جستجو سایتهای دیگر جستجوی پیشرفتهآرشیوتماس با مادرباره ما صفحه اصلی
نسخه شماره 970 - 1388/03/30 -

 پژمان نوري: در مورد دستبندهابچه‌ها جيمز باند بازي درآوردند! 
نويسنده : بهنام شريفي

پژمان نوري در سه بازي اخير تيم‌ملي يكي از بهترين‌هاي ما بود. بچه محله رودسر تازه‌آباد از رضوان‌شهر در حالي توانست در تركيب 11 نفره تيم‌ملي فيكس شود و بدرخشد كه سال‌هاي سال او حتي به اردوي تيم‌ملي نيز دعوت نمي‌شد.
ديروز در حالي پاي صحبت‌هاي نوري نشستيم كه او تازه از سئول به منزل رسيده و به شدت خسته بود.
از بازي با كره‌جنوبي شروع كنيم.
بازي خيلي حساسي بود. در حالي كه آنها يك بازي تداركاتي را پشت‌سر مي‌گذاشتند ما مجبور بوديم كه در يك فوتبال ريسكي و سرنوشت‌ساز شركت كنيم. من فكر مي‌كنم كه نيمه اول ما يك فوتبال پاياپاي را انجام داديم و حتي در اواخر اين نيمه توانستيم بازي را به دست بگيريم و موقعيت‌هاي خوبي به دست بياوريم.
در نيمه دوم هم ما خوب شروع كرديم و توانستيم به گل برسيم ولي متاسفانه باز هم رو به فوتبال احساسي و ايراني آورديم و از همانجا بود كه كره توانست فشار بياورد و نتيجه بگيرد.
اما تا پس از بازي با كره و قبل از شروع بازي عربستان - كره‌شمالي تيم ما اميد داشت.
بله... حتي وقتي بازي تمام شد ما باز هم اميد داشتيم و دلخوش به نتيجه بازي عربستان - كره‌شمالي بوديم. وقتي اين بازي انجام مي‌شد ما كره بوديم. حدود ساعت 2:30 شب بود كه بازي عربستان - كره‌شمالي شروع شد و ما تا ساعت 5:00 تا 4:30 در راهروهاي هتل راه مي‌رفتيم. بچه‌ها در راهروهاي هتل ولو بودند و حتي ناي حرف زدن و صحبت كردن نداشتند. نمي‌دانم... نمي‌دانم چه اتفاقي افتاد و چرا اينطوري شد ولي فكر مي‌كنم كه حداقل اگر بازي‌ها به طور همزمان انجام مي‌شد، وضعيت ما خيلي بهتر مي‌شد.
يعني فكر مي‌كني همزمان بودن بازي‌ها تا اين حد مي‌توانست مهم باشد؟
ببينيد، وقتي بازي عربستان - كره‌شمالي با بازي ما به طور همزمان شروع مي‌شد، همه‌چيز خيلي بهتر مي‌شد. عربستان در حالي با كره‌شمالي بازي مي‌كرد كه مي‌دانست براي صعود شانس دارد. شايد به همين دليل بود كه فرصت‌ها اينطوري از دست مي‌رفت و عربستان خودش را به آب و آتش نمي‌زد. اگر بازي‌ها به طور همزمان برگزار مي‌شد، شانس ما خيلي بيشتر مي‌شد و مي‌توانستيم بهتر از اينها مقابل كره‌جنوبي بازي كنيم.
عملكرد پژمان نوري در اين سه بازي اخير تيم‌ملي خيلي خوب بود و كارشناسان معتقد بودند كه تو خيلي دير به حق واقعي‌ات در تيم‌ملي رسيدي.
