جستجو سایتهای دیگر جستجوی پیشرفتهآرشیوتماس با مادرباره ما صفحه اصلی
نسخه شماره 1524 - 1390/03/25 -

نگارش نامه احمدي نژاد براي معرفي سجادي جنجال ساخت
صبح خبرساز ورزش در مجلس

وزير پيشنهادي وزارت ورزش و امور جوانان اعلام كرد
سجادي: اميدوارم مديريتم ورزشي‌ها را سرافراز کند

نامه تند احمدي نژاد براي معرفي سجادي
به صراحت مي‌گويم ابهامات مصوبهباعث کشمکش مي‌شود


روزمه اولين وزير پيشنهادي ورزش ايران


سعيد فائقي:انتخاب سجادي مبارك است


برنامه‌هاي سجادي به مجلس

بخش‌هاي مهم حرف‌هاي دايي در نود
دايي: كاشاني گفت كاري مي‌كنم شريفي را از فوتبال بردارند

گفت‌وگو با دو نامي كه در برنامه 90 مطرح شدند
مرزبان: خودم به دايي گفتم با كعبي تماس گرفتم
كعبي: كاش پاي من را وسط نمي‌كشيدند
بي اعتمادي؛ پيغام طولاني ترين نود تلويزيون
اين دوشنبه شب ترسناك!...

پرده‌اي جديد از اتفاقات استقلال اهواز
ماجراي خانمي كه جاي شفيع‌زاده‌ها چك‌ها را امضا كرد

اجازه نمي‌دهيم كسي بيشتر از سقف قرارداد پول بگيرد
كفاشيان: با انصراف اراكي‌ها از تيمداري شرايط نفت تهران مبهم شده است

حاشيه‌سازان به خاطر منافع خود آرامش تيم‌ها را سلب مي‌كنند
حدادي‌فر: ذوب‌آهن خانه ابراهيم‌زاده است

مصطفوي شكايت كرده، ما رضايت بدهيم؟!
كفاشيان: يك دفتر كار هم در كمپ دارم

قلعه‌نويي پيشنهاد بدهد، با كله قبول مي‌كنم
سياوش : نمي‌دانـم در استقـلال چي كم گذاشتم كه سراغم را نمي‌گيرند

چون قراردادم را تمديد نكردم
روانخواه: مظلومي و فتح‌ا...‌زاده را بـه همـه مي‌شناسـانـم

تكليفم روشن است؛ يك فصل ديگر قرارداد دارم
جباري: آمدن تيموريان براي استقلال خوب است

پيشنهادهاي مظلومي و فتح‌ا...‌زاده
اردوي خارجي در تركيه يا اتريش؟

آقاي عرب‌نيا! بازيگري شغل شماست نه من
مايلي‌‌كهن: پرسپوليس خانه من است ولي ارث پدري‌ام نيست

كاشاني زنگ زد و از من برنامه گرفت
درخشان: با پرسپوليس قهرمان شدم پس باز هم مي‌توانم

مطمئن باشيد پرچم پرسپوليس زمين نمي‌افتد
مازيار زارع: مشكلي براي قدم زدن در خيابان‌هاي انزلي ندارم

با او قهرمان هم شده‌ام
حسيني: دايي مي‌تواند به سپاهان کمک کند

سالم هستم، قراردادم هم تمام شده!
خليلي: دلم مي‌خواهد به پرسپوليس برگردم

ديدار عقاب و جادوگر در سالن بدنسازي شمال شهر
عابدزاده: مي‌دانستم كاردايي به اينجا مي‌كشد!
كريمي: بايد قدر پرسپوليس را دانست
فرمول نجات كاشاني، در خاك عثماني است
مديريت پرسپوليس و يك بازي دو سر باخت!

4 گزينه مورد نظر كاشاني زير ذره‌بين
شماره 7 روي نيمكت مي‌نشيند

كرش امروز برمي‌گردد
سرباز فراري‌ها دعوت نشدند

نگاهي به داستان رايان گيگز و جنجال‌هاي اخير فوتبال انگليس
تاريخچه‌اي ازخيانتـــ

به دنبال شايعه‌سازي درباره انتقال فابرگاس
خشم انگليسي‌ها از روزنامه‌هاي اسپانيايي

مورينيو پديده‌اي در مربيگري است
رونالدو:به?خودم از10?نمره 9?مي‌دهم

ظهور ستاره‌هاي جديد در فوتبال انگليس
زماني براي تغييرات

اولين خريد رسمي يونايتد
فيل جونز در تور سرالكس فرگوسن

وضعيت نامشخص تيم پپ در شروع فصل جديد
بارسا قبل ازخريد بايـد بفروشـد

انتقاد گوليت سفيد از فوتبال نوين
والدراما:مربيان امروز اجازه ظهور بازي‌ساز‌ها را نمي‌دهند

مسي چگونه پسر طلايي بارسلونا شد
تلاش و استعداد،‌نه هورمون و هيچ چيز ديگر


تلاش فيورنتينابراي جذبفيليپو اينزاگي

انتقاد صريح نخست‌وزير انگلستان:
انتخابات رياست فيفا نمايشي مضحك بود


 نگارش نامه احمدي نژاد براي معرفي سجادي جنجال ساخت
 صبح خبرساز ورزش در مجلس 

پس ازگذشت حدود پنج ماه از تصويب قانون تشكيل وزارت ورزش و جوانان، سرانجام رييس‌ دولت صبح ديروز در نامه‌اي، سجادي را براي تصدي اين وزارتخانه و اخذ راي اعتماد به مجلس معرفي كرداما اين نامه معرفي به هيچ عنوان شباهتي به مکتوب‌هاي مشابه نداشت و به فرصتي دوباره براي انتقاد نفر اول کابينه از تصميم مجلس تبديل شد. احمدي نژاد در اين نامه، پنج ايراد را به مصوبه مجلس براي ادغام سازمان‌هاي تربيت‌بدني و امور جوانان و تشكيل وزارت ورزش و جوانان وارد دانست كه البته با واكنش رييس مجلس مبني بر اينكه اين ايرادات توجيه تخلف قانوني است، روبه‌رو شد. نامه معرفي وزير پيشنهادي ورزش در جلسه علني ديروز مجلس، تذكرات متعدد نمايندگان را هم در پي داشت كه مشروح مذاكرات و حواشي جلسه در پي معرفي سجادي را مي‌خوانيد. البته با وجود اين تذكرات متعدد، سرانجام اين نامه اعلام وصول شد؛ مجلس نيز بايد طبق آيين نامه داخلي، رسيدگي به صلاحيت و راي اعتماد مجلس را هفته آينده در دستور كار قرار دهد تا پرونده جنجالي تشكيل وزارت ورزش و جوانان، پس از 5 ماه بسته شود. طبق اخباري که يک هفته پيش توسط روزنامه گل روي جلد قرار گرفت، حميد سجادي، رييس مركز توسعه ورزش‌هاي قهرماني و حرفه‌اي سازمان تربيت بدني و معاون ورزشي سعيدلو به عنوان وزير پيشنهادي وزارت ورزش و جوانان معرفي شد.
رييس‌جمهور در اين نامه به مغايرت اين مصوبه با ماده 53 قانون برنامه پنجم توسعه مبني بر كاهش تعداد وزارتخانه‌ها از 21 به 17 و اينكه معلوم نيست ادغام سازمان‌ها متوجه كدام مقام، دولت، مجلس، ‌روساي سازمان‌هاي تربيت بدني يا امور جوانان يا مرجع ديگري است، اشاره كرد. لاريجاني پس از قرائت اين نامه گفت: اين يك نامه‌نگاري جديد است چون معرفي وزير چند كلمه بيشتر نيست و اين نامه توجيه تخلف قانوني است. وي اعلام كرد اين نامه بين نمايندگان تكثير شود تا براي هفته آينده موضوع راي اعتماد در دستور كار قرار گيرد. پس از قرائت و اعلام وصول اين نامه توسط اميدوار رضايي عضو هيات رييسه مجلس در صحن علني تالار هرمي بهارستان، هفت نماينده مجلس تذكرات مختلفي را مطرح كردند كه پاسخ‌هاي لاريجاني را به دنبال داشت.


 وزير پيشنهادي وزارت ورزش و امور جوانان اعلام كرد
 سجادي: اميدوارم مديريتم ورزشي‌ها را سرافراز کند 

سيد حميد سجادي وزير پيشنهادي براي وزارت ورزش و امور جوانان در گفت و گو با خبرگزاري رسمي جمهوري اسلامي، اعلام كرد در صورت انتخاب مطابق برنامه دولت، ورزش و امور جوانان را به پيش خواهد برد.
چطورشد به پيشنهاد احمدي نژاد براي سرپرستي وزارت ورزش پاسخ مثبت داديد؟
گمان مي‌كنم به عنوان يك ورزشكار قديمي و مدير ورزشي، امروز در فضايي قرار گرفته ام كه بيش از هر زمان ديگري مي‌توانم به خانواده خودم خدمت كنم.
من با ورزش زندگي كرده ام و تمام دوران زندگي ام را با ورزش و آموزش به ورزشكاران يا انجام امور اجرايي و تربيت بدني پشت سر گذاشته ام، چرا كه تصور مي‌كنم آگاهي كاملي از دغدغه ها، كاستي ها، توانايي‌ها و امكانات كشور دارم.
تمام توان خود را به كار خواهم گرفت تا با تجربه‌اي كه در طول اين سال‌ها كسب كرده ام ورزش كشور را در جهتي به پيش ببرم كه نخستين تجربه انتخاب يك مدير ورزشي در راس دستگاه ورزش كشور، نتيجه‌اي مثبت و درخشان برجاي بگذارد و جامعه ورزش را سرافراز كند. ضمن اينكه خانواده بزرگ ورزش از كارشناسان، متخصصان، پيشكسوتان و دلسوختگاني برخوردار است كه فكر مي‌كنم دعوت عضو كوچك خانواده خود براي همراهي و برداشتن اين بار بزرگ پاسخ مثبت دهند تا با كمك هم كار را پيش ببريم.
برنامه شما براي حدود دو سال مانده به پايان دولت دهم چيست؟
برنامه جامعي در حال تدوين است كه مي‌خواهيم به نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي تقديم كنيم. در اين برنامه نظرات كارشناسان مجرب ورزش كشور جمع بندي و تدوين شده كه منطبق بر قانون برنامه پنجم توسعه و در جهت برنامه دولت خدمتگزار است كه قطعا ورزش كشور بر اساس آن به پيش خواهد رفت.


 نامه تند احمدي نژاد براي معرفي سجادي
 به صراحت مي‌گويم ابهامات مصوبهباعث کشمکش مي‌شود 

رييس‌جمهور در نامه‌اي به دكتر علي لاريجاني رييس مجلس شوراي اسلامي، حميد سجادي را به عنوان وزير پيشنهادي وزارت ورزش و جوانان معرفي كرد. متن نامه احمدي‌نژاد به لاريجاني که توسط اميدوار رضايي قرائت شد، به شرح زير است:
در طرح مصوب مجلس شوراي اسلامي براي تاسيس وزارت جديد ورزش و جوانان موارد ابهام متعددي وجود دارد كه به برخي از آنها اشاره مي‌شود.
1- در قانون برنامه پنجم توسعه كه تاريخ لازم‌الاجرا شدن آن بعد از مصوبه مورد بحث است تعداد وزارتخانه‌هاي موجود 21 وزارتخانه تعيين شده. در حالي كه با احتساب وزارت جديد وزارتخانه‌هاي موجود 22 وزارتخانه خواهد بود. با توجه به اينكه در قانون موخر اين تعداد (21 وزارتخانه) مقرر شده است تشكيل وزارتخانه جديد و اجراي مصوبه مورد بحث و مقدم با ابهام مواجه مي‌شود.
2- در متن مصوبه مذكور آمده از تاريخ تصويب، سازمان‌هاي تربيت بدني و ملي جوانان ادغام و به وزارت ورزش و جوانان تبديل مي‌شود. تاريخ تصويب مصوبه 12/10/89 است. در حالي كه تاريخ اعلام نظر شوراي نگهبان 29/10/89 و تاريخ ارسال آن از سوي رييس محترم مجلس شوراي اسلامي به دولت 30/10/89 است. بنابراين با فرض ابلاغ مصوبه در همان روز رسيدن به دولت اگر منظور تشكيل وزارت جديد به عنوان حكم وضعي يا به صورت شرط نتيجه باشد معني آن اين است كه قانون‌گذار در تاريخ 30/10/89 اعلام نموده دو واحد سازماني بزرگ و مستقل 18 روز قبل منحل شده و وزارتخانه جديد شكل گرفته است. بديهي است تصميمات و اقدامات آنان كه مربوط به امر عمومي است در طي اين مدت نيز نمي‌تواند بلاتكليف باشد. به علاوه اجراي مصوبه قبل از طي مراحل و ابلاغ در چنين موردي فاقد وجاهت است و پس از ابلاغ نيز اجرا در تاريخ مقدم فاقد معنا و محال مي‌باشد و اگر منظور تكليف و ادغام دو واحد سازماني و تشكيل وزارت ورزش و جوانان باشد ظاهر اين است كه اين تكليف 18 روز قبل از اين كه به دولت اعلام شود بوجود آمده است كه مشابه ايرادات فوق در اين خصوص نيز وجود خواهد داشت.
3- محل تامين بار مالي اجراي مصوبه صرفه‌جويي در هزينه‌هاي وزارت ورزش و جوانان قيد شده است در حالي كه اولا رديفي تحت عنوان صرفه‌جويي در قانون بودجه سال 1389 وجود نداشته و رديف‌هاي موجود در قانون بودجه مذكور نيز هر كدام محل مصرف قانوني خود را داشته‌اند كه تابع قوانين لازم‌الرعايه ديگر مي‌باشد و مصوبه جديد اختيار هزينه نكردن در موارد تكليفي مذكور را نداده است و ناسخ قوانين قبلي و يا حاكم بر آن قوانين نيز نمي‌توانسته تلقي شود. بنابراين ابتدا بايد تكاليف قانوني مربوط به هر رديف اجرا مي‌شد و در صورتي كه مبلغي باقي مي‌ماند قابل هزينه كردن براي ايجاد وزارت جديد بود. لذا اجراي مصوبه از تاريخ تصويب آن محال بوده است و ثانيا چگونه ممكن است كه هزينه تاسيس يك وزارتخانه از محل صرفه‌جويي در هزينه‌هاي همان وزارتخانه تامين شود كه خود در شرف تاسيس و فاقد رديف اعتباري در قانون بودجه 1389 است.
4- معلوم نيست مسووليت ادغام متوجه كدام مرجع يا مقامي است. آيا دولت، مجلس، روساي سازمان‌هاي مربوطه يا مرجع ديگري مسوول است.
5- در قسمت دوم مصوبه آمده است اقدامات قانوني براي انجام اصلاحات لازم در مقررات مربوط به آن به عمل مي‌آيد. توضيح اين‌كه از يك طرف ايجاد وزارت ورزش و جوانان مقرر گرديده و از طرف ديگر اصلاح مقررات مربوط به آن موكول به اقدامات قانوني آتي شده است. به علاوه مصوبه به نحوي است كه روشن نيست مخاطب انجام اقدام قانوني چه مرجعي است. دولت، مجلس شوراي اسلامي يا مرجع ديگري. اگر منظور انجام اقدامات قانوني توسط دولت است بر اساس نظر شوراي محترم نگهبان تكليف دولت به تقديم لايحه مغاير اصل 74 قانون اساسي است؛ لذا اگر اقدام قانوني منحصر به تكليف ارايه لايحه باشد با همان ايراد اصل 74 قانون اساسي مواجه خواهد بود.
در نظام جمهوري اسلامي ملت سرافراز از خادمان خود در هر سنگر انتظار اتخاذ تصميمات و اقداماتي دارند كه نه تنها براي كشور و مردم مشكلي ايجاد نكند بلكه نتيجه آن ارايه خدماتي باشد كه كشور را به قله‌هاي سرافرازي رهنمون ساخته و طعم شيرين خدمت صادقانه را همراه با آسايش، آرامش و تسهيل در امور به ملت بچشاند. صحنه ورزش مربوط به كشور و متعلق به آحاد ملت قهرمان است. شكرانه سلامت و موفقيت جوانان اين سرزمين دلاورخيز در عرصه‌هاي داخلي و بين‌المللي اقتضاي تصميماتي را دارد كه بدون ايجاد اشكال و وقفه موجب نشاط عمومي گردد. به صراحت اعلام مي‌كنم كه ابهامات و اشكالات مصوبه ياد شده علاوه بر اختلال در امر ورزش و بروز كشمكش در اين عرصه به حاصل زحمات و فداكاري‌هاي جامعه پاك، شريف و عزت‌آفرين ورزش و جوانان قهرمان اعم از زن و مرد صدمه خواهد زد. درخواست اينجانب از ابتدا رفع اشكالات و ابهامات بود كه متاسفانه اقدامي صورت نپذيرفت و از روزي كه جنابعالي از تريبون رسمي دستور رسيدگي قضايي را صادر كرديد اقدامات قضايي و غير آن آغاز شد و به ايجاد تضييقات در ارايه خدمات دو سازمان مهم تربيت بدني و امور جوانان منجر گرديد كه موجبات اخلال در امور را فراهم آورده است. از باب ضرورت و با عنايت به موارد ياد شده شايسته بود ابهامات و اشكالات رفع مي‌گرديد تا زمينه اجراي صحيح مصوبه فراهم مي‌شد. مطمئن هستم چنانچه اين مشكلات و ابهامات از طرف مديريت مجلس به اطلاع نمايندگان محترم مجلس مي‌رسيد به گونه ديگري اقدام و نسبت به اصلاح مصوبه اقدام مي‌كردند. اكنون با ملاحظه محدوديت‌ها و تضييقات پديده آمده احتمال ورود صدمات بيشتر به بخش ورزش و امور جوانان ظاهرا راهي جز معرفي وزير وجود ندارد. از اين رو علي‌رغم وجود مشكلات و ابهامات از جمله موارد پيش‌گفته به استناد اصل 133 قانون اساسي جناب آقاي سيدحميد سجادي هزاوه كه از چهره‌هاي آشناي ورزشي كشور هستند را به عنوان وزير جهت طي مراحل قانوني معرفي مي‌نمايد.


 روزمه اولين وزير پيشنهادي ورزش ايران 

آمار مي‌گويد حميد سجادي نخستين قهرمان ورزشي ايران است كه به بالاترين مسووليت ورزشي كشور گمارده مي‌شود. البته از ديدگاه ديگر اين مساله براي او دشواري‌هايي را هم ايجاد خواهد كرد، چرا كه بسياري معتقدند اگر سجادي در اين مسووليت عملكرد مثبتي نداشته باشد، راه براي حضور ساير مديران ورزشي در راس ورزش ايران ناهموار مي‌شود.
سيد حميد سجادي هزاوه كه متولد اولين روز سال 1348 است، 17 سال مستمر (از سال 64 تا 80) عضو تيم ملي دو و ميداني ايران بود و در طول اين مدت 75 سفر برون مرزي در معيت تيم انجام داد.
وي دارنده 14 مدال رنگارنگ آسيايي و هشت ركورد ملي است و از سال 66 تاكنون ركورددار رده جوانان دو‌هاي 2هزار متر با مانع، 1500 متر و 800 متر كشور است و در رده بزرگسالان نيز از سال 67 تاكنون ركورد دار دوي 1500 متر و 3000 متر آزاد محسوب مي‌شود.
سجادي در هواي آزاد نيز در سال 70 ركورد دوي 3 هزار متر با مانع ايران را از آن خود كرد و در سال 74 نيز ركورد ماده 5 هزار متر و در سال 75 ركورد 10 هزار متر كشور را جابجا كرد كه تا به امروز برجاي مانده.
وي ركورد شكني دو 800 متر داخل سالن آسيا، عضويت در منتخب آسيا در سال‌هاي 70 و 71، چهارمي جهان در سال 1992 كوبا، عضويت در كميته ورزشكاران شوراي المپيك آسيا براي چهار سال، عضويت در انجمن المپين‌ها از سال 77تاكنون (كميته المپيك)، عضويت در كميته فني فدراسيون دو و ميداني و سمت مشاور رييس فدراسيون را در كارنامه خود دارد.
سجادي همچنين داراي مدارك ورزشي مربيگري بين المللي دو و ميداني درجه يك، ‌نجات غريق بين المللي درجه 2، مربيگري ژيمناستيك درجه 3 و مربيگري بدنسازي درجه 1 است و از معدود ورزشكاران ايران است كه به عنوان يك قهرمان در رويدادهاي بزرگ جهاني همچون المپيك 92 بارسلونا و 96 آتلانتا، چهار دوره دو و ميداني قهرماني جهان، 3 دوره دانشجويان جهان، سه دوره حضور در بازي‌هاي آسيايي (90 پكن، 94 هيروشيما و 98 بانكوك) را تجربه كرده است.
سرپرست وزارت ورزش و امور جوانان در رسته اجرايي، نخست به عنوان معلم ورزش در سال 68 مشغول به كار شد، هشت سال مسووليت تيم دو و ميداني بنياد شهيد را برعهده داشت.سجادي از سال 68 پنج سال در مدارس شاهد تهران تدريس كرد و با پايان تحصيلات آكادميك در سال 79 به عضويت هيات علمي دانشكده تربيت بدني تهران مركز درآمد. مديريت طرح و تامين برنامه‌هاي شبكه راديويي ورزش يكي از مشاغل دكتر بود. وي در انتخابات قبلي مجلس موفق به كسب راي از مردم تهران نشد.
وي از سال 83 تا 84 به عنوان معاون فرهنگي شركت ورزشي شهر تهران (شهرداري تهران) فعاليت كرد و سپس در سال 85 به عنوان رييس هيات مديره و مديرعامل توسعه ورزش و تفريحات سالم منطقه آزاد كيش راهي جنوب كشور شد و با پايان ماموريتش در سال 87 به پايتخت بازگشت و به مدت يكسال و نيم به عنوان عضو هيات مديره و مديرعامل باشگاه سايپا فعاليت كرد.
وي با شروع دولت دهم رييس سازمان تربيت بدني، به عنوان معاون امور ورزش سعيدلو حكم گرفت.
رياست ستاد نادو ايران، رياست شوراي برون مرزي سازمان تربيت بدني و نايب رييسي كميته بين الدول تربيت بدني يونسكو CIGEPS از سال 89 تا امروز از ديگر مسووليت‌هاي اجرايي اين ورزشكار باسابقه ايران است كه به عنوان وزير ورزش مدنظر دولت دهم به مجلس معرفي شد.


 سعيد فائقي:انتخاب سجادي مبارك است 

معاون اسبق سازمان تربيت بدني با بيان اينكه انتخاب يك مدير ورزشي به عنوان وزير ورزش اتفاق خوبي است، گفت: اين انتخاب بهترين اتفاقي بود كه مي‌توانست بيفتد و در تاريخ ماندگار خواهد شد. ما نبايد انتظار معجزه داشته باشيم، سجادي در مديريت قبلي حضور داشته و مسوول مستقيم ورزش قهرماني بوده و قطعا همان روند ادامه خواهد داشت.
سعيد فائقي ادامه داد: واقعيت امر اين است كه چون ورزش رسانه قوي دارد، توقعات مردم را بالا برده... شرايط اقتصادي حاضر اصلا اجازه نمي‌دهد كه ورزش جهش كند. به ويژه‌ اعتباراتي كه امسال در بودجه ديده شده همين را ثابت مي‌كند. متاسفانه بودجه ورزش هميشه اعانه‌اي بوده و چشمان ورزش هميشه به دست ديگران بوده تا يك درصد را تصويب كند.
فائقي، سجادي را وارث مشكلات اساسي در ورزش دانست و گفت: قانون برنامه پنجم توسعه ورزش را بسيار ضعيف ديده و يا مي‌توان گفت كه ناديده گرفته است. مجلس اختصاص يك درصد بودجه به ورزش را تصويب نكرد و در بعد توسعه هم اعلام كرده كه اراضي كه خارج از شهر است و به درد هم نمي‌خورد را به ورزش دهند!
خوشبختانه اولين وزير ورزش هم قهرمان است و هم تحصيلكرده ورزش. اين اتفاق مباركي است. سجادي همچنين در حوزه اجرايي هم حضور داشته است.
اكنون بايد دست به دست هم دهيم، گرد هم جمع شويم و با همبستگي و وحدت بسيار زياد از عصاره ورزش حمايت كنيم تا موفق شود. اگر خداي ناكرده سجادي موفق نباشد، ورزش زير سوال مي‌رود، همه بايد اختلافات را كنار بگذارند، توقعات را كم كنند و پشت يكديگر بايستند. از مجلس خواهش مي‌كنم تسامح به خرج دهد و با راي بالا به سجادي اجازه دهد كه با اقبال خوبي وارد وزارتخانه ورزش شود.


