جستجو سایتهای دیگر جستجوی پیشرفتهآرشیوتماس با مادرباره ما صفحه اصلی
نسخه شماره 881 - 1387/11/24 -

 داستان‌هايي كه هرگز نشنيده‌ايد
 ... و داربي به رنگي كه هرگز نديده‌ايد  
نويسنده : مهدي حدادپور

1- او بازيكن قديمي تيم‌هاي شاهين در خوزستان بود. شاهين تهران در سال 1346 منحل شده و يارانش به تيم پرسپوليس پيوسته بودند. قبل از بازگشايي مجدد شاهين در سال 1351 به اسم شهباز، شاهيني‌هاي قديمي هويت و ريشه خود را در پرسپوليس جست‌وجو مي‌كردند. منصور رشيدي با همين انگيزه به پرسپوليس آمد. او در مهر ماه سال 1349 با پيراهن پرسپوليس به مصاف تيم استقلال رفت. پرسپوليس عشق قلبي او بود، چون ريشه شاهيني داشت، اما فضاي حاكم بر پرسپوليسي‌ها نسبت به استقلالي‌ها فضاي بسته‌تري بود. در آن زمان عزيز اصلي هنوز از فوتبال خداحافظي نكرده و پرسپوليس درون دروازه، هادي طاووسي، بهرام مودت و مهدي عسگرخاني را هم داشت، به همين دليل بزرگان پرسپوليس در گوش او به آرامي نجواي دوستانه خواندند كه: از پرسپوليس برو تا بتواني بازي كني!
منصور رشيدي هم با چشم گريان پرسپوليس را ترك كرد. او به رقيب سنتي يعني تاج رفت. در كوتاه زماني در اين تيم يك ستاره بزرگ شد و به تيم ملي رسيد. منصور رشيدي به همراه ناصر حجازي بزرگترين ستاره‌هاي فوتبال ايران شدند. رشيدي تا سال 1367 همچنان بازي مي‌كرد و تا آخرين روز همچنان ستاره بود.

2- ليگ اول تخت جمشيد بعد از برگزاري چند هفته، در مرداد سال 52 تعطيل شد تا تيم ملي دو بازي رفت و برگشت پلي‌آف براي صعود به جام جهاني را برگزار كند. روزهاي 27 مرداد و دوم شهريور، تيم ملي با استراليا بازي كرد و در نتيجه سه بر دو بازنده شد و از دور رقابت‌ها كنار رفت. در مدتي كه تيم ملي بازي داشت، آلن راجرز، سرمربي انگليسي پرسپوليس به كشور خود بازگشت. بازگشت او به تهران به تعويق افتاد و او شب 15 شهريور به تهران رسيد و تا آمدن او تيم را همايون بهزادي تمرين مي‌داد.
بهزادي هم مصدوم بود و هم 32 ساله شده و ديگر سرحالي و شور دوران جواني را نداشت، اما به خاطر قدرتي كه داشت بايد از وجود او در تركيب ثابت تيم پرسپوليس بهره‌برداري مي‌شد! هيچ كس از جمله راجرز و حتي خود سرطلايي 32 ساله باور نمي‌كردند!
هنوز هم كمتر كسي از مردان آن روزگار (حتي آنها كه در ميدان بوده‌اند) باورشان مي‌شود كه پرسپوليس در آن بازي شش بر صفر برنده شده و سه گل از شش گل را ستاره 32 ساله به ثمر رسانده است. ستاره‌اي كه اصلا قرار نبود بازي كند!

