روزنامه گل
فدراسیون انجمنهای ورزشی در سال ۱۳۸۹ با یک هدف مشخص تأسیس شد. ایجاد بستری متمرکز برای رشتههایی که ظرفیت رشد، توسعه و مدالآوری در ورزش قهرمانی را دارند اما هنوز به سطح یک فدراسیون مستقل نرسیدهاند. قرار بود این فدراسیون نقش یک «سکوی پرتاب» را ایفا کند؛ به این معنا که رشتهها با فعالیت هدفمند و برنامهریزیشده در قالب انجمن به بلوغ برسند و در صورت اثبات شایستگی همانند کبدی به فدراسیون مستقل تبدیل شوند.
در این چارچوب محمد علیپور به مدت ۱۲ سال ریاست این فدراسیون را بر عهده داشت. در دوره مدیریت او ساختار کلی فدراسیون در مسیر اهداف تعریفشده حرکت میکرد و تلاشهایی برای سازماندهی رشتهها و ایجاد بستر فعالیت آنها انجام شد هرچند نقدهایی نیز به میزان خروجی و مدالآوری برخی انجمنها وارد بود.
اما از حدود دو سال پیش و با روی کار آمدن عباس ناطق نوری روندی متفاوت در این فدراسیون شکل گرفته است. روندی که بهنظر میرسد در تضاد با فلسفه تأسیس آن قرار دارد. بهجای آنکه انجمنها در مسیر رشد و ارتقا به فدراسیون حرکت کنند اکنون شاهد افزایش درخواستها برای جدایی و استقلال از این فدراسیون هستیم.
ترکیب گسترده اما کمبازده
در آغاز رشتههای متعددی زیرمجموعه این فدراسیون قرار گرفتند بهگونهای که رشتههایی مانند اسپوکس، بیسبال و سافتبال، برایتونیک، پارکور، پدبال، تکبال، جهتیابی، دارت، رزم سلطان، سپک تاکرا، طنابکشی، فلوربال، فوتبال روی میز، کریکت، ورزشهای هوایی، حقوق ورزشی، نتبال، لاکراس، اسکی روی آب، موجسواری، جتاسکی، ماهیگیری، راگبی، داژبال، سند بوردینگ(اسکی روی شن)، بکگمون، قایقهای تندرو و سومو در قالب این فدراسیون فعالیت خود را آغاز کردند.
بسیاری از این رشتهها دارای ساختار بینالمللی فعال هستند. برخی مسابقات جهانی و قهرمانی آسیا دارند و حتی رشتهای مانند سپک تاکرا در بازیهای آسیایی هم حضور دارد. با این حال بررسی عملکرد این انجمنها نشان میدهد که بخش عمدهای از آنها یا فعالیت قابلتوجهی ندارند یا حضورشان در عرصه قهرمانی بسیار محدود و کماثر بوده است. در حوزه مدالآوری نیز اغلب این رشتهها عملکردی ضعیف داشتهاند و نتوانستهاند انتظارات اولیه را برآورده کنند.
حاشیه بهجای دستاورد
در کنار ضعف عملکرد فنی برخی رشتهها نیز بیش از آنکه در مسیر رشد و افتخارآفرینی حرکت کنند با حواشی مختلف برای ورزش کشور همراه بودهاند. بهعنوان نمونه حواشی مربوط به اعزام تیم موجسواری به دانمارک برای حضور در رقابتهای «استندآپ پدلبورد» که با دخالت وزارت ورزش به برکناری رئیس انجمن انجامید یکی از نمونههای پرحاشیه این سالهاست. این اتفاقها نهتنها کمکی به اعتبار این رشتهها نکرد بلکه نشاندهنده ضعف نظارت و مدیریت در ساختار موجود است.
کاهش حمایت و افزایش میل به جدایی
در شرایطی که انتظار میرفت این فدراسیون با حمایت هدفمند مسیر رشد انجمنها را هموار کند گزارشها حاکی از آن است که سطح حمایت، رسیدگی و توجه به این رشتهها بهشدت کاهش یافته است. همین مسئله باعث شده تا بسیاری از انجمنها به این جمعبندی برسند که ادامه فعالیت در این ساختار نهتنها کمکی به پیشرفت آنها نمیکند بلکه مانعی نیز محسوب میشود.
در نتیجه موجی از درخواستهای استقلال شکل گرفته و برخی انجمنها حتی این درخواست را به وزارت ورزش ارائه کردهاند. این روند عملاً فلسفه وجودی فدراسیون انجمنهای ورزشی را زیر سؤال میبرد چرا که بهجای تبدیل شدن به سکوی ارتقا به ساختاری تبدیل شده که اعضای آن به دنبال خروج از آن هستند.
پرسشهای بیپاسخ درباره مدیریت و بودجه
نکته قابلتأمل اینجاست که با جدایی برخی رشتهها مانند کریکت و سپک تاکرا، بیس بال و سافت بال این سؤال مطرح میشود که چرا وزارت ورزش با چنین درخواستهایی موافقت میکند؟ آیا بررسی دقیقی از عملکرد مالی و فنی این رشتهها صورت گرفته است؟
موضوع مهمتر نحوه تخصیص و هزینهکرد بودجههاست. وقتی منابع مالی از سوی وزارت ورزش اختصاص داده میشود انتظار میرود نظارت دقیقی بر نحوه توزیع و مصرف آن وجود داشته باشد. اما شواهد نشان میدهد که در بسیاری از موارد تخصیص بودجهها بهصورت سلیقهای انجام شده و شفافیت لازم در این زمینه وجود ندارد. این مسئله میتواند یکی از دلایل اصلی نارضایتی انجمنها و تمایل آنها به جدایی باشد.
همراهی وزارت با موج جدایی
آنچه امروز در فدراسیون انجمنهای ورزشی رخ میدهد نتیجه فاصله گرفتن از مأموریت اصلی این نهاد است. مدیریت ناکارآمد، ضعف در نظارت، تخصیص نامتوازن منابع و نبود برنامهریزی مؤثر باعث شده تا نهتنها اهداف اولیه محقق نشود بلکه ساختار فدراسیون نیز با چالش جدی مواجه شود.
در چنین شرایطی بهنظر میرسد وزارت ورزش و جوانان بهجای حل ریشهای مشکلات سادهترین راه یعنی موافقت با جدایی انجمنها را انتخاب کرده است. مسیری که اگر ادامه پیدا کند میتواند عملاً فلسفه شکلگیری این فدراسیون را بیمعنا کرده و آن را از کارکرد اصلی خود تهی سازد.