 برنامه‌هاي سجادي به مجلس  

سيد حميد سجادي، وزير پيشنهادي احمدي‌نژاد براي تصدي پست وزارت ورزش و جوانان برنامه‌هاي خود را براي اين سمت به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ارايه كرد.برخي از محورهاي اين برنامه كه ميان نمايندگان توزيع شد به اين شرح است:
تلاش جدي و سازمان يافته براي اينكه موضوع جوانان در ميان اولويت‌هاي اصلي كشور قرار گيرد تا متناسب با جواني جمعيت كشور و سند چشم انداز 20 ساله و برنامه پنج ساله قانون تدوين شود.
برنامه‌ريزي و تلاش در عرصه‌هاي مختلف مرتبط با جوانان از قبيل اشتغال، مسكن، ازدواج، تعليم و تربيت و ساماندهي اوقات فراغت، توسعه نظام استعداديابي كشوري
تقويت روحيه انقلابي و بسيجي و فرهنگ ديني در ورزش كشور
ساماندهي ورزش همگاني، ارتقاي جايگاه ورزش بانوان،خصوصي سازي باشگاه‌هاي دولتي، ايجاد آكادمي‌هاي تخصصي ورزشي
حمايت از ورزش‌هاي پرطرفدار درهر منطقه با تاكيدبر طرح آمايش سرزمين


 بخش‌هاي مهم حرف‌هاي دايي در نود
 دايي: كاشاني گفت كاري مي‌كنم شريفي را از فوتبال بردارند 

علي دايي در برنامه 90 انتقادهاي بي‌سابقه‌اي از حبيب كاشاني مطرح كرد و حرفهايي زد كه مطمئنا چند وقت سوژه اول محافل خبري خواهد بود.
ماجرا از پرونده عماد رضا شروع شد: شما برويد از خلعتبري بپرسيد كه چرا به پرسپوليس نيامد، اولين بازيكني كه به باشگاه گفتم هر چقدر پول مي‌خواهد به او بدهيد، عمادرضا بود. من از كاشاني يك سوال دارم، چرا نتوانستيد عمادرضا را به خدمت بگيريد؟ ايشان چند كاغذ را در برنامه نشان دادند كه قبلا به من هم نشان داده بودند. خود عماد رضا به خاطر من 100 ميليون از مبلغ قراردادش كم كرد. من در جلسه‌اي كه به همراه آقاي سعدي با عماد رضا داشتم، به او گفتم كه من به تو اعتقاد دارم و از باشگاه خواسته‌ام به پرسپوليس بيايي، خود سعدي هم مي‌تواند بيايد و اين موضوع‌ها را بگويد. اصلا چطور شد كه يكباره عماد رضا به شاهين رفت؟
علي دايي ادامه داد: اصلا مگر مي‌شود؟ چطور مي‌شود كه عمادرضا پرسپوليس با آن عظمت و قرار داد 800 ميليوني را رها مي‌كند و به شاهين بوشهر مي‌رود؟ در بوشهر قبل از بازي خود عمادرضا به من چيزي گفت كه نمي‌توانم اينجا آن را بيان كنم.
علي دايي با اشاره به اين كه باشگاه پرسپوليس براي فصل بعد خود سرمربي انتخاب كرده، گفت: آن‌ها از حالا كمپ فصل بعد را مشخص كرده‌اند، در كجاي دنيا اين موضوع هست كه يك تيم بايد به يك اردوي داخلي و خارجي برود؟ كاشاني گفت كه شيث رضايي بيشتر از بقيه نگرفته، اما بر طبق چيزي كه خودشان نشان دادند، شيث بيشتر از من پول گرفته بود. البته خدا را شكر كه كاشاني گفت من در اين چند ماه يك بار هم حرف از پول نزدم. كاشاني گفت كه 70 درصد پول دايي پرداخت شده كه من فكر نمي‌كنم 70 درصد گرفته باشم. وحسين كعبي و ماجراي تماس مرزبان: بايد ديد عليرضا مرزبان چگونه به حسين كعبي زنگ زده است. شما مطمئن باشيد كه باشگاه پرسپوليس براي فصل بعد با استيلي صحبت كرده. به غير از مرزبان، بيژن نامي زنگ زده و با برخي بازيكنان صحبت كرده.
دايي در ادامه صحبت‌هاي خود در برنامه 90 گفت: متاسفانه به دليل تهمتي كه كاشاني در آخرين جلسه كميته فني به من زد ديگر دوست ندارم او را ببينم. خواهش مي‌كنم اين قدر مظلوم نمايي نكند، درباره بحث درگيري با ليدر ماجرا اين‌گونه بود كه از باشگاه به من زنگ زدند و يكي از كارمندان باشگاه تلفن را روي بلندگو گذاشته بود و پشت خط همين وحيد اسماعيلي با يك ليدر ديگر بود كه به من فحش ناموس مي‌دادند. مگر من بي‌رگم يا سيب زميني‌ام كه وقتي به من فحش مي‌دهند، چيزي نگويم. وقتي كه به باشگاه رسيدم، اين دو نفر پيش من آمدند و يكي از آن‌ها با گردن كلفتي گفت «اگر تو را بزنم، مي‌روي از من شكايت مي‌كني؟» من هم گفتم نه، از تو شكايت نخواهم كرد. آن ليدر به يك نفر گفت حرامزاده و من هم يقه او را گرفتم و كنار ديوار بردم. مگر من مي‌گذارم يك ليدر من را بزند؟ روزي كه يك ليدر بخواهد مرا كتك بزند، روز مرگ من خواهد بود. دايي افزود: بايد پرسيد چرا باشگاه مامن چنين افرادي شده و چطور در محل باشگاه اجازه مي‌دهند، يك ليدر با سرمربي اين‌گونه برخورد كند؟ كجاي دنيا ديده‌ايد كه ليدرها در دفتر مدير عامل باشگاه جلسه بگذارند؟ يا در كجاي دنيا مدير عامل پس از قهرماني جام را بالاي سر ببرد؟ من چندين سال در اروپا بودم و اصلا اين موضوع را نديدم. كاشاني درباره كاظمي (ليدر) راست مي‌گويد، من نامه زدم كه او را ببخشند، اما از كاشاني يك سوال دارم، چرا با دوردانه‌هاي خودش اين‌گونه برخورد نمي‌كند؟ كساني كه در اين مدت صاحب دكه مطبوعات شدند، فيش حج گرفتند، كربلا رفتند و... من يك فيلم دارم كه فردي كه در شوراي شهر راننده است، همان كسي است كه در بازي ما با بنياد كار شيث رضايي را تشويق مي‌كند. مطمئن باشيد كه ليدر باشگاه همسو با سياست‌هاي باشگاه كار مي‌كند.
علي دايي با اشاره به اسماعيل بيگي يكي از ليدرهاي پرسپوليس گفت: روزي كه من تيم را قهرمان كردم، اين آقا آمد و روزي كه با آن ليدر هم درگير شدم، اين آقا آنجا بود، اين فرد دكه روزنامه فروشي دارد، سايت دارد كه مي‌دانيم به روز كردن يك سايت در اين دوره و زمانه حداقل دو، سه ميليون تومان هزينه مي‌خواهد و با صحبت‌هاي كه كاشاني راجع به او كرد، تفاوت دارد. يك بار در جلسه كميته فني گفتم كه اين ليدر را اخراج كنيد، اما كاشاني براي من حديثي آورد و گفت: من هم اينجا 400 هزار تومان به او مي‌دهم و كنترلش مي‌كنم.
وي مدعي شد: شاهد مي‌آورم همان روزي كه با يك ليدر درگير شدم، اسماعيل بيگي به كاشاني گفته كه حاج آقا مگر خودتان نگفتيد كه به دايي فحش دهيم كه كاشاني هم در جواب گفته من گفتم به خودش فحش بدهيد، نه به زن و بچه‌اش. يك خانم شاهد همه اين حرف‌ها است. در هر دادگاهي كه بگوييد شهادت مي‌دهم كه كاشاني اين صحبت‌ها را انجام داده است. چند سال پيش هم پس از باخت پرسپوليس به استقلال اهواز ليدرها در رختكن بازيكنان را كتك زده بودند.
دايي با بيان اين كه مقصر اصلي ناكامي‌هاي پرسپوليس من بودم، گفت: چه كسي در ورزشگاه بيانيه خواند، مگر تماشاگر مي‌خواند، به هر حال من هم اشتباهاتي داشتم و مقصر اصلي ناكامي‌ها بودم. من كه در نشست پس از بازي فينال هم گفتم كه من نقشي در قهرماني پرسپوليس نداشتم. حال چطور كاشاني مي‌گويد كه من گفته‌ام، قهرماني مال من است؟ بعد از بازي با سپاهان من ديگر تنها شدم. مي‌خواهم بدانم مگر ما نمي‌توانستيم كاپ را بلند كنيم كه آن‌ها براي كمك كردن به ما بالاي سكو آمده بودند؟ شما همه جوره ما را تنها گذاشته بوديد. به من كه زنگ نزديد حداقل به خوردبين يك زنگ مي‌زديد كه بابت قهرماني تشكر مي‌كرديد!
علي دايي در ادامه صحبت‌هايش بحثي جنجالي را مطرح و ادعا كرد: كاشاني قبل از جام ملت‌ها به من گفت: «من مخالف اين هستم كه قطبي را الان بردارند، او بايد به جام ملت‌ها مي‌رفت تا دستش براي مردم رو شود». اين حرف‌ها را كاشاني به طور خصوصي به من گفت. دايي در ادامه با انتقاد از عملكرد روزنامه پرسپوليس گفت: مطالب زيادي در روزنامه پرسپوليس عليه من نوشتند، اصلا عامل اختلاف ما از همان روزي بود كه اين روزنامه منتشر شد و ما اكثرا در جلسه‌هاي كميته فني راجع به اين روزنامه بحث داشتيم. كاشاني در يكي از جلسات به روح برادر شهيدش قسم خورد كه خبرنگاري كه عليه من مطلب مي‌نويسد را اخراج كند يا اصلا روزنامه را ببندد، اما عاملي كه باعث شد اختلافات بيشتر شود، سر دبير روزنامه يا همان باجناق كاشاني بود كه پس از بازي سپاهان و بدون هيچ سلام و احوالپرسي به من زنگ زد و گفت: «تا به حال اگر چيزي نگفته‌ايم، احترامتان را نگه‌داشته‌ايم، شما مرده‌ بوديد، كاشاني شما را زنده كرد» من هم گفتم كه مگر كاشاني عيسي مسيح است كه من را زنده كند.
علي دايي همچنين درباره ماجراي مجتبي شريفي و بحث‌هايي كه در زمان رفتن او از كميته انضباطي پيش آمد، گفت: متاسفانه كاشاني در هيات رييسه فدراسيون فوتبال گفته بود «شريفي قبل از اين كه حكم بدهد، با دايي هماهنگ مي‌كند»، در اين رابطه بايد بگويم كه دوست من فقط يك بار يك حكم را از سايتي برايم خواند، متاسفانه هم من را خراب كردند و هم شريفي را. شريفي يك از دوستان من بود، كاشاني يك روز در تمرين به من گفت «كاري مي‌كنم كه شريفي را از اين فوتبال بردارند».
سرمربي فصل قبل پرسپوليس افزود: كاشاني گفته من يك ماه و نيم سكوت كردم. بله ايشان خودشان صحبت نمي‌كنند، ولي روزنامه و عوامل‌شان هر چه مي‌خواهند مي‌گويند، همه حرف‌هايي كه كاشاني در برنامه امشب زد را من مي‌دانستم. كجاي دنيا ديده‌ايد كه يك مدير عامل روزنامه داشته باشد؟
دايي همچنين گفت: اگر بعد از پنج باخت پياپي من را بر مي‌داشتند، چيزي نمي‌گفتم، چرا كه حق داشتند، اما من را عوض نكردند كه اگر نتيجه‌ نگرفتم، مردم بگويند «دايي بايد از پرسپوليس بيرون برود.» دقيقا همان بحثي كه راجع به قطبي گفتند.
علي دايي همچنين درباره اين صحبت كاشاني كه گفت «دايي همچنان گزينه اول پرسپوليس براي فصل بعد است»، گفت: اين هم از آن حرف‌ها است. تا به حال از چندين باشگاه با من صحبت كرده‌اند اما من جواب هيچ كدام را ندادم و گفتم كه اجازه بدهيد تكليفم با پرسپوليس روشن شود. با اين حال همچنان روي اين حرفم هستم كه ديگر با كاشاني كار نمي‌كنم. كاشاني اينجا گفت كه «در 48 ساعت آينده منتظر دايي مي‌مانيم» اين در حالي است كه اصلا از من برنامه نخواسته‌اند، اين هم از كارهاي سياسي است كه من بلد نيستم انجام دهم.


 گفت‌وگو با دو نامي كه در برنامه 90 مطرح شدند
 مرزبان: خودم به دايي گفتم با كعبي تماس گرفتم 
 كعبي: كاش پاي من را وسط نمي‌كشيدند

پرونده تماس افراد مشكوك با بازيكنان پرسپوليس و دريافت پيامك‌هاي مشكوك در حالي نيمه كاره رها شد كه صحبت‌هاي جديدي در مورد تماس يكي از مربيان ليگ برتري با بازيكنان تيم‌هاي ديگر مطرح شد. حبيب كاشاني سرپرست باشگاه پرسپوليس كه مسايل مربوط به خودش و دايي را آيتم به آيتم توضيح مي‌داد، در مورد پرونده تماس‌ها و پيامك‌هاي مشكوك با بازيكنان پرسپوليس گفت: «چون نگران اين صحبت‌ها شدم با بازيكنان صحبت كردم. آنها نه پيامكي دريافت كرده بودند و نه كسي به آنها زنگ زده بود. نمي‌دانم اين حرف‌ها از كجا آمد ولي هرچه بود به نفع پرسپوليس نبود .» دايي كه پس از حبيب كاشاني با دست پر وارد استوديوي نود شد با توجه به پرونده قبلي، سوژه جديدي را افشا كرد. دايي اين‌بار صحبت از تماس دستاريكي از مربيان ليگ برتري با يكي از بازيكنان سابق پرسپولس در تيم‌هاي ديگر كرد. سرمربي پرسپوليس که با فتح جام حذف بلان موفق با دو جام در دو سال حضورش از خود برجا گذاشت، پرده از تماس تلفني عليرضا مرزبان با حسين كعبي برداشت و اين بازيكن تيم استيل‌آذين را شاهد گرفت: «من مي‌خواهم بدانم كه چرا آقاي مرزبان دستيار حميد استيلي با حسين كعبي تماس گرفته و با او در مورد پرسپوليس صحبت كرده!؟ مرزبان به كعبي گفته كه ما تو را براي پرسپوليس فصل بعد مي‌خواهيم و مراقب خودت باش!»
مرزبان:‌ بله، با كعبي تماس گرفتم
عليرضا مرزبان مربي فصل گذشته تيم شاهين كه در حال حاضر جزو كادر فني تيم مونته‌نگرو است، ظهر ديروز از طريق سايت‌ها و خبرگزاري‌ها در جريان صحبت‌هاي دايي در برنامه نود قرار گرفته بود. مرزبان كه از شنيدن اين صحبت‌ها کم دلخور به نظر مي‌رسيد وفکرش را نم کرد که تماسش روز علن شود، در مورد صحبت دايي، توضيحاتي را ارايه داد: «من با كعبي صحبت كرده‌ام و آقا دايي درست مي‌گويد. اما اي كاش عل آقا بشترتوضيح مي‌داد. اينكه من با دوستانم صحبت كنم و يا ارتباط داشته باشم مگر بد است؟. من احترام خل زاد وخاصي براي دايي قائل هستم و حرفش را تاد م کنم ولي کاش ان مسال را وارد دعوا خودش و کاشان نم کرد. من از مدت‌ها پيش با كعبي ارتباط داشتم و اتفاقا او پسر خيلي خوبي است. حتي در صحبتي كه با او داشتم تولد بچه‌اش را تبريك گفتم و كلي با هم شوخي كرديم. جالب است بدانيد كه ماجراي مكالمه من با كعبي به زماني برمي‌گردد كه بازي‌هاي ما تمام شده بود .
مرزبان دست به افشاگري مي‌زند؛ البته از نوعي متفاوت: «نه تنها با حسين كعبي، بلكه با خيلي‌هاي ديگر ارتباط دارم و اين يك ارتباط دوستانه و سالم است كه جنبه انساني دارد. مثلا رضا ماماني هنوز با من در ارتباط است. شاد هم با ان رفقا روز دوباره در ک تم و شاد همن پرسپولس همکار شوم»
كعبي: كاش پاي من را وسط نمي‌كشيدند
حسين كعبي بازيكن فصل گذشته استيل‌آذين از آن دسته از بازيكنان است كه اگر بخواهد صحبت كند، شهري را به هم مي‌ريزد، اما او اين بار از پاسخ دادن به اين مسايل شانه خالي مي‌كند و خيال خودش و بقيه را از همان ابتدا راحت مي‌كند: «من اصلا نود را نديدم كه بخواهم در موردش حرف بزنم. من بيرون از خانه بودم و در آن زمان در حال بازگشت به خانه بودم، به همين دليل نتوانستم برنامه را ببينم. كاشاني، استيلي و دايي رفقاي من هستند و همه‌شان را دوست دارم. اما اي كاش پاي مرا وسط نمي‌كشيدند.» كعبي كه ديروز هم تلفن همراهش را از دسترس خارج كرده بود و به نوعي مي‌كوشيد تا به تماس‌ها جواب دهد، در اولين نوبتي كه با او تماس گرفتيم، تمام تلاشش را كرد تا صحبتي در مورد اتفاقات برنامه نود و ادعاي علي دايي انجام ندهد.
مرزبان: خودم به دايي گفتم با كعبي تماس گرفتم
عليرضا مرزبان براي آنكه حرف هاش را ثابت كند به تماس خودش با علي دايي و مكالمه دوستانه‌شان اشاره مي‌كند. مرزبان در اين مورد مي‌گويد: «چند وقت پيش يكسري حرف و حديث درست شد. دلم شور زد و ترسيدم كه به خاطر دوستي با بازيكنان برايم حاشيه درست شود. خدا را شكر كه اين اتفاق افتاد... به همين دليل به دايي زنگ زدم. با او صحبت كردم و گفتم كه من با كعبي صحبت كرده‌ام. احساسم اين بود كه چون خودم در اين مورد با او صحبت مي‌كنم، ديگر شك و شبهه‌اي به دلش راه نمي‌دهد ولي فکر نم کردم دا ان حرفم را به دل بگرد... دايي در آن مكالمه تلفني كه با من داشت خيلي صميمانه صحبت كرد. اشان به من گفت كه مرا مي‌شناسد و قبول دارد. او حتي كلي تعارف كرد ولي در برنامه نود چون کم از کاشان ناراحت بود ان حرف مرا هم مطرح کرد که باور آن برايم سخت است.حرف هاش درست بود ومن با کعب صحبت کردم اما فکر کردم چون خودم به دا گفتم دگر در دلش چز نمانده باشد» مرزبان كه در حال حاضر در تيم ملي مونته‌نگرو مشغول است حتي در مورد حضورش در كادر فني جديد استيل هم دچار ترديد شده :«البته خدا را شاهد مي‌گيرم و به جان بچه‌هايم قسم مي‌‌خورم كه حميد(استيلي) در جريان اين اتفاقات نبود و چون به دلم بد آمده بود به او حرفي نزدم. نمي‌دانم براي فصل آينده حميد چه تصميمي مي‌گيرد و به كدام تيم مي‌رود، حتي نمي‌دانم كه خودم جزو كادر حميد هستم يا نه. اما اميدوارم كه او از من دلخور نشود چون من يك مربي هستم و معتقدم كه هيچ انسان سالم و هيچ آدم شرافتمندي چنين رفتارهايي نمي‌كند.»
مرزبان كه از صحبت‌هاي رد و بدل شده در برنامه نود دلخور بود م گود: من اگر هر چيزي را در مورد ديگران مي‌دانم، در موردش حرف نم زنم که علن شود ولي متاسفم كه ان مسال فاش شد.به هر حال اميدوارم در فوتبال ايران به جاي اين همه حاشيه، كمي به فكر اصل فوتبال و زيبايي‌هاي آن باشيم. بازهم م گوم اگر با کعب ودا تماس گرفتم روح استل هم خبر ندارد.
كعبي: دلل ندارد دروغ بگوم
تعداد تماس‌ها با حسين كعبي آنقدر زياد شده كه بازيكن سابق تيم ملي مجبور شد تلفن همراهش را روي موبايل يكي از دوستانش دايورت كند. كعبي كه به ندرت به تماس‌هايش پاسخ مي‌داد، معتقد است كه دايي و كاشاني بايد مشكلات‌شان را حل كنند:«من خاطرات خوبي با دايي، كاشاني و استيلي دارم و هر سه آنها برايم عزيز و قابل احترام هستند. اما بهتر است دايي وكاشاني اين اختلاف‌ها را خودشان حل كنند.» كعبي وقتي مي‌شنود كه مرزبان صحبت كرده و خود او را شاهد گرفته، در گفت‌وگو با برنا اين‌چنين ادامه مي‌دهد: «من نمي‌خواهم وارد حاشيه و بازي‌ها شوم و حرفي بزنم. من با همه اينها دوست هستم و نمي‌خواهم صحبت كنم. بهتر است كه اسم مرا به ميان نياورند، چون من كاره‌اي نيستم. اما همين را بدانيد كه اصلا دليلي ندارد كه بخواهم دروغ بگويم. »


 بي اعتمادي؛ پيغام طولاني ترين نود تلويزيون
 اين دوشنبه شب ترسناك!... 
نويسنده : رسول بهروش