3- همايون بهزادي، هم اصول مربيگري را خوب بلد بود، هم باهوش بود. هم فوتبال را خوب مي‌فهميد و هم با حاشيه‌ها آشنا بود. در ارديبهشت سال 1354، او پرسپوليس را به مصاف استقلال پر ستاره فرستاد. استقلال، هنوز همان ستارگان بزرگ خودش را داشت اما همايون، انقلاب جوانگرايي در پرسپوليس ايجاد كرده بود. هادي طاووسي، بيوك وطنخواه، محراب شاهرخي، حسين كلاني و جعفر كاشاني از پرسپوليس رفته و جاي آنها را محمد دادكان، محمد زادمهر، فرزين قوام رضايي، بيژن ذوالفقارنسب، يعقوب فاطمي‌مقدم و... پر كرده بودند. پرسپوليسي‌ها در حالي به مصاف استقلالي‌ها رفتند كه سه بازيكن استقلال كه ملي‌پوش هم بودند، شب قبل از مسابقه به خاطر ماجرايي، در كلانتري بازداشت شدند. همايون بهزادي كه معمولا يك سر آزاد شدن ورزشكاران بازداشت شده از حبس بود، بازداشت اين سه را براي روز مبادا گذاشته بود و وقتي پرسپوليس سه بر يك باخت، داستان شروع شد. او اعتراض كرد و به مراجع مختلف نامه نوشت اما به نامه او ترتيب اثر داده نشد. همايون بهزادي كه آدم بانفوذي هم بود، متوجه شد قدرتي بالاتر از او نمي‌خواهد ياران استقلال محروم شوند!
اما آن قدرت بالاتر طرفدار استقلال نبود، او طرفدار تيم ملي بود. كامبيز آتاباي، رييس فدراسيون فوتبال، فرزند خواهر بزرگ محمدرضا پهلوي از همسرش حديكچي بود كه بعدها به آتاباي تغيير نام دادند. آنها مهتر سلطنتي و آجودان اختصاصي شاه هم بودند.
تيم ملي بايد در مسابقات مقدماتي المپيك 1976 مونترال شركت مي‌كرد ولي با اعلام دوپينگ اين سه بازيكن، آنها عملا محروم شده و به بازي‌هاي تيم ملي نرسيدند.
علي عبده، رييس باشگاه پرسپوليس هم دستور سكوت به همايون بهزادي داد. همايون اهل تمكين نبود. اختلاف پديد آمد و او از مربيگري پرسپوليس كنار رفت و داستان دوپينگ، يك عمر سر به مهر ماند!


4- بعد از انقلاب، شور و احساسات انقلابي و افكار مبارزه‌جويانه با مظاهر طاغوت، جامعه را فرا گرفت. در تيم پرسپوليس اين افكار منجر به كناره‌گيري چند بازيكن از مجموعه تيم شد. اين بازيكنان (محمد دادكان، محمد پنجعلي، محمد مايلي‌كهن، محمد صادقي، زادمهر، يعقوب فاطمي‌مقدم و...) از رفتار برخي از نفرات گله داشتند. سيبل آنها، محراب شاهرخي، علي پروين و صفر ايرانپاك بود. آنها مي‌گفتند پرسپوليس بايد اسلامي شود و پرسپوليس آزاد، تيمي بود كه مبناي فعاليت آنها شد. آنها مي‌خواستند پرسپوليس را دو شقه كنند كه پادرمياني بزرگترها، كنار رفتن محراب، خداحافظي ايرانپاك و اصلاح علي پروين (او به شدت طي سال‌هاي 58 و 59 انقلابي شد) باعث شد كه آنها به تيم برگردند. البته زادمهر به كرمان رفت تا طرح خدمت پزشكي را بگذراند. صادقي براي اثبات دوستي با نصرا... عبداللهي به شاهين رفت اما دادكان، پنجعلي و مايلي‌كهن به تيم برگشتند. پرسپوليس در سال 59 يك بازي خداحافظي براي مرحوم صفر ايرانپاك برگزار كرد. جعفر كاشاني جمعي از بزرگان پرسپوليس را دور هم جمع كرد، بازي انجام شد اما محمدها نيامدند! آنها حاضر نشدند در ديدار خداحافظي مرحوم صفر ايرانپاك در ميدان حاضر شوند!

