جستجو سایتهای دیگر جستجوی پیشرفتهآرشیوتماس با مادرباره ما صفحه اصلی
نسخه شماره 1231 - 1389/03/05 -

من بيمارستان رفتم، سرم بخيه خورد، شب نخوابيدم، قطبي چه كرده؟
دايي: قطبي فراري دلش براي ايران نمي‌سوزد

فدراسيون فوتبال پاسخ دايي را داد:
شما همان كسي هستيدكه به خاطر پول از تيم ملي قهر كرديد

براي جذب مربي، فقط اسم بزرگ كافي نيست
از حماسه پله برقــي تا ناكامي كلـــمنته در لاليگا!

واكنش مديربرنامه قطبي به حمله دايي به سرمربي تيم ملي
حاج‌باقر: بنده خدا دايي يك حرف كوچكي زده!

مسووليت‌هاي بهروان با هم تداخل ندارند؟
مردي براي تمام مديريت‌هارياست‌ها و هيات‌ رييسه‌ها

رويارويي با مدافع عنوان قهرماني
پوهانگ استيلرز كره سهم ذوب‌آهن شد

حاشيه قرعه‌كشي ليگ قهرمانان آسيا
روياي ملاقات با اينتر

ستاره‌هايي كه با نيامدن به پرسپوليس و استقلال سفيدبخت شدند
سرخابي نپوشيدند كه نپوشيدند

پروژه تغيير در استقلال عقيم ماند
واعظ در استقلال ماندگار شد

سپاهان 15 درصد اضافه مي‌كند، قلعه‌نويي 30 درصد افزايش مي‌خواهد
اختلاف 100 ميليوني

مقايسه جدول نهايي ليگ هشتم و نهم
امسال خورشيد از اصفهان طلوع كرد

گذري بر القاب فوتباليست‌هاي ايراني
لقبت چيه ستاره؟!

اما و اگرهاي آخرين ليست قطبي
تمام مسافران اتريش

ليگ دسته اول
سلام شهرداري تبريز به ليگ برتر


علي دايي: اگر بار ديگر شكست بخورم خيلي زود برمي‌گردم

ياركشي‌ها براي هيات مديره و مديرعامل آينده
آذري گزينه كاشاني؛ فرخزادي گزينه هدايتي


تصــــادف آقاي ستاره


عزيزمحمدي: دايي جشن را به هم ريخت

از پول خودمان خرج مي‌كنيم، نه جيب دولت
هدايتي: ترسيديم دوستان آنفاركتوس كنند!

به‌جا مانده از فينال جام حذفي
جام قهرماني در دستانيك مرغ‌فروش!


 من بيمارستان رفتم، سرم بخيه خورد، شب نخوابيدم، قطبي چه كرده؟
 دايي: قطبي فراري دلش براي ايران نمي‌سوزد 

جلسه مطبوعاتي علي دايي بعد از فينال جام‌حذفي 2 ساعت بعد از بازي انجام شد. دايي با لبي خندان وارد سالن شد و سرحال و قبراق جواب تمام سوال‌هاي خبرنگاران را داد و حتي هر از گاهي چاشني خنده و شوخي را هم به حرف‌هايش اضافه كرد. او از تحليل بازي شروع كرد: «بازي خوبي برابر گسترش فولاد برگزار كرديم و بايد به تمام بازيكنان و مخصوصا به هواداراني كه شرايط ايده‌آل را براي ما مهيا كردند خسته‌ نباشيد بگويم. تيم ما بهتر از حريف بود و به لطف خدا به حق خود رسيديم.»
از نظر او پرسپوليس مي‌توانست بهتر بازي را ببرد: مي‌توانستيم با اختلاف بيشتري بازي را ببريم. خوشبختانه در نيمه اول 2 گل به حريف زديم اما در نيمه دوم فكر كرديم همه چيز تمام شده است. البته ما 80 درصد از راه قهرماني را در تبريز طي كرده بوديم و با جوي كه در آن شهرستان بود بازيكنانم غيرت خودشان را نشان دادند. بازيكنان پرسپوليس در تبريز حتي راه رفتن‌شان در زمين دچار مشكلاتي بود اما در آن بازي سخت توانستيم حريف را مغلوب كنيم.»
سرمربي پيشين تيم ملي در جواب سوالي مبني بر اينكه بعد از روز تلخ مقابل عربستان در ورزشگاه آزادي، قهرماني در جام حذفي باعث شد گذشته‌ها را فراموش كنيد گفت: نظري در اين مورد ندارم. فقط مي‌گويم هرچه دارم از مردم است. دايي بدون مردم معنايي نمي‌دهد. من از آنها از صميم قلب تقدير و تشكر مي‌كنم. بازي با عربستان شرايط خودش را داشت. در ورزشگاه‌هاي ما قشر جوان حضور دارند و هرگز دوست ندارند در پايان بازي بازنده لقب بگيرند مخصوصا مقابل تيمي كه عرب باشد. من از آن اتفاق خيلي ناراحت شدم و به همين دليل الان هم خوشحال نيستم.
او اين اتفاقات را حاصل دو روي سكه فوتبال مي‌داند: «فوتبال همين است. يك روز مي‌بريم و جشن مي‌گيريم و يك روز مي‌بازيم و ناراحت هستيم اما بايد سطح فرهنگي فوتبال خودمان را بالا ببريم. كساني كه زحمت كشيده‌اند را يك روز آنها در راس هرم قرار ندهيم و وقتي كه باختند آنها را از عرش به فرش بكشانيم. اين اتفاق اصلا خوب نيست.»
دايي براي فصل بازيكناني را انتخاب مي‌كند كه عصاي دستش در پرسپوليس باشند: «تمام سعي خود را مي‌كنيم تا تغييرات زيادي نداشته باشيم اما در چند پست به بازيكن بزرگ نياز داريم. از همين امروز سعي مي‌كنيم نقاط ضعف خود را برطرف كنيم و بازيكناني را جمع كنيم كه به درد ما بخورند. من حتماً‌ دنبال بازيكني نمي‌روم كه بزرگ باشد؛ دنبال فردي مي‌روم كه از لحاظ فوتبالي به درد پرسپوليس بخورد و در ليگ خودش را به همه ثابت كرده باشد. اين بازيكن بايد شرايطي داشته باشد كه به پرسپوليس كمك كند.»
او نقش كاشاني را در اين موفقيت پررنگ مي‌داند:«من با كاشاني به پرسپوليس آمدم و در اين تيم احساس آرامش مي‌كنم. باشگاه بدون حاشيه است و همين موضوع باعث مي‌شود من به غير از مسايل فني فوتبال به چيز ديگري فكر نكنم. كار و تجربه كاشاني را قبول دارم و بايد بگويم قهرماني امروز از تلاش‌هاي حبيب كاشاني تا زحمات تداركات تيم بوده است.»
او اين شرايط را با شرايطي كه در تيم‌ملي داشت مقايسه مي‌كند: «بازهم مي‌گويم قبلا در تيم ملي احساس آرامش نمي‌كردم و تنها بودم اما در اين باشگاه با حضور كاشاني احساس آرامش مي‌كنم و با قدرت‌تر به كارم ادامه مي‌دهم. بايد همه به هم همين‌طور كمك كنيم تا سال آينده موفق‌تر باشيم.»
دايي در جواب اين سوال كه چرا پرسپوليس مدتي است از فوتبال آسيا دور مانده گفت: «ابتدا تمام سعي و تلاش ما اين بود كه به آسيا برويم كه خدا را شكر محقق شد اما حالا به همه قول مي‌دهم تيم خودم را براي قهرماني در سه جام در سال ديگر ببندم. فصل آينده بايد در سه جام معتبر شركت كنيم كه خيلي دوست دارم هر سه جام را با هم بگيريم. پرسپوليس با اين پتانسيل مي‌تواند حرف‌ها زيادي براي گفتن داشته باشد مخصوصا در آسيا. واقعا براي فوتبال ايران بد است كه از 4 نماينده‌اي كه به آسيا فرستاده يكي از آنها را در مرحله بعدي ببيند. مگر ما چه چيزي از كره كمتر داريم و يا چرا از آنها عقب‌تر هستيم. آنها 4 نماينده در مرحله بعدي دارند و ما يك نماينده. به همين دليل عزم خودم را جزم كردم تا سال آينده پرسپوليس را در آسيا به موفقيت برسانيم.»
دايي تمام دستيارانش را براي فصل بعد حفظ مي‌كند: «تمام اعضاي كادر فني پرسپوليس كه در حال حاضر در كنار من هستند سال بعد نيز در اين تيم قطعا ماندگار خواهند بود چون زحمت كشيدند و به من براي رسيدن به هدفم كمك بزرگي كردند اما به خاطر اينكه قدرت نيمكت ما بيشتر شود افرادي را به اين كادر اضافه خواهيم كرد كه متعاقباً اسامي آنها را اعلام مي‌كنم.»
دايي از مصاحبه‌هاي خيالي كه از قول او زده مي‌شود ناراحت است: «متاسفانه اين حرف‌ها را فقط از رسانه‌ها مي‌شنوم. من غير از زمين تمرين و سالن كنفرانس با هيچ فرد ديگري مصاحبه نمي‌كنم اما در روزنامه‌ها مجبورم هر روز نگاه كنم كه چه حرفي از من نوشته شده است. يعني خودم حرف نمي‌زنم و دنبال حرف‌هايم در روزنامه‌ها مي‌گردم چون مي‌دانم هر كسي هر حرفي دلش مي‌خواهد مي‌نويسد. باور كنيد بعضي اوقات به خاطر اينكه از قول من به فردي بي‌احترامي نشود روزنامه‌ها را روزانه چك مي‌كنم كه از قول من به بنده خدايي حرفي نزده باشند. اين است ماجراي مصاحبه‌هايي كه از من به تحرير درمي‌آورند.»
دايي قصد شفاف‌سازي در مورد ليست بعدي‌اش دارد: «در همين هفته اسامي بازيكناني را كه در ليست ما براي جذب شدن حضور دارند از طريق باشگاه اعلام مي‌كنيم. به‌‌رغم اينكه مي‌توانيم تنها 6 بازيكن ليگ برتري بگيريم برخي تا به امروز نام بيش از 20 بازيكن را معرفي كرده‌اند كه قصد جذب آنها را داريم. يعني كم‌كم اسم خودم را نيز مي‌خواهند از ليست پرسپوليس خارج كنند اين گمانه‌زني‌ها درست نيست و ليست من در موقع خودش اعلام مي‌شود.»
دايي در خصوص احتمال جذب مهدي مهدوي‌كيا گفت: «من با هيچ كس مشكلي ندارم. راجع‌به شخص نيز حرف نمي‌زنم. مهدوي‌كيا بازيكن بزرگي است كه چند سال متوالي در راس فوتبال اروپا توپ زده است. او براي من و همه فوتبال ايران قابل احترام است اما مهدوي‌كيا روزي كه به ايران آمد با استيل‌آذين قرارداد يكسال و نيمه امضا كرده است پس چطور من مي‌توانم او را جذب كنم؟ با بازيكني كه قرارداد دارد هيچ وقت به خودم اجازه نمي‌دهم وارد مذاكره شوم.»
وقتي علي دايي در مورد همه‌چيز جواب مي‌دهد حتي مي‌توانيد در مورد نايب قهرماني بايرن در اروپا سوال كنيد: «از صميم قلب دوست داشتم بايرن مونيخ قهرمان شود اما در مصاحبه‌اي كه انجام دادم گفتم اينتر به احتمال فراوان قهرمان مي‌شود. اين تيم ايتاليايي بسيار خوب و منطقي دفاع و حمله كرد. بازيكني مثل ميليتو در اين بازي بزرگ دو فرصت پيدا كرد و هر دو توپ را به گل تبديل كرد. اين نشان مي‌دهد كه فوتبال ايران چقدر با فوتبال دنيا فاصله دارد. بايد همه با هم دست به دست هم دهيم تا سطح فوتبال‌مان را بالا ببريم.» دايي درباره هزينه‌هاي بالاي برخي باشگاه‌ها براي خريد بازيكنان در فصل جاري گفت: «سياست در باشگاه‌ها مهم است و پول نمي‌تواند راه‌حل مشكل براي يك باشگاه باشد. به نظر من مديريت درست در آوردن بازيكن بسيار مهم است. با پول نمي‌توانند يك تيم را قهرمان كنند. امسال در ليگ تيم‌هايي بودند كه خرج‌ زيادي كردند اما عوامل مهم‌تر از اين موضوع كه مديريت نام دارد را در دستور كار خود نداشتند. قانون موفقيت در فوتبال بسيار خاص است كه با پول به دست نمي‌آيد.»
دايي هم جزو مخالفان عدم حضور دروازه‌بان‌هاي آسياي شرقي در ليگ است: «متاسفانه يكسري قوانين وجود دارد كه به خودمان ضربه مي‌زنيم؛ مثلا ممنوعيت حضور دروازه‌بانان خارجي در ليگ برتر. آيا تا به امروز فكر كرده‌ايد كه اين اتفاق چقدر به فوتبال ما لطمه زده است؟ در حال حاضر جذب يك دروازه‌بان ما 500 يا 600 ميليون تومان در سال است اما واي به حال روزي كه تيمي بخواهد دروازه‌بان تيم ملي را جذب كند. ان‌شاءا... ترتيبي بينديشند كه حضور دروازه‌بانان خارجي در ليگ برتر آزاد و در ليگ‌هاي پايين‌تر ممنوع شود.»
اگر به ليست تيم‌هاي ليگ يكي دقت كنيم 80 يا 90 درصد از بازيكنان خارجي استفاده مي‌كنند و جوانان ايراني را پشت خط خود گذاشتند. اين موضوع يعني سرمايه‌سوزي و بي‌تدبيري در فوتبال ايران. ما بايد دروازه‌باناني را بياوريم كه در حد ليگ برتر باشند و كمكي به ساير دروازه‌بانان بكنند.
علي دايي خودش مهاجم بوده پس مي‌تواند در مورد ضعف مهاجمان صحبت كند: «اين مساله به علمي بودن فوتبال ربطي ندارد. در استان‌هاي ما استعداد و پتانسيل‌هاي زيادي است و بايد از سوي فدراسيون فوتبال شناسايي شوند اما متاسفانه كميته‌اي به نام استعداديابي نداريم. مثلا من يك روز رفتم و انصاري‌فرد مهاجم سايپا را از اردبيل به تهران آوردم و ديديد چگونه در ليگ برتر درخشيد. اگر اين اتفاق نمي‌افتاد آيا انصاري‌فرد شناخته مي‌شد؟ بايد به تيم‌هاي پايه خود بيشتر بها دهيم تا شاهد شكوفايي باشيم. متاسفانه در فوتبال ما هيچ باشگاهي وجود ندارد كه به چشم واقعي به تيم‌هاي پايه خود نگاه كند و با جذب 20 يا 30 بازيكن برتر آنها را تحويل تيم ملي بزرگسالان دهد.»
سرمربي پرسپوليس درباره دلال‌بازي در فوتبال ايران گفت: «همه جاي دنيا سيستم‌هايي وجود دارد كه برخي افراد با مجوز فوتبال اقدام به مدير بودن براي يك بازيكن مي‌كنند. اين اتفاق كار كوچكي نيست و در تمام دنيا وجود دارد. نام آن را دلال‌بازي نگذاريد چون مدير برنامه نام دارد. متاسفانه در ايران اگر فردي اين كار را بكند او را زير سوال مي‌برند. مدير برنامه بودن فيلترهايي دارد كه از زير نظر فدراسيون مي‌گذرد و به آن مي‌رسد كه به نظر من كار بدي نيست اما من با دلال‌بازي مخالفم.»
دايي در جواب اين سوال كه اگر تاج نايب رئيس فدراسيون فوتبال به شما مدال قهرماني مي‌داد آن را قبول مي‌كرديد يا خير گفت: «من مدال را از كسي كه بايد مي‌گرفتم گرفتم. اصلاً به سمت تاج نرفتم كه از او مدال بگيرم. فكر مي‌كنم با اين جواب شما همه چيز را متوجه شديد.»
از اينجا به بعد مصاحبه دايي جنجايي مي‌شود آنجا كه او آقاي قطبي در مورد مهره‌سوزي دايي در تيم‌ملي را بي‌جواب نمي‌گذارد: «آقاي قطبي نظر خودش را اعلام كرده و مورد احترام است. نمي‌خواستم جواب بدهم اما آقاي قطبي بداند دايي جواني و عمر خودش را در اين مملكت گذاشت و امثال قطبي حق ندارند درباره من حرف بزنند و اظهارنظر كنند. هيچ‌كس نفهميد قطبي چگونه وارد فوتبال ما شد. آقاي قطبي! من در اين فوتبال به بيمارستان رفتم، به سرم بخيه خورد و شب‌ها نخوابيدم اما شما چي؟ متاسفانه فوتبال ما همين است. كسي مثل قطبي به خودش اجازه مي‌دهد درباره من حرف بزند و ورزش ما را زير سوال ببرد. من از شما خبرنگاران مي‌پرسم آيا كسي مي‌داند قطبي چه زجري براي فوتبال ما كشيده كه الان بايد حرف بزند؟»
از نظر دايي قطبي چون در زمان جنگ ايران نبوده نمي‌تواند در مورد دايي حرف بزند: «زماني كه در ايران جنگ بود ايشان از كشور خودشان فرار و در محيطي آرام زندگي كردند. كسي مي‌دانست دايي امروز در روز آزادسازي خرمشهر قهرمان جام حذفي مي‌شود و با 120 هزار نفر در ورزشگاه آزادي جشن مي‌گيرد؟ آيا قطبي اينها را مي‌داند؟ كساني در اين مملكت بودند كه جان خودشان را كف دستشان گذاشتند و برعكس امثال قطبي كه از ايران رفتند به خاطر ناموس و كشورشان در جنگ شهيد شدند مثل همين جانبازاني كه امروز در ورزشگاه بودند. اگر اينها نبودند، ما نبوديم. آقايان در رسانه‌هاي بيگانه رفتند و راجع‌ به مسايل مختلف حرف زدند و در بهترين جاي دنيا زندگي كردند و حالا دارند اين‌طوري حرف مي‌زنند اما من نمي‌توانم در بهترين جاي دنيا زندگي كنم.»
به همين دليل از نظر دايي، قطبي دلش براي ايران نمي‌سوزد: «كسي بايد اين حرف‌ها را بزند كه دلش براي ايران بسوزد. قطبي بايد برود پرونده‌ قبلي خودش را جمع وجور كند. پروين حرف بسيار خوبي زد كه هرگز دوست ندارم آن را در جواب قطبي در جمع خبرنگاران به كار ببرم. اين حرف‌ها را به حمايت از خودم زدم و هميشه آرزوي قلبي من اين است كه تيم ملي با افشين يا بي‌ افشين نتايج مردم‌پسندي در فوتبال آسيا كسب كند.»
دايي در ادامه نشست خبري‌اش درباره پرونده شكايت از فدراسيون فوتبال گفت: «در اين باره با شريفي حرف زدم. متاسفانه 45 روز است پرونده من در كشوي آقاي كفاشيان است. نمي‌دانم حالا چرا اين پرونده ما را مي‌خواهند به وكلا يا حقوقدان‌ها نشان دهند. يك قرارداد را قبل از عيد بررسي كرده‌اند و متاسفانه تا الان به آن جواب ندادند. اين هم جزيي از ضعف‌هاي فدراسيون فوتبال است اما آقايان بدانند تا حقم را نگيريم دست‌بردار نيستم. من شريفي را دوست دارم و به او حق مي‌دهم چون زيرمجموعه فدراسيون فوتبال است اين‌طور با من برخورد كند. اگر آقايان پرونده 3 صفحه‌اي مرا 45 روز نگه داشته‌اند واي به حال فوتبالي كه پرونده ليگ برترش 20 صفحه شود و بايد حدود 3 سال در كشوي آقايان بماند. من زياد به اين موضوعات فكر نمي‌كنم چون بايد تمركزم را براي آينده پرسپوليس مشغول كنم اما مطمئن باشيد تا به حقم نرسم دست‌بردار نيستم.»
وي در جواب اين سوال كه چرا مثل دنيزلي سرمربي سابق پرسپوليس فوتبال زيبا بازي نمي‌كنيد گفت: «اگر مثل زمان دنيزلي بازي كنيم بايد يك امتياز بگيريم. مقابل استيل‌آذين حق‌مان 3 امتياز بود. يكي از بهترين بازي‌ها را به نمايش گذاشتيم اما متاسفانه به حق خود نرسيديم. مثلا بارسلونا در سال جاري عالي بود اما مشخص شد به تيمي كه خوب بازي مي‌كند جام نمي‌دهند. تيمي نتيجه مي‌گيرد كه در پايان يك مسابقه گل زده‌اش بيشتر باشد.»