خودم فكر مي‌كنم بد موقعي به تيم‌ملي دعوت شدم. آن روزهايي كه در ملوان بازي مي‌كردم و حسابي روي اوج بودم، آقاي شاهرخي لطف كرد و مرا به تيم‌ملي دعوت كرد. من در آن زمان حدود 21 سال سن داشتم و در بازي‌هاي جام LG بود كه من بالاخره فيكس شدم و توانستم در ورزشگاه آزادي براي تيم‌ملي به ميدان بروم. يادم هست كه وقتي از حريف با سه گل جلو بوديم در دقيقه 30 بازي، آقاي شاهرخي مرا بيرون كشيد. اين اتفاق براي يك جوان 21 ساله خيلي سنگين و تلخ بود و حسابي در روحيه من تاثير گذاشت. آقاي شاهرخي هم پس از پايان بازي مصاحبه كرد و گفت: پيراهن تيم‌ملي براي پژمان نوري گشاد است!
بعد از اين بازي‌ها هم چون يكسري از بازيكنان در تمرينات باشگاهي و ملي حاضر بودند، بار ديگر به تيم‌ملي دعوت شدم و به بلاروس رفتم. يك گل 25 متري زدم و جالب اينكه باز هم به‌رغم بازي‌هاي خوبي كه انجام دادم به تيم‌ملي دعوت نشدم.
زمان برانكو هم شرايط خاص خودش را داشت. در آن زمان من بازيكن پگاه بودم. در تيم برانكو يكسري‌ها خيلي زود فيكس شدند و يكسري‌ها ذخيره! همه‌چيز در آن زمان مشخص و معلوم بود هر بازيكن چه جايگاهي دارد! يادم مي‌آيد در يكي از بازي‌هاي مهم پگاه، آقايان به من گفتند كه اگر مقابل سپاهان خوب بازي كني ملي‌پوش مي‌شوي. در آن بازي دو گل به تيم قدرتمند سپاهان زدم و يك پاس گل به عشوري دادم ولي...
برانكو خيلي از جوان‌ها را در فوتبال اين مملكت نابود كرد. اين درست كه او مربي تاثيرگذاري بود و تيم‌ملي را به جام‌جهاني برد ولي جدا از خود من، خيلي‌هاي ديگر بودند كه نتوانستند در زمان برانكو حقشان را از تيم‌ملي بگيرند و نابود شدند. در زمان برانكو خيلي از شايسته‌ها حتي نتوانستند رنگ تيم‌ملي را ببينند.
البته وقتي من به پرسپوليس آمدم، توقع زيادي نداشتم. در پرسپوليس آنقدر پست من عوض شد كه ديگر خودم توقع تيم‌ملي را نداشتم. در زمان قطبي وضعيت فرق كرد. او حدودا از يك سال و نيم پيش مرا مي‌شناخت و شايد همين بزرگترين دليل براي دعوت شدنم از سوي قطبي بود.
البته همين قطبي هم نمي‌خواست در آن اوايل مرا بازي دهد ولي بعد به من اعتماد كرد و به من ميدان داد. در همان بازي اول كه جواد نكونام نبود خيلي تلاش كردم تا جاي او را بگيرم و به وسط زمين برگردم. خدا هم كمك كرد و بعد از همين بازي بود كه توانستم نظر قطبي را جلب كنم و به وسط ميدان برگردم. شايد اگر قطبي نبود، من نمي‌توانستم در اين پست و با اين شرايط بازي كنم.
خيلي‌ها نسبت به تعويض علي كريمي اعتراض داشتند و اين را بزرگترين اشتباه قطبي در ديدار با كره‌جنوبي مي‌دانستند.
به نظر من سيستم اتخاذ شده از سوي مربيان طوري بود كه كريمي به لب خط منتقل شده بود و من فكر مي‌كنم كارايي كريمي پايين آمده بود. قطبي، كريمي را بيرون كشيد تا از سرعت برهاني در ضد‌حملات استفاده كند ولي تفكر و تصميم او در آن شرايط جواب نداد.
به هر حال اگر قطبي در آن زمان يك مدافع را هم وارد ميدان مي‌كرد، خيلي‌ها باز هم اعتراض مي‌كردند و مي‌گفتند چرا يك مدافع را به ميدان آورده! چيزي كه مهم است اين است كه ما جام‌جهاني را از دست داديم و خيلي‌ها در اين شرايط ضرر كردند و آرزوهايشان به باد رفت.