1- سرانجام اتفاق که مدت‌ها اهال فوتبال انتظارش را مي‌کشدند رخ داد تا عل دا و حبب کاشان در ک برنامه زنده تلوزون به جنگ هم بروند و هر ک حقاق را که مدتها در سنه حبس کرده بودند، برا مخاطبان شان به زبان باورند. برنده بزرگ آخرن و شاد عران‌ترن دوئل کلامي‌فوتبال اران، طبق معمول عادل فردوس پور بود؛ مرد که نصفه و نمه رو صندل اش لم داده بود و با لبخندها معروف و معن دارش، از به جا ماندن ک «نود» به ادماندن دگر لذت مي‌برد. نطق‌ها آتشن و البته مفصل سرمرب و سرپرست موقت باشگاه پرسپولس، در حال به رقم خوردن رکورد طولان‌ترن برنامه نود تارخ تلوزون انجامد که حرارت بحث باعث شده بود بسار از هواداران فوتبال قد خواب را بزنند و با ولع، افشاگر‌ها داغ دو طرف را قورت بدهند. همه چز اده آل به نظر م‌رسد؛ مهمانان سرشناس و سخنور، وقت کاف و طلوع خورشد حققت که ذره ذره از زر ابر برون م‌آمد و از رازها سر به مهر پرسپولس لگ دهم رمزگشا م‌کرد. با تمام انها اما، انگار در عمق وجود ان دوشنبه شب فراموش ناشدن، ک احساس دوست نداشتن رخنه کرده بود که اجازه نم‌داد ما هم مثل عادل لبخند بزنم و لذت ببرم؛ شاد حس بن ترس و اس ، ا معجون از حزن و حرت !
2- دوشنبه شب، شب ترسناک بود. در همن شامگاه نفرن شده بود که اعلام شد ک نفر مي‌تواند مشاور عالرتبه رس سازمان تربت بدن و در عن حال عضو اصل هات رسه فدراسون فوتبال باشد، اما به جا خرخواه و نک اندش، انتظار شکست تم مل مملکت را بکشد تا بلکه مشت خال مرب مغضوبش، در ملا عام باز شود و کوس رسوا او به صدا درباد. چگونه مي‌توانم تره شب جان سخت را دوست بدارم که در آن، ک از اساطر فوتبال وطن زبان به شکات از سخف‌ترن ظلم‌ها گشود که بر او روا داشته بودند؛ از فحاش برنامه رز شده عله خانواده‌اش تا ضرب و شتم خودش؟ دوشنبه شب، شب ترسناک بود. در دل ساه همن شامگاه هولناک بود که پ بردم کاپتان محبوب ترن باشگاه ان مملکت مي‌تواند از چهار گل خوردن تمش به وجد باد، ا بازکن فکس همن مجموعه، گردن آوز قهرمان‌اش را رو سنه فلان آقا زاده ا بوقچ ا عضو تدارکات ببند. دوشنبه شب، شب ترسناک بود. اصلا مگر مي‌توان از شب که در آن فهمده ا اسطوره‌ها بزرگترن تم سرزمنت هر ک در گوشه‌ا آواره شده‌اند تا ساختمان باشگاه‌شان به محل برگزار جلسات بوقچ‌ها و برنامه‌رز بزن بهادرها تبدل شود، به نک اد کن؟ خوش به حال عادل فردوس‌پور که هنوز مي‌توانست بخندد، اما ته ته ان طولان ترن نود دنا، ادمان آورد ما آدم‌ها تا کجا غر قابل اعتماد شده‌ام؛ آنقدر که نه مدر و مرب مي‌توانند به هم اطمنان داشته باشند و نه حت تماشاگر به تماشاگر. از کجا معلوم تو که رو سکوها سمان پا درد دل‌هام نشسته‌ا، دوربن موبالت را روشن نکرده باش تا حرف‌هام را برا ک برنامه معروف تلوزون نفرست؟
3- دوشنبه شب، شب ترسناک بود. وقت در عصر که خود مدرنته هم به تدرج سنت مي‌شود، هنوز دغدغه بزرگ فلان باشگاه معتبر کشورت چگونگ تعامل با بوقچ‌ها باشد، چرا نباد بترس؟ چه اهمت دارد اگر مسوولان ک باشگاه لگ برتر هلند با ک نوزاد مستعد هجده ماهه قرارداد مي‌بندند ا اگر قطر‌ها تا مرز فتح تک تک تم‌ها لالگا پش مي‌روند؟ مهم ان است که در فوتبال ما، هنوز پنجه قو و حنجره زمخت بوقچ‌ها حرف اول را مي‌زند و مي‌توان مهم‌ترن تدابر مدرت و اساس ترن اصول باشگاهدار را با زور بازو آنها تنظم کرد؛ مرب کتک مي‌زنند، بانه مي‌خوانند، در رختکن نسق مي‌گرند و نبض سکوها را به سودت به تپش در مي‌آورند... خلاصه انکه وفادارترن‌اند، در ازا پول که مي‌گرند! دوشنبه شب، شب ترسناک بود؛ شب از جنس راست نگفتن، ا «راست» را درست و کامل نگفتن. اصلا حوال بامداد سه شنبه بود که درافتم اگر در همه جا جهان، جام گرفتن پاداش جنگدن باشد، در اران جنگدن پاداش جام گرفتن است. پاان پنج ساعت نبرد تن به تن، آغاز ان پرسش مهم بود که ملون‌ها هوادار پرسپولس کجا ان باز بودند؛ همان‌ها که ک طرف دعوا مي‌خواست دست شان را بفشارد و طرف دگر، قصد کرده بود بر همن دستان بوسه بزند. دوستان در طول فصل و در کشاکش ان جنگ آشکار نشده قدرت چقدر به فکر کام تلخ هوادار بودند؟ واقعا چقدر؟
4- دوشنبه شب، شب ترسناک بود؛ شب که دوباره به اد آوردم خداوند ناظر بر اعمال ماست، اما انگار ان نظارت فقط رو «زبان»‌مان به رسمت شناخته مي‌شود و چندان شامل رفتارمان نمي‌شود. کس چه مي‌داند، شاد اگر به اندازه نمي‌از آنچه ادعا مي‌کنم، انسان‌ها خوب بودم، ان دوشنبه شب‌ها مسلسل وار، انقدر هراس انگز و رعب‌آور از کار درنمي‌آمدند!


 پرده‌اي جديد از اتفاقات استقلال اهواز
 ماجراي خانمي كه جاي شفيع‌زاده‌ها چك‌ها را امضا كرد 
نويسنده : آرش جعفري

باشگاه استقلال اهواز دو سال است كه روي سير نزولي قدم برمي‌دارد و حاشيه در اين تيم جنوبي بيداد مي‌كند و اگر بگوييم اين حاشيه‌ها تمامي ندارد سخني به گزاف نگفته‌ايم.
حاشيه‌هاي فراوان، بدهي‌هاي سرسام‌آور و ... همه و همه دست به دست هم دادند تا تيم محبوب اهوازي‌ها ابتدا از ليگ‌برتر به ليگ يك سقوط كنند و بعد در ادامه سير قهقهرايي خود از يك به دو سقوط كنند، آن هم با كوهي از بدهي. تعويض بي‌شمار سرمربي، مديرعامل، سرپرست و ... يكي ديگر از علل سقوط اين تيم اهوازي به حساب مي‌آيد.
پس از آنكه علي شفيع‌‌زاده مالك اصلي به دليل بدهي‌هاي فراوان و مشكلاتي كه داشت قيد استقلال را زد و راهي دوبي شد. شهرام شفيع‌‌زاده برادر وي مالكيت و مديرعامل تيم را برعهده گرفت تا تيم را به دسته يك ببرد و سپس با تعويض شش مديرعامل و پنج سرمربي در فصل قبل در نهايت تيم به ليگ دسته دوم سقوط كرد. تا شاهكار اين برادران پيش از پيش نمايان شود. در اين اوصاف يكي از دلايل مهمي كه باعث زمين خوردن استقلال اهواز شد بدهي‌هاي بيشمار اين تيم به بازيكنان، كادرفني و ... بود. اين بدهي‌ها منجر به شكايت افراد حقيقي و حقوقي از باشگاه استقلال اهواز شد. حتي به علت اين بدهي‌ها در حساس‌ترين شرايط مسابقات سه امتياز از مجموع امتيازات آنها كم شد تا يك گام به سقوط نزديك‌تر شوند. شكايت حميدرضا بابايي، دروازه‌بان اين تيم باعث شد وي پس از دو سال كه حكم كميته انضباطي را در دست داشت بالاخره اين حكم را به اجرا بگذارد تا سه امتياز كسر شود. البته اين تنها شكايت مربوط به اين باشگاه نبود، اكبر ميثاقيان نيز از جمله افرادي بود كه از كادرفني بابت طلب‌هايش از استقلال اهواز شكايت كرده بود ولي او هم به جايي نرسيد، اما شاهكار بدهي‌هاي برادران شفيع‌‌زاده به ابتداي فصل گذشته برمي‌گردد و جايي كه تيم تازه به ليگ يك سقوط كرده بود. آنها براي اينكه بتوانند به‌زعم خود تيم قوي و خوبي را ببندند تا به ليگ‌برتر بازگردند احتياج به پول داشتند و از آنجايي كه پول كافي نداشتند و نيز دسته چكي براي پرداخت پول‌هاي وعده داده شده نداشتند مجبور به ثبت شركتي جديد به نام عمارت‌سازان پارس كيش مي‌شوند و مديريت آن گويا به نام خانمي به نام (ز-ت-س) واگذار مي‌شود تا از محل اين شركت و با امضاي اين خانم چك‌ها به بازيكنان داده شود، اما دريغ از اينكه ريالي پول در اين حساب باشد! سعيدبيگي بازيكن آبي‌پوشان اهوازي كه زخم‌خوره باشگاه استقلال است با تاييد اين موضوع و با در اختيار گذاشتن اسناد و مداركي اين مساله را بيشتر باز كرد. بيگي كه 170 ميليون تومان با اهوازي‌ها قرارداد دارد تاكنون نتوانسته پولي دريافت كند تا به جرگه طلبكاران اين باشگاه اضافه شود.
ثبت شركت صوري با چك‌هاي يك كارمند خانم
سعيدبيگي براي اينكه عمق تخلف نمايان شود مي‌گويد:« من با برادران شفيع‌‌زاده در دفتر اين باشگاه «دفتر شهرام شفيع‌زاده» قراردادي را در سربرگ باشگاه به امضا رساندم بعد آقايان در قبال قراردادم به من چند فقره چك دادند كه در آن قيد شده بود عمارت‌سازان پارس كيش و به امضاي خانمي به نام (ز-ت-س) رسيده بود. من نمي‌دانم اين خانم مديرعامل بوده يا كارمند ولي هر چه بود آقايان يك سري آدم بيكار استخدام كرده بودند و براي آنها دسته چك گرفته بودند تا كارشان راه بيفتد!»
چك‌هاي سعيدبيگي همگي برگشت مي‌خورند و وقتي او به دنبال طلبش و نيز روشن شدن وضعيت چك‌ها به نزد شهرام شفيع‌زاده مي‌رود با درب بسته شركت مواجه مي‌شود و وقتي سراغ خانم مدير را مي‌گيرد از او هم هيچ نشانه‌اي پيدا نمي‌كند. او با توضيح بيشتر در اين باره مي‌گويد:«متاسفانه خانمي كه چك را امضا كرده هيچ نشانه‌اي ندارد. درب باشگاه هم بسته است، البته باشگاه كه نه؛ دفتر شخصي آقاي شفيع‌زاده. بعد كه از سريداري مي‌پرسيم كجا هستند مي‌گويد خبري ندارد. اهواز هم كه كسي جوابگو نيست. برادر بزرگ ايشان نيز دوبي هستند.حالا من مانده‌ام و چك برگشتي كه نه صاحب دارد و نه جا و مكان. آيا شما به اين نمي‌گوييد كلاه‌برداري در روز روشن!
متاسفانه فدراسيون پيگيري نمي‌كند. ما براي بازي‌ها يكدست لباس براي تمرين نداشتيم و هر كسي يك رنگ مي‌پوشيد. اين باشگاه ورزشي نبود، مكان كلاه‌برداري بود چرا كه وقتي به ثبت شركت‌ها رفتيم مي‌گويند اصلا شركتي به نام عمارت‌سازان پارس كيش ثبت نشده است! حالا اينها چطور دست چك گرفته‌اند خدا مي‌داند!؟
با توجه به صحبت‌هاي بيگي، بايد پرسيد آيا او تنها مورد باشگاه استقلال اهواز است يا ديگراني هم با مشكل مشابه مواجهند.


 اجازه نمي‌دهيم كسي بيشتر از سقف قرارداد پول بگيرد
 كفاشيان: با انصراف اراكي‌ها از تيمداري شرايط نفت تهران مبهم شده است 

«بدون رعايت ضوابط انتقال تيم‌ها به شهرستان‌ها غيرممكن مي‌شود.»
رييس فدراسيون فوتبال با اعلام اين مطلب درباره بحث انتقال تيم‌ها از شهري به شهر ديگر مي‌گويد:«فدراسيون فوتبال مالک هيچ باشگاهي نيست و تيمداري نمي‌کند، اما براي انتقال يک تيم از شهري به شهر ديگر يکسري ضوابط وجود دارد که فدراسيون به آنها نظارت مي‌کند. زماني که صاحبان يک تيم قصد داشته باشند تيمي‌ را انتقال دهند همه شرايط بايد بررسي شود و مقصد انتقال هم بايد شرايط پذيرش و تيمداري را داشته باشد. اگر اين شرايط وجود داشته باشد فدراسيون فوتبال مخالفتي با انتقال نخواهد داشت. اما اگر اين شرايط که براساس ضوابط فيفا و اي اف سي وجود نداشته باشد انتقال غيرممکن مي‌شود.»
كفاشيان در مورد شرايط انتقال تيم‌ها مي‌گويد:«به اين ماجرا بايد به صورت کلان نگاه شود، چرا که برخي باشگاه‌ها که تيم‌هايشان قرار است منتقل شوند واقعا نمي‌توانند تيم داري کنند و اين مساله بسيار مهمي‌است. همانطور که گفتم بايد استان مقصد شرايط لازم را براساس معيارهاي فيفا و AFC داشته باشد. ما اين مساله را بررسي کرده‌ايم و درباره باشگاه نفت تهران که گفته شده قرار است به اراک منتقل شود، نامه‌اي به ما رسيده بود که هيات فوتبال و اداره کل تربيت بدني استان مرکزي قصد تيمداري ندارند و اين کمي‌شرايط را مبهم کرده است. البته باز هم شرايط را بررسي خواهند کرد و اگر انتقال در مقصد بدون مشکل باشد و شرايط تيمداري و سخت افزاري و زيرساختي وجود داشته باشد فدراسيون فوتبال با آن انتقال موافقت خواهد کرد.»
رييس فدراسيون فوتبال در مورد وضعيت تيم مس سرچشمه مي‌گويد:«فعلا تصميم گرفته‌اند تيم در استانشان بماند و در حال آماده شدن براي کسب شرايط لازم حضور در ليگ برتر است. بايد ديد که در روزهاي آينده اين شرايط ميسر خواهد شد يا نه. اما به نظر مي‌رسد که اين تيم در کرمان بماند. موضع کلي فدراسيون فوتبال در مورد انتقال تيم‌ها اين است که فوتبال ضربه نخورد و بازيکنان بلاتکليف نمانند و اين ربط بسياري به مديران و باشگاهداران دارد.»
كفاشيان معتقد است كه سقف قراردادها بايد رعايت شود:«سقف قرارداد بايد رعايت شود و فدراسيون و سازمان ليگ با جديت اين کار را پيگيري خواهند کرد که هيچ کس بالاتر از سقف قرارداد نگيرد و با همه تخلفات برخورد خواهد شد. قراردادها با بازيکنان زير ذره‌بين قرار خواهند گرفت و اجازه نمي‌دهيم کسي از سقف بيشتر بگيرد و در اين باره فدراسيون فوتبال و سازمان ليگ هم تمهيدات لازم را انديشيده‌اند.»
کفاشيان درباره شکايت از ناظر بحريني به فيفا در مورد مشكل پيش آمده براي تيم فوتبال بانوان ايران مي‌گويد:« فعلا منتظر پاسخ فيفا هستيم و آنها هنوز جوابي به ما نداده‌اند اما پيگير هستيم.»
رييس فدراسيون فوتبال از وضعيت تيم‌هاي مختلف ملي هم ابراز رضايت مي‌كند:«تيم‌هاي ملي برنامه‌هايشان را به خوبي پيش مي‌برند و در همه رده‌ها کار در حال انجام است. تيم ملي فوتبال ساحلي در حال برگزاري اردوهايش براي آمادگي در جام‌جهاني است. تيم ملي فوتسال هم که به تازگي از تورنمنت چين بازگشته، تيم ملي نوجوانان هم روند آماده سازي را پيش گرفته است، از فردا هم اردوهاي استعداديابي تيم جوانان آغاز خواهد شد و تيم ملي اميد هم در اردو به سر مي‌برد و براي بازي مقابل عراق خودش را آماده مي‌کند. تيم ملي بزرگسالان هم که اردوي اتريش را در پيش دارد.»


 حاشيه‌سازان به خاطر منافع خود آرامش تيم‌ها را سلب مي‌كنند
 حدادي‌فر: ذوب‌آهن خانه ابراهيم‌زاده است 

قاسم حدادي‌فر تاكيد كرده ذوب‌آهن خانه ابراهيم‌زاده است. اين هافبك تيم اصفهاني صحبت‌هايش را با انتقاد از حاشيه‌سازان شروع مي‌كند: «بايد منصفانه با قضايا برخورد كرد. در طول اين سه سال كه منصور ابراهيم‌زاده به عنوان سرمربي تيم فوتبال ذوب‌آهن مربيگري كرد، بيشترين افتخارات و مقام‌ها را در تاريخ قدمت ورزش ذوب‌آهن به ارمغان آورد و اين به دور از انصاف است كه عده‌اي فرصت‌طلب در اين مقطع حساس كه چند ماه ديگر بايد به مصاف تيم سامسونگ كره‌جنوبي برويم و از حيثيت فوتبال ملي ايران دفاع كنيم، چشم‌هاي‌شان را بسته نگه مي‌دارند و قصد فتنه‌انگيزي دارند.»
قاسم حدادي‌فر صحبت‌هايش را اين‌گونه ادامه مي‌دهد: «حاشيه‌سازان به خاطر بهره جستن از منافع آينده خود مترصد فرصت‌هاي طلايي هستند تا آسايش و آرامش را از تيم‌ها سلب كنند. تيم فوتبال ذوب‌آهن بعد از اتمام مسابقه با النصر عربستان و صعود به دور بعدي مسابقات دست‌خوش بعضي از مسايل و حواشي حاشيه‌سازان شد. اينها قصد دارند با نفوذ و رخنه در مسايل ريز و درشت باشگاه، شكاف بزرگي در روابط مديران، مسوولان، مربيان و حتي بازيكنان بيندازند.»
هافبك ملي‌پوش ذوب‌آهن پيشنهادات خارجي‌اش را رد كرده تا به همراه اين تيم در ليگ قهرمانان آسيا بدرخشد: «با اتمام ليگ دهم از دو تيم قطري پيشنهاد داشتم، اما به خاطر تيم محبوب ذوب‌آهن به درخواست آنها پاسخ منفي دادم تا در ليگ قهرمانان و برتر به لطف خدا و هواداران عاشق ذوب‌آهن بتوانيم قهرمان شويم. اسكلت تيم ما در فصل آينده حفظ مي‌شود. از جمع بازيكنان تيم ما فرشيد طالبي و محمدرضا خلعتبري قراردادهاي‌شان به اتمام رسيده و بقيه بازيكنان با تمام وجود بدون هيچ‌گونه شائبه‌اي در خدمت تيم ذوب‌آهن هستند.»


 مصطفوي شكايت كرده، ما رضايت بدهيم؟!
 كفاشيان: يك دفتر كار هم در كمپ دارم  

روز گذشته فرصتي شد تا گفت‌وگويي با علي كفاشيان درباره آخرين وضعيت تيم اميد و شكايت داريوش مصطفوي از فدراسيون انجام دهيم كه به شرح زير است.
ظاهرا ظهر امروز (ديروز) براي انجام درخواست كرش بابت كشت زمين چمن و اضافه كردن يك ساختمان ديگر به كمپ رفته بوديد؟
حضور من در كمپ چيز عجيبي نيست و دليل نمي‌خواهد. من يك دفتر كار ديگر در كمپ دارم كه هفته‌اي دو سه بار به آن سر مي‌زنم.
اما شنيديم كه قصد انجام كارهايي را هم داريد؟
بله، طبق درخواست سرمربي تيم ملي قصد داريم كه يك سالن بدنسازي و يك زمين چمن مثل زمين شماره يك آزادي بسازيم.
سالن بدنسازي همان مدلي است كه كرش از روي باشگاه منچستريونايتد الگو برداشته؟
بله، اين سالن مطابق استانداردهاي فوتبال حرفه‌اي جهان است. البته يك خوابگاه هم قرار است براي تيم بانوان بسازيم كه آقاي سعيدلو موافقت كرده و منتظر بودجه آن هستيم.
ماجراي شكايت داريوش مصطفوي از فدراسيون به كجا رسيد؟‌
اين يك شكايت قديمي بود كه رفتيم درباره آن توضيحاتي را بدهيم. جالب اينجاست كه من در تمام عمرم براي كار شخصي پا به دادگاه و كلانتري نگذاشتم اما براي فدراسيون فوتبال ده بار دادگاهي شدم.
چرا رضايت نمي‌دهيد تا لااقل محروميت مادام‌العمر مصطفوي لغو شود؟
چه‌جوري رضايت بدهيم. او شكايت كرده و شاكي است ما رضايت بدهيم؟


 قلعه‌نويي پيشنهاد بدهد، با كله قبول مي‌كنم
 سياوش : نمي‌دانـم در استقـلال چي كم گذاشتم كه سراغم را نمي‌گيرند 
نويسنده : سحر هادي

