برای کاپیتانی که فکر می‌کند نیمکت‌نشینی عار است
«کیا» باش جلال!
13 مهر 1398 ایرانی
جلال حسینی نشستن روی نیمکتی را کسر شأن خودش دیده که امثال مهدوی‌کیا و کریمی با کوله‌باری از افتخارات ملی و بین‌المللی روی آن آرام گرفتند و دم بر نیاوردند

روزنامه گل- رسول بهروش

مقدمه

موضوع روشن است؛ گابریل کالدرون به صحت خبر مصدومیت جلال حسینی شک کرده. به همین دلیل هم مرد آرژانتینی حتی در غیاب شجاع خلیل‌زاده، حاضر نشد جلال را به مشهد ببرد و در نهایت آن حرف‌های طوفانی را در نشست خبری بعد از بازی علیه کاپیتان اول سرخپوشان به زبان آورد. بعد از نیمکت‌نشینی غیرمنتظره برابر نفت آبادان، وقتی جلال فهمید که در دربی هم شانسی برای حضور در ترکیب اصلی ندارد، ناگهان بحث مصدومیتش را مطرح کرد. منبع این خبر خود حسینی بود. پزشکان باشگاه هم در مورد آن مواضع ضدونقیضی داشتند. حتی طول دوره درمان هم مجهول و نامشخص بود. پرسپولیس دربی را برد و طبیعی بود که زوج کنعانی‌زادگان و شجاع برابر سپاهان هم حفظ شود؛ بنابراین مصدومیت جلال به طور مرموزی یک هفته دیگر هم طول کشید! نهایتا این آسیب‌دیدگی مبهم همزمان با محرومیت انضباطی خلیل‌زاده بهبود یافت و او اعلام کرد مشکلی برای حضور در برابر شهر خودرو ندارد. طبیعی است که وقتی شما این قطعات را کنار هم قرار می‌دهید، کمی گیج می‌شوید. وضع کالدرون هم همین بود. پیرمرد از دست کاپیتان اول تیمش گیج شده بود که او را از جمع مسافران مشهد خط زد. کالدرون تاوان سنگینی بابت این تصمیم داد. در روزی که تیم «زمینی‌باز» یحیی گل‌محمدی فقط روی دروازه سانتر کرد، یکی از همین ارسال‌ها به گل تبدیل شد. کالدرون اما پای تصمیمش ایستاده؛ چنان که در همان نشست خبری بعد از بازی گفت حسینی شانس حضور در مقابل پیکان را هم نخواهد داشت.

متن

جلال حسینی بدون تردید یکی از بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران است؛ یک مدافع میانی برجسته که هنوز هم در همین سن و سال، کیفیتی قابل اتکا دارد. او نقش مهمی در موفقیت‌های چند سال گذشته پرسپولیس داشته و شاید اگر الان هم بازی کند، ضریب اطمینان ساختار دفاعی سرخ‌ها را افزایش بدهد. همه اینها ارزشمند است، اما برای «ماندگار» شدن کافی نیست. جلال در کنار توانایی‌های فنی و قدرت رهبری، باید عنصر وفاداری و از خودگذشتگی هم داشته باشد. گیریم که مربی حتی به دلایل نادرست تصمیم گرفته او را نیمکت‌نشین کند؛ بهتر بود جلال با آغوش باز این تصمیم را می‌پذیرفت و بی‌حاشیه و جنجال منتظر فرصتی دیگر برای اثبات توانایی‌هایش باقی می‌ماند. یادمان باشد او از مهدی مهدوی‌کیا بزرگتر نیست. کیا در دوره مربیگری همین یحیی گل‌محمدی، به ناحق در تیمی نیمکت‌نشین شد که حتی به اندازه انگشتان یک دست هم بازیکن استاندارد نداشت. با این وجود مهدوی‌کیا لام تا کام حرف نزد و حتی دو روز بعد از مرگ تلخ مادرش برای روحیه دادن به تیم یحیی در بازی حذفی برابر داماش، راهی رشت شد. مهدوی‌کیا با همین رفتارها به چهره‌ای متمایز در تاریخ پرسپولیس تبدیل شده است. نه اینکه جلال بازیکنی کوچکی باشد یا زود فراموش شود، اما کاریزمای کیا از جنس دیگری است؛ از جنس ایثار و تواضع. جلال حسینی نشستن روی نیمکتی را کسر شأن خودش دیده که امثال مهدوی‌کیا و کریمی با کوله‌باری از افتخارات ملی و بین‌المللی روی آن آرام گرفتند و دم بر نیاوردند. اگر مساله مصدومیت او نمایشی بوده باشد (که ظاهرا بوده و واکنش تند کالدرون هم روی همین موضوع صحه می‌گذارد) جای این گله هم باقی می‌ماند که اگر مثلا در همان دربی تهران آُسیب‌دیدگی سر کنعانی‌زادگان جدی‌تر می‌بود و او نمی‌توانست به بازی ادامه بدهد، کالدرون چه باید می‌کرد؟ آیا جایز است بهترین مدافع فوتبال ایران صحیح و سالم در خانه نشسته باشد و تیم دچار گرفتاری شود؟ شبیه همین اتفاقی که در مشهد رخ داد و باز جلال غیرمستقیم در آن مقصر بود.

موخره

این آدم‌ها هستند که به یک جایگاه وزن می‌دهند نه برعکس. امروز اگر به بهانه این مطلب به نیکی از مهدی مهدوی‌کیا یاد می‌شود، دلیلش گل او به آمریکا یا حضور مستمر و درخشانش در هامبورگ نیست، بلکه از خودگذشتگی حرفه‌ای و مهربانانه این بازیکن در پذیرفتن نیمکت‌نشینی ناسزاوارانه در پرسپولیس است. جلال هم می‌توانست (یا هنوز می‌تواند) بخشی از همین داستان باشد. او باید روی دیگرش را نشان بدهد؛ اینکه تیم را بزرگتر از خودش می‌داند. فعلا که یک نمره ضعیف در کارنامه کاپیتان ثبت شده، تا ببینیم او بعدا چه خواهد کرد.


تازه ترین خبرها