 فدراسيون فوتبال پاسخ دايي را داد:
 شما همان كسي هستيدكه به خاطر پول از تيم ملي قهر كرديد 

اينطور كه به نظر مي‌رسد جنگ فدراسيون فوتبال و علي دايي به اين زودي‌ها تمام نخواهد شد. دو طرف دعوا به خصوص علي دايي هرازگاهي اتهامات جديدي عليه يكديگر مطرح مي‌كنند تا طرف ديگر مجبور به جوابگويي شود. تازه‌ترين قسمت اين دعوا به اين شرح است كه بعد از صحبت‌هاي دايي در برنامه نود حالا فدراسيون در مقام پاسخگويي برآمده است.
1-آقاي علي دايي شب قبل از اعزام به تورنمنت عمان كه از سفر مكه مكرمه و مدينه منوره به تهران برگشته بودند، به علت عدم پرداخت بخشي از طلب خود بابت قرارداد حق مربيگري تيم ملي فوتبال در مرحله اول به صورت قهر اردوي تيم ملي را ترك كرده و به خانه رفته كه طي جمع‌بندي به عمل آمده در فدراسيون، مقرر شد جناب آقاي مهدي تاج، نايب رييس فدراسيون به منزل ايشان رفته و پس از برگزاري جلسه مفصل و ذكر اين نكته كه عدم همراهي جناب آقاي دايي در آستانه اعزام به تورنمنت عمان به دليل دريافت وجه مورد مطالبه به مصلحت جامعه فوتبال و تيم ملي فوتبال نمي‌باشد، خواهان همراهي نامبرده با تيم ملي شده كه ايشان پذيرفتند و بعد از آن جلسه وجه قرارداد ايشان به تدريج و كاملا پرداخت گرديد.
2-در خصوص ادعاي عدم حمايت از سرمربي وقت تيم ملي توسط جناب آقاي تاج و هيات رييسه محترم فدراسيون به استحضار عموم جامعه فوتبال و هواداران فهيم فوتبال مي‌رساند كه فدراسيون و هيات رييسه از تمامي برنامه‌هاي اعلامي سرمربي محترم تيم ملي به طور همه جانبه و در حد بضاعت حمايت نموده ولي پس از باخت خانگي مقابل تيم ملي عربستان كه حتي اگر در آن مسابقه نتيجه مساوي هم به دست آمده بود تيم ملي فوتبال با اندوخته‌هاي بعدي به جام‌جهاني صعود مي‌كرد و فدراسيون فوتبال (و به تعبير آقاي دايي سازمان متبوع) با تصميم جمعي اعضاي محترم هيات رييسه نسبت به تغيير سرمربي تيم ملي بزرگسالان اقدام نموده است.لازم به ذكر است تمامي تيم‌هاي ملي ايران در بخش فوتسال، تيم‌هاي پايه، فوتبال ساحلي و بانوان موفق بوده‌اند بجز تيم ملي بزرگسالان.
3-در خصوص شكايت جناب آقاي دايي در خصوص مطالبه وجه مورد نظر بابت استمرار قرارداد با فدراسيون به اطلاع مي‌رساند كه ايشان قبل از بازي با عربستان وجه كار خود را تماما دريافت كردند ولي درخصوص استمرار قرارداد در مرحله دوم و در چارچوب مقررات هم چنانچه راي به پرداخت وجه به ايشان مي‌باشد، ايشان و مردم شريف خوب مي‌دانند كه آقاي دايي وجهي را از بيت‌المال مطالبه مي‌نمايند كه در قبال آن عملكردي نداشته‌اند و اصرار بر اين موضوع به مصلحت ايشان و جامعه قهرمانان نمي‌باشد.

عبداللهي: پرونده دايي، استثنايي است
تنها فرد مسوول در فدراسيون فوتبال كه حرف‌هاي علي دايي را قبول دارد دبير كميته انضباطي است:«قبول داريم روند رسيدگي به پرونده شكايت علي دايي از فدراسيون فوتبال طولاني شده. اگر تكليف پرونده‌هاي ديگر كميته انضباطي زودتر مشخص مي‌شود به اين دليل است كه يك طرف قضيه فدراسيون فوتبال نيست.» حسين عبداللهي آخرين اخبار در مورد اين پرونده را دارد:«پرونده شكايت دايي موردي استثنايي است اما قرار نيست روند رسيدگي آن تا ابد ادامه پيدا كند. در مورد اين موضوع با رييس فدراسيون صحبت كردم. او معتقد است روند اين پرونده طولاني شده و اعلام كرد اين پرونده را به مشاوران حقوقي داده تا هر چه زودتر لايحه دفاعي خود را تحويل فدراسيون دهد.»