سياوش اكبرپور هنوز دلش با استقلال است و با صراحت هم اين قضيه را عنوان مي‌كند و آن را كتمان نمي‌كند. اين مهاجم با اينكه براي فصل آينده در ليست پرويز مظلومي قرار ندارد، اما با اين حال منتظر تماس مسوولان اين باشگاه است و اذعان مي‌دارد براي انتخاب تيم فصل آينده‌اش فعلا دست نگه داشته است تا شايد زمينه بازگشتش به استقلال فراهم شود.
تكليفت با باشگاه استيل‌آذين به كجا رسيد؟
چند روز پيش با اين باشگاه تسويه‌حساب و رسما از استيل‌آذين جدا شدم.
با توجه به تصميم حسين هدايتي مبني بر كسر 20 درصدي مبلغ قرارداد بازيكنان، اكثر آنها براي تسويه‌حساب با باشگاه به مشكل خوردند، تو كه دچار مشكل نشدي؟
نه، مشكلي پيش نيامد و بدون هيچ اختلافي از اين تيم جدا شدم.
به عقيده تو چرا استيل‌آذيني كه آنقدر ستاره داشت به ليگ يك سقوط كرد؟
مسايل زيادي بودند كه دست به دست هم دادند و باعث سقوط استيل شدند و نمي‌توان يك مساله را به عنوان عامل اصلي سقوط اين تيم عنوان كرد.
عده‌اي معتقدند درگيري كريمي و آجورلو باعث رفتن استيل‌آذين به حاشيه وضعف آن شد، آيا اين مساله را قبول داري؟
نه، اگر قرار باشد يك تيم به خاطر يك دعوا ليگ يكي شود، پس بايد نصف تيم‌هاي ليگ برتري، كانديداي سقوط مي‌شدند.
فكر مي‌كني انتقال اين تيم به سمنان كار درستي بود؟
من كاره‌اي نيستم كه بخواهم بگويم اين اقدام درست بوده يا غلط. به هر حال مالك باشگاه تصميم گرفته اين انتقال صورت بگيرد. مطمئن هستم با مديريت آقاي آذري آينده خوبي در انتظار اين تيم است.
ناراحت نيستي كه با پشت‌سر گذاشتن يك فصل بد و ضعيف در استيل‌آذين، از روزهاي اوجت فاصله گرفتي؟
چرا، ولي مطمئن باشيد فصل آينده طوري بازي مي‌كنم كه جبران فصل گذشته‌ام را بكنم. هميشه نمي‌توان يك انتخاب خوب داشت. رونالدينيو روزي ستاره بارسلونا بود، ولي به خاطر يك انتخاب اشتباه دوباره سر از كشور خودش درآورد. بازيكن علم غيب ندارد كه بداند رفتن به چه تيمي به صلاحش است! من يك بازيكن 28 ساله هستم و در بهترين سن براي بازگشت به روزهاي اوجم قرار دارم.
فصل گذشته اكثر بازيكنان استيل‌آذين با محمود ياوري به مشكل خوردند. آيا تو هم با اين مربي دچار مشكل شدي؟
من در عمر فوتبالي‌ام با كمتر مربي دچار مشكل شده‌ام كه ياوري يكي از همين معدود مربيان بود. به نظر من اگر مسوولان باشگاه خاكپور را حفظ مي‌كردند، استيل در ليگ برتر مي‌ماند. متاسفانه مسوولان باشگاه پس از بركناري خاكپور سراغ گزينه‌اي رفتند كه تفكرات قديمي و كهنه داشت و پتانسيل لازم براي حفظ تيم در ليگ برتر را نداشت.
به چه دليل چنين عقيده‌اي داري؟
استيل‌آذين در آن برهه بيشتر از يك مربي به يك رفيق نياز داشت، چون تيم ما مشكل فني نداشت و صرفا به خاطر مشكل روحي و رواني بازيكنانش به نتيجه نمي‌رسيد. اما مسوولان سرمربي را آوردند كه از بدو ورودش با بازيكنان درگير شد. همين رفتار ايشان باعث شد تا بازيكنان همان تمركز و انگيزه كمي را هم كه داشتند، از دست بدهند. اگر خاكپور مي‌ماند، استيل‌آذين در حال حاضر در ليگ برتر بود، نه ليگ يك. مسوولان باشگاه با آوردن ياوري كلا روح و روان بازيكنان را به‌هم ريختند.
براي فصل آينده تصميمي گرفته‌اي؟
نه، ولي اولويتم با تيم‌هاي مطرح پايتخت است.
يعني يا استقلال يا پرسپوليس؟
بله، استقلال خانه اولم بوده و هست.
مگر استقلالي‌ها با تو مذاكره‌اي داشته‌اند؟
حيران ماندم سياوش اكبرپور براي استقلال چه كار نكرده است و بايد ديگر چه كاري انجام مي‌داد تا حالا سراغش را مي‌گرفتند؟ من براي استقلال كم نگذاشتم و همه اين را مي‌دانند، ولي در اين مدت مسوولان استقلال حتي يك سراغ هم از من نگرفته‌اند. ضرب‌المثلي است كه مي‌گويد: «از دل برود هر آنكه از ديده برفت.» اما بايد به استقلالي‌ها بگويم شير، شير است؛ فرقي نمي‌كند كه پير باشد يا جوان!
و بحث پرسپوليس رفتنت؟!
تا موقعي كه قطعي نشود صحبتي نمي‌كنم. تيم مطرح پايتخت مي‌تواند سايپا هم باشد، ولي شما نامي از سايپا نبرديد. فعلا منتظر استقلالي‌ها هستم.
خب اگر قرار به جذب تو بود، تاكنون پيشنهادشان را مطرح مي‌كردند!
من كاري به اين حرف‌ها ندارم و فقط به عشق استقلال فعلا صبر مي‌كنم و تا روز آخر هم منتظر استقلالي‌ها مي‌مانم.
يعني منتظري تصميم آنها براي جذب تو عوض شود و نام تو را در ليست‌شان قرار دهند؟
هنوز آنقدر كوچك نشدم كه منتظر عوض شدن تصميم كسي بمانم و اگر در حال حاضر هم صبر كرده‌ام، فقط به خاطر عشق به استقلال است. شك نكنيد روزي با قدرت به استقلال بازمي‌گردم.
شنيده‌ايم در ليست امير قلعه‌نويي براي حضور در تراكتور هم قرار داري. آيا اين مربي به تو پيشنهاد حضور در تراكتور را داده است؟
تاكنون كه ايشان با من صحبتي انجام نداده‌اند، ولي اگر به من پيشنهاد بدهند با كله آن را قبول مي‌كنم. چون آرزويم كار كردن دوباره با اميرخان است.
اما تو كه گفتي فعلا منتظر استقلالي‌ها مي‌ماني؟
اگر اميرخان پيشنهاد بدهد، قيد همه تيم‌ها را مي‌زنم و به تيم ايشان مي‌روم.


 چون قراردادم را تمديد نكردم
 روانخواه: مظلومي و فتح‌ا...‌زاده را بـه همـه مي‌شناسـانـم 

اميدرضا روانخواه كه اواسط فصل گذشته مصدوم شد در شرايطي كه تا دو ماه ديگر هم نمي‌تواند به ميادين برگردد - چون استقلالي‌ها حاضر به تمديد قراردادش نشده‌اند - چشمش را بر روي همه چيز بسته و هر آنچه دلش خواست را نثار مظلومي و فتح‌ا...‌زاده كرد. او با فارس حرف زده بود.
اوضاع پايت چطور است. از چه زماني پا به توپ مي‌شوي؟
بعد از جراحي پايم بايد به مدت 6 ماه فيزيوتراپي انجام مي‌دادم كه چهار ماه آن را پشت سر گذاشتم. براي فصل جديد مي توانم خود را آماده كنم و از هفته چهارم يا پنجم مي توانم بازي كنم.
از باشگاه با تو تماس گرفته‌اند تا بروي قراردادت را تمديد كني؟ فتح‌ا...‌زاده گفته بود تو را مي‌خواهد؟
از اين حرف‌هاي قشنگ وقتي زده مي‌شد كه من روي تخت بيمارستان بودم و بالاي سرم حاضر شدند و گفتند كه قرارداد سال آينده‌ام آماده است اما اكنون آقايان وقتي به باشگاه مراجعه مي‌كنم طوري برخورد مي‌كنند كه انگار نه انگار من بازيكن اين تيم بوده‌ام و پايم را براي اين تيم گذاشته‌ام.
خيلي ناراحت به نظر مي‌رسي! از تو توقع نمي‌رود اينگونه حرف بزني!؟
اگر اين صحبت‌ها را مطرح مي‌كنم فقط براي اين است كه هواداران بدانند چه آدم‌هاي كوچكي در اين باشگاه كار را در دست گرفته‌اند. ديگر نمي‌خواهم در استقلال با آدم‌هاي كوچك كار كنم. زماني در اين تيم با آدم‌هاي بزرگ مثل امير قلعه‌نويي و ناصر حجازي كار كردم. در اين مدت حتي آقايان يك بار هم به من زنگ نزدند تا حالم را بپرسند. فقط مي‌خواهم چهره افرادي مثل فتح‌ا...زاده و مظلومي را به هواداران بشناسانم.
به هيچ وجه قصد ماندن نداري؟
اگر اكنون باشگاه بيايد و به من التماس كند كه براي استقلال بازي كنم امكان ندارد با اين آدم‌هاي كوچك كار كنم. چون دوست ندارم با مشتي آدم‌هاي قدرنشناس و منفعت طلب كار كنم. نامردي و بي‌معرفتي در فوتبال ايران بيداد مي‌كند. هيچ چيزي ارزش انسانيت و سلامتي را ندارد. من در باشگاه استقلال با افرادي روبه‌رو شدم كه براي موفقيت و شهرت در فوتبال حاضرند هركاري كنند و حتي از خانواده خود هم بگذرند.
با اين شرايطت مي‌تواني فصل بعد در ليگ بازي كني؟
مي‌توانيد وضعيت من را از دكتر نوروزي بپرسيد كه پايم هيچ مشكلي ندارد. تيم آينده‌ام مي‌تواند از من استفاده كند چون هم انگيزه دارم و هم مي توانم به ميدان بروم.
چه زماني فهميدي استقلال تو را نمي‌خواهد؟
تازه متوجه شدم كه باشگاه من را براي فصل آينده نمي‌خواهد. وقتي به يكي از مسوولان باشگاه مي‌گويم چرا زودتر خبرم نكرديد گفت وقتي باشگاه بعد از 5 روز تماس نمي‌گيرد بازيكن بايد متوجه شود كه او را نمي‌خواهيم.
نظرت در مورد ساير نفرات مثل خودت در استقلال چيست؟
اين بازيكنان سالم هستند و تيم‌هاي ديگر التماس آنها را مي‌كنند و مي‌توانند خط دفاع هر تيمي را بچرخانند. غصه من اين است كه در اين شرايط چنين رفتاري با من كردند. آقايان از دو سه ماه قبل جواب تماس‌هايم را نمي‌دادند. از كل قراردادم هم 25 درصد به من دادند. سه بار است كه پول به باشگاه مي‌آيد اما به من پول ندادند وقتي علت را مي‌پرسيدم مي گفتند فراموش كردند اما اكنون متوجه شدم كه مخصوصا پولم را ندادند.
حرف پاياني؟
براي استقلال خيلي ارزش قائلم و اي تيم را دوست دارم اما با وجود اين افراد ديگر نمي‌خواهم در اين تيم بمانم.


 تكليفم روشن است؛ يك فصل ديگر قرارداد دارم
 جباري: آمدن تيموريان براي استقلال خوب است 

مجتبي جباري از حضور دوست قديمي‌اش در استقلال استقبال مي‌كند و پيوستن احتمالي آندرانيك تيموريان به جمع آبي‌پوشان را به فال نيك مي‌گيرد.
مجتبي! قرارداد داري؟
بله، من هنوز يك فصل از قراردادم با استقلال باقي مانده است.
خودت هم تمايل داري بماني؟
صددرصد. من فصل پيش نتوانستم آنطور كه بايد و شايد در خدمت تيمم باشم و بايد اين فصل آن كم و كاستي‌ها را جبران كنم.
اما به واسطه اتفاقاتي كه اواخر سال گذشته رخ داد خيلي‌ها تصوري ديگر داشتند!؟
من با تصور برخي‌ها قرارداد ندارم؛ با استقلال قرارداد دارم و با گذشته‌ها زندگي نمي‌كنم. نگاهم به آينده و تكليفم هم مشخص است.
خبر داري كدام بازيكنان در فصل نقل و انتقالات جابه‌جا شده‌اند؟
در جريان اخبار فصل نقل و انتقالات نيستم و پيگيري هم نمي‌كنم. فقط از اوضاع و احوال تيم خودمان خبر دارم. معتقدم با شرايطي كه فصل پيش داشتيم اگر اندك نقاط ضعف‌مان هم برطرف شود ديگر مشكلي پيش‌رو نخواهيم داشت.
تو در مورد پيوستن تيموريان به استقلال با او حرف زده‌اي؟
آندو چندي قبل در مورد اوضاع و احوال استقلال از من سوالاتي پرسيد و من هم شرايط را برايش گفتم.
نظرت در مورد اضافه شدن احتمالي او به استقلال چيست؟
او جزو خوب‌هاي ايران در پست هافبك دفاعي است و معتقدم حضورش در استقلال قطعا به ما كمك خواهد كرد.


 پيشنهادهاي مظلومي و فتح‌ا...‌زاده
 اردوي خارجي در تركيه يا اتريش؟ 
نويسنده : ناصر صفا

استقلال به شدت در مورد فتح جام فصل 91-90 ليگ فوتبال ايران و آسيا حرف مي‌زند. باشگاهي كه مديرش و سرمربي‌اش از حالا با قدرت از فتح جام حرف مي‌زنند حالا و در شرف ورود به فصل بدنسازي دنبال يك منطقه بكر و عالي براي برپايي اردوي خارج از كشورشان هستند. مكاني امن و آرام براي اجراي دستورات بدنساز تيم (يورگن گده). شنيديم پرويز مظلومي براي برپايي اين اردو تركيه را به باشگاه (حاجي) پيشنهاد كرده است اما فتح‌ا...‌زاده كه مي‌خواهد براي سرمربي‌اش سنگ تمام بگذارد پيشنهادي بهتر را رو كرده است. فتح‌ا...‌زاده به واسطه ارتباطات قديمي و محكمش با رفقاي ايراني‌اش در سرزمين موسيقي به مظلومي گفته اگر موافق باشد مي‌تواند ترتيبي دهد كه استقلال به جاي تركيه كه حالا حيات خلوت اغلب تيم‌هاي آسياي ميانه شده است تيمش را در ارتفاعات آلپ و هواي خنك اتريش تمرين دهد. پاسخ اين پيشنهاد از سوي مظلومي اما با سفر فتح‌ا...‌زاده به مالزي فعلا به هفته آينده موكول شده است. با اين همه شنيديم وقتي يورگن گده از طريق منصور پورحيدري از اين موضوع مطلع شد از شنيدن نام اتريش به وجد آمد و از پورحيدري خواست تا به مظلومي توصيه كند كه برپاي اردوي ارتفاع در كشور اتريش اثرات بسيار مطلوبي براي استقلال خواهد داشت. اين تيم فصل پيش اردوي خود را در سرعين در فاصله 25 كيلومتري اردبيل در ارتفاعات سبلان برپا كرد.


 آقاي عرب‌نيا! بازيگري شغل شماست نه من
 مايلي‌‌كهن: پرسپوليس خانه من است ولي ارث پدري‌ام نيست 

بعد از مدت‌ها شاهد خوش‌بيني محمد مايلي‌كهن به يك رويدار ورزشي آن هم قبل از شكل‌گيري‌اش هستيم و آن هم معرفي حميد سجادي از سوي رييس‌جمهور به عنوان نامزد وزارت ورزش به مجلس است. در عين حال مايلي‌كهن برخلاف برخي گفته‌ها بابت بركناري از سايپا دلخوري از مسوولان باشگاه ندارد ولي براي اينكه چاشني انتقادي و تندي صحبت‌هايش حفظ شود اين‌بار سراغ بازيگر نقش مختار مي‌رود. مايلي‌كهن در جواب عرب‌نيا شغل خود را مربيگري معرفي كرده و بازيگري را پيشه او معرفي مي‌كند.
كاشاني در برنامه دوشنبه‌شب 90 از شما به عنوان يكي از پنج گزينه مربيگري پرسپوليس در فصل آينده نام برد. فكر مي‌كنيد بازگشت شما به پرسپوليس شدني باشد؟
من بر اساس احتمالات كاري انجام نمي‌دهم و حرفي نمي‌زنم. اين تنها چيزي است كه مي‌توانم درباره اين مساله بگويم.
اما شنيده مي‌شود كه پس از بازي سايپا و سپاهان، كاشاني كه در ورزشگاه انقلاب كرج حضور داشت، به شما پيشنهاد داد كه حتي به عنوان قائم‌مقام باشگاه هم فعاليت كنيد.
چنين پيشنهادي نشد، اما بايد بگويم پرسپوليس خانه من است، هر چند كه من را به خانه‌ام راه نمي‌دهند، من آنجا را خانه خود مي‌دانم. چه به باشگاه راهم بدهند چه ندهند. در روزي كه با سپاهان بازي داشتيم كاشاني كه مشاور رييس سازمان تربيت بدني هم است، جزو مدعوين بود و در كرج حضور داشت و پس از بازي به ما خسته نباشيد گفت. ضمن اين كه من هم پس از قهرماني پرسپوليس در جام حذفي با ايشان صحبت كردم و اين پيروزي را به ايشان تبريك گفتم. به هر حال هيچ گاه طلبكار نبوده‌ام و حضور در پرسپوليس را ارث پدري‌ام نمي‌دانم.
به هر حال وضعيت پرسپوليس نگران كننده‌ است. در شرايطي كه استقلال تا اين جاي كار به خوبي يارگيري كرده است، پرسپوليس شرايط تقريبا نامشخصي دارد.
موفقيت يا ناكامي يك تيم در فوتبال ايران زياد به اين چيزها بستگي ندارد. در فوتبال ما حساب و كتابي وجود ندارد. سال گذشته پرسپوليس با نفرات زياد و خيلي زودتر از استقلال تمريناتش را شروع كرد، اما ديديد كه استقلال دوم شد و پرسپوليس چهارم. اين معادلاتي كه شما مي‌گوييد شايد در فوتبال دنيا كه روي حساب كتاب پيش مي‌رود تاثيرگذار باشد اما در كشور ما زياد نبايد روي اين مسايل حساب كرد.
مدير عامل باشگاه سايپا گفت كه فصل قبل تيمش با حاشيه‌هاي زيادي روبرو بود در حالي كه رسانه‌ها اخبار چندان حاشيه‌اي را از سايپا در فصل گذشته منتشر نكردند اين نشان مي‌دهد كه شما روزهاي تقريبا آرامي را در سايپا پشت سر گذاشتيد.
من در اين دوره دو سال و نيم در سايپا بودم. در نيم فصل دوم فصل 88-87 و در شرايطي كه تيم با ليتبارسكي جزو تيم‌هاي سقوط كننده بود به سايپا آمدم. بعد از حضور ما، تيم جمع و جور شد و در آن سال با نتايجي كه گرفتيم تيم دهم شد. در سال 89-88 با نصف هزينه‌اي كه در فصل گذشته شده بود تيم را تشكيل داديم كه نمونه بارز اين كاهش هزينه‌ها در قرارداد ابراهيم ميرزاپور مشخص است. در حالي كه ميرزاپور در فصل قبل 240 ميليون تومان گرفته بود در فصل 89-88 كه حضور دروازه‌بان‌هاي خارجي در ليگ ممنوع شده بود، محبت كرد و با 160 ميليون تومان با سايپا قرارداد بست. دليل عمده اين كاهش هزينه هم اين بود كه ما دست دلالان را كوتاه كرديم. در آن سال ما در شرايطي كه با پيروزي در قم مي‌توانستيم ششم ليگ شويم با تساوي برابر صبا هشتم شديم. در فصل 90-89 درست است كه تيم‌مان سال سختي را گذراند اما به معناي اين نبود كه ما در طول نيم فصل اول يا نيم فصل دوم جزو تيم‌هاي سقوط‌كننده باشيم و در مكان‌هاي شانزدهم تا هجدهم بايستيم. به هر حال سال سختي بود و يكسري اتفاقات هم افتاد اما يادمان نرود كه تيم‌هايي مثل ذوب آهن، سپاهان، پرسپوليس،‌تراكتور، استيل آذين و ... هم با مشكلات حاشيه‌اي روبه‌رو بودند و همه اين‌ها در رسانه‌ها هم مطرح شد. نمي‌گويم ما هيچ مشكلي نداشتيم اما جزو تيم‌هايي بوديم كه كمترين حاشيه را داشتيم و اگر مشكلي بود درون خودمان آن را حل مي‌كرديم و اين مشكلات هم هيچ وقت رسانه‌اي نشد. به هر حال پس از جدايي از سايپا فرصت نشد من از مجموعه سايپا كه در اين دو و نيم سال بهترين همكاري را با ما داشتند، تشكر كنم. ممنون همه‌شان هستم و براي‌شان آرزوي موفقيت مي‌كنم. من روزهاي بسيار خوبي را با اين عزيزان داشتم و اميدوارم در فصل آينده شاهد موفقيت‌هاي روزافزون باشگاه سايپا باشيم.
پس از انتخاب مجيد صالح، فريادشيران مصاحبه كرد و گفت كه شما از تصميم مديريت باشگاه سايپا ناراحت هستيد؟
ناراحتي نداشتم. كما اين كه در يك فصل در ميانه‌هاي راه تغيير و تحولي صورت گرفت و من به مربي جديد تبريك گفتم. پس از پايان ليگ امسال قرار دادم با باشگاه تمام شد و اين حق باشگاه بود. اما متاسفانه در اين جا هم مثل همه جاي مملكت ما حرف‌ها با عملكردها همخواني ندارد. اين خوب نيست. فصل گذشته تا جايي كه ما در توانمان بود، سعي كرديم تيم كمترين حاشيه را داشته باشد كه فكر مي‌كنم همين طور هم بود، حتي در مقاطعي كه تيم خوب نتيجه‌ نگرفت چنين وضعيتي داشتيم. فكر نمي‌كنم بتوانيم مربي‌اي را پيدا كنيد كه با وجود داشتن قرار داد به پيش مدير عامل باشگاه برود و بگويد كه حاضر است هر كاري انجام دهد. من در مقطعي از فصل به مدير باشگاه گفتم حاضرم استعفا بدهم و اگر هم كنارم بگذاريد، مشكلي ندارم. فكر مي‌كنم ما حسن نيتمان را نشان داديم. من در فصل گذشته كمترين استراحت را داشتم. درست است كه كارت ورود و خروج نداشتيم، اما به هر حال نگهباني كه جلوي در مي‌نشيند مي‌تواند شهادت دهد كه ما برخي روزها ساعت 6:30 صبح مي‌آمديم و 11 شب مي‌رفتيم. من حتي در طول فصل يك جلسه غيبت هم نداشتم. اين طور هم نبود كه بخواهم دير بيايم و زود بروم. حتي يك روز هم با لباس غير ورزشي در زمين حضور پيدا نكردم. شرايط تيم هم به گونه‌اي بود كه همه از خصوصيات بارز اخلاقي بازيكنانم مي‌گفتند. حتي ما وقتي به ورزشگاه‌هاي ديگر مي‌رفتيم، موقع خروج رختكن را هم تميز مي‌كرديم و من خودم جلوتر از بازيكنان اگر ليواني بر روي زمين بود، آن را جمع مي‌كردم. به هر حال اين را وظيفه خودمان مي‌دانستيم. در طول مدتي كه در سايپا بودم، حداقل 10 تا 15 ميليارد تومان صرفه‌جويي كردم. خيلي‌ها تلاش كردند بازيكنان به درد نخور خارجي را به تيم تزريق كنند و پول‌هاي صدها ميليوني به بازيكنان خارجي بدهند كه آن‌ها ماه عسل شان را به همراه همسرانشان در ايران بگذرانند. اما من اجازه چنين كاري را ندادم و همان طور كه از حق و حقوق بازيكنان دفاع مي‌كنم، حق و حقوق باشگاه را در نظر مي‌گرفتم و از آن دفاع مي‌كردم.
شما بعد از پرسپوليس بيشترين مدت دوران ورزشي‌تان را در سايپا گذرانيد. فكر مي‌كنيد سايپا با مجيد صالح چه سرنوشتي داشته باشد؟
من براي آقاي صالح آرزوي موفقيت مي‌كنم و اميدوارم بتواند موفق باشد.
در برنامه سينمايي هفت فريبرز عرب‌نيا صحبت‌هاي را مطرح كرد كه بر اساس آن بسياري از سايت‌ها و روزنامه‌ها مخاطب حرف‌هاي او را محمد مايلي‌كهن مي‌دانستند.
ايشان يك مساله‌اي را عنوان كردند و گفته‌اند كه راجع به كسي صحبت نمي‌كنم. ولي همان طور كه شما گفتيد، اكثر سايت‌ها و روزنامه‌ها اين مطالب را به من منتسب كردند، بايد بگويم بنده هنر‌پيشه نيستم، تنها يك مربي‌ام. اين آقاي عرب نيا است كه شغلش هنرپيشگي است و بر اساس خواسته‌هاي كارگردان در يك روز مي‌تواند نقش مختار را بازي كند و ممكن است يك روز ديگر بتواند نقش شمر يا ابن‌ملجم را بهتر از مختار بازي كند. من هنرپيشه نيستم. من مربي‌ام و نمي‌توانم فيلم بازي كنم. من كارم فيلم بازي كردن نيست. در اين 57 سالي كه از خدا عمر گرفتم و 40 ـ 41 سالي كه در خدمت ورزش بودم همه از من شناخت پيدا كرده‌اند. فكر نمي‌كنم اشكالي داشته باشد كه وقتي از چيزي ناراحت مي‌شويم و وقتي مي‌بينيم به هم‌نوع‌مان زشت‌ترين حرف‌ها زده مي‌شود، واكنش نشان دهيم. به هر حال در آن روز دلم من شكست. تماشاگران تبريزي به من هيچ توهيني نكردند و تنها من را تشويق كردند و من همواره مورد محبت اهالي تبريز بود‌ه‌ام اما وقتي ديدم با هم نوع‌ام رفتار خوبي نمي‌شود، منقلب شدم. من مثل كساني نيستم كه بخواهم فيلم بازي كنم. كارم فيلم بازي كردن نيست. آقاي عرب‌نيا يقين بداند كه من نمي‌توانم همچون او فيلم بازي كنم. من كه نخواستم از چيزي سوء استفاده كنم.
از سوي رييس جمهور حميد سجادي به عنوان وزير پيشنهادي دولت براي وزارت ورزش و جوانان به مجلس معرفي شد. هميشه يكي از دغدغه‌هاي ورزشي‌ها انتخاب رييس ورزش بوده. چه نظري درباره معرفي سجادي داريد؟
من خدا را شكر مي‌كنم و اين معرفي را به فال نيك مي‌گيرم. چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب به جز مقطعي كه مهندس هاشمي‌طبا در سازمان تربيت بدني بودند و خدمات بي‌شماري را به ورزش قهرماني و همگاني ارائه كردند، اين براي اولين بار است كه مي‌بينيم فردي استخوان خرد كرده در ورزش كه كليه مراتب تحصيلي و ورزشي را طي كرده و سوابق مديريت ورزشي دارد به عنوان رييس ورزش معرفي مي‌شود. اين مايه خوشحالي است و اميدوارم دكتر سجادي با توجه به تجربياتش چه در زمينه قهرماني ايران و آسيا و چه تحصيلات عاليه و تجربيات در زمينه مديريت ورزشي بتواند با ارائه برنامه‌هاي خوب از مجلس راي اعتماد بگيرد. اعتقاد دارم اين معرفي باعث مي‌شود به ورزش كمك شود؛ چرا كه با حضور سجادي ما زماني را از دست نمي‌دهيم. به هر حال اين طور نيست كه او تازه‌وارد ورزش شده باشد. سجادي با زير و بم كار آشنايي دارد و اين مانع از فوت وقت مي‌شود. در اين چند روز كه نام ايشان به عنوان وزير پيشنهادي مطرح شده بود، نظر كساني كه من با آنها آشنا هستم و همگي از متخصصان ورزش هستند درباره اين معرفي بسيار مثبت بود و شور و شوق خوبي را در ميان متخصصان امر به وجود آورده بود.