چطور؟
فكر مي‌كنم هيچ‌كس به اندازه من در اين شرايط ضرر نكرد. ديگر اميدي براي حضور در جام‌جهاني در دلم ندارم و با توجه به از دست دادن اين دوره از بازي‌ها، ديگر اين شانس را ندارم تا جام‌جهاني را ببينم. دلم مي‌خواست كه حتي براي چند دقيقه براي تيم‌ملي در جام‌جهاني بازي كنم ولي قسمت نشد. نمي‌دانم شايد در طالع من اين بود كه هرگز جام‌جهاني را نبينم و اين افتخار بزرگ را از دست بدهم.
راستي ماجراي دستبندهاي سبز شما در ديدار با كره‌جنوبي چه بود؟
اِ اِ ... بچه‌ها مي‌خواستند به حضرت ابوالفضل(ع) توسل كنند و به همين دليل بود كه اين دستبندها را بسته بودند!
پس چرا در نيمه دوم دستبندها را باز كرديد؟
(خنده) من نديدم! وقتي آمديم زمين من تازه متوجه دستبندهاي سبز شدم. نمي‌دانم چرا در نيمه دوم دستبندها را باز كردند.
يعني در رختكن متوجه اين موضوع نشديد؟
(خنده) بچه‌ها جيمز باند بازي درآوردند! وقتي تيم داخل زمين شد تازه متوجه دستبند سبزها شديم كه البته به طرز خيلي تابلويي هم اين دستبندها دور مچ بچه‌ها خودنمايي مي‌كرد. البته من كاري به اين مسايل ندارم و ترجيح مي‌دهم كار خودم را انجام دهم.
از پرسپوليس چه خبر؟
من تازه به تهران رسيده‌ام و از پرسپوليس خبري ندارم. قرارداد من با پرسپوليس به پايان رسيده و در حال حاضر من بازيكن آزاد هستم. بايد با باشگاه در مورد تمديد قرارداد صحبت كنم. اگر به توافق برسم حتما در پرسپوليس مي‌مانم.
در خبرها آمده بود حميد درخشان مربي پرسپوليس مي‌شود و باشگاه تا روز شنبه هم يك سرمربي خارجي معرفي مي‌كند.
هميشه درخشان را به عنوان يك بازيكن بزرگ مي‌شناختم ولي تاكنون با او كار نكرده‌ام و نمي‌توانم در مورد مسايل فني و مربيگري او صحبت كنم.
تو امسال، سال خوبي را در پرسپوليس و تيم‌ملي پشت‌سر نگذاشتي. در اين مورد چه نظري داري؟
امسال، سال خيلي بدي را پشت‌سر گذاشتم. فكر مي‌كنم اين بدترين سال فوتبالي و حتي زندگي ورزشي من بود. امسال هم از لحاظ نتيجه‌گيري و هم از لحاظ مسايل ديگر ضرر كرديم. امسال اتفاقاتي افتاد كه تا به حال نديده بودم. بعضي‌ها در باشگاه موش دواندند و كارهايي كردند كه تاكنون مشابه آن را نديده بودم.
نمي‌خواهي در اين مورد صحبت كني؟
بعضي وقت‌ها اتفاقاتي در خانواده‌ها مي‌افتد كه نمي‌شود در موردش حرفي زد. من پرسپوليس را دوست دارم و مي‌دانم كه هواداران هم امسال سختي‌هاي زيادي كشيدند و مثل ما ناكام ماندند. بهتر است در مورد بعضي چيزها حرف نزنيم.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
نگاهی به گذشته
صفحه اصلی - درباره ما - تماس با ما -آرشیو - سایتهای دیگر - برگزیده صورتک ها - برگزیده کاریکاگل ها - برگزیده پوسترها - گزارش های تصویری
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه ورزشی گل می باشد و هرگونه استفاده غیر قانونی از مطالب سایت پیگرد قانونی خواهد داشت .
Copyright 2006-2008 , www.goaldaily.ir :: (Iranian Goal Newspaper) All rights reserved :: Email : Info@goaldaily.ir