 براي جذب مربي، فقط اسم بزرگ كافي نيست
 از حماسه پله برقــي تا ناكامي كلـــمنته در لاليگا! 
نويسنده : رسول بهروش

1 - اين روزها دوباره بازار بازي با اسامي مربيان بزرگ در فوتبال ما داغ شده است. همين كه استيل‌آذين به عنوان ثروتمندترين تيم ليگ نياز به مربي خارجي پيدا كرده، كافي است تا هر روز ده‌ها اسم پرطمطراق در محافل ورزشي مطرح شود. از رايكارد و تيگان گرفته تا لاگربك و آنجلوتي، همه روزي هزار بار به كشورمان مي‌آيند و مي‌روند! چندي قبل، در شرايطي از مصطفي دنيزلي به عنوان يك گزينه جدي براي تصاحب نيمكت تيم هدايتي ياد شد كه به‌رغم ابقاي قطعي قطبي، حتي گمانه‌زني‌هايي براي يافتن يك جانشين بزرگ براي او در تيم ملي هم مطرح شده است. همه اينها كافي است تا دوباره اسامي آنچناني جلوي چشم ملت رژه بروند.
2 - بارها گفتيم و باز هم خواهيم گفت كه يكي از مهمترين راهكارهاي نجات فوتبال ايران از شرايط اسفبار كنوني، حضور مربيان بزرگ و كارآمد بين‌المللي است. خوشحاليم كه هدايتي تصميم گرفته عنان كار تيم پرستاره‌اش را به يك اسم معتبر جهاني بسپارد و البته اميدوارم بعد از اين سال‌ها آموخته باشد كه در مقابل دخالت‌ها و سماجت‌هاي دلال جماعت كه عاشق واردات جنس بنجل هستند، چگونه مقاومت كند. صد البته كماكان نمي‌توانيم ناراحتي خودمان را هم از منتفي شدن ناگهاني پروسه حضور يك مربي بزرگ بين‌المللي روي نيمكت تيم ملي - احتمالا به واسطه فشارهاي دولتي - پنهان كنيم. با اين اوصاف، دليلي ندارد كه بابت پشت‌سر هم چيده شدن انواع و اقسام نام‌هاي وسوسه‌برانگيز و كارنامه‌دار خوشحال باشيم. اگرچه داشتن رزومه خوب و تجربيات موفق، شرط «لازم» براي جذب يك مربي خارجي است، اما نبايد از ياد ببريم كه اين فاكتور به خودي خود هيچ‌گاه «كافي» نيست. مردي كه به عنوان مسوول كادر فني به تيم‌هاي ايراني مي‌آيد، ضرورتا بايد «كارايي» هم داشته باشد و علاوه بر افتخارات گذشته‌اش در زمان كنوني نيز كارآمد و به درد بخور محسوب شود. مشكل بزرگ ما با بسياري از گزينه‌هايي كه براي مذاكره يا حتي كار به ايران مي‌آيند، اين است كه توانمندي‌هايشان براي ايام ماضي است و سال‌ها از زمان كيا و بياي آنها گذشته. درست به همين دليل هم هست كه برخلاف مربيان توانا و پرمشتري كه به‌طور اتوماتيك‌وار در بورس قرار دارند، نامزدهاي نيمكت‌هاي ايراني معمولا به بنگاه‌هاي گوناگون متوسل مي‌شوند و با هزار واسطه سر از كشورمان درمي‌آورند. اين وضعيت شايد، در مورد هيچ‌كس به اندازه خاوير كلمنته آشكار نبوده باشد؛ مردي كه گذشت زمان ثابت كرد آن ذوق‌زدگي مضحك مسوولان فوتبال ايران براي جذب او، تا چه اندازه بيهوده بوده است!
3 - خاوير كلمنته‌اي كه خيلي از دست‌اندركاران فوتبال ما خودشان را مي‌كشتند تا پشت‌سرش عكس يادگاري بگيرند و افتخار به ايران آوردنش را به نام خودشان سند بزنند، پس از عدم توافقش با مسوولان فوتبال كشورمان به اسپانيا برگشت و طي سه نسل، دو تيم مختلف را از لاليگا به دسته دوم فوتبال اسپانيا سقوط داد! نتايج كاملا ناموفق كلمنته در تيم‌هاي رئال‌مورسيا و وايادوليد كه در هر دو مورد با راهيابي اين تيم‌ها به دسته پايين‌تر همراه بود، به خوبي نشان داد دوران چلچلي سرمربي پا به سن گذاشته ماتادورها، ديري است به پايان رسيده و روزهاي اوج او، مخصوص همان جام‌هاي جهاني 94 و 98 بود كه روي نيمكت تيم ملي اسپانيا مي‌نشست و تيم كشورش را هدايت مي‌كرد! تجربه ناكام سرمربي سابق اتلتيك‌بيلبائو در بازگشت دوباره به لاليگا، به وضوح نشان مي‌دهد كه همان زمان نيز انتخاب او براي هدايت تيم ملي ايران غيركارشناسي بوده و آقايان صرفا با توجه به رزومه جذابش تن به اين گزينش داده‌اند، بي‌تفاوت به اينكه شير هم با همه ابهتش وقتي «پير» شد، ديگر چنگ و دنداني براي دريدن و جنگيدن ندارد!
4 - مربيان بزرگ بايد به ايران بيايند و قابليت‌هاي فني فوتبال ما را افزايش بدهند، اما در عين حال قطعا لازم است كه انتخاب اين مربي‌ها با وسواس و دقت عمل صورت بگيرد و عنان كار به دست دلال‌هاي فرصت‌طلب و سودجو سپرده نشود. وقتي به ياد مي‌آوريم شفق و تاج چگونه نزديك بود كلمنته و ساير مسافران همراه او را كه استثنائا از پروازهاي هوايي ايران جان سالم به‌در برده بودند(!) از پله‌هاي برقي فرودگاه به پايين پرتاب كنند و در امر انتخاب سرمربي براي تيم ملي تلفات بدهند، متوجه مي‌شويم كه دست و دل خيلي از مديران فوتبال ما مقابل نام‌هاي بزرگ به‌راحتي مي‌لرزد و مرعوب اسم‌هاي شكيل آنان مي‌شوند. اي كاش مرداني به اين فوتبال بيايند كه «كار» بلد باشند، نه آنكه با اسمي پرآوازه و دستي خالي، تنها باري بر بارهاي تيم‌هاي ايراني بيفزايند، پولشان را بگيرند و براي وصول باقي مطالباتشان، به فيفا شكايت ببرند!


 واكنش مديربرنامه قطبي به حمله دايي به سرمربي تيم ملي
 حاج‌باقر: بنده خدا دايي يك حرف كوچكي زده!  

از زماني كه افشين قطبي سرمربي تيم ملي شده بارها پيش آمده كه نقل قول‌هايي از او و علي دايي عيله يكديگر در روزنامه‌ها چاپ شود. با اين همه تا امروز جنگ بين سرمربي فعلي و سرمربي سابق تيم ملي اين‌قدر علني نشده بود. بعد از آنكه چند هفته قبل يكي از روزنامه‌هاي ورزشي از قول قطبي نوشت كه دايي با اصرار بر حضورش در تيم ملي به بقيه مهاجمان تيم ملي اجازه نشان دادن توانايي‌هايشان را نداده، سرمربي پرسپوليس در كنفرانس مطبوعاتي بعد از فينال جام حذفي به‌شدت از قطبي انتقاد كرد و حسابي از خجالت او درآمد.
با اين حال قطبي و نزديكانش ترجيح مي‌دهند در شرايط فعلي جواب حرف‌هاي دايي را ندهند. مهدي حاج‌باقر، مديربرنامه‌هاي قطبي مي‌گويد: «فكر مي‌كنم بهتر است هيچ صحبتي در اين زمينه نكنم، به‌خصوص آنكه من در جريان حرف‌هاي دايي نيستم.»
قبول داريد كه خود قطبي با اظهار نظر درخصوص مهاجمان تيم ملي جنگ با دايي را شروع كرد؟
مطمئنم افشين اصلا چنين حرفي در مورد دايي نزده. خيلي نقل قول‌هاي منتسب به او در روزنامه‌ها چاپ مي‌شود كه قطبي از آن بي‌خبر است. شما كه بهتر از همه او را مي‌شناسيد و مي‌دانيد كه او اهل اظهار نظر در مورد عملكرد ديگران يا غيبت نيست.
اگر حرف شما را درست فرض كنيم، پس مي‌توانيد بگوييد قطبي چرا اظهار نظرش در مورد دايي را تكذيب نكرد؟
شايد آن مطلب را نخوانده باشد.
اما به جرات مي‌توانم بگويم كه قطبي كلمه به كلمه روزنامه‌هاي ورزشي را مي‌خواند.
من به او پيشنهاد دادم كه كمتر روزنامه بخواند تا آرامش داشته باشد. قطبي هميشه به امثال دايي احترام گذاشته.
اما با حرف‌هايي كه سرمربي تيم ملي در كنفرانس مطبوعاتي پريشب مطرح كرد، بعيد است كه اين احترام متقابل باشد.
آنقدر دايي را دوست دارم كه نمي‌توانم هيچ نكته منفي در او پيدا كنم. مطمئنم دايي در مورد قطبي بد فكر نمي‌كند.
اما قبول بفرماييد كه چندان مثبت هم فكر نمي‌كند.
بنده خدا دايي يك حرف كوچك زده كه بقيه آن را بزرگ كرده‌اند وگرنه مساله خاصي نبوده.
ببخشيد اين سئوال را مي‌پرسيم، اما شما در جريان تمام حرف‌هاي دايي هستيد؟
متاسفانه فرصت پيدا نكردم كه همه حرف‌هاي او را بخوانم.
پس اجازه دهيد كل حرف‌هاي سرمربي پرسپوليس را برايتان بخوانم. (كل حرف‌هاي دايي عليه قطبي را براي حاج‌باقر مي‌خوانيم.)
تنها جمله‌اي كه مي‌توانم بگويم اين است كه هيچ‌كس منكر زحمات دايي در تيم ملي و فوتبال ايران نيست.


 مسووليت‌هاي بهروان با هم تداخل ندارند؟
 مردي براي تمام مديريت‌هارياست‌ها و هيات‌ رييسه‌ها 
نويسنده : آرش رستم‌نمدي

طبق قانون هيچ فردي حق ندارد كه بيش از يك شغل رسمي داشته باشد و در همين راستا پرونده‌هاي مختلفي تحت عنوان دوشغله‌ها در كشور ما مفتوح شده و حتي اين قضيه تبديل به يكي از دغدغه‌هاي سازمان بازرسي كشور شده است چرا كه بسياري از اشخاص چه در بدنه دولت يا سازمان دولتي وابسته به لطايف الحيل در مقابل اين قانون مقاومت مي‌كنند، بعضي از پست‌هايشان را اصلا شغل به حساب نمي‌آورند و بعضي ديگر را به بهانه عدم دريافت حق‌الزحمه از فهرست مشاغل خود حذف مي‌كنند و خلاصه به هر دري مي‌زنند كه اين پست‌ها را به هر نحو ممكن براي خود حفظ كنند. البته فكر بد نكنيد كه اين نفرات به خاطر پول يا عشق به ميز و... چنين حركاتي مي‌كنند بلكه آنها در وهله نخست شيفته خدمت هستند و در درجه دوم هم چون در مملكت قحط‌الرجال آمده، مي‌ترسند با نبود آدم‌هاي متخصص، كشورمان دچار ضعف در مديريت و اجراي برنامه‌ها شود، به همين جهت جانشان را به دندان گرفته‌اند و يك تنه چهار، پنج پست مختلف از نوع مرتبط و غير مرتبط را اداره مي‌كنند. به هر حال شيفتگي در راه خدمت چنين جانفشاني‌هايي را هم لازم دارد.
خوشبختانه در فوتبال هم چنين افراد ايثارگري هستند كه دچار مشكل نباشيم و همه كارها روبهراه است. اگر مي‌خواهيد بدانيد چرا فوتبال مازندران از هر لحاظ فوتبال ايراني را قرق كرده و تحت تاثير خود قرار داده، اگر مي‌خواهيد بدانيد چرا وضعيت داوري ما اينقدر خوب شده و هيچ كس به قضاوت‌ها اعتراضي ندارد و اگر مي‌خواهيد باز هم بدانيد كه چرا مسابقات ليگ يك با اين همه نظم برگزار مي‌شود و همه چيز در اين رقابت‌ها سرجاي خود قرار دارد، علتش اين است كه در هر سه بخش يك مدير كاربلد و همه فن حريف به نام غلامرضا بهروان وجود دارد.
ايشان رييس هيات فوتبال استاني هستند كه در ليگ يك تيم‌هاي شموشك نوشهر و نساجي قائمشهر را دارد و در دسته دوم هم مقاومت‌ ساري و پيام شهداي كلارآباد از اين استان فعاليت دارند و جالب اينكه اين رييسي كه بايد در جايگاه خود در حد امكان حافظ منافع اين تيم‌ها باشد، مسوول اول برگزاري تمام ليگ‌هاي پايين‌تر از ليگ برتر است و قضيه وقتي جالب‌تر مي‌شود كه بدانيم ايشان نايب رييس كميته داوران فدراسيون فوتبال هم هستند. البته بگذريم كه جناب بهروان هم عضو هيات رييسه فدراسيون فوتبال و هم عضو هيات رييسه سازمان ليگ و صد البته بدشانسي آورده‌ايم كه هيات رييسه ديگري در فدراسيون نداريم تا در آنجا هم بتوانيم شاهد خدمات آقاي بهروان باشيم. در عين حال تاسف مي‌خوريم كه چرا ايشان در مازندران فقط يك پست دارند و به مسوولان استان پيشنهاد مي‌كنيم كه چند هيات رييسه مثل هيات رييسه ورزشگاه شهيد متقي‌ ساري، هيات رييسه باشگاه ورزشي شاليكاران و هيات رييسه اتحاديه فوتبال رانندگان خطي تهران – شمال را هم ايجاد كنند تا بتوانند از خدمات جناب بهروان استفاده كنند.
به واقع در فدراسيون فوتبال قحط‌الرجال آمده و هيچ كس توانايي برگزاري ليگ‌هاي پايين‌تر از ليگ برتر را ندارد كه رييس هيات فوتبال استان مازندران به اين عنوان برگزيده شده است؟ اگر انجام اين وظيفه اينقدر راحت است كه رييس هيات فوتبال يك استان در لابه‌لاي مسووليت‌هايش آن را انجام دهد چرا اين مسووليت به فرد ديگري واگذار نمي‌شود تا ايشان مجبور نشود ساعت يك بامداد در ساري به تلفن جواب داده و ساعت هشت صبح هم در فدراسيون فوتبال حاضر شود! سرپرستي و برگزاري ليگ‌هايي كه روي هم بيش از 100 تيم در آن حضور دارند شغل حساب نمي‌شود؟ رياست هيات فوتبال استان مازندران چطور؟ نايب رييسي كميته داوران و دو هيات رييسه‌اي كه بهروان عضو آنهاست روي هم يك شغل نيست؟ اصلا چرا بايد يك عضو كميته داوران، رييس هيات فوتبال يك استان و سرپرست كل مسابقاتي باشد كه تيم‌هاي آن استان در آن حضور دارند؟ آيا تداخلي بين اين پست‌ها نمي‌بينيد؟


