خسرواني رييس سازمان بود
پرسپوليس 2 بار سه بر صفر باخت
آيا دقت كردهايد كه چرا در سالهاي 48 و 49، هر بار كه بازي دو تيم استقلال و پرسپوليس به جنجال كشيده شد و داوري مشكوك بود معترض قصه، پرسپوليسيها بودند و وقتي حكم كميته انضباطي هم صادر شد اين حكم سه بر صفر به سود استقلال بود؟ شايد خيليها بگويند پرسپوليسيها كه تازه از شاهين به اين تيم آمده بودند هنوز تصور ميكردند كه مسوولان وقت رژيم با پرسپوليسيها مثل شاهينهاي قديم سر عناد دارند، بنابراين به كوچكترين سوت اشتباه داور عنان اختيار از كف ميدادند و بازي را بههم ميريختند و مسوولان را متهم ميكردند. در حالي كه به نظر ميرسد واقعا اينگونه نبود، مرور حوادث و رويدادهاي بازي، مثل عدم پذيرش داور بر گلي كه محمود خوردبين در سال 1348 زد و مثل گل ويمبلي از زير طاق بيرون آمد و داور بر اعلام خطايي كه هم بر آن اعتراض داشتند و منجر به گل تساوي تاج برابر پرسپوليس در سال 1349 شد از عواملي بود كه شبهه را در آن بازي زياد ميكرد. به هر حال رييس باشگاه تاج در آن سالها رييس سازمان تربيتبدني كشور بود. وقتي خسرواني، اين همه روي نتايج تاج، ريز بود، طبعا حتي اگر خودش هم دخالت نميكرد كه عوامل پشت پرده او بر اين مسايل و نتايج دخالت داشتند. استفاده از مصطفي مكري در فدراسيون فوتبال كه از دوستان نزديك او بود و سپس حضور محمود و محمد بياتي از ياران سابق تاج در تيمملي نشانگر اين داستان بود. آري تاجيها تا سال 1351 تا حدود زيادي تحت تاثير و بهرهمند از حمايتهاي دولتي بودند و اين حمايتها در دو بازي جنجالي سالهاي 48 و 49 و بعد از آن صدور حكم انضباطي به ضرر پرسپوليس خودش را نشان داد. واقعيت تلخ مورد اشاره را تمام ياران آن روز پرسپوليس تاييد ميكنند ولي منطقي است كه وقتي از استقلاليهاي قديمي سوال ميكني هيچ كدام از آنها، اين واقعيت را قبول ندارند و بردشان برابر پرسپوليس را ناشي از قدرت فراوان خودشان ميدانند!
آخرين بازي در امجديه و بلواي آبان 58
كار ضدانقلاب بود
يك بار ديگر بازي پرسپوليس و استقلال رنگ سياسي به خود گرفت، البته اين رنگ سياسي در محافل فوتبالي بود كه دهان به دهان گشت و به صورت شايعه پيچيد. سياست در نتيجه بازي تاثيرگذار نبود اما وقتي در دقيقه 75، تماشاگر به داخل زمين داخل شد و بازي بههم خورد، اين شايعه تقويت شد.
دو تيم پرسپوليس و استقلال در 25 آبان 58 در حالي كه تنها 9 ماه از انقلاب و 12 روز از حمله دانشجويان به سفارت آمريكا گذشته بود رودرروي هم ايستادند. بازي را استقلال با گل غلامرضا فتحآبادي برد يا حداقل با يك گل از حريف پيش بود كه به بهانه اعتراض به داوري ميدان، يعني هروس باغوميان كه اتفاقا هميشه داور خوبي بود و عادلانه هم سوت ميزد، تماشاگران به داخل زمين ريختند و صحنههاي زشتي از اغتشاش را به نمايش گذاشتند. فرداي آن روز بازيكنان دو تيم با انجام يك فرآيند تصميمگيري مشترك اعلام كردند كه عامل بلوا، ضدانقلاب بوده و ضدانقلاب قصد نشان دادن ناامني را در جامعه اجتماعي ايران داشته است. دعوا به حدي زياد و مهم بود كه از آن پس ديگر هيچ كدام از بازيهاي دو تيم در ورزشگاه شهيد شيرودي برگزار نشد و اين بازي آخرين ديدار دو تيم در ورزشگاه پير پايتخت بود. بعد از آن دو بار ديگر بازي دو تيم در سالهاي 73 و 79 بههم ريخت ولي در هيچ كدام از موارد، شائبه سياسي بودن ديدار در دل هيچكس ايجاد نشد.
ربطي به سياست نداشت...
