وقتی جام جهانی، ویزا می‌خواست...
118799
چشم بسته برانید،امپریالیست‌ها مشغول کارند
29 تير 1405 16:30
جام جهانی همیشه شبیه یک مهمانی بزرگ بوده است.صاحبخانه فقط در را باز می‌کند.بعد دیگر این برزیل است که با آرژانتین شوخی می‌کند، ایرانی کنار ژاپنی عکس می‌گیرد، آفریقایی برای اروپایی دست می‌زند و بچه‌ای از آسیا، پیراهن ستاره آمریکای جنوبی را می‌خواهد.

روزنامه گل

شاهین طهرانی - جام جهانی همیشه شبیه یک مهمانی بزرگ بوده است.صاحبخانه فقط در را باز می‌کند.بعد دیگر این برزیل است که با آرژانتین شوخی می‌کند، ایرانی کنار ژاپنی عکس می‌گیرد، آفریقایی برای اروپایی دست می‌زند و بچه‌ای از آسیا، پیراهن ستاره آمریکای جنوبی را می‌خواهد.قشنگی جام جهانی همین است.اینکه برای یک ماه، دنیا یادش می‌رود چند تکه است.اما این بار...انگار قبل از ورود به مهمانی، باید از گیت سیاست رد می‌شدی.روی در نوشته بودند: «خوش آمدید!»اما پایین‌تر، با خط ریز نوشته بودند:«البته اگر ویزا بگیرید...!»

این، ایراد آمریکا نیست.آمریکا سال‌هاست همین است.قانون خودش را دارد.مرزهای خودش را دارد.سیاست خودش را دارد.ایراد از جایی شروع می‌شود که همین آمریکا تصمیم می‌گیرد میزبان بزرگ‌ترین جشن فوتبال دنیا باشد.از آن لحظه دیگر، این فقط یک کشور نیست.خانه فوتبال است و خانه فوتبال، نباید از مهمانش بپرسد اهل کجاست.در این جام، گاهی احساس می‌کردی پاسپورت از پای چپ یک مهاجم ارزشمندتر شده است.بعضی‌ها راحت آمدند.بعضی‌ها دویدند تا برسند.بعضی‌ها نرسیدند. ایران تنها نمونه نبود.فوتبال، اولین ورزشی بود که فهمید جغرافیا، هنوز از توپ گرد بزرگ‌تر است.

زنگ تلفن بلندتر از سوت داور

قدیم‌ترها می‌گفتند فوتبال را داور اداره می‌کند.بعد گفتند VAR .در جام جهانی ۲۰۲۶، برای اولین بار این سؤال به وجود آمد که شاید گاهی تلفن هم بتواند وارد مسابقه شود.رئیس‌جمهور آمریکا رسما اذعان کرد درباره پرونده یکی از بازیکنان تیم ملی کشورش با رئیس فیفا صحبت کرده است.ممکن است همه‌چیز کاملاً قانونی بوده باشد.ممکن است تصمیم نهایی هیچ ربطی به آن تماس نداشته باشد.اما...آیا فوتبال فقط باید عادلانه باشد یا باید عادلانه به نظر هم برسد؟گاهی اعتبار یک مسابقه، از نتیجه مسابقه مهم‌تر است.اعتبار یک تورنمنت...یک جام....نه...یک جام جهانی!

هوادار یا مشتری؟

قدیم‌ها...جام جهانی را کارگرها می‌ساختند.نه داخل زمین.روی سکوها. کارگری که چهار سال پول جمع می‌کرد. دانشجویی که خوابگاهش را عوض می‌کرد تا پول بلیت جور شود. خانواده‌ای که جام جهانی، سفر عمرشان بود.اما در آمریکا...انگار فوتبال، مشتری‌هایش را انتخاب می‌کرد.هرچه کارت بانکی سنگین‌تر،عزت و احترام بیشتر.کم‌کم این ترس به وجود آمد که شاید جام جهانی، دیگر متعلق به مردم نباشد.همه چیز قیمت داشت.از بلیت تا صندلی.از بسته‌های ویژه تا توپ.از چمن تا لحظه‌های بین دو نیمه.فوتبال همیشه پول درآورده است. اشکالی ندارد که هیچ،بلکه عالی هم هست اما یک مرز باریک نیز وجود دارد. جاییکه فوتبال پول درمی‌آورد.و جاییکه پول، فوتبال را بازی می‌دهد.جام جهانی آمریکا، چند بار این مرز را گم کرد؟

داستان آمریکا نیست

اگر فردا همین اتفاق‌ها در تهران یا پکن، مسکو یا لندن بیفتد باید همین ها را نوشت.اگر در ریاض باشد،اگر در خارطوم، مانیل و رم باشد...مسئله، آمریکا نیست.مسئله این است که فیفا سال‌ها از همه دنیا خواسته قوانین فوتبال را بالاتر از قوانین داخلی ببینند.حالا وقت آن است که این قانون، برای قدرتمندترین کشور دنیا هم اجرا شود.یعنی جام جهانی، باید جام جهان بماند...ورزشگاه‌ها فوق‌العاده بودند.کیفیت مسابقات، تحسین‌برانگیز بود.فینال، باشکوه برگزار شد.هیچ‌کس نمی‌تواند این‌ها را انکار کند اما جام جهانی فقط با بتن، فولاد و نمایشگرهای غول‌پیکر ساخته نمی‌شود.جام جهانی را احساس برابری می‌سازد.این حس که وقتی سوت آغاز زده می‌شود، همه فقط یک هویت دارند.عضو خانواده فوتبال.نه دارنده یک پاسپورت خاص.نه شهروند یک کشور قدرتمند.نه صاحب یک حساب بانکی بزرگ.اگر قرار باشد روزی این احساس از جام جهانی گرفته شود، دیگر مهم نیست مسابقات در نیویورک برگزار شود یا نایروبی، در توکیو باشد یا تهران.آن روز، چیزی از روح فوتبال کم شده است و فوتبال، پیش از آنکه باختن یک جام را فراموش کند، باختن روحش را هرگز فراموش نخواهد کرد!

کفش‌ها برق می‌زدند...

آمریکا ورزشگاه ساخت.قطار ساخت.فرودگاه آماده کرد.رکورد تماشاگر شکست.رکورد درآمد شکست.همه‌چیز برق می‌زد.مثل کفش‌های واکس‌خورده‌ای که زیر نور آفتاب می‌درخشند.اما آدم، کفش را برای واکسش دوست ندارد.برای راه رفتنش دوست دارد.جام جهانی هم همین است.قرار نیست فقط زیبا برگزار شود.قرار است احساس برابری ایجاد کند.قرار است وقتی سوت آغاز زده شد، هیچ‌کس احساس نکند پاسپورتش از فوتبالش مهم‌تر است.قرار است هیچ هواداری فکر نکند جیبش از عشقش ارزشمندتر است.قرار است هیچ تیمی تصور نکند تلفن بعضی‌ها، بلندتر از سوت داور شنیده می‌شود.جام جهانی، اگر این حس را از دست بدهد، دیگر هرچقدر هم پر زرق و برق باشد، چیزی کم دارد.چیزی که نه با دلار خریدنی است، نه با آسمان‌خراش ساختنی.اعتماد و فوتبال، از روزی که متولد شد، روی همین اعتماد نفس کشیده است.

#شاهین طهرانی #یادداشت #اختصاصی گل #تیم ملی #جام جهانی 2026 امریکا
داغ ترین خبرها
تازه ترین خبرها