 رويارويي با مدافع عنوان قهرماني
 پوهانگ استيلرز كره سهم ذوب‌آهن شد  

ذوب‌آهن تنها نماينده ايراني حاضر در مرحله يك‌چهارم نهايي ليگ قهرمانان آسيا، در اين مرحله بايد با پوهانگ استيلرز كره‌جنوبي مصاف دهد.
در نگاه اول مصاف با مدافع عنوان قهرماني را بايد سخت‌ترين قرعه ممكن براي هر تيمي ازجمله ذوب‌آهن دانست، ولي پوهانگ در اين فصل هيچ شباهتي به آن تيم قدرتمند و مقتدر فصل گذشته ندارد.
پوهانگ كه فصل قبل با پيروزي 2 - يك مقابل الاتحاد عربستان به عنوان قهرماني ليگ آسيا دست پيدا كرده بود، در مرحله گروهي با تحمل 2 شكست مقابل آدلايديونايتد استراليا و سانفرنس هيروشيما ژاپن درنهايت پس از آدلايد به عنوان تيم دوم گروهي H راهي Play Off شد و در اين مرحله موفق شد با پيروزي يك - صفر در خانه كاشيما آنتلرز ژاپن به جمع 8 تيم برتر آسيا راه پيدا كند. البته پوهانگ جدا از ليگ قهرمانان آسيا در ليگ داخلي كره‌جنوبي موسوم به كي‌ليگ هم وضعيت جالبي ندارد. اين تيم كه تا به حال 4 بار قهرمان كي‌ليگ شده است در فصل جاري اين رقابت‌ها با 9 امتياز در رده دوازدهم جدول رده‌بندي جاي دارد و با تيم صدرنشين يعني اولسان هيونداي 15 امتياز فاصله دارد. ديدار رفت دو تيم ذوب‌آهن و پوهانگ روز 24 شهريور ماه در فولادشهر و بازي برگشت روز 31 شهريور ماه در ورزشگاه 25 هزار نفري استيل‌يارد برگزار خواهد شد. در ساير ديدارهاي مرحله يك‌چهارم نهايي هم الهلال عربستان با الغرافه قطر، الشباب عربستان با چونبوك موتورز كره و دو تيم كره‌اي سوون بلووينگز و سئونگنام ايلهواچونما با هم روبرو خواهند شد. ذوب‌آهن در صورت غلبه بر پوهانگ و صعود به نيمه نهايي ليگ قهرمانان آسيا در اين مرحله بايد با برنده ديدار الهلال و الغرافه روبرو شود.


 


 حاشيه قرعه‌كشي ليگ قهرمانان آسيا
 روياي ملاقات با اينتر 

هنگام برگزاري قرعه‌كشي مرحله نيمه نهايي ليگ قهرمانان آسيا، سوزوكي به نماينده تيم‌ها يادآوري كرد قهرمان مسابقات مي‌تواند در جام باشگاه‌هاي جهان با اينترميلان روبه‌رو شود. بن همام رييس كنفدراسيون فوتبال آسيا در مراسم قرعه‌‌كشي حضور نداشت و به همين دليل الكس سوسي دبير كل كنفدراسيون فوتبال آسيا از حاضران در اين جلسه عذرخواهي كرد. ريخته گران كه به عنوان نماينده باشگاه ذوب آهن در مراسم قرعه كشي حضور داشت در كنار نمايندگان الشباب و الغرافه در سالن مراسم نشسته بود. در ابتداي مراسم رقابت‌هاي AFC كاپ قرعه‌كشي شد و بعد از يك ساعت و پذيرايي مختصر از حاضرين، ليگ قهرمانان آسيا هم قرعه‌كشي شد. در زمان قرعه‌كشي ليگ قهرمانان منتخبي از گل‌هاي به ثمر رسيده در مراحل قبلي از تلويزيون سالن به نمايش درآمد. ‌توكو آكي سوزوكي، مدير اجرايي ليگ قهرمانان آسيا و ناظر ارشد AFC مراسم قرعه كشي را انجام داد. اولين تيم نام ذوب‌آهن از ظرف قرعه‌كشي خارج شد و هنگام خواندن نام اين تيم گل محمد قاضي در مرحله گروهي مقابل بنياد كار ازبكستان به نمايش درآمد. بعد از معرفي 8 تيم و مشخص شدن حريفان تيم‌ها، الكس سوسي كه فراموش كرده بود نام الشباب را بگويد بعد از چند دقيقه و يادآوري مجري برنامه نام اين را نيز گفت. پس از مراسم قرعه كشي سوزوكي در بين نمايندگان تيم‌ها سخنراني كرد و با بيان اينكه فوتبال در آسيا پيشرفت كرده، علت اين موضوع را استقبال ميليون‌ها تماشاگر از ديدارهاي ليگ قهرمانان آسيا دانست. وي سير صعودي را در اين مرحله نيز بيشتر دانست و عنوان كرد در اين مرحله مسابقات هيجان‌انگيز‌تر است، چون هر تيمي كه عنوان قهرماني را كسب كند مي‌تواند در جام باشگاه‌هاي جهان با تيم‌هاي قدرتمند و صاحب نامي همچون اينتر ميلان ايتاليا بازي كند. هنگامي كه سوزوكي نام پوهانگ را به عنوان حريف ذوب‌آهن از گوي خارج كرد با صداي بلند اعلام كرد ذوب‌آهن بايد با قهرمان فصل قبل ديدار كند.


 ستاره‌هايي كه با نيامدن به پرسپوليس و استقلال سفيدبخت شدند
 سرخابي نپوشيدند كه نپوشيدند 
نويسنده : مهدي اسماعيل‌پور

در تاريخ فوتبال ايران بودند ستاره‌هايي كه هرگز پيراهن استقلال و پرسپوليس را بر تن نكردند و تا پايان فوتبال خود سرخابي نشدند. قبل از اين فوتبال ايران دو قطب به نام‌هاي تاج و شاهين داشت كه دارايي و عقاب هم با آنها رقابت مي‌كردند. دكتر اميرمسعود برومند و حميد شيرزادگان يا همان پا طلايي فوتبال ايران هم هرگز پيراهن استقلال يا پرسپوليس را بر تن نكردند اما چون رقابت آن زمان ميان شاهين و تاج كمتر از پرسپوليس و استقلال نبود و پرسپوليس در آن زمان وجود نداشت آنها در اين ليست قرار نمي‌گيرند.
غلام وفاخواه: در تيم‌هايي چون عقاب و پاس توپ زد اما هرگز به استقلال يا به پرسپوليس نيامد. مهاجم فيكس تيم ملي در اواخر دهه چهل و اوايل دهه پنجاه از معدود ستاره‌هايي است كه هرگز سرخابي نشد.
عليرضا خورشيدي: او هم مانند وفاخواه ستاره عقاب و پاس و البته تيم ملي بود. اين مهاجم هم هرگز در استقلال يا پرسپوليس توپ نزد.
رضا قفل‌ساز: دروازه‌بان ملي‌پوش پاس در دهه پنجاه هم در اين ليست قرار مي‌گيرد. او گلر تيم ملي ارتش ايران هم بود.
حسين كازراني: اين مدافع ملي‌پوش هم فوتبال خود را در پاس گذراند. او يك دفاع وسط مطمئن بود.
مجيد حلوايي: اين مدافع جنوبي و ملي‌پوش هم هرگز سرخابي نشد. او مدتي را در تيم‌هاي جنوبي سپري كرد و سپس به پاس رفت. در دهه پنجاه حلوايي مدافع فيكس تيم ملي بود.
محمود حقيقيان: او در پست هافبك بازي مي‌كرد و بازوبند كاپيتاني تيم ملي را هم بر بازو بست. تيم‌هاي باشگاهي او را پاس، شاهين و پيام تهران تشكيل مي‌دادند.
غفور جهاني: مهاجم اسطوره‌اي ملوان به رغم ملي‌پوش بودن و ستاره شدن در فوتبال ايران هرگز راهي پايتخت و يكي از تيم‌هاي سرخابي نشد.
مهدي دينورزاده: او هم سابقه بستن بازوبند كاپيتاني تيم ملي را دارد اما در فوتبال باشگاهي مدافع مستحكم پاس و شاهين بود.
مهدي مناجاتي: مهاجم ملي‌پوش تيم ملي در دهه چهل و پنجاه هم يك پاسي محسوب مي‌شود.
عبدالرضا برزگري: هافبك تهاجمي تيم ملي در تيم‌هاي جنوبي به ويژه نفت آبادان فوتبال باشگاهي خود را سپري كرد.
محمدحسين ضيايي: هر چند سابقه ملي زيادي ندارد اما يك هافبك دفاعي خوب بود. او در وحدت و شاهين توپ مي‌زد. پس از اين راهي اروپا شد و براي واشاش مجارستان بازي كرد.
ابراهيم قاسمپور: هافبك آباداني ايران از ستاره‌‌هاي فوتبال ايران در دهه پنجاه و شصت بود. البته او با 41 سال سن در دهه هفتاد هم سابقه بازي دارد. در سال‌هاي آخر او به يك مدافع تبديل شده بود.جم آبادان، نفت آبادان، شاهين و پاس تيم‌هاي ايراني قاسمپور بود. او 12 سال هم در تيم‌هاي اماراتي و قطري توپ زد.
حميد عليدوستي: اين مهاجم ملي‌پوش يك گلزن تمام عيار بود.او پيش از اين كه به فوتبال آلمان برود در هما توپ مي‌زد. سايپا آخرين تيم باشگاهي عليدوستي بود.
مهدي ابطحي: هافبك چپ پاي تيم ملي فوتبال و فوتسال هم هرگز به استقلال و پرسپوليس نيامد. او در وحدت بازي مي‌كرد. البته ابطحي در مرحله مقدماتي جام باشگاه‌هاي آسيا در سال 90 ميلادي كه استقلال قهرمان شد به عنوان يار كمكي با آبي‌پوشان بود. البته او در بازي‌هاي نهايي غايب بود. در سال 91 هم او يار كمكي و قرضي بود و با استقلال نايب قهرمان آسيا شد. اما هرگز بازيكن رسمي اين تيم نشد.
سيروس قايقران: اسطوره فوتبال گيلان و باشگاه ملوان هم هرگز پيراهن قرمز و آبي پايتخت‌نشين‌ها را بر تن نكرد. مرحوم قايقران، هافبك ثابت و كاپيتان تيم ملي در اواخر دهه شصت و اوايل دهه هفتاد به شمار مي‌رود. ملوان، كشاورز و استقلال انزلي تيم‌هاي سيروس بودند.
احمد سجادي: دروازه‌بان تيم ملي در بازي‌هاي آسيايي 1986 سئول و جام ملت‌هاي آسيا 1378 هرگز به استقلال و پرسپوليس نيامد. او گلر تيم‌هاي هما و بهمن بود.
علي اصغر مديرروستا: آقاي گل فوتبال ايران و مهاجم گلزن تيم ملي هم هرگز سرخابي نشد. او در تيم‌هاي پاس، بهمن و پيكان توپ زد.
ابراهيم تهامي: مهاجم ملي‌پوش خوزستاني كشورمان هم فوتبال خود را در تيم‌هاي جنوبي به ويژه استقلال اهواز سپري كرد. او در سال 75 به همراه سيروس نعمتي‌نژاد به عنوان يار كمكي استقلال را در آسيا همراهي كرد. پاس گل دوم به استراليا و صعود ايران به جام‌جهاني يكي از ماندگارترين خاطرات مربوط به تهامي است.
خداداد عزيزي: غزال تيز‌پاي فوتبال ايران هر چند به عنوان يار قرضي و كمكي پرسپوليس را در آسيا همراهي كرد اما او هم هرگز يك پرسپوليسي يا استقلالي نشد. ابومسلم، فتح، بهمن، پاس و راه‌آهن تيم‌هاي ايراني خداداد بودند. آلمان، امارات و آمريكا هم ليگ‌هايي بودند كه او در آنها بازي كرد.
آرمناك پطروسيان: دروازه‌بان آن زمان تيم ملي ارمنستان يكي از بهترين بازيكنان خارجي بود كه به فوتبال ايران آمد. او با وجود سال‌ها درخشش خيره‌كننده در تيم‌هاي اصفهاني سپاهان و ذوب‌آهن هرگز به استقلال يا پرسپوليس نيامد.
نفراتي چون ابراهيم ميرزاپور، وحيد هاشميان و جواد نكونام هم در اين ليست قرار مي‌گيرند اما چون هنوز عمر فوتبالي آنها به پايان نرسيده و احتمال قرمز يا آبي‌شدن آنها وجود دارد در اين ليست قرار نمي‌گيرند.