وقتي قويترين پرسپوليس به ضعيفترين تاج باخت
شايد برد شش بر صفر پرسپوليس برابر تاج سابق بزرگترين و شكوهمندترين برد در تاريخ داربي باشد، اما پيروزي سه بر صفر تاج برابر پرسپوليس در ارديبهشت سال 56 هم دستكمي از آن برد ندارد. شايد اين برد به اندازه پيروزي شش گله سرخپوشان مهم نشده باشد اما به هر حال از حيث عملكردي و تفاوت چهره دو تيم، آن برد سه گله، بسيار مهم تلقي ميشود، آن هم به خاطر آنكه در آن مقطع بر اثر يك رابطه قوي بين مسوولان فدراسيون فوتبال و باشگاه پرسپوليس، تركيب اين تيم تقويت شد و سرخپوشان ياراني مثل و ازگن صفريان دروازهبان آرارات و پرويز قليچخاني دفاع، هافبك و مهاجم بزرگ فوتبال را به جمع خود افزودند. وقتي استقلاليها درست در همان مقطع هفت، هشت ستاره بزرگ خود را از دست دادند و با تيمي به ميدان آمدند كه از قبل فقط چهار، پنج نفر سابقه بازي در داربي را داشتند، ظاهر قضيه گواهي به برد پرسپوليس ميداد آن هم يك برد مهم و بزرگ اما در ميدان اتفاق ديگري رخ داد، استقلال موفق شد با نتيجه سه بر صفر پرسپوليس را ببرد. سه گل استقلال را محرم عاشري، سعيد مراغهچيان و حسن روشن به ثمر رساندند. گلزني روشن اتفاق عجيبي نبود اما گلزدن آن دو بازيكن ديگر باعث تعجب جامعه فوتبال شد. برد سه بر صفر تاج آنقدر عجيب بود كه خيليها از روابط پشت پرده حرف زدند و اعلام كردند با وجود شايعات گذشته مبني بر سياسي بودن رابطه پرسپوليس و فدراسيون فوتبال و قدرتگيري علي عبده در محافل سياسي، اين فدراسيون بوده كه پرسپوليس را دور زده و مقدمات برد استقلال را فراهم آورده ولي بهرغم اينكه همه از رابطه حرف ميزدند بايد بگوييم كه نه شرايط بازي و نه داوري هيچكدام، به سود تاج سابق نبودند، يعني برد تاج تنها در راستاي شكل و شمايل كاملا طبيعي ديدار اتفاق افتاده بود اما پيروزي ضعيفترين تاج دهه 50 برابر قويترين پرسپوليس اين دهه برد عجيبي بود. بردي كه هنوز در ذهن اهالي قديمي فوتبال ايران برجاي مانده است.
اتهام بزرگ بهزادي به استقلال
دوپينگ كرده بودند
در سال 1354 استقلال بسيار قدرتمند بود. آنها مدافع عنوان قهرماني ليگ سال گذشته بودند. در آن سوي كار پرسپوليس به دنبال از دست دادن كلاني، كاشاني، مسيح مسيحنيا و... سخت شده بود. در آن دوران قبل از بازي شايعه شد در اردوي استقلال بعضي از بازيكنان مواد مخدر استفاده كردهاند. همايون بهزادي، سرمربي وقت كه ميدانست در اردوي رقيب چه خبر است، پخش خبر را موكول به نتيجه بازي كرد. اگر پرسپوليس، استقلال را ميبرد حرفي نبود اما سرخها به آبيهاي جوان بد باختند تا پرونده دوپينگ باز شود. همايون بهزادي، اسناد مربوط به حضور استقلاليها را برداشت و به جيغ و فرياد آمد و اعتراض كرد كه آهاي اين فوتبال آلوده است. ياران استقلال را به آزمايش دوپينگ ببريد، با بالا رفتن سروصداي بهزادي، خسرواني، رييس سابق سازمان تربيتبدني، تيمسار حجت، رييس وقت تربيتبدني و آتاباي، رييس وقت فدراسيون از عبده خواستند تا مانع تحريكات همايون بهزادي و اعتراضات او شود. آنها ميگفتند ايران بايد در المپيك 1976 مونترال مسابقات مقدماتي خود را آغاز كند.
اگر مليپوشان دوپينگي تاج سابق، آزمايش ميشدند و لابراتوارهاي اروپايي آزمايش دوپينگ ياران استقلال را مثبت اعلام ميكردند، آنها حذف ميشدند. تيمملي بدون سه ستارهاش بياثر از قدرت آنها به مسابقات ميرفت و موفق ميشد...
اما عبده نگذاشت همايون بهزادي كارهايش را ادامه دهد. بهزادي بركنار شد اما با يك شكل جديد ادامه فعاليت داد. پرسپوليس در آخر فصل قهرمان ليگ شد در حالي كه خيليها ميگفتند آنها مزد گذشت خود را گرفتند.