 كاشاني زنگ زد و از من برنامه گرفت
 درخشان: با پرسپوليس قهرمان شدم پس باز هم مي‌توانم 
نويسنده : آرش جعفري

حبيب كاشاني، سرپرست موقت باشگاه پرسپوليس نام پنج گزينه سرمربيگري فصل جديد اين تيم را در برنامه نود اعلام كرد.
حميد درخشان، كاپيتان سابق پرسپوليسي‌ها كه در يك برهه سرمربيگري اين تيم را نيز برعهده داشته و حتي توانست كار نيمه تمام استانكو را با قهرماني به پايان ببرد يكي از گزينه‌هاي سرمربيگري پرسپوليس است.
حبيب كاشاني روز گذشته از درخشان برنامه گرفت تا او اين شانس را داشته باشد تا دوباره پس از سال‌ها هدايت سرخ‌پوشان تهراني را برعهده بگيرد.
دوشنبه شب در برنامه نود كاشاني شما را به عنوان يكي از گزينه‌هاي مربيگري پرسپوليس معرفي كرد؟
خب ايشان به من لطف دارند و خوشحال مي‌شوم به تيم محبوبم كمك كنم.
خيلي عادي برخورد مي‌كنيد؟
خب بايد چكار كنم.
بالاخره يك شوري يك هيجاني، دوباره شانس حضور در پرسپوليس به شما رو كرده است؟
شانس اصلا معني ندارد. من چكيده پرسپوليس هستم. اين باشگاه خانه من و شناسنامه من است. در ثاني من در پرسپوليس بازي كرده‌ام. مربيگري كرده‌ام و با اين تيم چه در دوره بازيگري و چه در دوره مربيگري به قهرماني دست پيدا كرده‌ام پس انتخاب من به عنوان يكي از گزينه‌ها طبيعي بوده و اگر هم انتخاب شوم تلاش مي‌كنم كه پرسپوليس را به جايگاه اصليش برسانم.
اما شما رقيبان سرسختي داريد مثل حميد استيلي كه دوست صميمي كاشاني است و از شانس بيشتري برخوردار است؟
من كاري به شانس ندارم و از طرفي دوست ندارم داخل اين حريم‌ها شوم. به نظرم هر كسي كه مي‌تواند بايد به پرسپوليس كمك كند، الان بحث منافع پرسپوليس است نه منافع شخص و دوستي‌ها. براي همين فكر مي‌كنم در اين شرايط منافع پرسپوليس بايد در اولويت باشد نه دوستي‌ها.
از شما برنامه خواسته‌اند؟
بله. آقاي كاشاني زنگ زدند و صحبت كردند و گفتند طي امروز و فردا برنامه‌ام را آماده كنم و تحويل دهم.
از شما دعوت نشده براي مذاكره به باشگاه برويد؟
نه فقط ايشان تلفني خودشان برنامه خواستند و حالا شايد بعدا براي آگاه شدن از جزييات و نيز شرايط ديگر دعوت به مذاكره هم بكنند.
شما چند وقت از پرسپوليس دور بوده‌ايد و زمان شما با الان خيلي فرق كرده فكر مي‌كنيد باز هم بتوانيد موفق باشيد؟
من از پرسپوليس دور بوده‌ام ولي از فوتبال روز و حاشيه‌هاي فوتبال ايران كه دور نبوده‌ام. در ثاني هميشه پيگير اخبار پرسپوليس بوده‌ام. از طرف ديگر من در ليگ با پيكان و شهرداري كار كرده‌ام و به خوبي مي‌دانم كه بايد چكار كنم اما مهار حاشيه‌هاي پرسپوليس هم راه دارد و به خوبي مي‌دانم كه چگونه بر آن غلبه كنم هر چه باشد سال‌ها در اين تيم حضور داشته‌ام و يك جورايي خانه دوم ما است.
اما نگفتيد آيا موفق مي‌شويد يا نه؟
موفقيت در زمره كار گروهي است من به شخصه و به تنهايي نمي‌توانم قولي بدهم. بايد ابزار كار فراهم باشد تا آن موقع اظهارنظر كرد. در موفقيت يك تيم عوامل دروني و بيروني با هم دخيل هستند و هيچ يك به تنهايي نمي‌توانند موفق باشند.
كار شما با شهرداري به كجا كشيد الان اين پيشنهاد باعث نمي‌شود در تبريز به مشكل بخوريد؟
من برنامه‌ام را به شهرداري داده‌ام و صحبت‌هاي اوليه را نيز انجام داده‌ام، اما هنوز جواب نداده‌اند آنها بايد بگويند مي‌خواهند يا نه، اما به جز شهرداري دو تيم شهرستاني ديگر نيز به من پيشنهاد داده‌اند كه در حال بررسي شرايط آنها هستم و فكر نمي‌كنم تمام اينها به هم ربط داشته باشند و روي هم اثر بگذارند.


 مطمئن باشيد پرچم پرسپوليس زمين نمي‌افتد
 مازيار زارع: مشكلي براي قدم زدن در خيابان‌هاي انزلي ندارم 
نويسنده : صالح محمد رحيمي

طبق اظهارات خود پيش از انجام بازي برگشت فينال جام حذفي، پس از مسجل شدن قهرماني پرسپوليس به رختكن رفت تا شاهد ناراحتي همشهري‌هاي متعصب خود نباشد. به هر حال اين هم از خواص فوتبال آماتوري ايران است كه فوتبال دوستان كشورمان به بازيكنان اين مجال را نمي‌دهند تا با خروج از تيم مورد علاقه‌شان، در تيمي ديگر با خيالي آسوده به فعاليت بپردازند. اين مشكل هميشگي مازيار زارع پيش از ترك ملوان بوده و هر زمان كه در انزلي برابر تيم سابق خود به ميدان رفته،‌ نتوانسته آن بازيكن هميشگي باشد. هر چند سخت، اما بالاخره دقايقي با هافبك انزلي‌چي پرسپوليس از قهرماني سرخ‌ها در شهر زادگاهش صحبت كرديم.
سلام چه خبر؟
سلامت باشي؛ خبر خاصي نيست. بعد از بازي در انزلي ماندم تا هم استراحت كنم و هم چند وقتي را در كنار خانواده‌ام باشم. چون از اين فرصت‌ها كمتر نصيب‌مان مي‌شود.
بعد از قهرماني پرسپوليس و بروز آن همه حادثه چطور در خيابان‌هاي انزلي راه مي‌روي؟
فكر كردي چه خبر است؟ به لطف خدا مردم شهرم هميشه حرمت من را نگه داشته‌اند. چرا فكر كردي بايد اتفاق خاصي بيفتد؟!
خب بالاخره تعصب شديد مردم انزلي به ملوان را ديدم و ناراحتي‌شان پس از پايان بازي نيز بيانگر همه چيز بود؟
بله، به هر حال ملوان و مردم انزلي دو عنصر جدايي‌ناپذير از يكديگر هستند. ناراحتي‌شان بعد از بازي نيز طبيعي بود.
برنامه 90 صحنه‌هايي را درباره حوادث بعد از بازي نشان داد كه ناراحت كننده بود؟
زمان آن اتفاقات من در رختكن بودم و چيزي نديدم. من هم مثل شما تصاوير تلويزيوني را ديدم. خب ديگر چه نظري بايد داشته باشم، وقتي تصاوير خودشان با آدم صحبت مي‌كردند.
جشن قهرماني هم كه برگزار كردند جاي هزار ايراد و حرف و حديث داشت؟
لابد مسوولان اين طور تشخيص داده بودند. پرسپوليس تيم بزرگي است كه ميليون‌ها هوادار دارد. فكر مي‌كنم برنامه‌ريزي مناسبي براي اين كار ترتيب داده نشده بود. حالا هر چه بگوييم ثمري ندارد و به قول معروف كار از كار گذشته است.
همان طور كه پيش از بازي گفته بودي، براي جشن به زمين نيامدي؟
بله، قبلا هم گفته بودم كه در صورت قهرماني با اجازه علي آقا دايي به رختكن مي‌روم. به هر حال سخت بود كه پيش چشم مردمي كه سال‌هاي فراوان در لباس ملوان تشويق و حمايتم كرده‌اند، به جشن و شادماني بپردازم. مطمئن هستم هواداران پرسپوليس اين احساس من را به خوبي درك كرده‌اند و از اين بابت ناراحتي ندارند.
برخلاف بازي 29 اسفند 1389، اين بار 90 دقيقه در تركيب قرار گرفتي؟
بله خب، علي‌آقا دايي به من لطف داشتند؛ من هم با تمام توان آنچه كه وظيفه‌ام بود را انجام دادم. از اين بابت خدا را شكر مي‌كنم. ‌هر چند سخت بود، اما به هر حال تمام شد.
تيم‌ها در حال جذب بازيكن هستند، اما شرايط پرسپوليس هنوز مشخص نيست؟
به اميد خدا طي يكي، دو روز آينده همه چيز درست خواهد شد. مطمئن باشيد پرچم پرسپوليس زمين نخواهد افتاد.


 با او قهرمان هم شده‌ام
 حسيني: دايي مي‌تواند به سپاهان کمک کند 

آمدن علي دايي به سپاهان به نفع هيچ‌كس نباشد به نفع سيدجلال حسيني قطعا هست؛ چرا كه اين مربي اعتقاد ويژه‌اي به او دارد و جايگاه او در تيم زردها بيش از پيش تثبيت خواهد شد.
اکثر بازکنان مشغول تمدد قرارداد ا بررس پشنهادها هستند. شما چطور؟
آمدم شمال و استراحت مي‌کنم.
از چه تم‌ها پشنهاد دار؟
اصلا با هچ تمي‌صحبت نکرد‌ام. فعلا مي‌خواهم استراحت کنم و از روز شنبه درباره تم فصل آنده‌ام تصمم خواهم گرفت، ضمن انکه اولوت اولم سپاهان است.
سپاهان که دچار تغر و تحولات زاد شده، خبر دار؟
نه، من خل در جران اتفاقات فوتبال نستم.
قلعه‌نو که به تراکتورساز رفته، رحمت، عقل، حدر، حاج‌صف، توره و چند بازکن تم سپاهان در آستانه جدا هستند؟
انها که شما اسم‌شان را بردد جزو بازکنان خل خوب سپاهان هستند. اگر قصد جدا داشته باشند باد منتظر ماند و دد که مسوولان چه بازکنان را جاگزن آنها خواهند کرد.
فکر نم‌کن با ان اوضاع و احوال شراط سپاهان ان فصل خل خوب نباشد؟
متأسفانه حتما لطمه خواهد خورد. ما اگر امسال قهرمان لگ شدم به خاطر برنامه‌رز درست بود که سال گذشته داشتم. سپاهان فصل پش ان موقع سرمرب‌اش مشخص بود و داشت با بازکنانش مذاکره مي‌کرد اما الان هنوز وضعت سرمرب و بازکنان ما معلوم نست. باز‌ها سپاهان هنوز در آسا ادامه دارد و باد مقابل السد باز کنم. در همن لگ هم تم‌ها مطرح و بزرگ بازکنان‌شان را گرفته‌اند. به همن استقلال نگاه کند تا الان کل بازکن خوب جذب کرده است. برا انکه در آسا و در لگ برتر مدع باشم باد مسوولان، تم قدرتمند را برا فصل ازدهم آماده کنند.
با ان وجود در سپاهان مي‌مان؟
نمي‌دانم باد با مسوولان باشگاه صحبت کنم و ببنم برنامه شان برا فصل آنده چست.
شندم از استقلال هم پشنهاد دار؟
من خودم هم فقط شندم اما هچ صحبت با آنها نداشته‌ام.
عل دا هم ک از گزنه ها سرمربگر تم سپاهان است.
عل آقا مرب بزرگ است. من با او کار کرده‌ام. مطمئنا مي‌تواند به سپاهان کمک کند.
اگر دا سرمرب شود و از شما بخواهد در ان تم بمان، چه تصممي ‌مي‌گر؟
مطمئنا در آن صورت با عل آقا صحبت خواهم کرد. من به دلل انکه در ساپا سابقه کار کردن با او را داشتم و به مقام قهرمان هم رسدم استقبال خواهم کرد.
تو 3 قهرمان لگ برتر در کارنامه‌ات دار، دوست دار به چه چز دگر در فوتبال دست پدا کن؟
دوست دارم قهرمان آسا شوم. ان جام در کارنامه فوتبال‌ام خال است.


 سالم هستم، قراردادم هم تمام شده!
 خليلي: دلم مي‌خواهد به پرسپوليس برگردم 

حبيب كاشاني در برنامه نود از محسن خليلي به عنوان تنها بازيكني نام برد كه پيشنهاد جذبش را به دايي داد، اما شهريار نپذيرفت. به اين ترتيب معماي جدايي آقاي گل ليگ هفتم از سرخپوشان روشن مي‌شود. خليلي در واكنش به اين موضوع، ابتدا از كاشاني تشكر مي‌كند: «اظهارات كاشاني باعث شد سوالات بسياري از هواداران پرسپوليس پاسخ داده شود. شايد من بايد اين سوال را درباره جدايي‌ام از پرسپوليس جواب مي‌دادم. شك و شبهات زيادي در اين رابطه وجود داشت كه به خاطر مشكلات با باشگاه، مسايل مالي و... به توافق نرسيدم و جدا شدم. اظهارات كاشاني برايم ارزشمند بود، از او بسيار تشكر مي‌كنم كه قدردان زحماتم بود. او اعلام كرد كه من در پرسپوليس گل‌هاي زيادي زدم، اگر كاري براي پرسپوليس كردم، وظيفه‌ام بود. اميدوارم از عملكردم راضي باشند.»
وي در پاسخ به اين پرسش كه اختلافات حبيب كاشاني و علي دايي تا چه حد به پرسپوليس لطمه مي‌زند؟ اين‌طور جواب مي‌دهد: «اختلاف مدير با مربي و مربي با بازيكن، در هر جاي دنيا پيش مي‌آيد، نمي‌توان گفت اين مساله چيز عجيبي است. من نمي‌توانم وارد اين قضايا شوم، ولي اميدوارم برنامه‌ريزي براي فصل آينده انجام شود تا پرسپوليس به جايگاه اصلي‌اش كه قهرماني در ليگ برتر و حضور قوي در آسيا است، برگردد.»
مهاجم پيشين استيل آذين در پروسه ناكامي تيمش نيز مشكل اساسي را بيرون از زمين مي‌بيند: «زماني كه فصل شروع شد، قرار بود يك تيم رويايي براي قهرماني و رفتن به جام باشگاه‌هاي آسيا بسته شود. من در فصل نقل و انتقالات نبودم و روز آخر به استيل آذين پيوستم. اگر برنامه‌ريزي دقيق‌تري مي‌شد و مسوولان باشگاه مشاوره‌هاي بهتري مي‌گرفتند، نتايج بهتري كسب مي‌شد. متاسفانه همه سوءظن‌ها و مشكلات بر گردن بازيكنان انداخته شد. اين طور جلوه دادند كه بازيكنان مقصر اصلي هستند، ولي در اصل اين طور نبود، بازيكنان در نتايج سهم داشتند، ولي نه سهم بسزا. استيل آذين با مشكلات حاشيه زيادي دست و پنجه نرم مي‌كرد. اگر مشكل بيرون از زمين باشد، با مشكل در داخل زمين فرق دارد، مشكلات استيل آذين در بيرون از زمين بود و تمركز لازم را از بين مي‌برد.»
محسن خليلي درباره مساله مصدوميت‌هايش هم توضيح مي‌دهد: «من فقط 4ـ 5 هفته از ناحيه مچ پا مصدوم بودم و چند هفته پاياني را بدون هيچ مشكلي كار كردم و در خدمت استيل آذين بودم و با سلامت كامل ليگ را به پايان رساندم. بعد از حضور آقايان خاكپور و ياوري كه به من اعتقاد داشتند، متاسفانه نتوانستم آن طور كه بايد و شايد كار كنم. من سه سال پيش از ناحيه زانو مصدوميتي داشتم كه به لطف خدا و با عمل موفق در آلمان بعد از گذشت هفت ماه از دوره درمان به ميادين ورزشي برگشتم و از آن پس به هيچ مشكلي برخورد نكردم.»
اين مهاجم در مورد آينده‌اش هم به اين ترتيب اظهارنظر مي‌كند: «قرار داد من با استيل آذين يكساله بود و اكنون به اتمام رسيده و من بازيكن آزاد هستم و مي‌خواهم بهترين گزينه را براي فصل بعد انتخاب كنم. به خاطر علاقه‌اي كه هنوز به پرسپوليس دارم. دوست دارم به اين تيم برگردم. اولويت اولم بازگشت به پرسپوليس است. آرزوي هر پرسپوليسي است كه به اين تيم برگردد. من خاطرات بسيار خوب و روزهاي خوشي را در پرسپوليس گذراندم. اولويت اولم اين تيم است. اگر روزي پيشنهادي داشته باشم، دوست دارم برگردم و خاطراتم را تكرار كنم.»
و اين هم نظر خليلي در مورد قانون بحث‌برانگيز سقف قراردادها: «من به عنوان يك فوتباليست گذاشتن قانون سقف قرار داد را اشتباه مي‌دانم. باشگاه مختار است، بنا به صلاحيت و هر بازيكن قيمتي را به او اختصاص دهد. هر بازيكني در دنيا قيمت خاصي دارد. هر كالايي نسبت به كيفيتش قيمتي دارد. فوتباليست نسبت به كارايي و بازدهي رقم خاصي دارد. بازيكن ملي يا بازيكن با سابقه با بازيكن تازه وارد فرق دارد. بازيكني كه بازي مي‌كند با يك بازيكن نيمكت نشين يكي نيست. اين‌گونه در حق برخي بازيكنان اجحاف مي‌شود با گذاشتن سقف قرار داد مسايل زير ميزي و دست‌هاي پشت پرده در فوتبال ما رواج پيدا كرده است. اين قانون باعث مي‌شود كه باشگاه به دروغ رقم قرار دادها را اعلام كنند. فدراسيون با اين شرايط بازيكنان و باشگاه‌ها را مجبور به دروغگويي مي‌كند. فدراسيون نمي‌تواند بالا بودن رقم قرار دادها را ثابت كند. چون نه چيزي امضا مي‌شود و نه نوشته مي‌شود. پولي كه در اين ميان ردوبدل مي‌شود بر اساس توافق است.»


 ديدار عقاب و جادوگر در سالن بدنسازي شمال شهر
 عابدزاده: مي‌دانستم كاردايي به اينجا مي‌كشد!  
 كريمي: بايد قدر پرسپوليس را دانست
نويسنده : سيداحسان هاشمي

ديدار عقاب و جادوگر در سالن ورزشي آجودانيه اتفاق جالبي بود. احمدرضا عابدزاده كه به قول همبازيان و مربيانش اشك وزنه‌ها را در مي‌آورد، ديروز هم يك جلسه تمريني سخت و سنگين را پشت سر گذاشت. عقاب كه مثل روزهاي اوجش همچنان با انگيزه و پرقدرت تمرين مي‌كند، ديروز به مدت چهل دقيقه تمرينات مربوط به عضلات شكم را انجام داد و بعد از آن هم آب ميوه مخصوص خودش را خورد. عقاب كه حتي در سالن وزنه هم برو بيايي براي خودش دارد، معجوني متشكل از آب سيب،‌آب كرفس و آب پرتقال را در ميان ست‌هاي تمرين‌اش مي‌خورد تا براي ادامه تمرينات انرژي لازم را داشته باشد.
حضور علي كريمي در سالن وزنه آجودانيه هم اتفاق جالب تمرين ديروز عقاب بود. جادوگر كه به واسطه حضور دوستانش در سالن وزنه و انجام تست‌هاي لازم به آنجا رفته بود با ديدن عقاب كلي ذوق كرد. علاقه‌مندان به فوتبال و كساني كه از طرفداران عابدزاده و كريمي بودند، با ديدن آنها سرصحبت را در مورد وضعيت پرسپوليس باز كردند. همه كساني كه با عابدزاده و كريمي روبه‌رو مي‌شدند، اعتقاد داشتند كه عابدزاده به عنوان مربي گلرها بايد به پرسپوليس برگردد و بار ديگر در تيم محبوبش باشد. اما صحبت‌ها در مورد كريمي فرق مي‌كرد. هواداران پرسپوليس معتقد بودند كه شماره هشت سرخ‌ها فقط برازنده كريمي است و از او مي‌خواستند تا بار ديگر به پرسپوليس بازگردد.
خوش و بش عقاب و جادوگر در حالي انجام مي‌شد كه عابدزاده با توجه به اهميت تمريناتش روي ميز تمرينات شكم مي‌خوابيد و با همان وضعيت با جادوگر صحبت مي‌كرد: «به جون خودم شش ماه پيش به علي دايي گفتم كه منتظر چنين روزهايي باشه... البته اون موقع با خود من هم خوب تا نكردن... گفت كه برم آناليزور بشم! ولي اشکال نداره. ديدي آخرش چه شد؟‌من مي‌دونستم كه كار دايي به اينجا مي‌كشد. مي‌دونستم كه اينها نمي‌توانند با هم كار كنند.»
عقاب كه معتقد بود دايي بايد قدر اين پيش‌بيني بزرگش را بداند، بر اين باور بود كه كاشاني و دايي بايد از پرسپوليس بروند. كريمي كه از ديدن عابدزاده خوشحال شده بود، در جواب صحبت‌هاي عقاب فقط لبخند مي‌زد و با دقت به حرف‌هاي او گوش مي‌داد. البته جواب كريمي در مقابل تمام صحبت‌هاي عابدزاده فقط چند جمله كوتاه بود: «پرسپوليس تيم مردمه. بايد قدر پيراهن پرسپوليس را دونست. ان‌شاء‌ا... هرچي كه صلاح پرسپوليسه انجام بشه.»
كريمي عصر ديروز تست‌هاي لازم را انجام داد. مربي بدنساز كريمي از وضعيت جسماني و شرايط بدني او رضايت داشت. جادوگر باوجود تعطيلي تمرينات تيم ملي روزي دو جلسه تمرين را در دستور كار خود دارد. او ساعت 7:30 صبح اولين جلسه تمريني‌اش را طبق برنامه مربيان تيم ملي انجام مي‌دهد و پس از صرف ناهار، استراحت و انجام كارهاي شخصي، حدود ساعت 18 نيز نوبت دوم تمريناتش را پشت سر مي‌گذارد. كريمي مثل هميشه يك برنامه حرفه‌اي دارد. او حدود ساعت 21 تا 22 مي‌خوابد تا براي ساعت 6 صبح از خواب بيدار شود.