 پروژه تغيير در استقلال عقيم ماند
 واعظ در استقلال ماندگار شد  
نويسنده : محمدرضا مدني

حجم اخبار مرتبط با تغييرات در هيات مديره باشگاه استقلال طي يكي، دو هفته گذشته به قدري بود كه برخي اخبار و نكات مهم در لابه‌لاي آن شايعات پنهان ماند و كمتر به آنها توجه شد. يكي از اين اخبار كه از زبان يكي از افراد كاملا مطلع در مورد مسايل مديريتي در باشگاه استقلال به دستمان رسيد، پاسخ پيش‌بيني جلسه هيات مديره دوشنبه شب باشگاه بود كه با به تحقق پيوستنش به صحت و سقم آن خبر ايمان پيدا كرديم. اين فرد كه خود از مسوولان پيشين باشگاه استقلال هم بوده است و كمابيش هم از اخبار مديريتي اين مجموعه اطلاعات دقيق و كاملي دارد، در روزهاي اوج انتشار اخبار و شايعات مربوط به استعفاي واعظ حرف‌هاي ديگري براي گفتن داشت.
او به گل گفته بود كه هرچه موضوع رفتن و نماندن واعظ در استقلال رسانه‌اي‌تر و پر سر و صداتر شود، صبر و شكيبايي علي سعيدلو براي ايجاد تغيير بيشتر مي‌شود. اين مدير آگاه با ذكر نمونه حتي به مورد كاشاني اشاره كرد و گفت كه چطور پس از پيگيري‌هاي فراوان و مدام رسانه‌ها سعيدلو در مورد تغيير در حكم سرپرستي حبيب كاشاني صبوري به خرج داد و حالا هنوز هم حاج حبيب پس از گذشت بيش از 7 ماه سرپرست باشگاه پرسپوليس است. اين فرد در مورد نحوه رفتار سعيدلو با واعظ اين نكته را هم عنوان كرده بود كه با توجه به شرايط پيش آمده در مورد مديرعاملياو در باشگاه استقلال و وجود برخي اختلاف نظرها ميان واعظ و سعيدلو در مورد استعفاي آشتياني از سمت قائم‌مقامي سازمان تربيت‌بدني پس از كنار گذاشته شدن علي انصاري، رييس سازمان با اهدافي فراتر از آنچه به نظر مي‌رسد دنبال بحث مديريت باشگاه استقلال است. ظاهرا با توجه به شرايط بغرنج ايجاد شده براي باشگاه، به واسطه تمام شدن قرارداد 16 بازيكن سرشناسش و رفتن صمد مرفاوي از استقلال، سعيدلو مي‌خواهد عيار واعظ را بيشتر بسنجد و دنبال اين است كه ببيند مديرعامل باشگاه در اين بازار مكاره چه گلي به سر تيم سازمان تربيت‌بدني خواهد زد. برگزاري جلسه هيات مديره بدون تغييرات باشگاه استقلال هم در همين راستا و بر همين پايه و اساس صورت گرفته است.
همچنين شنيده مي‌شود جرياني كه واعظ را رو كرد و يك مرتبه بر صندلي مديريت باشگاه استقلال نشاند، فعلا تصميم جدي در مورد او اتخاذ نكرده و واعظ هم كه خودش را مديون آن جريان مي‌داند منتظر است تا ببيند چه تصميمي براي آينده‌اش گرفته مي‌شود تا او به آن عمل كند.هيات مديره استقلا حكم به ابقاي واعظ‌آشتياني داده و خود او هم اطمينان مي‌دهد كه به‌طور قطع فصل آينده هم در كنار استقلال خواهد ماند و خودش اين تيم را جمع خواهد كرد.


 سپاهان 15 درصد اضافه مي‌كند، قلعه‌نويي 30 درصد افزايش مي‌خواهد
 اختلاف 100 ميليوني 
نويسنده : مهدي ملكي

بدون شك امير قلعه‌نويي‌ خبرسازترين مربي در فصل نقل و انتقالات است و به‌رغم اظهارات پيشين خود او و مسوولان باشگاه سپاهان مبني بر تمايل براي ادامه همكاري، هنوز اين اتفاق نيفتاده است. سرمربي قهرمان ليگ نه تنها با تيم اصفهاني قراردادش را تمديد نكرده، بلكه ديروز برخي منابع خبري مدعي شدند به احتمال زياد طرفين به توافق نمي‌رسند و قلعه‌نويي‌ پيشنهادات ديگر خود را بررسي خواهد كرد.
در چند روز اخير از استيل‌آذين‌ و مس به عنوان تيم‌هايي نام برده مي‌شد كه خواهان قلعه‌نويي‌ هستند. در اين شرايط باز هم قلعه‌نويي تاكيد داشت اولويت اول او سپاهان است و دوست دارد در اين تيم بماند. قلعه‌نويي‌ در شرايطي چنين صحبتي كرد كه در مصاحبه‌اي مدعي شده بود پيشنهاداتي دارد كه اگر بگويد، مردم شاخ درمي‌آورند.

قلعه‌نويي‌ و سپاهان تمايلي براي همكاري ندارند!
ديروز خبر رسيد امير قلعه‌نويي‌ و مسوولان سپاهان بر سر مسايل مالي به توافق نرسيده‌اند. در اين شرايط برخي نزديكان باشگاه سپاهان تاكيد داشتند طرفين برخلاف آنچه مي‌گويند تمايلي براي ادامه همكاري ندارند و براي همين با پيش كشيدن شرايطي سعي مي‌كنند طرف مقابل را از ادامه مذاكرات منصرف كنند. البته اين عده معتقدند قلعه‌نويي‌ و مسوولان سپاهان براي اين تلاش پنهاني دلايلي دارند. قلعه‌نويي‌ نمي‌خواهد مورد انتقاد رسانه‌ها قرار گيرد كه بيش از يك فصل در تيمي نمي‌ماند و در آن‌سو مسوولان سپاهان نمي‌خواهند با كنار گذاشتن سرمربي تيمشان، مقابل هواداران قرار گيرند.

جلسه قلعه‌نويي‌ و مسوولان سپاهان ظهر دوشنبه در تهران
تمام اين شايعات در وضعيتي شكل جدي‌تري به خود گرفت كه پس از جلسه ظهر دوشنبه قلعه‌نويي‌ با ساكت مديرعامل و پورسينا رييس هيات مديره سپاهان در تهران، عنوان شد كه طرفين از لحاظ مالي به توافق نرسيده‌اند. محسن پورسينا با رد تمام شايعات درخصوص درخواست بالاي قلعه‌نويي مي‌گويد: «خبرگزاري‌ها و رسانه‌ها منتفي شدن همكاري سپاهان با قلعه‌نويي‌ را بزرگنمايي كرده‌اند. ما جلسه‌اي با قلعه‌نويي‌ داشتيم و هيچ‌وقت در يك جلسه با مربي يا بازيكن به توافق نمي‌رسيم. باشگاه سپاهان و قلعه‌نويي‌ اختلاف 100 ميليوني در تمديد قرارداد دارند.»
رييس هيات مديره سپاهان تاكيد كرده اين اختلاف حل شدني است: «باشگاه خواهان افزايش 15 تا 20 درصدي قرارداد قلعه‌نويي‌ است، در صورتي كه خود او حدود 30 درصد را مد نظر دارد. با اين حال مشكل حل شدني است، چرا كه هم او به ما تخفيف خواهد داد و هم اينكه ما استطاعت مالي داريم. به نظر ما به احتمال 95 درصد قلعه‌نويي‌ سرمربي فصل آينده سپاهان خواهد بود.»

قلعه‌نويي‌، پنجشنبه در اصفهان
جلسه دوشنبه قلعه‌نويي با مسوولان سپاهان قرار بود در اصفهان برگزار شود، اما مسوولان اين تيم به دليل سفرشان به تهران، جلسه را در پايتخت برگزار كردند. در اين شرايط رييس هيات مديره سپاهان درخصوص ادامه مذاكرات صحبت كرده است: «قرار است پنجشنبه قلعه‌نويي‌ به اصفهان بيايد تا بيشتر درخصوص ادامه همكاري صحبت كنيم. همان‌طور كه گفتم به احتمال بالاي 95 درصد ما با او به توافق مي‌رسيم. زماني كه قلعه‌نويي‌ از سه بازي در جام باشگاه‌هاي آسيا تنها دو امتياز گرفته بود، باشگاه از او برنامه خواست. اين ثابت مي‌كند كه برخلاف برخي شايعات ما تمايل زيادي براي ادامه همكاري با قلعه‌نويي داريم. از طرفي او كار نيمه‌تمامي در آسيا با سپاهان دارد كه اميدواريم فصل آينده به اتمام برساند.»
محسن پورسينا درخصوص اينكه اگر تحت هر شرايطي آن پنج درصد اتفاق بيفتد، سپاهان چه گزينه‌هايي مد نظر دارد، چنين گفت: «اگر بر فرض خيلي محال سپاهان و قلعه‌نويي‌ به توافق نرسند، نه ما بدون سرمربي مي‌مانيم و نه او بدون تيم.»


 مقايسه جدول نهايي ليگ هشتم و نهم
 امسال خورشيد از اصفهان طلوع كرد 
نويسنده : اميرمحمد يعقوب‌پور

ليگ نهم حرفه‌اي با تمام فراز و نشيب‌هايش با قهرماني سپاهان به پايان رسيد تا پرونده اين فصل هم بسته شود. يكي از نكات مشابه ليگ نهم و ليگ هشتم، سرمربي تيم قهرمان هر دو فصل بود كه در نوع خود يك ركورد محسوب مي‌شود. امير قلعه‌نويي كه در ليگ هشتم با استلال جام قهرماني را بالاي سر برد اين فصل هم قهرماني را با سپاهيان تكرار كرد تا در تاريخ ليگ برتر صاحب ركورد جالبي شود.
باتوجه به پايان مسابقات ليگ و مشخص شدن جايگاه تيم‌ها، سري به جدول نهايي ليگ هشتم زديم و آن را با جدول اين فصل مقايسه كرديم و به نكات بسيار جالبي رسيديم.
سپاهان «قهرمان‌تر» از استقلال
سال گذشته اميرقعله‌نويي با استقلال از هربازي 94/1 امتياز گرفت تا درنهايت با 66 امتياز و با توجه به تفاضل گل نسبت به ذوب آهن قهرمان ليگ هشتم شود. قلعه‌نويي امسال از هربازي 97/1 امتياز كسب كرد تا كارش به روز آخر نكشد و با اقتدار قهرمان ليگ شود. قلعه‌نويي در ليگ‌هاي هشتم و نهم با ذوب‌آهن منصور ابراهيم زاده رقابت شديدي داشت و در هر 2 فصل هم او را مغلوب كرد.
آنها كه سقوط كردند
تيم‌هاي مقاومت سپاسي، ابومسلم و استقلال اهواز در پايان ليگ نهم حرفه‌اي به ليگ دسته يك سقوط كردند تا در ليگ دهم استان‌هاي فارس و خراسان رضوي هيچ نماينده‌اي نداشته باشند. رقابت تيم‌هاي قعر نشين در ليگ هشتم خيلي نزديك بود و تا روزهاي آخر تكليف مشخص نشده بود. وقتي امتياز تيم‌هاي سقوط‌كننده ليگ نهم با ليگ هشتم را مقايسه مي‌كنيم، كاملا مشخص است تيم‌هاي قعرنشين ليگ نهم براي بقا كار سخت‌تري پيش‌رو داشته‌اند. مقاومت سپاسي در پايان ليگ نهم با 37 امتياز به عنوان سومين تيم به ليگ يك سقوط كرد و اين درحالي است كه سومين تيم سقوط‌كننده در ليگ هشتم 35 امتياز داشت.
از جايشان تكان نخوردند
تيم‌هاي ذوب‌آهن و صباي قم تنها تيم‌هايي بودند كه رتبه ليگ هشتم خود را در ليگ نهم هم حفظ كردند و از جايگاه خود تكان نخوردند. ذوب‌آهن با منصور ابراهيم‌زاده در ليگ هشتم در روز آخر قهرماني را از دست داد و از جايگاه اول به جايگاه دوم سقوط كرد اما برخلاف سال گذشته اين تيم در آخرين روز ليگ نهم از رده سوم به رده دوم صعود كرد و به مقام نايب قهرماني رسيد. صباي قم هم كه در ليگ هشتم با فيروزي كريمي جايگاه ششم را به دست آورده بود امسال با ضيايي و كربكندي به اين مقام رسيد.
سپاهان، بيشترين صعود
سپاهان كه در پايان فصل به مقام قهرماني رسيد نسبت به فصل قبل بيشترين پيشرفت را داشت و از رده چهارم جدول به صدر رسيد. برخلاف سپاهان كه بيشترين صعود را داشته، مقاومت سپاسي كه در نهايت راهي ليگ يك شد، بيشترين سقوط را داشته است. مقاومت سپاسي كه در ليگ هشتم با شاغلام به رده نهم جدول رسيد، در پايان اين فصل شانزدهم شد و به ليگ يك سقوط كرد. بعد از مقاومت سپاسي، مس كرمان بيشترين سقوط را در جدول رده‌بندي داشته است.
عنوان بهترين خط آتش را از استقلال گرفتند
در ليگ هشتم حرفه‌اي خط حمله تيم استقلال با به ثمر رساندن 70 گل عنوان خط حمله آتشين ليگ را در اختيار گرفت اما اين عنوان در ليگ نهم به خط حمله سپاهان رسيد، البته خط حمله سپاهان نسبت به استقلال 3 گل كمتر به ثمر رساند. خط دفاع ذوب‌آهن اين فصل 29 گل دريافت كرد و آمار فوق‌العاده‌اي را از خود به جاي گذاشت. آمار بهترين خط دفاع ليگ نهم از ليگ هشتم خيلي بهتر بود.


