جستجو سایتهای دیگر جستجوی پیشرفتهآرشیوتماس با مادرباره ما صفحه اصلی
نسخه شماره 1030 - 1388/06/11 -

 هوليگانيسم و نياز به ريشه‌يابي اجتماعي
 تماشاگرنما يعني تمام عقده‌هاي نسل ما! 
نويسنده : شاهين تهراني

دهانمان را حول و حوش يك وجب باز مي‌كنيم و روي خلق‌ا... اسم مي‌گذاريم، بدون آنكه موضوع را آن طور كه شايد و بايد ريشه‌يابي كرده باشيم!
در ممالك پيشرفته‌تر، حتي در هنگام وقوع جرم و جنايت ابتدا دلايل انجام گرفتن آن جرم را كنكاش مي‌كنند و سعي دارند براي مجرم، حكمي در خور وضعيتش در هنگام بروز جرم- كه ملغمه‌اي از مسايلي محيطي،‌ ژنتيكي و اجتماعي است! -صادر كنند. اما ما نه تنها در عرصه قضاوت‌هاي رسمي، قانوني و دادگاهي، كه حتي در زمان قضاوت‌هاي شخصي و فردي‌مان هم بدون توجه به شرايط فردي كه مورد قضاوتمان است، حكم صادر مي‌كنيم. بدون آنكه از عاقبت آن نگراني يا هراسي به دل راه بدهيم!

واژه نازيبا و دوست نداشتني «تماشاگرنما» يا «تماشاگر آشوب‌طلب» هم يكي از همين دست نام‌هاست. تماشاگري كه بعد از عدم نتيجه‌گيري تيمش، به گونه‌اي غيرمتعارف احساساتش را بيان مي‌كند،‌ دست به تخريب‌هاي دسته‌جمعي و فردي مي‌زند و حتي ناخواسته يا آگاهانه به خانواده بازيكنان و مربيان تيم حريف يا داور توهين‌هاي ركيك و چارواداري مي‌كند و ...هوليگان يا تماشاگرنما نام مي‌گيرد! بدون آنكه دلايل بروز چنين رفتارهاي نامتعارفي ريشه‌يابي شوند و براي رفع آنها اقدامي صورت بگيرد، ‌به دنبال نابودي «معلول» گام برمي‌داريم و چه مسير عبثي كه نه به كعبه مي‌رساندمان و نه به تركستان!
همين است كه به دليل ساده،‌ واضح و مبرهن وجود علل، دوباره و دوباره معلول بروز مي‌كند! چندصد تماشاگرنما در فلان ديدار دستگير و مجازات مي‌شوند، اما هفته بعد، فرصتي دوباره است براي ملاقات با جماعتي ديگر ‌در جايي ديگر و هوادار تيمي ديگر كه اتفاقا آنها هم «تماشاگرنما» نام دارند!
تحقيقي جامعه‌شناسانه و آماري پيرامون بروز هوليگانيسم در فوتبال اروپا،‌ثابت كرده كه اكثر تماشاگرنماها،‌كمتر از 25 سال سن دارند و مجرد هستند! اما آيا اگر اين تحقيق در حوزه تماشاگران وطني انجام مي‌شد، نتايج امر تفاوت زيادي با نتايجي كه توسط غربي‌ها به دست آمده داشت؟! چنين به نظر نمي‌رسد،‌چون غالب فوتبالدوستان استاديوم‌روي ايراني در همين بازه سني قرار دارند. اصولا فوتبالدوست متاهل را چه به استاديوم رفتن، آن هم با اين همه دردسر اقتصادي و اجتماعي كه به محض تاهل گريبان زوجين (بالاخص زوج!) را مي‌گيرند؟
آري، بي‌شك تماشاگرنماهاي ايراني هم در حيطه سني هوليگان‌هاي خارجي هستند و ريشه تمام آن فريادها، فحش‌ها و توهين‌ها و حركات نامتعارف از رودخانه فوتبال آب نمي‌خورد! جواني كه بعد از گل خوردن تيمش، بدون هراس از وجدان، خدا، قيامت، دين، نيروي انتظامي و يا هر نگهدارنده ديگري، به داور مسابقه، گلزن حريف، مربي و بازيكنان تيم مقابل و.. توهين و ناسزا مي‌گويد، فقط دغدغه‌هاي فوتبالي ندارد! او هم – معمولا- يكي از خيل همان جواناني است كه پشت سد كنكور مانده بدون داشتن اميدي به آينده، به تشكيل خانواده، به صاحب شغل، پول و مقام شدن، تمام آرزوها و غرايز فروخورده‌اش را در گردش يك توپ چهل تكه چرمي دنبال مي‌كند يا دانشجويي است كه مي‌داند حتي بعد از فارغ‌التحصيلي هم، پيدا كردن شغلي كه ارزش 16 تا 18 سال درس خواندن و زحمت كشيدن داشته باشد، بسيار سخت و دور از دسترس است و بدون استفاده از پارتي و آشنا، هيچ استخدام دلگرم‌كننده و اميدبخشي را در پيش نخواهد داشت!
تماشاگرنماي فوتبال ما، آنگاه كه از غم شكست تيم محبوبش، صندلي‌هاي ورزشگاه را به آتش مي‌كشد، در واقع در حال خالي كردن تمام عقده‌هايي است كه بعد از تماشا و شناخت ناخودآگاه جامعه طبقاتي اطرافش، وجود بيگناهش را تسخير كرده‌اند و در لواي اشكي كه براي شكست تيمش مي‌ريزد، در واقع به حال و روز ناخوشايند خودش گريه مي‌كند. اين اتفاق در جامعه‌اي كه جوانانش تفريح و راه فرار سالمي جز فوتبال در پيش پاي خود نمي‌بينند، زودتر و سريع‌تر از ساير جوامع بروز مي‌كند و اين تازه حكايت آن قشر از فرزندان اين ملك است كه براي فرار از تمام اندوه‌ها، عقده‌ها، كينه‌ها، نااميدي‌ها و بي‌فايدگي همه تلاش‌هايشان، به وادي دردناك و سياه اعتياد، فحشا و يا بزه‌هاي ديگر در نمي‌افتند كه آن گروه بدشانس – بي‌ترديد- سرنوشتي به مراتب بدتر و دردناك‌تر از جامعه «تماشاگرنماها» دارند. هر چند كه بي‌شك در اين دو جامعه اعضاي مشتركي هم هستند كه گويي هم از اين مانده‌اند و هم از آن!