 فرمول نجات كاشاني، در خاك عثماني است
 مديريت پرسپوليس و يك بازي دو سر باخت! 
نويسنده : حميد بختياري

 1- آخرين برنامه 90 در ليگ دهم، هر چقدر جذاب بود و هر حسني كه داشت، دست‌كم كمكي به اوضاع و احوال موجود در باشگاه پرسپوليس نكرد. حالا و اندكي پس از رويارويي تمام‌عيار علي دايي و حبيب كاشاني، نه تنها سنگي از پيش‌روي سرخپوشان برداشته نشده، بلكه معادلات موجود در اين مجموعه نيز به شدت پيچيده‌تر شده است. شايد تنها حاصل روشنگرانه مجادله دوشنبه‌شب، اين بود كه مشخص شد زوج كاشاني و دايي ديگر عملا قادر به ادامه همكاري نيستند و حالا كه بنا بر بقاي حاج‌حبيب گذاشته شده، سرپرست هنوز موقت(!) قرمزها بايد به گزينه‌اي ديگر روي نيمكت تيمش بينديشند. اما چه كسي؟ در اوضاع و احوال كنوني باشگاه، چه كسي مي‌تواند از سوي كاشاني روي نيمكت پرسپوليس بنشيند كه هم از نظر فني مورد تاييد باشد و هم آرامش را به اردوگاه حاجي و شركا بازگرداند؟ به نظر مي‌رسد با وجود نام بردن از چند مربي متفاوت، همچنان گزينه اصلي كاشاني استفاده از حميد استيلي باشد؛ مردي كه سال‌هاست حسرت جلوس روي نيمكت داغ سرخ‌ها را مي‌كشد و از قضا، رفاقت ديرپايي هم با حاج حبيب دارد. با اين اوصاف اما، آيا سرپرست موقت پرسپوليس با وضعيتي كه امروز پديد آمده، قادر خواهد بود دوست قديمي‌اش را به مراد دلش برساند و از وجود استيلي در كادر فني سرخپوشان سود ببرد؟ كمي بعيد به نظر مي‌رسد!
2 - علي دايي عمدا يا سهوا هزينه استخدام استيلي را براي كاشاني بالا برد. او اگرچه هيچ‌گاه از كسي نام نبرد، اما با افشاگري‌هاي گاه و بيگاهش ظرف چند هفته اخير و كدهاي مختلفي كه ارايه مي‌كرد، باشگاه را در مظان اتهام ارتباط پنهاني با سرمربي سابق شاهين قرار داد. دايي در برنامه 90 البته جزييات تازه‌تري هم از اين ادعايش را با هواداران در ميان گذاشت و حتي از چند شاهد نيز نام برد. در اين شرايط، به نظر مي‌رسد از حالا به بعد استخدام استيلي توسط كاشاني مي‌تواند خواسته يا ناخواسته و درست يا غلط، تا حدودي صحت ادعاهاي دايي را تاييد كند. استفاده از سرمربي سابق شاهين روي نيمكت پرسپوليس ليگ يازدهم، جذب بازيكناني كه دايي از تماس مخفيانه اطرافيان استيلي با آنها ياد كرده و نيز استفاده از كمپ‌هاي تمريني در اروپا، هر كدام اقداماتي هستند كه به محض وقوع مي‌توانند افكار عمومي را به سمت اين گزاره كه «حق با دايي بوده» سوق بدهند. آيا كاشاني در اين شرايط جديد، تن به اين ريسك بزرگ خواهد داد؟
3 - اوضاع در حال حاضر طوري شده كه جذب استيلي مي‌تواند براي باشگاه پرسپوليس يك بازي «باخت – باخت» تلقي شود. كاشاني اگر يار غارش را به اين تيم بياورد، در هر شرايطي با مشكلاتي روبه‌رو خواهد بود. اگر خوب يار بگيرد، متهم به كم‌كاري براي دايي خواهد شد، اگر بد يار بگيرد، تيمي ناقص خواهد داشت، اگر امكانات بيشتري فراهم كند، با انگ بي‌توجهي به مطالبات دايي روبه‌رو مي‌شود و اگر چنين نكند، نوع و كيفيت مديريت خودش را زير سوال خواهد ديد. حالا استفاده از استيلي، هرگز به آن آساني‌هايي كه كاشاني تصورش را مي‌كرد، نيست. به ويژه اگر ناتواني فني يا حتي بدشانسي‌هاي مشهور استيلي در شاهين، به پرسپوليس هم سرايت كند و اين تيم براي مدتي دچار نوسان در نتيجه‌گيري شود، فشارها بر كادر مديريتي سرخپوشان افزايش خواهد يافت و بي‌گمان در اين صورت كاشاني با شرايطي روبه‌رو مي‌شود كه قبلا هرگز نظيرش را تجربه نكرده است. اين، شايد سخت‌ترين تصميم دوران كوتاه‌مدت حضور كاشاني در فوتبال باشد؛ وفاداري به يك رفاقت قديمي يا گريز از يك بازي دو سر باخت. حاجي كدام را برمي‌گزيند؟!
4 - در همين وضعيت بغرنج و پيچيده اما، شايد هنوز حبيب كاشاني يك راه فرار بزرگ داشته باشد. معماي نجات مديري كه اين روزها بدجوري در مخمصه گرفتار شده، مي‌تواند از اين قرار باشد كه با يك حركت غيرمنتظره، همه معادلات را به‌هم بريزد و از اين گرفتاري جان به در ببرد. او در برنامه 90، از چهار گزينه ايراني‌اش براي سپردن هدايت پرسپوليس به آنها نام برد؛ مربياني كه انتخاب هر كدام‌شان مي‌تواند انتقادهاي خاصي را متوجه كاشاني كند. در اين شرايط، شايد اقبال كردن به سرمربي محبوب هواداران پرسپوليس، بتواند نسخه شفابخش حاج‌حبيب لقب بگيرد. از مردي سخن مي‌گوييم كه در ليگ ششم ده‌ها هزار پرسپوليسي را به استاديوم كشاند و اين روزها در استانبول براي تلويزيون‌هاي خصوصي تركيه، فوتبال تفسير مي‌كند. اين شايد تنها مصطفي دنيزلي باشد كه بتواند جو وحشتناك موجود را به سود كاشاني تعديل كند.


 4 گزينه مورد نظر كاشاني زير ذره‌بين
 شماره 7 روي نيمكت مي‌نشيند 
نويسنده : آرش رستم‌نمدي

حبيب كاشاني بعد از اينكه پاسخ منفي قاطعي از علي دايي گرفت، سراغ چهار گزينه ديگرش براي هدايت پرسپوليس در ليگ يازدهم رفته است.
بعدازظهر ديروز از طرف باشگاه پرسپوليس با گزينه‌هاي كاشاني تماس گرفته شد تا برنامه‌هاي خود را به باشگاه ارايه كنند. هر چند تا زمان تحرير اين مطلب اخبار از اين حكايت داشت كه از طرف باشگاه موفق به تماس گرفتن با منصور ابراهيم‌زاده نشده‌اند، ولي به هر حال ملالي نيست و در عصر ارتباطات پيدا كردن سرمربي ذوب‌آهن نبايد امر پيچيده و غيرممكني باشد. به هر حال در اين مقال سراغ چهار گزينه سرمربيگري پرسپوليس در فصل آينده مي‌رويم تا مروري بر عملكرد آنها داشته باشيم.
1 - حميد استيلي
به نظر مي‌رسد با توجه به رابطه دوستانه‌اي كه با كاشاني دارد، محتمل‌ترين گزينه سرمربيگري پرسپوليس باشد. استيلي يك‌بار به مدت يك سال در آغاز دهه 70 و يك‌بار هم از سال 77 تا 83 در پرسپوليس بازي كرد و سرانجام در همين تيم كفش‌ها را آويخت. استيلي در پرسپوليس ماند و دستيار مربياني چون رانير سوبل آلماني، علي پروين، آري هان هلندي و مصطفي دنيزلي تركيه‌اي شد. هر چند كه سوبل در پايان قراردادش حسابي از عملكرد استيلي انتقاد كرد و راه حميد و دنيزلي هم در ميانه فصل از هم جدا شد. حميد قرار بود در ليگ هفتم سرمربي باشد، ولي به پيشنهاد خودش اين جايگاه را به افشين قطبي داد، ولي خيلي‌ها معتقدند تيمي كه توسط استيلي بسته شده و آماده شده بود، قهرمان ليگ شد. استيلي در ليگ هشتم راهش را از قطبي جدا كرد و در ليگ نهم سرمربي استيل‌آذين شد و در حالي كه در آستانه كسب سهميه ليگ قهرمانان آسيا بود، از سوي آجورلو بركنار شد.
استيلي در شاهين بوشهر هم نمايش فوتبالي خوبي از تيم كم‌بضاعت خود گرفت، ولي در امر نتيجه‌گيري موفق نبود و بعد از حادثه فوت برادرش با تيم شاهين بوشهر قطع همكاري كرد.
رفيق گرمابه و گلستان حاج‌حبيب بخت اول نشستن روي نيمكت پرسپوليس است، اتفاقي كه اگر بيفتد، ثابت مي‌كند تمام حرف‌هاي دايي در مورد مذاكره كاشاني و او درست بوده است.
2 - محمد مايلي‌كهن
محمد مايلي‌كهن از اواسط دهه 50 به پرسپوليس آمد و تا اواخر دهه 60 پيراهن شماره 19 قرمزهاي پايتخت را حفظ كرد. مايلي‌كهن در قالب هافبك راست پرسپوليس بعد از علي پروين كاپيتان اين تيم شد و بعد از خداحافظي از عرصه بازيگري، چند سالي هم كمك‌مربي پروين در پرسپوليس و تيم ملي شد. مايلي‌كهن در امر مربيگري باشگاهي به‌جز يك عنوان سومي با سايپا، نتوانست افتخار ديگري داشته باشد و در سقوط‌هاي پيكان (ليگ چهارم) و فولاد (ليگ ششم) مشاركت نسبي و مقطعي داشت. اما بايد اذعان كرد كه مايلي‌كهن هيچ‌وقت در تيمي بزرگ، قدرتمند و پرستاره مربيگري نكرده است. اما تمام خاطرات دل‌انگيز مرتبط با حاجي، به اواسط دهه 70 برمي‌گردد كه در اوج ضعف فوتبال ملي و رتبه سه رقمي در رنكينگ فيفا، سرمربي تيم ملي شد و نسل طلايي راه يافته به جام‌جهاني 98 را شكل داد. مايلي‌كهن معتقد است پرسپوليس خانه امثال اوست، ولي او را به خانه‌اش راه نمي‌دهند. هر چند كه حالا او هم جزو گزينه‌هاي سرمربيگري پرسپوليس شده است.
متوجه باشيد كه در حال حاضر سجادي گزينه اصلي وزارت ورزش است، اين جناب سجادي رابطه بسيار حسنه‌اي با حاج‌مايلي دارد؛ خودتان نتيجه‌گيري كنيد.
3 - حميد درخشان
بعد از يك دهه سايه‌نشيني، حميد درخشان دو سال است كه در وادي مربيگري در سطح اول فوتبال ايراني حاضر شده است. درخشان كه از اواخر دهه 50 به پرسپوليس آمد و تا سال 72 هم در اين تيم بازي كرد، يك دوره شش ساله را هم در باشگاه‌هاي قطري پشت‌سر گذاشت. درخشان در ليگ 73 تيم مقتدري از پرسپوليس ساخت كه اگر در نيمه‌نهايي و آن جنجال داربي 30 دي گرفتار نمي‌شد، شانس زيادي براي قهرماني داشت. درخشان در ليگ 75 هم بعد از رفتن استانكو هدايت پرسپوليس را در پنج مسابقه برعهده گرفت و در 20 تير 76 موفق شد استقلال را 3 بر صفر شكست دهد. اما بعد از نايب‌قهرماني با تيم نوجوانان در آسيا (كه به علت ماجراي صغرسني‌ها سر و صداي زيادي برپا كرد) تا دو سال پيش ردپايي در سطح اول فوتبال ايران نداشت. جايگاه قابل قبول تيم متوسط پيكان در ليگ نهم و حفظ شهرداري تازه صعود كرده تبريز در ليگ دهم، نكات روشني در كارنامه مربيگري سومين گزينه كاشاني براي سرمربيگري پرسپوليس در فصل آينده محسوب مي‌شود.
4 - منصور ابراهيم‌زاده
سه فصل متوالي قرار گرفتن در بين سه تيم بالاي جدول رده‌بندي ليگ، يك قهرماني در جام حذفي و يك نايب‌قهرماني در ليگ قهرمانان آسيا، هر مديري را وسوسه مي‌كند تا سرمربي موفق ذوب‌آهن را به خدمت بگيرد و حبيب كاشاني هم از اين قاعده مستثنا نيست، ولي به چند دليل شانس او را كمتر از سه گزينه ديگر مي‌دانيم؛ اول اينكه او برخلاف سه گزينه ديگر هيچ سابقه‌اي در پرسپوليس ندارد، دوم اينكه تيم‌هاي ابراهيم‌زاده همواره در اواخر راه دچار ضعف مي‌شوند و از قهرماني فاصله مي‌گيرند و دليل سوم اينكه منصورخان همين ديروز برنامه‌هاي خود براي فصل آينده را به ذوب‌آهن ارايه كرد و بعيد است اين باشگاه اصفهاني اجازه دهد تا سرمربي بومي‌اش به جاي ديگري برود.


 كرش امروز برمي‌گردد
 سرباز فراري‌ها دعوت نشدند 

علي كفاشيان ظهر ديروز پس از انجام كارهاي روزمره‌اش از فدراسيون خارج شد تا ناهار را با عليزاده رييس آكادمي و كمپ تيم‌هاي ملي بخورد. ناهاري كه بهانه‌اي براي مرور و آغاز برنامه‌هاي عمراني كمپ به درخواست كارلوس كرش سرمربي تيم ملي بود.
چون كمپ داريد دليلي نيست كه كار نكنيد!
اين حرفي بود كه كارلوس كرش در جواب مسوولان فدراسيون براي در اختيار داشتن امكانات حرفه‌اي زد. عباس ترابيان در زمان مذاكره با سرمربي پرتغالي خبر داد كه كرش براي بازديد امكانات ما به ايران آمده و كمپ را پسنديده است. ترابيان درست گفته. كرش در بهمن‌ماه 1389 وقتي براي اولين‌بار وارد ايران شد او را به كمپ بردند تا امكانات را ببيند. همان‌وقت بود كه در سالن بدنسازي با ديدن وزنه‌ها و وسايل بدنسازي در گوشه‌اي از زمين فوتسال با حسين طالب‌لو شوخي كرد كه اميدوارم بعد از كار با شما قطر بازوي بازيكنان افزايش يابد. مرد پرتغالي تصور كرده بود طالب‌لو مسوول بدنسازي تيم‌هاي ملي است. اين پايان كار نبود چرا كه چند ماه بعد از حضور كرش در ايران و شروع كار حرفه‌اي با تيم‌هاي ملي تمام آن اسباب و سالن وزنه‌برداري و بدنسازي را به بهانه قديمي و فرسوده بودن رد كرد و خواستار الگوبرداري از امكانات ريكاوري و بدنسازي حرفه‌اي باشگاه منچستريونايتد همراه با استخر و سونا ابزار توان‌سنجي انفرادي شد. مرد پرتغالي پس از چند هفته بي‌توجهي مسوولان به درخواست‌هايش در آخرين كنفرانس مطبوعاتي دست به اعتراض زد كه مي‌گويند كمپ داريد. كمپ خوب است اما دليلي نيست كه به خاطر داشتن كمپ ديگر كار نكنيم. اين مثل آن آدمي مي‌ماند كه خانه دارد و به بهانه خانه داشتن دستي به سر و روي آن بابت تعميرات و نوسازي نمي‌كشد تا بر سرش خراب شود.
كفاشيان: ما قصد داشتيم نوسازي كنيم
علي كفاشيان ظهر ديروز وارد كمپ شد تا درخواست‌هاي سرمربي تيم ملي را بررسي و دستور اجراي آن را بدهد. ظاهرا قرار است دو زمين چمن كمپ به خصوص زمين شماره يك دوباره نوسازي و غلتك زده شود و پس از اين كارها زير كشت مجدد برود. يك ساختمان هم قرار است به عنوان لابراتوار ساخته و پروفايل شخصي بازيكنان تمام رده‌هاي ملي از قد و وزن تا توان جسمي و تكنيك‌هاي فردي در اين محل بايگاني شود. اسباب و لوازم مورد نياز هم از امارات خريداري شده و به زودي وارد مي‌شود. جالب اينجاست علي كفاشيان اعلام كرده: خود ما قصد نوسازي و كشت چمن را داشتيم اما حالا زودتر اين كار را انجام مي‌دهيم تا تمام برنامه‌هايي كه جهت صعود تيم ملي به جام‌جهاني لازم است اجرا شود. كفاشيان ديروز پس از صرف ناهار با عليزاده نشست ويژه‌اي را با او برگزار كرد تا هرچه زودتر استارت برنامه‌هاي عمراني را زده و كار را شروع كنند.
كرش امروز به تهران برمي‌گردد
اين روزها خبري از كارلوس كرش نيست و سرمربي پرتغالي پس از تماشاي بازي تداركاتي اميدها با سوريه راهي امارات شد تا ضمن ديدار با خانواده‌اش در دوبي چند روزي هم كنار آنها استراحت كند. مرخصي كرش تا روز 25خرداد چهارشنبه(امروز) است و به ايران برمي‌گردد. كرش قبل از سفر به امارات ليست تيم ملي را براي اردوي اتريش اعلام كرد تا پس از بازگشت برنامه‌هاي هماهنگي اولين سفر خارجي ملي‌پوشان انجام شود. البته مهم‌ترين دل‌نگراني‌ سرمربي تيم ملي درباره تيم اميد است كه قرار است بعد از اتمام تمرين روز پنجشنبه(فردا) و تماشاي آن آخرين سفارشات لازم را به منصوريان براي بازي با عراق بكند. مسابقه‌اي حساسي كه دور رفت آن جمعه همين هفته در اربيل برگزار مي‌شود.
سرباز فراري‌ها خط خوردند!
روز گذشته همزمان با خبر حضور كفاشيان در كمپ و معرفي سجادي به عنوان وزير ورزش خبر رسيد كه برنامه خروجي همه بازيكنان اميد براي بازي با عراق درست شده و آنها بامداد جمعه با يك پرواز چارتر راهي اربيل مي‌شوند. در اين ميان شايعه است كه حوزه نظام وظيفه جلوي خروج دو بازيكن اصلي تيم ملي را به علت«سرباز فراري» بودن گرفته و به كميته المپيك اعلام كرده كه براي اين دو نفر هيچ كاري نمي‌شود كرد و بهتر است قيد آنها را بزنيد. شنيده مي‌شود افشارزاده اين موضوع را به عليرضا منصوريان هم منتقل كرده و نام اين دو بازيكن از آخرين ليست اعلامي ملي‌پوشان اميد حذف شده است. دو بازيكني كه ظاهرا با سندسازي و صغر سن در دو تيم مشغول بازي بودند و قرار است سازمان ليگ به صورت محرمانه درباره آنها تصميم‌گيري كند.


 نگاهي به داستان رايان گيگز و جنجال‌هاي اخير فوتبال انگليس
 تاريخچه‌اي ازخيانتـــ 
نويسنده : بهنام جعفرزاده

اگر راان گگز انقدر محبوب و سر به راه و ب‌حاشه نبود ا در واقع نشان نمي‌داد، رسوا‌ها اخرش تا ان اندازه جنجال و پردامنه نمي‌شد. در واقع ستاره باتجربه ولز همانطور که در درون زمن به راحت حرفان را جا مي‌گذاشت، تا به حال موفق شده بود حاشه‌ها زندگ خصوص‌اش را از دد رسانه‌ها جنجال جزره دور نگه دارد اما او فراموش کرده بود که دنا رسانه‌ها بزرگ‌تر و غرقابل مهارتر شده و به همان اندازه دور زدن‌شان غرممکن‌تراست.
آغاز ماجرا
راان گگز ب‌تردد ک از اسطوره‌ها زنده فوتبال جزره است؛ تنها بازکن که در همه دوره‌ها لگ برتر حضور داشته، در همه دوره‌ها گلزن کرده و 12قهرمان با منچستروناتد در لگ برتر به دست آورده و علاوه بر آن جام‌ها و افتخارات زاد دگر که دست‌افتن به نظر نمي‌رسد اما ناگهان و در آخرن روزها حرفه‌ا گگز، همه چز به هم رخت.
روزنامه‌ها جزره برا هفته‌ها از ستاره‌ا اد مي‌کردند که با ک از ستاره‌ها برنامه‌ها Big Brother رابطه دارد اما به دلال حقوق نمي‌توانستند نامي ‌از ان ستاره ببرند. در واقع ان گگز بود که با کمک وکلاش و با حکمي ‌که از دادگاه گرفته بود، از فاش شدن اسمش جلوگر کرد اما ان حکم نمي‌توانست مانع از انتشار اسمش در فضا مجاز شود و در نهات ک از نماندگان مجلس عوام انگلس از مصونت حقوق‌اش استفاده کرد و از گگز نام برد. با وجود انکه همه از موضوع خبر داشتند اما ان مساله مانند اولن اکران ک فلم جنجال، گگز را به تتر ک رسانه‌ها تبدل کرد؛ روزنامه‌ها پر شد از عکس‌ها گگز و اموژن توماس. اما استس، همسر گگز، از همسرش حمات کرد و گفت که اجازه نمي‌دهد اموژن زندگ‌اش را از بن ببرد اما ان تازه آغاز ماجرا بود.
طوفان بزرگ‌تر در راه
در حال که«گگز» تلاش مي‌کرد تا مانع از فروپاش زندگ خانوادگ‌اش شود، ناگهان با رسوا بزرگ‌تر روبه‌رو شد. ناتاشا، همسر رودر، برادر کوچک‌تر راان، ادعا کرد که از 8سال قبل با راان رابطه داشته و حت از او باردار شده است. ان ادعا ناگهان همه اعتبار و شخصت راان گگز را زر سوال برد. مرد که تا همن چند هفته قبل ک قهرمان و مرد خانواده بود، حالا در متن بزرگ‌ترن رسوا تارخ فوتبال قرار گرفت. رودر که برخلاف راان شهرت چندان ندارد و از وضعت مال مناسب نز برخوردار نست برادرش را ک دروغگو خانتکار توصف کرد و گفت که راان قصد دارد با دادن 250هزار پوند، مانع از صحبت کردن او با رسانه‌ها شود و مادر بزرگ ان دو نز نوه بزرگ‌ترش را شطان‌صفت خطاب کرد.استس هم که بعد از ماجرا اموژن توماس از شوهرش حمات کرده بود، ان‌بار خانه را ترک کرد. سرانجام ان اتفاقات معلوم نست. رسانه‌ها جزره هر روز راان را به رابطه‌ها دگر متهم مي‌کنند اما دگر فرق نمي‌کند. اسطوره راان گگز فرو پاشده و دگر درست‌شدن نست. شاد او بتواند استس را راض به ادامه زندگ مشترک‌شان کند اما آنچه از او در اد هواداران فوتبال خواهد ماند رسوا‌ها است که در ان مدت به‌بار آورد نه افتخارات که در همه ان سال‌ها و به سخت به دست آورد.
ان گروه خائن
با رسوا‌ها که گگز به بار آورد، دگر شندن نام هچ بازکن در متن چنن رسوا‌ها تعجب‌برانگز نخواهد بود. اگر زمان جان تر به دوست و هم‌تمي‌اش، ون برج خانت کرد، حالا گگز چنن بلا را بر سر برادرش آورده است. ون رون و اشل کول نز چنن شاهکار را در کارنامه دارند و به نظر مي‌رسد ان اتفاق در فوتبال انگلس و اروپا آنقدر طبع شده که تنها ک سال پس از رسوا جان تر، او بار دگر بازوبند کاپتان سه‌شرها را به بازو مي‌بندد.از سو دگر کرم بنزما سع مي‌کند ک‌تنه بازار نشرات فرانسو را داغ نگه دارد. او که ک سال قبل به همراه فرانک ربر متهم به رابطه نامشروع با دختر زر سن قانون شده بود، ان‌بار با ارسال عکس‌ها مستهجن برا ک دختر نوجوان از طرق انترنت جنجال جدد اجاد کرد. او اين اتهام را رد کرد اما پگر‌ها بشتر نشان داد او ان عکس‌ها را با موبال فرستاده که باشگاه رئال در اختار بازکنانش قرار داده است.البته در زشت اتفاقات که رخ داده تردد نست اما بعض نز معتقدند مقصر اصل رسانه‌ها هستند که بش از اندازه به زندگ خصوص افراد معروف سرک مي‌کشند و فراموش مي‌کنند که بازکنان فوتبال، قدس نستند و ممکن است مانند هر فرد دگر دچار اشتباه شوند.