 گذري بر القاب فوتباليست‌هاي ايراني
 لقبت چيه ستاره؟! 
نويسنده : بهروز رسايلي

فوتبال پديده‌اي شگفت‌انگيز و بسيار جذاب براي نسل معاصر است. اين رشته ورزشي آنقدر براي آدم‌هاي سراسر جهان پراهميت است كه ستاره‌هايش روي چشم مردم جا خوش مي‌كنند. خوب يا بد، ساكنان كره‌زمين جان مي‌دهند براي سوپراستارهاي فوتبال و آنقدر اين موضوع برايشان مهم است كه مثلا در چين اتاقي كه قبلا فقط براي يك شب در اختيار ديويد بكام بوده، با 30 برابر قيمت به اجاره نفر بعدي درمي‌آيد!
در اين ميان چه از طرف توده و چه از سوي ژورناليست‌ها، ستاره‌هاي فوتبال هر كشور با القاب جالبي خطاب مي‌شوند كه بد نديديم به بهانه جابه‌جا شدن لقب «افشين امپراتور» از قطبي به پيرواني، نگاهي به اين جريان در فوتبال يك دهه اخير ايران بيندازيم. شما هم با ما در اين گشت‌وگذار كوتاه و جالب همراه شويد!
لقب ستاره‌هاي خارجي
اگر فكر كرده‌ايد فقط ايراني‌ها جوگير مي‌شوند و ستاره‌هايشان را راهي عرش مي‌كنند، سخت در اشتباهيد، زيرا پروژه اعطاي لقب به سوپراستارهاي مستطيل سبز، وسعت جهاني دارد. در انگليس پل گاسكويين را «گازا» و وين روني را به خاطر شباهت اخلاقي‌اش به گازا، «وازا» مي‌نامند! در آلمان گرد مولر را «بمب افكن» مي‌خواندند و به مهدي مهدوي‌كيا و وحيد هاشميان خودمان لقب‌هاي «موشك» و «هلي‌كوپتر» دادند. در آرژانتين مارتين پالرمو را پس از خراب كردن سه پنالتي در جريان يك مسابقه به كسب لقب «ال‌لوكو» به معناي ديوانه مفتخر كردند و ليونل مسي – بهترين بازيكن فعلي جهان- به خاطر جثه بسيار كوچكش لقب «كك» دريافت كرد، هر چند در اسپانيا او را «ال‌ديگو» و «مسيح» مي‌خوانند!
عشق فروشي روي سكو!
سال‌هاست هواداران فوتبال روي سكوهاي داغ استاديوم‌هاي ورزشي با هيجان و حلاوت ستاره‌هاي محبوبشان را فرياد مي‌كنند و برايشان لقب اختراع مي‌كنند. اين قصه نه مال امروز و ديروز است كه از دوران جباري‌ها و شيرزادگان‌ها و بهزادي‌ها آغاز شده و با پا طلايي‌ها و سر طلايي‌ها و سيم‌خاردارها به حياتش ادامه داده است. با اين وصف امروز اما انگار بوي گند مدرنتيه، سكوها را هم تسخير كرده است و لقب‌ها و شعارها بيشتر از آنچه از قفسه سينه و موجود تپنده‌اش بيرون بجهند، از لابه‌لاي تراول‌هاي رنگارنگ سربرمي‌آورند. شما هم حتما آوازه بازيكنان زيادي را شنيده‌ايد كه بيشتر از استحقاقشان روي سكوها تحويل گرفته مي‌شوند تا محبوبيت را بخرند! اي امان كه لقب هم فروشي شد...!

علي پروين سلطان بي‌بديل فوتبال ايران
به روايتي مي‌توان علي پروين را بزرگترين ستاره تاريخ فوتبال ايران قلمداد كرد. بازيكن و سرمربي سال‌هاي دور و نزديك پرسپوليس و تيم‌ملي، چهره بسيار محبوبي كه زماني پرتعصب‌ترين هواداران فوتبال گرد او جمع شده بودند. پرسپوليسي‌ترين آدم تاريخ از اوايل دهه 60 لقب سلطان را از تماشاگران دريافت كرد و در اواسط همين دهه، هنگامي كه به طور توامان مربي- بازيكن سرخپوشان بود، اين عنوان به طور كامل روي اسم پروين نشست و هنوز هم حتي جوانترين نسل هواخواهان فوتبال ايران وي را با همين لقب مي‌شناسند. با اين همه جالب است بدانيد پروين اولين سلطان فوتبال ما نبوده و سال‌ها قبل از او استقلالي‌ها از علي جباري با اين عنوان ياد مي‌كردند اما اين آوازه پروين بود كه سراسر كشور را تسخير كرد!
ناصر حجازي
كاپلوي وطني!
دومين دروازه‌بان قرن آسيا، ورژن استقلالي علي پروين براي هواداران پرشمار آبي‌هاي پايتخت بوده است! استقلالي‌ها علاقه بسيار زيادي به حجازي داشته‌اند و او تقريبا از پايگاه مردمي وسيعي هم اندازه پروين سود مي‌برده است. بعد از آنكه ناصرخان دروازه‌باني را كنار گذاشت و تصميم گرفت مربيگري كند از سوي هواداران ضلع جنوبي ورزشگاه آزادي با لقب «حجازي كاپلو» مورد استقبال قرار گرفت. بيش از آنچه نتايج خوب حجازي با استقلالي‌ها پشتوانه اعطاي چنين لقبي بوده باشد، تيپ و قيافه ناصرخان موجب مي‌شد هواداران او را با سرمربي خوش‌پوش و شيك سال‌هاي دور تيم‌هاي ميلان، رم و يوونتوس مقايسه كنند. حجازي كاپلو برعكس همتاي پرسپوليسي‌اش هنوز هم مشغول سرمربيگري است.
علي كريمي
از ريوالدو تا جادوگر
علي كريمي يكي از بهترين فوتباليست‌هاي تاريخ كشورمان بوده و با توجه به محبوبيت شگفت‌انگيزش، لقب‌هاي فراواني را از آن خود كرده است. روزگاري به واسطه درخشش خيره‌كننده در مسابقات غرب آسيا، از كرمي با عنوان «مارادوناي آريايي» در روزنامه‌هاي اردني استقبال شد و روزگاري ديگر سران AFC او را «مارادوناي آسيا» قلمداد كردند. از سوي هواداران نيز اولين لقبي كه به كريمي تعلق گرفت عنوان «كريمي دنيلسون» بود كه طعنه به روزهاي اوج مهاجم ناگهان محو شده فوتبال برزيل داشت. پس از آن تكنيك خارق‌العاده كريمي با ريوالدو قياس شد تا سكوهاي آزادي «كريمي ريوالدو» را صدا بزنند و با اين همه طي سال‌هاي اخير همه محافل رسانه‌اي و مردمي فوتبال در ايران روي لقب «كريمي جادوگر» براي شماره هشت ايراني به اجماع رسيدند.
امير قلعه‌نويي
معروف‌ترين ژنرال
عموما رسم بر اين است كه يك تيم فوتبال به ارتشي جنگي تشبيه شود و بر همين اساس، در همه جاي دنيا هافبك‌هاي همه كاره و بازيگردانان اصلي تيم‌هاي باشگاهي و ملي به ژنرال‌ها تشبيه مي‌شده‌اند. در فوتبال ايران - مثلا پرويز قليچ‌خاني، محمد صادقي، ايرج سليماني، سيروس قايقران و كريم باقري در برهه‌هاي گوناگون زماني چنين عنواني را به ارث بردند. براي كسب اين لقب، نوعي كاريزما و اتوريته ذاتي، ركني اساسي و بنيادين تلقي مي‌شد. در سال‌هاي اخير، امير قلعه‌نويي توانست شش دانگ سند چنين لقبي را به خود بزند و براي خودش با چنين عنواني جاي خوبي در رسانه‌ها و ميان مردم باز كند. او امروز محبوبترين مربي استقلال است كه مي‌كوشد راه‌هاي اسطوره شدن را تمرين كند!
علي دايي
شهريار فاميلي، سوءتفاهم تاريخي!
در مورد علي دايي اتفاق بسيار جالبي رخ داده است. بسياري تصور مي‌كنند كه بعد از درخشش دايي در عرصه بين‌المللي و ملي، رسانه‌ها لقب «شهريار» را براي او برگزيدند تا وي را به اسطوره آذري‌زبان حوزه ادبيات معاصر كشورمان نسبت بدهند. با اين حال شايد كمتر كسي بداند كه شهريار لقب خانوادگي و محلي دايي بوده كه در اوج گمنامي در اردبيل به وي اطلاق مي‌شده است! در بين برادران دايي، گذشته از بزرگترين پسر به نام حافظ، بقيه لقب خانوادگي و به نوعي اسم دوم يا مستعار داشتند. محمد دايي با لقب كيكاووس، حسن دايي با لقب شهرزاد و حسين دايي با لقب بهزاد شناخته مي‌شدند و در اين ميان علي دايي عنوان «شهريار» را براي خودش برگزيده بود و اين مساله ارتباطي با درخشش‌هاي بعدي او نداشته است. دايي همچنين در برهه‌اي از بازيگري‌اش با لقب «دايي باتيستوتا» تشويق مي‌شد.
احمدرضا عابدزاده
عقاب آسيا با ماست
يكي از مشهورترين القابي كه در فوتبال ايران جا‌به‌جا شده مربوط به احمدرضا عابدزاده است كه عنوان «عقاب آسيا» را از آن خود كرد. اولين مرتبه، مجله دنياي ورزش بعد از قهرماني ايران در بازي‌هاي آسيايي 1990 پكن اين عنوان را به عابدزاده داد. موضوع مربوط به بازي فينال بين ايران و كره‌شمالي شد كه گلر جوان تيم ملي كشورمان از چهار پنالتي طوفان زرد، دو ضربه را مهار كرد و البته يك ضربه به اوت رفت. استقلالي‌ها در آن ايام در ترويج اين لقب براي عابدزاده سنگ‌تمام گذاشتند و البته پرسپوليسي‌ها سال‌ها بعد با طراحي شعر جالب و مشهور «عقاب آسيا با ماست» اين پروژه را نهايي كردند!
فرهاد مجيدي
كلينزمان جوان!
فرهاد مجيدي در روزهاي اوج درخشش براي استقلالي‌ها، به محبوبيتي عجيب و دور از انتظار دست يافت. او كه همين حالا هم از مشروعيت و مقبوليت جواني‌اش روي سكوها بهره مي‌برد، در دوران بلوغ خود در عرصه فوتبال، لقب «مجيدي كلينزمان» را از آن خود كرد، هر چند كه اين كلينزمان وطني بيشتر عمرش را خرج عرب‌هاي همسايه كرد و حتي از تيم‌ملي هم دور ماند!
رضا شاهرودي
خودخود مالديني
رضا شاهرودي اگر در ايتاليا متولد مي‌شد، پائولو مالديني هرگز فرصت درخشش و مطرح شدن پيدا نمي‌كرد! به شما توصيه مي‌كنيم از تقدم و تاخر تاريخي قضيه بگذريد و فقط طنز ظريفش را بگيريد!
رضا شاهرودي از همان اوج جواني‌اش در اوايل دهه 70 از تماشاگران تيفوسي پرسپوليس لقب «شاهرودي مالديني» را دريافت كرد و البته هيچگاه كتمان نكرد كه از شنيدن اين شعار روي سكوها چقدر ذوق زده مي‌شود و لذت مي‌برد. شاهرودي كه ارسال‌هاي مواج و دقيقش با پاي چپ زبانزد خاص و عام بود، در دو مرتبه – يك بار هنگام درگيري با پروين و بار ديگر همزمان با مناقشه با مايلي‌كهن – مربيان خود را با ديالوگي تكراري روبه‌رو كرده بود، «به من مي‌گن رضا مالديني. 40 هزار تماشاگر فقط به هواي من ميان استاديوم!»
كريم باقري
واقعا كانتونا!
در عنفوان جواني، هواداران پرسپوليس و تيم‌ملي در پاسداشت درخشش فوق تصور كريم باقري، او را با اسطوره شماره هفت منچستريونايتد مقايسه مي‌كردند و با فرياد «باقري كانتونا» سكوهاي آزادي را به لرزه درمي‌آوردند. كريم باقري كه براي فوتبال ايران كم از كانتونا نداشت، براي همزاد‌پنداري بيشتر با تماشاگران، مدت‌هاي مديدي يقه پيراهن خود را بالا مي‌برد تا با تقليد از عادت هميشگي كانتونا، شباهت افزونتري با اين ابرستاره پيدا كند. البته نبايد ناگفته بماند كه كريم در عرصه بازي‌هاي ملي بسيار وفادارتر از كانتونا نشان داد!
مهدي هاشمي‌نسب
اولين رفت و برگشت تاريخ
اولين رفت و برگشت تاريخ فوتبال ايران مهدي هاشمي‌نسب بود؛ ستاره‌اي كه با وجود پست دفاعي‌اش گل زدن در شهرآوردها را خيلي خوب بلد بود. پس از آنكه هاشمي‌نسب در مهر ماه 77 دروازه آبي‌پوشان را در قالب ديدار رفت شهرآورد ليگ آزادگان سال 77 گشود و البته 6 ماه بعد در فروردين 78 گلش را در بازي برگشت هم تكرار كرد، از سوي سكوهاي هيجان‌زده جايگاه‌هاي 34، 35 و 36 لقب مهدي رفت و برگشت را دريافت كرد. اين لقب براي استقلالي‌ها بسيار سنگين بود و شنيدن آن، آنها را آزار مي‌داد. با اين وصف يك دهه بعد، اميدرضا روانخواه و محسن خليلي به واسطه گلزني در شهرآوردهاي رفت و برگشت ليگ هفتم، لقب «اميد رفت و برگشت» و «محسن رفت و برگشت» را دريافت كردند؛ اما اين كجا و آن كجا؟!
هادي طباطبايي
چيزي شبيه به ديويد سيمن
حميد بابازاده براي استقلال دروازه‌بان‌هاي زيادي تربيت كرده كه يكي از بهترين‌هاي آنها هادي طباطبايي بوده است. هادي در برهه‌اي درخشش فوق‌العاده‌اي داشت و حتي به واسطه عملكرد خيره‌كننده‌اش در مصاف با دانمارك، لقب «شير كپنهاگ» را از مطبوعات دريافت كرد. استقلالي‌ها ترجيح دادند گلر خود را «هادي ديويد سيمن» صدا بزنند و او را با تشبيه به گلر سرشناس و اسبق تيم ملي انگلستان تشويق كنند.
ايمان مبعلي
از جنس ديويد بكام
ايمان مبعلي براي فوتبالدوستان اهوازي چهره بسيار محبوبي به حساب مي‌آيد. او كه از نقطه نظر حضور در تيم ملي بسيار بدشانس بوده است، به واسطه كاشته‌هاي فوق‌العاده‌اي كه مي‌زند، در برهه‌اي لقب «ايمان ديويد بكام» را دريافت كرد. خود ايمان هم البته با اعتماد به نفس فراوان، چنين لقبي را برازنده خود مي‌داند و تاكيد دارد كه ضربات ايستگاهي‌اش چيزي از ستاره جنجالي فوتبال انگلستان كم ندارد! به‌ويژه استيل‌ پشت توپ ايستادن ايمان بسيار شبيه به بكام است.
علي موسوي
به رنگ كلايورت
استقلالي‌ها مهاجمان خوب زيادي داشته‌اند و يكي از بهترين‌هاي آنها، علي موسوي بوده است. ستاره سيه‌چرده استقلال كه گوشه‌اي از استعدادش را در اواسط دهه 70 در لباس آبي به نمايش گذاشت و البته به سرعت محو شد، از سوي هواداران «موسوي كلايورت» خوانده مي‌شد تا ياد و خاطره مهاجم سابق تيم ملي هلند و بارسلونا در ورزشگاه‌هاي ايران زنده شود. موسوي پس از خراب كردن يك تك به تك تاريخي در بازي مهم ملوان - استقلال، راه نزول را در پيش گرفت.
پايان رافت
شبيه دايي!
به نوعي مي‌توان گفت جالب‌ترين لقبي كه در فوتبال ايران به يك بازيكن داده شده است، به پايان رافت مربوط مي‌شود. مهاجم بلندقامت، فيزيكي و آستارايي سال‌هاي نه چندان دور پرسپوليس، هنگامي كه خوش مي‌درخشيد، با لقب به ياد ماندني «رافت علي دايي» تشويق مي‌شد! جالب اينكه رافت نيز اين شعار را بسيار دوست داشت و براي هواداراني كه او را به اين لقب مي‌خواندند، دست تكان مي‌داد!
حامد كاويانپور
به خاطر شوت‌هايش
حامد كاويانپور، ستاره كم‌نظيري بود كه به اندازه ظرفيت خود در فوتبال ايران ندرخشيد. اوايل حضور اين هافبك خوش استيل‌ در پرسپوليس، به خاطر شوت‌هاي مهلك و نيز ته‌چهره خاصش، او را شبيه روبرتو كارلوس - مدافع چپ تكرار نشدني رئال مادريد - مي‌دانستند و با شعار «كارلوس كاويانپور» به تشويق او مي‌پرداختند!
مازيار زارع
در جستجوي يك قايقران
همان‌طور كه مردم آرژانتين براي يافتن ورژن ديگر و جديد مارادونا بي‌تابي مي‌كنند، انزلي‌چي‌ها هم براي پيدا كردن يك سيروس قايقران تازه به آب و آتيش مي‌زنند و تا به حال آدم‌هاي زيادي اين لقب را از مردم بندر دريافت كرده‌اند، اما شبيه‌ترين آنها به مرحوم قايقران، مازيار زارع بود كه قبل از پيوستن به پرسپوليس، كاپيتاني ملوان را هم تجربه كرد. او كه شوت‌هاي مهيبي هم مي‌زند به نام «مازيار قايقران» خوانده مي‌شود.
پژمان نوري
موهايش!
پژمان نوري را شبيه پاول ندود مي‌دانند و به اين نام او را تشويق مي‌كنند. انصافا هم نوع استيل‌ و چهره نوري شباهت زيادي به هافبك دونده و درگير يوونتوس دارد. شباهت هر دو نفر هم البته به شوت‌هاي سركش و خطرناكي است كه مي‌زنند. ضربه قهرآميز پژمان به قعر دروازه بلاروس را كه از ياد نبرده‌ايد؟!
بهنام سراج
آقاي دل‌پيرو
مهاجم آباداني پرسپوليس، ازجمله بازيكناني بود كه در فوتبال ايران به حق خودش نرسيد. او كه در برهه‌اي عنوان ذخيره طلايي را از آن خود كرده بود، با فرياد «سراج دل‌پيرو» تشويق مي‌شد.


