روزنامه گل
شاهین طهرانی - در فوتبال حرفهای دنیا همیشه رسم بوده که مربیان هنگام تغییر تیم، یکی دو بازیکن مورد علاقه خود را نیز به مقصد جدید ببرند. این اتفاق نه عجیب است و نه غیرمنطقی. هر مربی حق دارد برای اجرای بهتر ایدههای فنیاش از بازیکنانی استفاده کند که شناخت بیشتری از آنها دارد و مطمئن است در زمین خواستههایش را پیاده خواهند کرد.اما از جایی به بعد، این ماجرا دیگر از دایره انتخاب فنی خارج میشود و به یک پرسش جدی میرسد؛ آیا موفقیت یک مربی محصول تفکرات اوست یا حاصل جمع کردن تعدادی بازیکن مشخص در کنار یکدیگر؟
بحث امروز فقط مهدی تارتار نیست و پیش از او نیز بارها در فوتبال ایران و جهان چنین اتفاقی رخ داده است؛ مربیای که از تیم قبلی جدا میشود و در نخستین اقدام، شروع به کوچ دادن دستهجمعی ستارههای همان تیم به مقصد جدید میکند؛ آنقدر که گاهی هواداران تیم قبلی احساس میکنند نه فقط سرمربی، بلکه نیمی از هویت تیمشان را از دست دادهاند.اگر قرار باشد بخش مهمی از موفقیت یک تیم همراه با چمدان سرمربی به باشگاه بعدی منتقل شود، پس سهم ساختار باشگاه، آکادمی، هواداران و سرمایهگذاری چندساله چه میشود؟
گلگهر سیرجان طی سالهای اخیر با صرف هزینه، صبر مدیریتی و برنامهریزی توانست به یکی از تیمهای باثبات فوتبال ایران تبدیل شود. این تیم فقط یک سکوی پرتاب برای مربیان نبود؛ پروژهای بود که مردم سیرجان و هوادارانش برای آن زمان، انرژی و احساس صرف کردند. حالا اگر قرار باشد با رفتن یک مربی، چند مهره کلیدی هم از تیم جدا شوند، سؤال طبیعی این است که هوادار گلگهر دقیقاً چه گناهی کرده است؟آیا قرار است موفقیت یک باشگاه، هزینه موفقیت باشگاه دیگر شود؟
مربیگری در معنای واقعی، توانایی ساختن است؛ توانایی تطبیق ایدهها با شرایط جدید، کشف ظرفیتهای تازه و ارتقای کیفیت بازیکنان موجود. هنر یک مربی بزرگ این نیست که تیم قبلی خود را به صورت قطعهقطعه به باشگاه جدید منتقل کند؛ هنر واقعی آن است که در محیطی جدید، با ابزارهای جدید و بازیکنان جدید، موفقیت را بازتولید کند.هیچکس از یک یا دو انتقال هدفمند ایراد نمیگیرد. فوتبال حرفهای همین است. اما وقتی تعداد این انتقالها به حدی میرسد که شاکله یک تیم را از بین میبرد، دیگر نمیتوان فقط از «نیاز فنی» صحبت کرد.
پرسپولیس باشگاهی است که دهها بازیکن ملیپوش، میلیونها هوادار و ساختاری متفاوت از گلگهر دارد. اگر قرار باشد نسخه موفق سیرجان بدون تغییر به تهران منتقل شود، این پرسش مطرح میشود که هدف از این جابهجایی چیست؛ تکرار گلگهر در ابعاد بزرگتر یا ساختن پرسپولیسی جدید؟فوتبال حرفهای به مربیانی نیاز دارد که تیم بسازند، نه اینکه تیمها را جابهجا کنند و شاید مهمترین سؤال همین باشد؛ اگر موفقیت یک تیم وابسته به حضور همزمان یک مربی و هفت یا هشت بازیکن مشخص باشد، آیا عامل اصلی موفقیت «مربی» بوده یا «جمع شدن همان آدمها کنار هم»؟
پاسخ این سؤال، شاید تعریف دقیقتری از مربیگری مدرن به ما بدهد؛ مربیگری یعنی ساختن، نه کوچ دادن دستهجمعی موفقیت از شهری به شهر دیگر.
#شاهین طهرانی #پرسپولیس #اختصاصی گل