 به دنبال شايعه‌سازي درباره انتقال فابرگاس
 خشم انگليسي‌ها از روزنامه‌هاي اسپانيايي 

يكي از اين روزنامه‌هاي انگليسي«تلگراف» است كه در تحليلي از هجوم خبري رسانه‌هاي اسپانيايي درباره فابرگاس انتقاد كرده است. روزنامه تلگراف رسانه‌هاي اسپانيايي را به«دامن زدن به شايعات درباره فابرگاس» متهم كرد و نوشت:«با آغاز فصل نقل و انتقال تابستاني آنها براي رسيدن به هدف‌شان و بازگرداندن اين بازيكن كاتالان وقت را تلف نكرده‌اند. يكي از علايق آنها بازگرداندن فابرگاس به بارسلوناست و مدتهاست اين بحث را مطرح مي‌كنند، اما اين‌بار گزارش دادند آرسنال ناگزير شده بپذيرد فابرگاس در اين تابستان به بارسلونا مي‌رود. روزنامه كاتالان«موندو ديپورتيوو» گزارش داد آرسن ونگر سرمربي آرسنال به كاپيتان خود اجازه داده است تحت شرايطي از اين تيم برود، به اين شرط كه به هيچ باشگاه ديگري در ليگ برتر انگليس ملحق نشود. منچسترسيتي نيز خواهان به كار گرفتن اين ملي‌پوش اسپانيايي است. با اين حال موندو ديپورتيوو هشدار داد كه مذاكرات ميان دو باشگاه سهل و آسان نخواهد بود. يك روزنامه ديگر اسپانيايي به نام«اسپورت» هم سهمي ‌در اين شايعه پردازي داشت و مدعي شد«آرسنال باور دارد كه عزيمت بازيكن‌اش به بارسلونا اجتناب‌ناپذير است» و نمايندگان او امروز به بارسلونا مي‌روند تا تقاضاهاي باشگاه لندني را منتقل كنند. روزنامه اسپورت از اين هم فراتر رفت و فاش ساخت كه آرسنال براي اين ‌هافبك 24ساله درخواست 50ميليون يوررو خواهد كرد. مشخص است كه اين بار ونگر نبردي واقعي براي نگهداشتن فابرگاس در ورزشگاه امارات خواهد داشت و دير يا زود اين بازيكن كاتالان به سرزميني كه روزهاي كودكي‌اش را در آن سپري كرده بازخواهد گشت.»
فابرگاس سال پيش گفت:«من هوادار و عضوي از بارسلونا هستم همانطور كه پدربزرگ، عمو و پسرعمويم هستند. من عاشق رنگ آبي‌ اناري‌ام و از كودكي شيفته آن بودم. يك كاتالان هستم ولي در هر حال الان بازوبند كاپيتاني آرسنال را به بازو دارم.»تلگراف نوشت: در همين حال بارسلونا گامي‌غيرمعمول برداشته و بودجه نقل وانتقال اين باشگاه و ميزان بدهي‌هايش را اعلام كرده است. «خاوير فائوس» معاون مالي باشگاه بارسلونا گفت:پپ گوارديولا 45ميليون يورو براي عقد قراردادهاي جديد به اضافه مبالغي از محل فروش بازيكنان در اختيار خواهد داشت.
وي از كاهش بدهي‌هاي بارسلونا خبرداد و گفت كه اين بدهي‌ها از 532ميليون يورو به 483ميليون يورو كاهش يافته است و اين روند بايد تا دو سال آينده ادامه يابد.


 مورينيو پديده‌اي در مربيگري است
 رونالدو:به?خودم از10?نمره 9?مي‌دهم 
نويسنده : علي پازكيان

آقاي گل فصل 2011- 2010 لاليگا در حال استراحت بعد از فصل به سر مي‌برد و پيدا كردن او براي مصاحبه براي مطبوعات اسپانيا دشوار است. اين مصاحبه‌اي رك و راست در رابطه با فصل قبل و فصل آينده او و تيم رئال است.
در چه وضعي هستيد؟ براي شروع فصل بعد لحظه‌شماري مي‌كنيد؟
نه، فعلا فقط مي‌خواهم استراحت كنم. هرچيزي در جاي خودش. كار در جاي كار و تعطيلات در جاي تعطيلات.
امسال سال ركوردهاي عجيب و غريب تو بود…
خوب بله. اين دومين سال حضور من در لاليگا بود و بسيار هم عالي شد. از نقطه نظر فردي كه توانستم به خوبي گلزني كنم و از نظر تيمي هم كه موفق بوديم. هرچند كه دلم مي‌خواست فصل را با قهرماني در لاليگا و ليگ قهرمانان هم به پايان مي‌رسانديم.
از حالا بايد چند گل براي فصل بعدت كنار بگذاريم؟
صحبت از چند تا كه صحيح نيست؛‌ ولي اگر به خوبي تلاش كنم، اگر آسيب‌ديدگي برايم پيش نيايد و اگر وضعيت تيم مناسب باشد، شابد بتوانم گلزني كنم. شما اگر اينها را تضمين كنيد، من هم تضمين مي‌كنم كه آقاي گل شوم.
به خودتان در اين فصل چه نمره‌اي مي‌دهيد؟
خوب آسان نيست… نمي‌خواهم خودخواه جلوه كنم، ولي از يك تا 10 شايد بتوانم 8 يا حتي 9 بدهم.
و به تيم رئال؟
به آن هم 8 يا 9 مي‌دهم. تيم اين فصل يك پديده بود.
به نظرتان بارسا بهترين تيم فصل بود؟
در شرايط برابر شايد بهترين بودند. اما آنها با حاشيه‌ها برتر بودند. همه مردم آنچه كه اتفاق افتاد را ديدند.
يعني فكر مي‌كنيد داوري‌ها در حركت رئال تاثيرگذار بودند؟
نمي‌دانم جواب اين سوال را چه بدهم. نمي‌شود فقط داوري‌ها را مقصر دانست. دلم نمي‌خواهد وارد اين صحبت‌ها شوم. اگر آنچه در ذهنم هست را به زبان بياورم مرا خواهند كشت.
رئال بهتر در طول فصل كار كرد يا بارسا؟
مردم هميشه كسي را به خاطر مي‌آورند كه پيروز شده است، آنها خوب بازي كردند و برحسب اتفاق پيروز نشدند. ولي بهتر بودند…
خب اگر تيم شما كمي شجاعانه‌تر بازي مي‌كرد…
اگر از نقطه نظر تاكتيكي و فوتبالي به قضيه نگاه كنيم، مورينيو شماره يك است و مي‌داند كه چه بايد بكند. بازگشت او براي من بسيار جالب بود. مربي خوب به نظر من كسي است كه در تيم‌ها و ليگ‌هاي متفاوت به موفقيت رسيده باشد. او خوب است چون در هر ليگي كه كار كرده توانسته موفق باشد. مردم عادي از آنچه كه در رختكن مي‌گذرد خبر ندارند. او براي خودش پديده‌اي است.
يعني او بهترين مربي دنياست؟ حتي بهتر از فرگوسن؟
اين دو فرق دارند. شما نمي‌توانيد فراري و پورشه را با هم قياس كنيد. هر دو عالي‌اند، فقط مهم اين است كه شما كدام را دوست داريد. اين دو مربي هم بهترين مربياني هستند كه من در زندگي‌ام با آنها كار كرده‌ام. مورينيو آدمي است كه بر روي متدهايش تاكيد دارد و همين راز موفقيت اوست.
فكر مي‌‌كنيد تيم رئال در فصل بعد توانايي برتري بر بارسا را خواهد داشت؟
هيچ تيمي شكست‌ناپذير نيست. بارسا هم با اينكه تيم بزرگي است، اما ديديد كه به راحتي جام‌حذفي را به ما واگذار كرد.
رقابت با مسي چطور بود؟
من با او رقابت نمي‌كردم. رقابت من با خودم و تيم‌هاي حاضر در ليگ بود. مسي بازيكن بزرگي است كه در يك تيم بزرگ بازي مي‌كند. من بسيار خوشحال مي‌شوم وقتي نام من هم در كنار اين بزرگان آورده مي‌شود.
دلت مي‌خواهد با او در يك تيم بازي كني؟
من فكر نمي‌كنم مسي از بارسا و كريس رونالدو از رئال خارج شوند. حداقل فعلا. ولي كسي چه مي‌داند، چرا كه نه؟
هيچ‌وقت احتمال دارد كه به بارسا بروي؟
من هيچ‌وقت چيزي را به قطعيت نمي‌گويم. در چنين انتخاب‌هايي- بين بارسا و رئال- پول براي من در درجه دوم اهميت قرار دارد. شايد به من دوبرابر بدهند، ولي تلاش من از پول مهم‌تر است. من دلم مي‌خواهد 10سال ديگر و تا پايان دوران بازيگري‌ام در رئال بمانم.
يعني مي‌خواهي در رئال بازنشسته شوي؟
چرا كه نه؟ ولي آينده را در فوتبال نمي‌توان پيش‌بيني كرد. هيچ‌كس نمي‌داند، ولي فعلا كه دلم مي‌خواهد در اينجا بمانم.
و ممكن است راهي بارسا شوي؟
يا هر باشگاه ديگر.
منچسترسيتي يك پيشنهاد 170ميليوني به شما داده است.
بد نيست، نه؟ ولي من نمي‌روم. حالا خواهيد ديد.
فكر مي‌كنيد ارزشش را دارد؟
من كاري را مي‌كنم كه دوست دارم. دلم مي‌خواهد به قراردادم پايبند باشم. اگر الان هم پيشنهاد تمديد بدهند، آن را براي چند سال تمديد خواهم كرد.
به نظر شما بين آگوئرو و نيمار كدام‌يك به درد رئال مي‌خورد؟
من نظري ندارم. اين دو به حد كافي بازيكنان بزرگي هستند.
در مورد نوري شاهين، كايه‌خون و آلتينتوپ چه نظري داري؟
رئال اينطور تشخيص داده كه اينها بازيكنان بزرگي هستند كه مي‌توانند به تيم در فصل آينده كمك كنند. ما هم وظيفه داريم از لحظه ورودشان به تيم از آنها حمايت كنيم.
نظرت درباره بازيكنان مد نظر بارسا چيست؟
براي من مهم نيست. آنها مي‌توانند با مارادونا، كرويف يا هر كس ديگري كه دل‌شان مي‌خواهد قرارداد ببندند. كار آنها به من ربطي ندارد.
جاي خورخه والدانو در تيم خالي نيست؟
خب… مسايل باشگاه به من مربوط نمي‌شود. اين تصميمي بود كه رييس گرفت.


 ظهور ستاره‌هاي جديد در فوتبال انگليس
 زماني براي تغييرات 
نويسنده : پويان حميدي

هنگام که پنجشنبه گذشته جوردان هندرسون و فل جونزبرا مسابقات اروپا به اردو تم مل زر سال انگلستان در شهر فدرکا دانمارک ملحق شدند، زندگ‌شان دستخوش تغرات عمده‌ا گشته بود. با انتقال به دو قطب فوتبال جزره، هندرسون به لورپول و جونز به منچستر وناتد، ان دو جوان بااستعداد به ستارگان آنده انگلستان تبدل شده‌اند. هندرسون ساله، بازکن خط مان ساندرلند پنجشنبه انتقال خود را کامل کرد و جونز، مدافع ساله بلکبرن راورز، با وجود ابراز علاقه لورپول، آرسنال و تاتنهام، تصمم خود را برا پوستن به منچستر وناتد نها کرده است. حال سوال انجاست که چرا به کباره باشگاه‌ها بزرگ لگ برتر به دنبال جذب جوانان بااستعداد انگلس افتاده‌اند و حاضر شدند مبلغ هنگفت هم در ان راه پرداخت کنند؟ جونز که قابلت باز به عنوان‌ هافبک دفاع را نز دارد با پشنهاد لورپول مواجه شد. الکس فرگوسن ترجحم داد که ان بازکن که شباهت‌ها بسار به رو فردناند دارد را فصل باد در اختار بگرد اما حرکت کن دالگلش سرمرب لورپول او را مجبور کرد که در همن تابستان انتقال را کسره کند.
کون گالاچر، مهاجم سابق بلکبرن، که به دقت باز جونز را زر نظر داشته بر ان عقده است که کمبود بازکن انگلس توانمند عامل گران ان انتقال نبوده و حت انکه وناتد خرد بسار خوب انجام داده. او م گود:«به نظر من بازکن با کفت است و در کنار ستارگان منچستر وناتد پشرفت هم خواهد کرد. اگر قرارداد او دست بلکبرن را نبسته بود آنها به زر ميلون پوند راض نم‌شدند. به نسبت سن پانش واقعا فوق‌العاده کار م‌کند. تمام خصوصات ک مدافع مورد نظر فرگوسن را داراست.»


 اولين خريد رسمي يونايتد
 فيل جونز در تور سرالكس فرگوسن 
نويسنده : ماني ايراني

مسوولان باشگاه منچستريونايتد انگليس سرانجام ديروز اعلام كردند «فيل جونز» مدافع 19 ساله تيم ملي زير 21 سال انگليس و باشگاه بلكبرن را جذب كرده‌اند.
منچستري‌ها كه در پايان فصل فوتبالي انگليس از علاقه خود به جذب اين مدافع جوان گفته بودند به شدت به دنبال جذب او بودند و حتي در هفته قبل هم اين شايعه به گوش مي رسيد كه كار انتقال او به اولدترافورد تمام شده است. اما به نظر مي‌رسد كه مسوولان تيم بلكبرن كه جونز در عضويت آنها است به دنبال پول بيشتري بودند. پيشنهادي هم از سوي ليورپولي‌ها به آنها رسيده بود و بلكبرني‌ها مشغول بررسي هر دو پيشنهاد بوند.
«جونز» كه خودش به همراه تيم ملي زير 21 ساله انگليس در دانمارك بسر مي‌برد به مسوولان تيم بلكبرن گفته كه در هيچ تيم ديگري به جز منچستريونايتد بازي نخواهد كرد و با ان موضوع به نظر كار انتقال او پايان يافته است.
سايت باشگاه منچستريونايتد هم در اين خصوص اظهار نظر كرده و طي متني اعلام داشته كه ما امروز بسيار خوشحاليم كه به هوادارانمان اعلام كنيم «فيل جونز» مدافع جوان بلكبرن را به خدمت گرفته‌ايم سايت باشگاه بلكبرن هم در مطلبي اعلام كرده كه «ما بسيار دوست داشتيم كه فيل با ما بماند. ما همه تلاشمان را انجام داديم تا او بماند. اما در آخر بايد خواسته قلبي‌اش را دنبال كند. ما از همكاري با او بسيار راضي و خوشنوديم و براي او آرزوي بهترين‌ها را داريم.»
به نظر مي‌رسد منچستري‌ها سر كيسه را قدري شل‌تر كرده‌اند. استيوكين سرمربي بلكبرني‌ها در گفت‌وگويي با skysport گفته كه: «منچستر پيشنهاد 5/16 ميليون پوندي خود را بالاتر برده است. قراردادها بسيار پيچيده‌اند. اما فكر مي‌كنم در كل چيزي حدود 20 ميليون نصيب باشگاه شود كه مبلغ بسيار خوبي است.»
او در ادامه گفت: «ما پيشنهاد مالي بسيار خوبي به او داديم. ما به او نياز داشتيم و او را مي‌خواستيم. تمام تلاشمان را انجام داديم تا او بماند. پولي هم كه به او پيشنهاد داديم براي يك جوان 19 ساله عالي بود اما او پول نمي‌خواهد. او مي‌خواهد در باشگاه بزرگتري بازي كند. او مي‌خواهد در چمپيونز ليگ بازي كند. ما در چمپيونز ليگ نيستيم. ما در آينده تلاشمان را خواهيم كرد تا به اين رقابت‌ها برويم. به خود جونز هم همين را گفتيم. اما او مي‌خواست برود. ما نمي‌توانستيم جلوي او را بگيريم. دليل رفتن او را مي‌فهمم و به آن احترام مي‌گذارم. براي او بهترين آرزوها را دارم. ما هم حالا به سراغ ديگر بازيكنان جوان مي‌رويم تا استعدادهاي ديگري پيدا كنيم. ما بسيار دوست داشتيم او كاپيتان تيم ما و تيم ملي انگليس شود. او بازيكن بسيار خوبي است و من مطمئنم در آينده بهترين‌هاي انگليس و اروپا خواهد شد.» منچستري‌ها همچنان اميدوارند اگر زير 21 ساله‌هاي اسپانيا «ديويد دخه‌آ» را هم جذب كنند. او در بازي مقابل انگليس هم بازي بسيار خوبي از خود ارايه داد. «اشلي يانگ» هم از ديگر گزينه‌هاي مورد نظر الكس فرگوسن است.


 وضعيت نامشخص تيم پپ در شروع فصل جديد
 بارسا قبل ازخريد بايـد بفروشـد 
نويسنده : شروين گيلاني

در حال که رئال‌مادرد در فصل نقل و انتقالات تنها 45ملون ورو برا خرد سرخو آگوئرو کنار گذاشته بارسلونا برا کل خرد تابستان‌اش چنن بودجه‌ا در نظر گرفته است.
ان در حال است که پپ گواردولا در سه فصل گذشته بش از دو برابر ان رقم را برا خرد بازکنان در فصل نقل و انتقالات هزنه کرده است. به ان ترتب آنها باد ان‌بار با دقت عمل کنند تا در مانه‌ها فصل دچار مشکل نشوند و ستاره‌ها مورد نظرشان را نز به خدمت بگرند. تعداد بازکنان بارسا چندان زاد نست و ان تم بسار خوش‌شانس بود که برا مدت زاد بازکنان نظر ژاو و مس را به دلل مصدومت از دست نداد. برا انکه آنها مجددا برا فصل بعد چنن رسک را متحمل نشوند باد بازکنان جانشن به خدمت بگرند.
پپ امدوار است تابستان امسال حداقل چهار ا پنج بازکن به خدمت بگرد. که اده‌آل آن جذب دو مهاجم، ک‌ هافبک، ک دفاع وسط و ک مدافع چپ خواهد بود.
هافبک مورد نظر بارسلونا سسک فابرگاس است بازکن که فوتبال خود را از ان باشگاه آغاز کرد اما بازگشت او به نوکمپ چندان ارزان نخواهد بود. بارسا قصد دارد با ارائه پشنهاد 35ملون ورو فابرگاس را به خدمت بگرد اما توپچ‌ها با ان رقم حاضر به فروش ستاره اسپانا خود نستند. پپ قصد دارد علاوه بر پرداخت ان رقم ک از‌هافبک‌ها جوان خود را به آرسنال بدهد که تنها گزنه تاگو آلکانتاراست، البته آرسنال هم علاقه چندان به ان بازکن اسپانا ندارد.
هدف بعد بارسا الکسس سانچز مهاجم باشگاه اودنزه است که تقربا 30ملون ورو برا سران نوکمپ آب م‌خورد. بارسا برا جذب سانچز 25ملون ورو به اودنزه پشنهاد کرده اما مسوولان ان تم اتالا 27ملون بعلاوه بوان کرکچ را مي‌خواهند. بوان تنها مهاجم بارساست که پپ با فروش آن چندان مخالف نست و مي‌خواهد هرچه زودتر سانچز را به خدمت بگرد اما ان بار مشکل بارسا ان است که بوان تمال به ترک نوکمپ ندارد.
گزنه مورد نظر بعد بارسا جوزپه روس است که برا جذب آن 35ملون ورو ناز است. اگر در بهترن حالت هر سه ان بازکنان بخواهند به نوکمپ باند 100ملون ورو ناز است که بارسا چنن بودجه ا برا خرد بازکن در تابستان ندارد.
گزنه مورد نظر پپ برا پست دفاع کنار خوزه آنخل بازکن اسپورتنگ خخون است که نسبت به سه بازکن قبل بسار ارزان است. بارسا برا خرد ان بازکن 4/5ملون ورو باد بپردازد و مي‌تواند ان پول را از فروش ماکسول که در فصل گذشته نتوانست انتظارات پپ را برآورده کند به‌دست آورد.
پست بعد دفاع وسط است. کارلس پوول کاپتان آب‌و‌انار‌ها بش از نمي ‌از فصل را به دلل مصدومت از دست داد و اکنون ان سوال مطرح است که آا او مي‌تواند ک فصل سخت و طولان دگر را در قلب دفاع قهرمان اروپا با موفقت پشت سر بگذارد ا خر.
بارسا فصل آنده در شش جبهه رقابت خواهد کرد و بدون شک ترکب کامل و بازکنان زاد برا حضور در ان تعداد رقابت ناز است. فروش بوان و رفتن احتمال جفرن سوارس تقربا 10ملون ورو به بودجه بارسا اضافه خواهد کرد. فروش تاگو هم 10 تا 15ملون ورو به بودجه بارسا مي‌افزاد اما به نظر مي‌رسد پپ به فروش او راض نخواهد شد.
به ان ترتب گواردولا سه راه بشتر ندارد. اول انکه به دنبال بازکنان ارزان و تاثر گذار باشد، مانند ابراهم آفلا که با 3ملون ورو به ان تم پوست و نماش بسار خوب در زمان که فرصت باز به او داده شد از خود نشان داد. دوم انکه گواردولا به همن تم که در اختار دارد اطمنان کند، تمي ‌که قهرمانان اروپا شد، سومن قهرمان پاپ لالگا را کسب کرد و همچنن به فنال کوپا‌دل‌ر نز راه افت. راه سوم هم ان است که بارسا ک از بازکنان ارزشمند و گرانقمت خود را در لست فروش قرار دهد.
ژاو، ان‌استا، مس، پکه، پوول، بوسکتس و وکتور والدس که هسته‌ها اصل بارسا هستند و فروش آنها تقربا ممکن نست. ماسکرانو هم نقش حات در خط دفاع و هم به عنوان‌هافبک افا مي‌کند و فروش او هم چندان منطق نست. به ان ترتب دو گزنه مي‌ماند، پدرو و داود وا. فروش هر کدام از آنها بسار دشوار است ان در حال است که هر دو آنها در فنال لگ قهرمانان مقابل منچستروناتد برا تم‌شان گلزن کرده اند.
اما اگر گواردولا واقعا فابرگاس، سانچز و روس را مي‌خواهد باد چند بازکن خود را بفروشد. پدرو هنوز خل جوان است و از آکادمي ‌فوتبال بارسا که زر نظر خود گواردولا بوده به انجا رسده و مطمئنا در آنده بسار پشرفت خواهد کرد و به بازکن با چندن برابر قمت فعل‌اش تبدل خواهد شد.
اما وا انطور نست. مهاجم مل پوش بارسا تابستان گذشته با رقمي‌40ملون ورو به نوکمپ آمد و اکنون هم 29سال دارد. او دوران اوج خود را پشت سر گذاشته و 23گل که در فصل گذشته به ثمر رساند با وجود پاسورها فوق‌العاده‌ا که در بارسا حضور دارند عملکرد تقربا متوسط محسوب مي‌شود.
فروش وا برا بسار از هواداران بارسا امر غرمعقول و حت احمقانه تلق مي‌شود اما اگر کمي‌شراط را بسنجم مي‌بنم که فروش او مي‌تواند وضعت خرد‌ها تابستان بارسا را از ان‌رو به آن رو کند. با توجه به انکه رئال در تابستان بکار نمي‌نشند و حت نسبت به فصل قبل خود نز قو‌تر خواهد شد گواردولا برا انکه از ان قافله عقب نماند باد رسک فروش وا را به جان بخرد.