5- پرسپوليس در اسفند سال 60، جام وحدت، در بهمن 61، مسابقات باشگاه‌هاي تهران و در ارديبهشت 62، جام حذفي تهران را فتح‌ كرده بود. در سال 62، استقلالي‌‌ها، فرزام نيا و مختاري فر را گرفتند و با حضور حاجيلو، حجازي، رجبي، مراغه چيان، برادران بياني، نعلچگر، احدي، بهتاش فريبا، مظلومي، چنگيز، بيژن طاهري و... يك تيم پرستاره ساختند. روز 15 مهر 62، بازي پرسپوليس (قهرمان سه جام معتبر گذشته) و استقلال (صدرنشين مسابقات تهران) حساس‌ترين بازي تاريخ ديدارهاي دو تيم بود. به نحوي وحشتناك تماشاگر به آزادي آمد. حدود 120 هزار نفر تماشاگر در ورزشگاه جا شدند و 50 هزار نفر به خانه‌ها برگشتند. تماشاگر تا ديواره‌ها، روي مشعل المپيك و بالاي پروژكتورها هم نفوذ كرد. مسوولان تامين امنيت پليس تهران جلسه گذاشتند و اعلام كردند كه بازي برگزار نمي‌شود! بازيكنان در رختكن لباس بر تن كردند، داوران هم آماده رفتن به خانه شدند اما تماشاگر ورزشگاه را ترك نمي‌كرد!در همين اثنا حدود پنج هزار تماشاگر هم كنار زمين آمده و روي زمين در دو متري خط نشستند! ديگر انجام بازي غير ممكن شده بود!اما ناگهان تصميم عوض شد! بازي بايد برگزار شود. مسوولان با اضطراب پروژكتورها را روشن كردند. هر لحظه ممكن بود برق صدها نفر را بگيرد. هر آن ممكن بود جنگ به داخل ميدان برود و...
از مسوولان رده بالا، خبر رسيد كه بايد برگزار شود. بعدها معلوم شد مسوول مستقيم در وزارت كشور، قبل از شروع مسابقه هزار صلوات نذر كرده بود تا بازي شروع شود!

6- آن روزها، دو ميليمتر باران كه مي‌آمد بازي‌ها را تعطيل مي‌كردند، برف كه ديگر جاي خودش را داشت! زمين‌هاي بد و نامرغوب، باعث شده بود مسابقات ليگ تخت جمشيد و تهران در ماه‌هاي آذر، دي و بهمن تعطيل باشد اما عجيب‌ترين تصميم در اسفند 67 گرفته شد. از روز 17 تا 19 اسفند 67 باران باريده بود و همه فكر مي‌كردند داربي برگزار نمي‌شود.پرسپوليس و استقلال بايد براي برگزاري ديدار يك چهارم نهايي جام حذفي به مصاف هم مي‌رفتند.
تماشاگر باورش نمي‌شد بازي برگزار شود، علي اي‌حال فقط 35 هزار نفر شنيدند كه اخبار ساعت 14:00 راديو در روز 19 اسفند سال 67 اعلام كرده كه بازي حتما برگزار مي‌شود.35 هزار تماشاگر سراسيمه به ورزشگاه آزادي آمدند. بازي باراني آغاز شد. بعد از دو ساعت بازي به ضربات پنالتي رسيد. هيات فوتبال ناپرهيزي كرده بود! بازي سر وقت به درستي برگزار شد و با خوبي و خوشي هم به پايان رسيد.

7- پرسپوليس در دي ماه سال 71، در اولين روز سال 1993 ميلادي، بايد به مصاف يكي از ضعيف‌ترين تيم‌هاي استقلال تاريخ مي‌رفت. استقلال با مربيگري بيژن ذوالفقارنسب در ميدان حاضر بود. آنها ستارگاني مثل مهدي فنوني‌زاده، رضا احدي، امير موسوي‌نيا، فرشاد فلاحت‌زاده و... را از دست داده بودند. دو تيم در مسابقات سوپرجام تهران بايد با هم بازي مي‌كردند. پرسپوليس به علت رسيدن به فينال ليگ دوم آزادگان، به ليگ سوم رسيده بود اما استقلال براي رسيدن به ليگ سال بعد بايد در مسابقات سوپرجام تهران - يادواره زنده ياد دهداري، خوب نتيجه مي‌گرفت. براي آنكه دوستي‌ها ثابت شود، پروين به دوست و همبازي سابقش در پرسپوليس و تيم ملي امان داد.پرسپوليس با استقلال مساوي كرد در حالي كه مي‌توانست حريف را با اختلاف ببرد.15 روز بعد محمد بوقي و يك ماه بعد محراب شاهرخي مردند. استقلال هم بين هشت تيم، هفتم شد و به ليگ سوم آزادگان نرسيد.