رفع و حل تمام مشكلات ناشي از هوليگانيسم، بدون از بين بردن عوامل سازنده و به وجود آورنده آن ممكن نيست. تا آن زمان كه جوان ايراني نتواند به راحتي تحصيل كند، شغل بيابد، تشكيل خانواده بدهد و زندگي بالنسبه «مطلوبي» را براي خود و خانواده‌اش فراهم نمايد، پديده‌اي به نام «تماشاگرنما» و «هوليگانيسم ايراني» وجود خواهد داشت و از آنجا كه بنا بر دلايل فراواني چون تحريم‌هاي خارجي و كارشكني‌هاي داخلي، رفع علل بروز اين پديده ناخوشايند در فوتبال ايران حداقل به اين زودي‌ها امكان‌پذير به نظر نمي‌رسد، مجبوريم كه با همين روش «كژدار و مريز» به مبارزه با اين «مولود زشت» ادامه دهيم... و چه عبث!


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
نگاهی به گذشته
صفحه اصلی - درباره ما - تماس با ما -آرشیو - سایتهای دیگر - برگزیده صورتک ها - برگزیده کاریکاگل ها - برگزیده پوسترها - گزارش های تصویری
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه ورزشی گل می باشد و هرگونه استفاده غیر قانونی از مطالب سایت پیگرد قانونی خواهد داشت .
Copyright 2006-2008 , www.goaldaily.ir :: (Iranian Goal Newspaper) All rights reserved :: Email : Info@goaldaily.ir