 انتقاد گوليت سفيد از فوتبال نوين
 والدراما:مربيان امروز اجازه ظهور بازي‌ساز‌ها را نمي‌دهند 

كارلوس والدراما كاپيتان اسبق تيم ملي كلمبيا و اسطوره اين كشور آمريكاي‌جنوبي گفت:«در فوتبال امروزي اين مربيان هستند كه اجازه نمي‌دهند بازيكنان توانمند در بازي‌سازي ظهور كنند. به نظرم هنوز هم بازيكنان ذاتا بازي‌ساز وجود دارند، ولي به آنها توسط مربيان، مجالي داده نمي‌شود. اين روزها تاكتيك بازي به2-4-4 تغيير كرده و بعد همه چيز خلاصه شده در دويدن و دويدن. اگر اين ويژگي‌ها را داشته باشي، بديهي است آرامش را به ارمغان مي‌آوري، ‌گل مي‌زني، اما اگر خودت را به دردسر نيندازي و نبرد نكني، تو را بيرون مي‌اندازند. فرق موضوع در همين است. از نظر من هنوز هم بازيكن بازي‌ساز در فوتبال جهان هستند، ولي مربيان كمي‌حاضرند چنين ريسكي كنند.» بازيكن سال‌‌هاي1985 تا 1998 كلمبيا كه هوادارانش به او در وطن«بچه» مي‌گفتند و علاقه‌مندانش در جهان از او به خاطر شكل ظاهري و سبك بازي به عنوان«رودگوليت دوم‌» نام مي‌بردند،‌ پس از آنكه سال‌ها پيراهن شماره 10تيم ملي را برتن داشت، اكنون به عنوان يك كارشناس و منتقد در متن فوتبال باقي مانده است.
وي در گفت‌وگو با سايت فيفا به نكات جالبي در فاصله كوتاه تا شروع مسابقات قهرماني آمريكاي‌جنوبي موسوم به كوپاآمهريكا اشاره كرد كه در زير صحبت‌هاي وي را مي‌خوانيم:
آقاي والدراما، شنيديم به تازگي به خاطر نقصان فرهنگ بازي در تيم ملي كلمبيا كه خودش را در فاصله‌اي اندك تا مسابقات كوپاآمهريكا آماده مي‌كند، گلايه و شكايت داشتيد. واقعا انتقاد كرديد؟
اوضاع اينگونه است. تيم ملي فاقد قالب بازي است. براي گلزني بايد ايجاد موقعيت كرد كه بازيكناني با اين خصوصيات را كم داريم. البته صاحب بازيكنان خوبي هستيم كه دونده‌اند و در تصاحب توپ قوي عمل مي‌كنند. آنها 90دقيقه مي‌جنگند، ولي خلاقيت كمي‌دارند. به اين ترتيب كار مشكل مي‌شود. هرچند شانس آورده‌ايم مهاجمان خيلي خوبي داريم.
فكر مي‌كنيد بازيكنان بازي‌ساز‌ها كلاسيك در فوتبال مدرن امروزي ديگر وجود ندارند؟
به نظرم هنوز هم چنين بازيكناني حضور دارند، ولي به آنها مجالي داده نمي‌شود. اكنون تاكتيك بازي به 2-4-4 تغيير كرده و بعد همه چيز خلاصه شده در دويدن و دويدن. اگر اينگونه باشي، عزيزكرده خواهي بود. اگر با اين مشخصه باشي، بديهي است آرامش را به ارمغان مي‌آوري،‌گل مي‌زني و از سايرين فاصله مي‌گيري، اما اگر خودت را به دردسر نيندازي و نبرد نكني، تو را بيرون مي‌اندازند. فرق موضوع در همين است. از نظر من هنوز هم بازيكن بازي‌ساز هست، ولي مربيان كمي‌حاضرند چنين ريسكي كنند.
بازي‌ساز توانمندي در كلمبيا هست كه شما علاقه خاصي به او داشته باشيد؟
من شيفته مك‌نلي تورس هستم. بازيكني كه تا كنون مجالي نيافته است. جيوواني مورنو نمونه‌‌اي ديگر از اين دست است كه مي‌توانست در كوپاآمهريكا به ما از اين جهت كمك كند. من روي اين 2ستاره تاكيد دارم. چون نماي بازي مشخصي دارند و از آرامش لازم برخوردار هستند. خودشان را بيهوده آنگونه كه مربيان بخواهند مطرح نمي‌كنند، ولي واقعا با بقيه متفاوت هستند.
در گستره جهاني چطور؟
هنوز هم به بازي خوان ريكلمه علاقمندم. بدون هيچ بحثي در كل زندگي‌ام، او را دوست داشته‌ام. خوان ورون نيز پست ديگري دارد، ولي دقيقا همين فرم بازي را دارد. من به بازيكناني از اين دسته، هميشه 10 امتياز مي‌‌دهم. حتي وقتي كه خيلي توي چشم نباشند.
بگذاريد قدري هم در مورد مهاجمان حرف بزنيم. اجازه هست از شما خواهش كنيم مهاجمان كلمبيا را درجه‌بندي كنيد؟
اين بحثي پيچيده است. نمي‌توان فهرستي را رده‌بندي كرد. تئوفيلو گويترس در آرژانتين است و هوگو رودالگو در انگليس حضور دارد. اين دو در ليگ‌ها و تيم‌هاي متفاوت بازي مي‌كنند و به هر شكل صاحب حق هستند. بايد گفت نكته مهم در مورد اين دو آن است كه سطح بالاي بازي را در تيم ملي حفظ كرده‌اند.
در مورد بحث حضور در كوپاآمهريكا، از نظر شما مدعيان چه تيم‌هاي هستند؟
آرژانتين. اين تيم خودش ميزبان است كه خوب بازي مي‌كند و بازيكنان خوبي هم در كادرش دارد. فكر مي‌كنم آنها از امتياز و برتري خوبي برخوردارند تا بتوانند با حمايت تماشاگران خودي برنده شوند.
شما پنج دوره در كوپاآمهريكا حضور داشتيد. جالب اينكه اولين حضورتان در اين مسابقات هم در آرژانتين برگزار شد. از آن دوره خاطره‌اي خاصي داريد؟
خير، چون همه خاطرات گذشته‌ام به صورت كلي است، بنابراين خاطره خاصي در اين زمينه ندارم.
دوست داشتيد زمانه عوض مي‌شد و اكنون بازهم لباس فوتبال به تن كرده و راهي ميدان مي‌شديد؟
نه واقعا(مي‌خندد). همان زمان كه بودم، مشخص است كه بهترين نتايج تاريخ فوتبال كلمبيا ثبت شد.‌ آرژانتين تا آن زمان هرگز در خانه 5 بر صفر نباخته بود و با آن نتيجه باعث صدرنشيني در گروه براي ما شد.
چرا فكر مي‌كنيد مردم نسبت به آن نتيجه باوري اينگونه دارند؟
آدم‌هايي هستند كه از فوتبال اطلاعي ندارند. آدم‌هاي كه اگر ببازند فقط بلدند حرف بزنند و توجيه كنند. اين كه به يك‌باره 5 بر صفر بر آرژانتين غلبه كني، نتيجه اي است كه ديگر تكرار نخواهد شد. آدم‌هاي كه چيزي از فوتبال متوجه مي‌شوند، مي‌دانند ما در آن بازي با ارائه فوتبالي برتر برنده شديم. پس بردي شانسي نبود.
اين چيزي كه گفتيد يكي از همه خاطرات خوب‌ به جاي مانده از دوران ورزشي‌تان است. متاسفانه يك سال پس از آن قتل آندرس اسكوبار، هم‌تيمي‌تان پس از مراجعت از جام‌جهاني به خاطر توپي كه به اشتباه وارد دروازه خودي كرد، پيش آمد. در مورد آن اتفاق چه نظري داريد؟
اين ماجرا خاطره‌اي تلخ است كه دل همه ما دوستان، هم‌تيمي‌‌ها و وابستگان خانوادگي را به درد آورد. واقعا زشت‌ترين اتفاقي كه مي‌توانست در فوتبال روي دهد، همين بود. از كنار اين اتفاق نمي‌توان بي‌تفاوت گذشت و هيچ چيزي نيز با آن قابل قياس نيست. در فوتبال مي‌توان نتيجه بازي را يا برد، مساوي كرد يا باخت، ولي آن اتفاق را نمي‌توان توصيف كرد. حيف كه آندرس ديگر با ما نيست. هرچند براي شادي روحش هميشه آرزو كرده‌ايم.
سوال آخر. چرا ما شما را هيچ‌وقت به عنوان مربي نمي‌بينيم؟
مربيگري،‌ اصلا. من سال‌ها قبل راه خود را جدا كردم. از زندگي يك مربي خيلي چيزهايش را دوست ندارم. اين كه در اردوي آماده‌سازي باشم و به خاطر يك گروه سومي‌دسترنج تلاشم به خطر افتد. از اين گذشته من خيلي صاف و صادق حرفم را مي‌زنم و مشكلات را بي پيرايه بر مي‌شمارم. فكر مي‌كنم بيشترين كاري كه دوست داشتم آنجام دهم‌، همان فوتبال بازي كردن بوده است.


 مسي چگونه پسر طلايي بارسلونا شد
 تلاش و استعداد،‌نه هورمون و هيچ چيز ديگر 
نويسنده : محمد راهنورد

ليونل مسي در حال حاضر بدون هيچ گفت‌وگويي بهترين بازيكن دنياست. مسي يك آرژانتيني است،‌اما بايد او را فرزند بارسلونا بدانيم. او در بارسلونا بزرگ شده است و تا حد زيادي مديون بارسلوناي اسپانيا است. او هرگز بدون بارسلونا در جايي كه امروز است قرار نمي‌گرفت.
مسي فوتبال خود را از زادگاهش آرژانتين شروع كرد. او كه در 11 سالگي براي تيم جوانان «نيو ولز اولدبويز» بازي مي‌كرد در اين تيم مي‌درخشيد و نظر «ريور پلاته» را هم به خود جلب كرده بود.
او مشكلي سر راه بود. به تشخيص پزشكان او كمبود هورموني داشت و بايد معالجه مي‌شد. در آن زمان هم در آرژانتين دوره ركود اقتصادي بود و باشگاه‌ها به شدت با مشكلات اقتصادي روبه‌رو بودند و هيچ باشگاهي حاضر نبود 900 دلار در ماه براي خرج معالجه ليونل مسي بپردازد. باشگاه بارسلونا كه در پي كشف استعدادها در آمريكايي جنوبي بود از اين موضوع آگاه شد و بلافاصله با ليونل مسي قراردادي را به امضا رساند. نكته جالب اينكه اين قرارداد بر روي دستمال سفره‌اي از جنس كاغذ به امضا رسيد چرا كه آن تنها تكه كاغذي بود كه «كارلوس ركساچ» مدير ورزشي بارسا در آن لحظه با خود به همراه داشت. مسي به كاتالونيا آمد و به طور آزمايشي، بازي گرفته شد. ليو در اولين بازي خود توانست 5 گل به ثمر برساند. پس از اين بود كه مسوولان بارسا قراردادي حرفه‌اي با او به امضا رساندند و به اين ترتيب مسي شروع به درخشيدن در اسپانيا كرد. مسي در حال رشد بود و پزشكان آرژانتيني پيش‌بيني مي‌كردند ليونل مسي فقط تا 140 سانتي‌متر رشد مي‌كند و پس از آن رشدش متوقف مي‌شود، اما درمان‌هاي گسترده در بارسلونا به ليو اجازه داد تا 169 سانتي‌متر رشد كند. خرج معالجه ليونل مسي در مقايسه با خريدهاي بزرگ و ميليوني بارسا كه به صورت روتين انجام مي‌گرفت بسيار ناچيز بود، اما همين خرج كم بزرگ‌ترين سرمايه‌گذاري تاريخ بارسلونا بود. مسي اولين بار براي تيم اصلي بارسلونا مقابل اسپانيول به ميدان رفت و خوب هم كار كرد و فرانك رايكارد را تحت تاثير خود قرار داد. مسي در اين زمان فقط 17 سال سن داشت.
مسي سپس در بازي مقابل آلباسته گلزني كرد تا هواداران به روشني ببينند يك پديده در حال معرفي به فوتبال اسپانيا است. هواداران بارسا شاهد تولد بازيكني خاص بودند، اما شايد خود آنها هم هرگز پيش‌بيني نمي‌كردند اين جوان آرژانتيني ضعيف و لاغر اندام بهترين بازيكن فوتبال دنيا خواهد شد. مسي در آن سال‌هاي ابتدايي زيرنظر رايكارد عالي بود و گل مارادونايي او مقابل ختافه نقطه اوج درخشش ليو در آن سال‌ها بود. اما با آمدن گوارديولا مسي ديگر سر به آسمان مي‌ساييد.
مسي حالا خيلي از زماني كه زيرنظر رايكارد بازي مي‌كرد بهتر است. در آخرين فصل مسي زيرنظر مربي هلندي، توانست16 گل بزند آن هم در 40 بازي. در حالي كه فصل قبل از آن توانسته بود در 36 بازي 17 گل بزند، اما پس از آن با حضور گوارديولا روزهاي رويايي مسي هم شروع شد. با آمدن پپ مسي توانست آمارش را در هر فصل پيش از دو برابر كند و به ستاره بي‌همتاي آسمان بارسلونا تبديل شود.
البته اين موضوع هرگز تصادفي نيست. اگر از خود مسي هم بپرسيد او به شما خواهد گفت كه گوارديولا به او اجازه داده تا بيشتر در كنار محوطه جريمه بازي كند. اين موضوع كاملا درست است اما اين نصف داستان است. وقتي مسي به تيم اول بارسا‌ آمد ستاره اول تيم رونالدينيو بود. همه پاس‌ها و توپ‌هاي تيم به اين برزيلي شگفت‌انگيز ختم مي‌شد و او همه كاره بارسلونا بود. تا اينكه رونالدينيو از فرم ايده‌ال خارج شد و بارسلوني‌ها متوجه شدند ديگر نمي‌توانند روي او حساب كنند. كم‌كم مسي داشت مسووليت بيشتري در تيم قبول مي‌كرد و تيم هم حساب بيشتري روي او باز مي‌كرد. ساموئل اتوئو، رونالدينيو و دكو ستاره‌هاي تيم بودند كه ديگر آن درخشش گذشته را نداشتند. البته به استثناي اتوئو.
اولين تصميم گوارديولا پس از دست گرفتن هدايت بارسلونا فروش هر سه آنها بود. اما در پايان اتوئو ماندني شد. در حالي كه اتوئو ديگر دكو و رونالدينيو را در كنار خود نمي‌ديد. به نظر كارآمدتر و مفيدتر هم مي‌رسيد. رفتن رونالدينيو هم چنين به مسي هم كمك كرد. شماره 10 تيم به مسي رسيد و مسووليت او در سمت راست تهاجمي بارسلونا خيلي بيشتر شد. بازي سرعتي بالاي بارساي گوارديولا كه تاكيد آن بر روي پس گرفتن سريع توپ و پاس‌هاي بسيار زياد و با سرعت بالا بسيار به نفع مسي بود. همكاري و پاس‌هاي يك دوي او با اتوئو در آن سال در يادها خواهد ماند.
مسي در سال اول با گوارديولا در 51 بازي 38 گل زد و 18 پاس گل هم داد.
بارسا در آن سال‌ها با پپ قهرمان شد. اما گوارديولا با اتوئو به مشكل خوردند. اتوئو بر سر پست بازي‌اش با پپ به بحث پرداخت و گوارديولا هم او را به اينتر فروخت. با رفتن اتوئو مسووليت‌هاي ليونل مسي هم بيشتر شد. گوارديولا او را از راست به مركز تهاجمي تيم منتقل كرد و نتيجه هم شگفت‌انگيز بود. 100 گل در دو فصل. پس بله. مسي نزديك‌تر از قبل در زمان رايكارد به محوطه جريمه بازي مي‌كند، اما جابه‌جايي او توسط گوارديولا از راست به مركز هم يكي از مهم‌ترين عوامل درخشش هر چه بيشتر اوست. گوارديولا يك عامل تهييج‌كننده بسيار مهم براي مسي است. او براي مسي 23 ساله همانند رايكارد حكم يك پدر را دارد. او از بازيكني كه در سايه رونالدينيو قرار داشت به ستاره آسمان بارسلونا تبديل شد. كسي كه همه بار خط حمله تيم بر دوش‌اش است. او حالا با ژاوي و ايني‌استا يك تركيب بسيار ترسناك را براي حريفان تشكيل داده است. تركيبي سه نفره كه يكي از بهترين مثلث‌هاي تاريخ فوتبال دنيا است. آنها هر روز بهتر و بهتر هم مي‌شوند. مسي حالا از آمادگي بدني بسيار فوق‌العاده هم برخوردار است و طي همه اين سال‌ها هرگز با مصدوميتي طولاني روبه‌رو نشده است.
مسي حالا بهترين بازيكن فوتبال دنياست و برخي كارشناسان بر اين باورند كه او حتي بهترين بازيكن تاريخ فوتبال است. او هنوز در حال رشد است و بهتر و بهتر هم خواهد شد،‌ اما اينها هيچ ربطي به هورمن‌ها ندارد او همه اينها را مديون تلاش و استعداد خودش و تيم بارسلونا مي‌داند.


 تلاش فيورنتينابراي جذبفيليپو اينزاگي 

فلپو انزاگ ممکن است در بازار نقل و انتقالات تابستان از ملان جدا شده و به فورنتنا بپوندد. چرا که سران باشگاه بنفش‌پوش برا جذب او ابراز تمال کرده‌اند. سران باشگاه فورنتنا در بازار نقل و انتقالات به دنبال مهاجم جدد هستند، چرا که ممکن است آلبرتو جلاردنو رختکن ان تم را ترک کند و از همن‌رو انتزاگ 37ساله را جانشن مناسب برا او مدانند انتزاگ ماه گذشته و بعد از آنکه بخش اعظم از رقابت‌ها فصل 11-2010 را به دلل مصدومت از دست داد، قراردادش را برا ک سال دگر با ملان تمدد کرد ول با رقابت حساس که مان او، زلاتان و پاتو برا حضور درترکب اصل تم وجود دارد، بعد به نظر م‌رسد که انزاگ فرصت چندان برا حضور در ترکب فصل بعد روسونر بابد. از همن‌رو او تصمم به ترک سن‌سرو گرفته تا بتواند در سال‌ها پاان فوتبال‌اش در ترکب اصل تم به مدان برود و از همن‌رو پشنهاد فورنتنا ممکن است پذرفته شود.
انتزاگ در دهه گذشته در بش از 250باز رسم پراهن ملان را برتن کرد. او در سال 2001 از وونتوس به ملان پوسته بود.


 انتقاد صريح نخست‌وزير انگلستان:
 انتخابات رياست فيفا نمايشي مضحك بود 

انتخابات رياست فيفا در حالي چندي پيش برگزار شد كه بعد از محروميت«محمد بن‌همام» قطري،«سپ بلاتر» به عنوان تنها نامزد اين پست براي يك دوره چهار ساله ديگر براي اداره نهاد حاكم بر فوتبال جهان انتخاب شد. قبل از انتخابات اتحاديه فوتبال انگليس اعلام كرد در راي‌گيري شركت نخواهد كرد و خواستار به تعويق افتادن انتخابات شد. بر همين اساس اكنون«ديويد كامرون» نخست‌وزير انگليس در اظهار نظري گفته است، شخصا اداره فوتبال در سطح جهاني را زير نظر داشته اما از آنچه مشاهده كرده، تحت تأثير قرار نگرفته است:«اعتبار فيفا در حال حاضر كمتر از هر زمان ديگري است و برگزاري انتخابات با حضور فقط يك نامزد چيزي جز يك نمايش خنده‌دار نبود. فيفا بايد با شفافيت و مسووليت‌پذيري بيشتري به فعاليت‌هاي خود ادامه بدهد. آنها بايد ثابت كنند كه توانايي انجام وظايف‌شان را دارند. فيفا بايد تغيير كند و انگليس هم به آن كمك خواهد كرد.» كميته اجرايي فيفا در حالي در دسامبر سال گذشته ميزبان هاي جام‌جهاني 2018 و 2022 را انتخاب كرد كه رسانه‌هاي انگليسي پرده از تباني و فساد در ميان اعضاي كميته اجرايي اين فدراسيون برداشتند. در پي اين اتهامات دو عضو كميته اجرايي از سمت هاي خود معلق شدند. در نهايت روسيه به عنوان ميزبان جام‌جهاني 2018 و قطر به عنوان ميزبان جام‌جهاني 2022 انتخاب شد. به همين دليل بلاتر بعد از اينكه دوباره به عنوان رييس فيفا انتخاب شد، اعلام كرد:«از اين پس ديگر فقط اعضاي كميته اجرايي ميزبان‌ها را انتخاب نخواهند كرد و تمامي 208فدراسيون عضو فيفا در اين زمينه حق راي خواهند داشت.»



 
نگاهی به گذشته
صفحه اصلی - درباره ما - تماس با ما -آرشیو - سایتهای دیگر - برگزیده صورتک ها - برگزیده کاریکاگل ها - برگزیده پوسترها - گزارش های تصویری
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه ورزشی گل می باشد و هرگونه استفاده غیر قانونی از مطالب سایت پیگرد قانونی خواهد داشت .
Copyright 2006-2008 , www.goaldaily.ir :: (Iranian Goal Newspaper) All rights reserved :: Email : Info@goaldaily.ir