8- روز شش مرداد سال 74، اولين داور خارجي بعد از انقلاب براي داربي آمد. احمد ابهران و يك مشت بازيكن داربي، دي ماه سال 1373 را به درگيري و نزاع كشاندند. بازي آغاز شد. بازي روز شش مرداد سال 74 را مي‌گوييم. داريوش مصطفوي رييس وقت فدراسيون براي آنكه جايي براي حرف و حديث باقي نماند، داور فينال جام جهاني (ساندروپوهل) را به ايران آورد. كمك او، محمد فنايي هم در جام جهاني 1994 حاضر بود و عليرضا صادقي‌جو ديگر كمك داور بود اما، بازي با سه اشتباه مشكوك داور مسابقه سه بر يك به سود استقلال تمام شد. بعدها داريوش مصطفوي در يك گفت‌وگوي دوستانه در روزنامه خبر ورزشي (با حضور و شهادت مهدي حدادپور، فرهاد اشرافي، آرتين زهرابي و شهاب محمدي) اعلام كرد كه شب قبل از برگزاري بازي به داور گفتم: فردا تيم قرمز نبايد برنده بازي باشد.
اين خواسته مصطفوي در پي اختلافات او با عابديني بود. در بازي برگشت كه آنها آشتي كردند، داور با اشتباهش مانع شكست پرسپوليس شد.

9- روز 18 تير سال 1378 بزرگترين داربي سياسي دانشجويان، بعد از انقلاب انجام شد. مقابل كوي دانشگاه جماعتي از اهالي نيروي انتظامي و لباس شخصي‌ها، با دانشجويان به شدت درگير شدند. در همين زمان، بازي فينال جام حذفي بين پرسپوليس و استقلال بايد در روز 20تير سال 1378 انجام مي‌شد! شوراي تامين استان، بر سر يك دو راهي بزرگ قرار داشت.
1- بازي انجام شود و تحركات سياسي احتمالي آن را به جان بخرند.
2- بازي انجام نشود.
راه اول منطقي‌تر بود. اگر بازي انجام نمي‌شد، در جامعه حالت ناامني به ذهن مردم خطور مي‌كرد، بازي انجام شد و تحت كنترل شديد نيروهاي امنيتي هيچ اتفاقي رخ نداد. پرسپوليس، فينال را دو بر يك برد، حتي تلويزيون جشن قهرماني پرسپوليس را نشان نداد كه موجب تحريك كسي نشود.


10-هندسه اعداد در بازي روز 8 اسفند سال 1378 پرسپوليس و استقلال خواندني بود. بازي با عدد هشت در اين روز واقعا ماندگار بود.پرسپوليس هشتمين بازي بدون شكست خود را برابر استقلال انجام داد.بازي در روز هشت اسفند سال 1378 انجام مي‌شد.پرسپوليس دو گل زد. اين دو گل در دقايق هشت و 80 به ثمر رسيد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
نگاهی به گذشته
صفحه اصلی - درباره ما - تماس با ما -آرشیو - سایتهای دیگر - برگزیده صورتک ها - برگزیده کاریکاگل ها - برگزیده پوسترها - گزارش های تصویری
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه ورزشی گل می باشد و هرگونه استفاده غیر قانونی از مطالب سایت پیگرد قانونی خواهد داشت .
Copyright 2006-2008 , www.goaldaily.ir :: (Iranian Goal Newspaper) All rights reserved :: Email : Info@goaldaily.ir