 اما و اگرهاي آخرين ليست قطبي
 تمام مسافران اتريش  

افشين قطبي نام 35 بازيكن را براي حضور تيم ملي در اردوي اتريش اعلام كرد. با توجه به اينكه تيم ملي 20 تير به اتريش مي‌رود، زود اعلام شدن اسامي دعوت‌شدگان براي خيلي‌ها سوال ايجاد كرده اما قطبي دلايل خودش را براي اين كار دارد: «عمدا زود اعلام كرديم تا فدراسيون زمان كافي براي گرفتن ويزاي اتريش را داشته باشد.» قطبي كه براي هر كاري استدلال دارد، در پاسخ به اين سوال كه چرا 35 بازيكن را دعوت كرده به دلايلش استناد مي‌كند: «به چند دليل ما پس از بررسي بسيار و ديدن مسابقات مختلف اين تعداد بازيكن را دعوت كرديم. نخست اينكه تا زمان اعزام به اردوي اتريش حدود 46 روز باقي مانده و امكان مصدوميت بازيكنان در دوره بدنسازي باشگاهشان وجود دارد. دليل دوم آن است كه از امروز (ديروز) فصل نقل و انتقالات آغاز شده و احتمال دارد برخي از بازيكنان دعوت شده به تيم ملي، لژيونر شوند. از آنجا كه زمان اردوي اتريش جزو روزهاي فيفا نيست، بازيكنان تازه لژيونر شده درست مثل بازيكنان ايراني حاضر در اسپانيا نمي‌توانند به اردو ملحق شوند.»
اما نفرات دعوت شده به اردوي تيم ملي اين بازيكنان هستند:
1 - مهدي رحمتي 2- عليرضا حقيقي 3 - شهاب گردان 4- ابراهيم ميرزاپور 5- هادي عقيلي 6- حسن اشجاري 7- محسن بنگر 8- احسان حاج‌صفي 9- سيدجلال حسيني 10- محمد حسيني 11- عليرضا محمد 12- محمد نصرتي 13- حنيف عمران‌زاده 14- فرشيد طالبي 15- فرزاد آشوبي 16- قاسم حدادي‌فر 17- خسرو حيدري18 - علي كريمي 19- مهدي كياني 20 - ايمان مبعلي 21- محمد نوري 22- پژمان نوري 23- مهرداد پولادي 24- آندرانيك تيموريان 25- كريم انصاري‌فر 26- حميدرضا علي‌عسگر 27- اميرحسين فشنگچي28 - محمدرضا خلعتبري 29- مهرزاد معدنچي 30- فرهاد مجيدي 31- ميلاد ميداوودي32 - هادي نوروزي 33- مهرداد اولادي 34- غلامرضا رضايي 35- ميلاد زنيدپور
قهرمان، بيشترين سهميه را دارد
سپاهان قهرمان ليگ برتر با داشتن 5 بازيكن در تيم ملي بيشترين سهميه را در بين نفرات دعوت شده به اردو دارد. باشگاه‌هايي مثل پيكان، ابومسلم، مقاومت سپاسي، پاس همدان و شاهين‌بوشهر هم هيچ نماينده‌اي در تيم ملي ندارند.

4 پرسپوليسي، 3 استقلالي
قطبي ترجيح داده در ليست جديدش 4 بازيكن را از پرسپوليس به تيم ملي دعوت كند. اما در حالي كه روزنامه استقلال جوان اعلام كرده بود 5 استقلالي به اردو دعوت شده‌اند، تنها نام 3 بازيكن آبي‌پوش در ليست 35 نفره تيم ملي ديده مي‌شود.

4 لژيونر
همان‌طور كه خود قطبي هم گفته، به دليل عدم همزماني اردوي اتريش با روزهاي فيفا، سرمربي تيم ملي نتوانسته شجاعي و نكونام را به اردو دعوت كند و تنها لژيونر اروپايي تيم ملي، آندو است. اما از امارات سه بازيكن (نصرتي، مبعلي و معدنچي) در اردوي تيم ملي هستند.

تازه‌واردها
محمدحسيني و قاسم حدادي‌فراز ذوب‌آهن، مهدي كياني و مهرداد پولادي از تراكتورسازي و عليرضا حقيقي و حميدرضا علي‌عسگر از پرسپوليس، نفراتي هستند كه براي اولين‌بار به اردوي تيم ملي دعوت شده‌اند.

سورپرايز
دعوت از چند بازيكن به تيم ملي جاي سوال دارد. در حالي‌كه محمد محمدي در تركيب استقلال عملكرد نسبتا قابل قبولي داشته، معلوم نيست به چه دليلي او دعوت نشده و به‌جاي او عليرضا حقيقي و ابراهيم ميرزاپور بايد با منصور رشيدي تمرين كنند. عدم دعوت از شيث رضايي كه در خط دفاعي پرسپوليس بسيار خوب كار كرده شايد به خاطر اختلاف قديمي او با قطبي باشد. حضور محسن بنگر هم با توجه به عملكردش در سپاهان جاي اما و اگر دارد. با توجه به حضور محمد حسيني و خسرو حيدري در تيم ملي، قطبي بايد در مورد دعوت از عليرضا محمد هم توضيح دهد. دعوت از حميدرضا علي‌عسگر هم احتمالا به خاطر معدود بازي‌هاي خوب او در پرسپوليس بوده است.


 ليگ دسته اول
 سلام شهرداري تبريز به ليگ برتر 
نويسنده : آرش جعفري

با پايان يافتن هفته بيست و دوم ليگ دسته اول چهره اولين تيم صعودكننده به ليگ برتر سال آينده مشخص شد. شهرداري تبريز با پيروزي كه در دقيقه 95 مقابل كاوه كسب كرد، توانست صعودش به ليگ برتر را محرز كند. تماشاگران تبريزي در پايان اين بازي به داخل زمين ريختند و جشن صعود برپا كردند. اما در همين گروه نفت آبادان، پيام مشهد نزديكترين رقيبش را شكست داد تا حضورش در پلي‌آف تقريبا مسجل شود. آنها يك گام بلند براي دومي در جدول برداشتند. اما در سوي ديگر ميدان دو تيم تربيت‌يزد و پيام‌مشهد با شكستي كه خوردند كارشان براي رسيدن به پلي‌آف خيلي مشكل شد. در گروه «ب» نفت تهران و برق برنده فينال‌هاي 6 امتيازي بودند تا در صدر جدول موقعيتشان را تثبيت كنند و در مقابل نساجي و آلومينيوم با شكست‌هايي كه خوردند از كورس عقب افتادند. متاسفانه در پايان بازي نفت با آلومينيوم شاهد حركت زشت سرمربي و تماشاگران بندرعباسي بوديم كه با حمله به سعيد مظفري‌زاده، داور بازي هم اخلاق را باختند و هم بازي را! متاسفانه مظفري‌زاده توسط سرمربي و مربي آلومينيوم مضروب شد.

گروه الف

سه‌شنبه 4 خرداد 89، هفته بيست و دوم ليگ دسته اول، ساعت: 17:30
ورزشگاه: تختي بندرعباس
تماشاگر: هزار نفر
داور: عليرضا شيخي
كمك‌ها: علي ميرزابيگي و رضا پازوكي
اخطار: جابر نصيري و اميرحسين محمدي (شهرداري بندرعباس)، هادي موسوي و مسعود ريگي (پيام مخابرات)
اخراج: سيدكاظم حيات‌منش (91)
شهرداري بندرعباس: آرمان شهدادي، علي كردي، علي ولي‌خاني، عبدالكريم كوليبالي، اميد ابراهيمي، تورج رجايي، جابر نصيري (68 عباس اسدي)، اميرحسين محمدي، قادر افكاري (46 يونس باقي‌زاده)، حسين حجازي‌پور و محسن رزمپوش (62 مهرزاد آوخت)
سرمربي: سامبي
پيام مخابرات: مجتبي افشاري، سيدكاظم حيات‌منش، علي جوكار، حميدرضا فرحناك، محمدجواد زارعي (70 مسعود ريگي)، محمد هاشمي، سيدمحمدجواد شهدايي، احمد اميني‌فر، هادي مولوي، سلمان شهبازي (85 محمدصادق احمدي) و مصطفي كارگشا (74 مهرداد علم‌داري)
سرمربي: محمد عباسي
سرما در گرما
خبرنگار: حسين نارنجي‌نسب- گرماي شديد بندرعباس به قدري بود كه هر دو تيم نتوانستند كيفيت خوبي از خود ارائه دهند و اتفاقا بازي بسيار سرد و كسل‌كننده‌اي را به نمايش گذاشتند. تقسيم امتيازها به نفع هيچ‌كدام از دو تيم نبود و تفاوتي به حالشان نكرد.


