تصميمش را گرفته. تصميمي كه از جنس خود اوست. خداداد عزيزي براي هميشه از فوتبال خداحافظي ميكند. نه مربي، نه مديرعامل، نه قائممقام و نه هيچ پست و منصب ديگر او را به فوتبال باز نميگرداند. او ميرود تا با رفتنش اعتراض كند و صداي اعتراضش را به گوش همه عالم برساند. او از اين فوتبال كه به زعمش حاشيهها، اصل را قورت داده است جمع ميكند و ميرود. از فوتبالي كه هيچكس تاب تحمل صداي معترضان را ندارد. اعتراضي كه البته در تمام اين گفتوگو به نحوه عرضهاش توسط خداداد معترض بوديم.
خداداد قيد بودن در فوتبال را زده؟
بودن به صرف بودن به درد نميخورد. فوتبالي كه نميپذيرد آدم در آن صادقانه كار كند به چه دردي ميخورد؟ من نميتوانم اينجا كار كنم. غير فوتباليها بهخاطر پول و شهرت آمدند اما من با فوتبال به همه اينها رسيدم. پس دلم شور فوتبال را ميزند. من با فوتبالي كه باندبازي دارد و مافيا، موافق نيستم. نميتوانم بپذيرم كه اينجا ما در تلويزيون در مورد مسي يا رونالدو حرف ميزنيم، كارشناساني در اين مورد حرف ميزنند كه اندازه اين حرفها نيستند و يك تيم محلي را اينجا در ايران نميتوانند جمع كنند.
يعني صلاحيت ...
» ادامه