و البته که زمان بهترین قاضی است
13339
56 هزار فحش برای یک قهرمان
15 دی 1398
405
ایرانی
با اين فضا و اين همه قدرنشنانسي، احتمال بازگشت كالدرون به ايران هر لحظه ضعيف‌تر خواهد شد

روزنامه گل- وقتي گابريل كالدرون پرسپوليس را با قهرماني نيم‌فصل در تهران جا گذاشت و راهي مرخصي شد، هرگز انتظار نداشت با اين حجم از نامهرباني‌ها مواجه شود. با اين حال دو پست آخر او روي صفحه اينستاگرامش، مجموعا با 56 هزار كامنت مواجه شده كه عمده آنها فحاشي و انتقادات شديد نسبت به اين مربي است. به چه جرمي؟ بعيد است حتي خود فحش‌دهندگان و عتاب‌كنندگان هم بدانند!

كالدرون تا الان بايد دو قسط از قراردادش را دريافت مي‌كرد، اما هنوز حتي بخشي از قسط اول دستمزد او هم باقي مانده است. مربي آرژانتيني در ايران ماه‌ها بدون پول كار كرد. او حتي در اوج دوران مشكلات مالي، از جيبش قرض داد تا باشگاه وسايل تمرين بخرد و البته پولش را با سه ماه تاخير پس گرفت. خودش مي‌گفت: «نمي‌توانستم صبر كنم فرصت آماده‌سازي تيم از دست برود.» و نتيجه اين دلسوزي شد آنكه پرسپوليس در كمال شگفتي مسابقات فشرده نيم‌فصل اول را تقريبا بدون مصدوم به پايان برد؛ غير از سيامك نعمتي كه در لحظات آخر واپسين مسابقه آسيب ديد. در فصلي كه همه رقباي سرخپوشان بازيكن رباط پاره و مينيسك پاره دادند، بازيكنان اين تيم به شكل حيرت‌انگيزي سرپنجه بودند؛ آنقدر كه در آخرين بازي قبل از تعطيلات، سي دقيقه با يك بازيكن كمتر بازي كردند و برنده هم شدند. اين نتيجه مسووليت‌پذيري كالدرون بود؛ كسي كه حتي بليت سفر به بوينس‌آيرس و استفاده از مرخضي‌اش را هم خودش خريد.

غير از اين رفتارهاي وفادارانه، كالدرون پرسپوليس را قهرمان نيم‌فصل كرد؛ با بيشترين برد و كمترين گل خورده. او همچنين تيم را به نيمه‌نهايي جام حذفي رساند؛ جايي كه برانكو براي رساندن سرخپوشان به آن چهار فصل زمان مي‌خواست. مربي آرژانتيني حتي داربي تهران را هم با يك بازيكن تعويضي و گمنام برد، اما حالا وقتي پست انتقادي مي‌گذارد كه چرا باشگاه مطالبات بازيكنان را نمي‌دهد يا چرا افشين پيرواني را عوض نمي‌كند، 56 هزار ايراني مهربان و قدرشناس(!) او را به باد فحش و فضيحت مي‌گيرند. جالب است كه عده‌اي ناآگاه نسبت به مسايل فني، درخواست براي تغيير سرپرست را مداخله در حيطه مديريتي مي‌دانند، در حالي كه سرپرست تيم روي نيمكت مي‌نشيند و در رختكن فعاليت مي‌كند؛ حوزه‌اي كه كاملا بايد زير نظر سرمربي باشد. در اروپا مربيان مطرح حتي كادر پزشكي و بعضا مدير فني را هم تعيين مي‌كنند، اما اينجا طوري القا مي‌شود كه انگار تقاضاي كالدرون در اين مورد، زياده‌طلبي و باج‌خواهي است.

بخشي از اين فضا چنانكه قبلا نوشتيم ناشي از يك جريان مشكوك است، برخي از كامنت‌گذارها هم اصلا هوادار پرسپوليس نيستند و طبيعي است كه عليه منافع اين تيم اقدام كنند، اما آه و افسوس بزرگتر مربوط به كساني است كه فكر مي‌كنند چون پرسپوليس با برانكو جام مي‌گرفت و با كالدرون هم صدرنشين است، پس با مربيان بعدي و حتي ايراني هم موفق خواهد بود. اين گروه به احتمال فراوان كم‌سال‌تر از آن هستند كه يك دهه ناكامي حزن‌انگيز سرخپوشان، پيش از فرا رسيدن عصر ايوانكوويچ را به ياد بياورند. الان فاز عده‌اي از سرزنش‌كنندگان كالدرون اين است كه نشان بدهند پرسپوليسي‌ها مثل هواداران استقلال ناز سرمربي را نمي‌كشند، هرچند آنها نمي‌دانند استقلالي‌ها هم قبلا اينطور نبودند؛ وقتي پنج سال جام نگرفتند و تركتازي رقيب سنتي را ديدند به اين روز افتادند.

در هر صورت با اين فضا و اين همه قدرنشنانسي، احتمال بازگشت كالدرون به ايران هر لحظه ضعيف‌تر خواهد شد. بنابراين جماعت شكم‌سير فراموشكار باقي خواهند ماند با مربيان ايراني و «زمان» كه بهترين قاضي است.


داغ ترین خبرها
تازه ترین خبرها