اصلاً شاید با پیش آمدن چنین ماجرای دراماتیکی برای عادل و فوتبال 360، جریاناتی به مثابه«عادلیسم» و «نه به بلهقربانگویی» نه تنها در امورات مرتبط با فوتبال؛ بلکه در روزمرگیهای زندگی راحتتر میان مردم جا بیفتد و رایج شود.
یادمان نرود که اگر عادل نبود، گفتمان نقد و مطالبهگری هیچ وقت در فوتبال ایران رواج پیدا نمیکرد. در مقطع کنونی هم عدهای هنوز به این قضیه فکر میکنند که با دستور صادر کردن برای گرفتن تریبون از بعضی اشخاص،میتوانند صدای نفراتی به مانند عادل فردوسی پور را خاموش کنند اما زهی خیال باطل از این خیالات شدیداً باطل!
#عادل فردوسی پور #اختصاصی گل #یادداشت