فيلم بازي 6تايي چي شد؟
آن را ربودند
يكي از حوادث مهم داربي در ادوار مختلف، پيروزي شش بر صفر پرسپوليس برابر تاج سابق در شهريور ماه سال 1352 بوده است. ضعف تلويزيون در ارسال دو گروه مختلف پرتابل تصويربرداري باعث شد اين ديدار، هيچگاه ضبط تلويزيوني نشود. آنچه درباره مالكيت و تصاحب فيلم بازي توسط شخصي يا اشخاص مختلف ميشود، اشتباه است.
يكي از روايتهاي غيرصحيح آن است كه پرويز خسرواني به خاطر نفوذ زياد خودش در دولت و ساختارهاي نظامي و سياسي، فيلم بازي را از تلويزيون خارج ساخته اما به واقع اينگونه نيست. آنها كه با سياست آشنا هستند ميدانند كه سال 52، سال آغازين سقوط پرويز خسرواني در عرصههاي سياسي است. اشتباهات متعدد خسرواني در دستگاههاي مختلف باعث شد كه در سال 1351 يعني زماني كه تنها47 سال داشت، با درجه سپهبدي توسط شاه بازنشسته شود و در خانه بماند، غضب شاه از خسرواني خانوادگي نبود. چون برادران پرويز در دولتهاي مختلف به ادامه فعاليت پرداختند اما سپهبدخسرواني بازنشسته شد.
جالب آنكه بدانيم رييس تلويزيون در سال 52 پسردايي فرح ديبا يعني رضا قطبي بود. مردي كه در دستگاههاي كشوري و لشكري حسابي قدرتمند شده بود. با افزايش قدرت فرح كه توانسته بود با به دنيا آوردن رضا– عزيز و باعزت شود – فاميل او هم قدرت پيدا كرده بودند. آنها كه شرايط روز را ميشناسند، ميدانند كه يك سپهبد بازنشسته و مغضوب به هيچ وجه نميتوانسته به پسردايي قدرتمند ملكه پهلوي براي خارج ساختن يك فيلم امر و نهي كند.
آري فيلم بازي شش تاييها، فداي مسابقات جهاني 1973 كشتي آزاد، فرنگي و سامبو شد. درخشش علياصغر اسلامي، ابراهيم جوادي، محمدرضا نوايي، كاظم غلامي، محسن فرحوشي، منصور برزگر، مهدي خرمي، رضا سوختهسرايي و اسكندر فيلابي درخشش همايون بهزادي، كلاني و ايرج سليماني را از ياد همه برد. زير تصورات تاريخي خود در مقصر دانستن خسرواني و ربودن فيلم ششتاييها تقصير را به گردن او نيندازيد.
سنت داوري يكي درميان تكرار ميشود؟
يكي داخلي، يكي خارجي
وقتي مرحوم ابوالقاسم حاجابوالحسن با يك سوت اشتباه ديدار پرسپوليس و تاج در بهمن 48 را به جنجال كشاند، مسوولان فوتبال تصميم گرفتند كه در بازيهاي آينده از داور خارجي بهره ببرند. در بازي دوستانه مهر ماه 49 دو تيم كه اولين بازي بعد از بازگشت پرسپوليسيها از پيكان به تيم خودشان بود «طغرل» داور ترك كار قضاوت را انجام داد. داوري پرحرف او، يك ايراني ديگر، يعني ارشد برازنده را داور داربي كرد. برازنده جنجاليترين داربي تاريخ را در دي ماه 49 سوت زد، بازي نيمه كاره تمام شد. با وجود اصرار بر استفاده از داور خارجي، مرحوم مكري مدام لج ميكرد كه تا وقتي ما «داوود نصيري، داوود حيدري، ارشد برازنده، جعفر نامدار و... را داريم چه معني دارد داور خارجي بياوريم.»
حرف او درست بود بهترين كار را آتاباي انجام داد. سياست يك بازي داور خارجي، يك بازي داور ايراني كارسازترين گزينه بود اما ذهن تماشاگر و فوتباليست ايراني، 38 سال است تغييري نكرده است. با داوري نه چندان پراشتباه برازنده، حاج ابوالحسن، باغوميان و ابهران داربي به هم ميخورد اما با اشتباهات پرتعداد آندرسون، ساندروپوهل، عمرالمهنا، ماركو مرگ و... آب از آب تكان نميخورد. بازيكن ايراني تا دلتان بخواهد داور ايراني را مورد حمله كلامي قرار ميدهد اما بازيكني ديگر تعريف ميكند وقتي چشمم به «جك تايلور» افتاد كه فينال جام جهاني را سوت زده دو قدم از او فرار كردم و با خودم گفتم اگر او از دستم ناراحت شود و بخواهد به من اخطار دهد قطعا فشارخونم افت ميكند!