سه‌شنبه 4 خرداد 89- هفته بيست‌ودوم ليگ دسته اول - ساعت: 17:30
ورزشگاه: تختي دورود- تماشاگر: 8هزار نفر
داور: احمد صالحي
كمك‌ها: رضا اسحاقيان و سعيد قاسمي
اخطار: افشين اسماعيل‌زاده-لئوناردو برگيس (داماش) علي عبادي، ميثم خداشناس (تربيت‌يزد)
گل: لئوناردو برگيس (36)، (75) (داماش) و ولاديمير ربيچ (تربيت)
داماش دورود: جوزف مندز، علي‌رضا محرابي (60-محمدصادق طاهري)، مهرداد كفشگري (85-شهرام هراتي)، رضاغلام علي‌تبار، ميلاد نصرتي، ايوان دراگسوويچ، محمد ميرترابي، احسان خرسندي (59-عليرضا افصلي)، افشين اسماعيل‌زاده،‌حامد كياني‌راد، لئوناردو برگيس
سرمربي: داركو ايوانكوويچ
تربيت‌يزد: عليرضا غديري، رسول كر، اكبر بختياري، مهدي زارعي، ميثم خداشناس، موزيكا بيلبو، احمد سعيدي، سيدمحمد حسيني، ولاديميرربيچ، علي عبادي (79-هوشنگ‌ كيا)، علي سلماني (75-مهدي آقا محمدي)
سرمربي: يحيي گل‌محمدي
تربيت از صدر جا ماند
خبرنگار: محمود داوودي‌نژاد- داماش براي بردن تلاش زيادي به خرج داد. اگر درخشش دروازه‌بان تربيت‌يزد نبود و داماشي‌ها در زدن ضربات آخر دقت بيشتري به خرج مي‌دادند اين برد مي‌توانست پرگل‌تر از اين هم باشد. اما با گرفتن سه امتياز داماش به خواسته خود رسيد و از انتهاي جدول فاصله گرفت. تربيت هم از صدر جدول دور شد.

سه‌شنبه 4 خرداد 89
هفته بيست و دوم ليگ دسته اول
ساعت 17:30
ورزشگاه: تختي تبريز
تماشاگر: 11 هزار نفر
داور: هادي حاج‌عباسي
كمك‌ها: حسن رستم‌زاده و ناصر عبداللهي
اخطار: روح‌ا... بهرامي (شهرداري تبريز)، علي لشگري، گئورگ كاسپاروف، ابراهيم خسروي و فرهاد بوستاني (كاوه تهران)
اخراج: -
گل‌ها: علي كريمي (6) و ابراهيم ابرقويي (5 + 90) شهرداري تبريز و حسين شهبازي (44) كاوه تهران
شهرداري تبريز: جنوا آزدو، علي درخشان، حبيب گرداني، ابراهيم ابرقويي، روح‌ا... بهرامي، رسول پيرزاده (70 حسن نجفي)، رسول عليزاده، محمد سهيمي (72 بابك حاتمي)، دانيلو دوسانتوز، سهراب انتظاري (60 محمد آقامحمدي)، علي كريمي
سرمربي: اكبر ميثاقيان
كاوه تهران: گئورگ كاسپاروف، محمدابراهيم خسروي، مهدي كريمي، حسين شهبازي، سيامك كوروشي، علي لشگري، مهدي كيوان‌منش، ميثم صامحه شوشتري (81 مصطفي مهدوي‌كيا)، محمدرجب علي‌نيا (71 حسين كريمي)، فرهاد بوستاني (65 علي ابوالفتحي)، گالوس پتروسيان
سرمربي: حسين فركي
با گل دقيقه 95 شهرداري ليگ برتري شد
خبرنگار: اسد فلاح- شاگردان اكبر ميثاقيان در شرايطي به مصاف كاوه تهران رفتند كه از انگيزه لازم براي برتري مقابل حريف برخوردار بودند. تيم تبريزي با كسب سه امتياز مي‌توانست در فاصله چهار هفته مانده به پايان مسابقات صعود خود به ليگ برتر را جشن بگيرد. در اين شرايط طبيعي بود كه شهرداري تبريز بازي را هجومي آغاز كند. بازي هجومي شاگردان ميثاقيان خيلي‌زود نتيجه داد و اين تيم با سانتر محمد سهيمي و ضربه علي كريمي در دقيقه شش به گل رسيد. پس از اين گل شاگردان حسين فركي جلو كشيدند و حملاتي را روي دروازه حريف تدارك ديدند كه درنهايت موفق شدند يك دقيقه مانده به پايان نيمه اول بازي را با ضربه حسين شهبازي به تساوي بكشند. نيمه دوم هم با برتري تيم تبريزي همراه شد و با اين حال مهاجمان اين تيم نتوانستند از موقعيت‌ها استفاده كنند. در شرايطي كه به نظر مي‌رسيد بازي با تقسيم امتيازات به پايان خواهد رسيد، اما ابرقويي روي سانتر رسول عليزاده در دقيقه 5 + 90 شهرداري تبريز را پيش انداخت تا با سوت داور بازيكنان و هواداران اين تيم جشن صعود بگيرند.


سه‌شنبه 4 خرداد 89، هفته بيست و دوم ليگ دسته اول، ساعت 17:30
ورزشگاه: تختي آبادان
تماشاگر 10 هزار نفر
داور: محمدرضا اكبريان
كمك‌ها: محمدرضا اميني و محمدرضا غنو
اخطار: قدير بني‌هاجر، علي بداوي (نفت)، مرتضي هاشمي‌زاده و رضا عافيت‌طلب (پيام)
گل: مرتضي برگي‌زر (23)، دسوزا (40)، نبي ساكي (88)
نفت آبادان: حسين هوري، سيدرسول ميرطرقي، هدايت شهرياري (80 - فرهاد آل‌خميس)، محمدرضا جلالي، عباس مرداسي، مرتضي برگي‌زر (43 محمدرضا ذوالفنون)، نبي ساكي، قدير بني‌هاجر، محمد نيك‌نفس، دسوزا (علي بداوي 62) و روح‌ا... عرب
سرمربي: آلفردو كاسيميرف
پيام مشهد: حسين هوشيار، محمد دل‌آرام، محمد عصار حسيني، رضا عافيت‌طلب، مرتضي هاشمي‌زاده، باقر احمدي، سلمان زحمتكش، يونس مسعودي، محمد صنعتي (71 - فواد بغلاني)، ايمان نعمت‌پور (49 - مهدي حسيني) و جان نگودي (58 - محمد غلامي)
سرمربي: داود مهابادي
نفت در يك‌قدمي پلي‌آف
خبرنگار: پيام خوش‌نيام- نفت بازي را هجومي آغاز كرد. گل زودهنگام هم باعث نشد تا از ميل تهاجم نفتي‌ها كم شود. چند توپ به تيرك دروازه برخورد كرد و چند حمله هم با بي‌دقتي و بدشانسي مهاجمان تبديل به گل نشد. نفت با اين برد پرگل و بازي تماشاگرپسند فاصله خود را با تيم سوم و چهارم زيادتر كرد تا شانس حضور در پلي‌اف آنها بيشتر شود.


سه‌شنبه 4 خرداد 89، هفته بيست و دوم ليگ دسته اول، ساعت 17:30
ورزشگاه: شهداي نوشهر
تماشاگر: 1500 نفر
داور: محمد كماني
كمك‌ها: تورج عيوض محمدي و علي دودانگه
اخطار: محمدجواد رحيمي و شهاب پامپي (اتكا گلستان)
گل‌ها: امير اسلامي (41) براي شموشك نوشهر و شهاب پامپي (51) براي اتكاي گلستان
شموشك نوشهر: داريوش شمس، شعبان اسدي، سعيد باقرزاده، امير اسلامي، محمد ذوالفقاري، وحيد نعمتي (70 سعيد لطيفي)، اسماعيل خزايي، حامي محمدزاده، وحيد پالوج (51 شهاب ياراحمدي، عزت پورقاز و علي حدادي
سرمربي: مختار بابايي
اتكاي گلستان: مهرداد طهماسبي، محمد قريب (53 محمود ويزواري)، سيديوسف حسيني، اميد حسيني، محمدجواد رحيمي، معين نظام‌اسلامي، اكبر ويزواري، شهاب پامپي، اسماعيل بالي‌مقدس (90 سيدعلي رضايي)، مهدي فتحي‌زاده (90 رضا سفلا) و قاسم اكبري
سرمربي: هادي برگي‌زر
تساوي بي‌خاصيت
خبرنگار: سيدعلي ميرقاسمي- شموشك پيش از مسابقه دوازدهم بود و اتكا ششم، بنابراين شموشك بيشتر به برد نياز داشت، اما زور آنها به اتكا نرسيد و 10 دقيقه بعد از زدن گل برتري در دقيقه 41 گل مساوي را خوردند تا دو تيم امتيازها را تقسيم كنند.

سه‌شنبه 4 خرداد 89، هفته بيست و دوم ليگ دسته اول، ساعت 17:30
ورزشگاه: شهيد بهشتي بوشهر
تماشاگر: 1000 نفر
داور: پيروز سيف‌پور
كمك‌ها: سعيد آل‌وردي و غلامعلي تشكري
اخطار: ياسر ميرفندرسكي، مصطفي نجمي‌زاده و مهدي سيفي (ايرانجوان بوشهر)، ايمان كياني و مصطفي مهدوي (سپاهان نوين)
گل‌ها: حكيم حزباوي‌پور (15 و 55) براي ايرانجوان بوشهر و مصطفي شجاعي (47) براي سپاهان نوين
ايرانجوان بوشهر: محمود بحريني، محسن قائدپوري، مجيد كاويانپور، ياسر ميرفندرسكي، حسين خسروي، مصطفي نجمي‌زاده (89 سعيد كوزه‌گر)، حكيم حزباوي‌پور، احتشام ساساني (92 موسي رحمت)، مهدي سيفي (82 حبيب عاشوري)، محمد تارمي و مهرداد ابتدايي
سرمربي: عبدالرحيم خرمزي
سپاهان نوين: حميد شركت‌العباسي، ايمان كياني، مهدي نصيري، وفا هخامنشي (53 سعيد جعفري)، مهرداد شاه‌نظري (81 علي شفيعي)، علي مرزبان، رسول نويدكيا، جلال‌الدين علي‌محمدي، مصطفي شجاعي، رضا طلبه و مصطفي مهدوي
سرمربي: امرا... سلطاني
ايرانجوان سوار بازي بود
خبرنگار: فاضل قنبرپور- بازي را ايرانجوان در اختيار داشت و مستحق اين پيروزي بود. آنها دقيقه 15 گل اول را زدند، اما در دقيقه دوم از نيمه دوم سپاهان‌نوين اين گل را جبران كرد. ايرانجوان كه نمي‌خواست بازنده مسابقه باشد، باز هم فشار را بر دروازه حريف زياد كرد تا سر آخر در دقيقه 55 گل برتري را زده و سه امتياز را به حساب خود واريز كند.
گروه ب

سه‌شنبه 4 خرداد 89
هفته بيست و دوم ليگ دسته اول
ساعت 17:30
ورزشگاه: آزادي كرمانشاه
تماشاگر: 7 هزار نفر
داور: بيژن حيدري
كمك‌ها: مهدي الوندي و حميدرضا رحيمي
اخطار: نانا چيلان، جان فوبيسي (شيرين‌فراز) و ميلاد صادقيان (گل‌گهر)
گل: محمد ميرزا سيدي (12)، جان نوبيسي (57) - كامران فدايي (71) و پوريا دركه (93) (شيرين‌فراز) - حميدرضا حاتمي (پنالتي 83) (گل‌گهر)
شيرين فراز كرمانشاه: نانا چيلان، علي جراح‌كار، ايمان گل‌علي‌زاده، محمد ميرزا سيدي، شيرزاد قحطان، پوريا دركه، امير نصرا... زاده (52 - ديويد ويك رون)، فرشاد سالاروند، هادي نصراللهيع كامران فدايي (85 - سجاد خسروي)، جان فوبيسي (72 - امير زولي‌كاني)
سرمربي: يوران يونان
گل‌گهر سيرجان: اوجان تسيچ، مجيد قديمي، عماد نبي‌پور، ميلاد صادقيان (84 - سعيد پورفريدون)، حكمت فولادپور، حمزه مظفري (64 - ميلاد محمودي)، مهدي رضايي، جونيور، محمد گرجي، حميدرضا حاتمي، مسلم فيروزآبادي
سرمربي: حميدرضا كللي‌فرد
جشنواره گل در كرمانشاه
خبرنگار: ميلاد ربيع‌زاده- بازي يك طرفه به سود شيرين‌فراز كرمانشاه بود. گل‌گهر در خانه حريف حرفي براي گفتن نداشت. شيرين‌فراز با اين پيروزي حالا شانس صعود به ليگ برتر را هم دارد. تيم كرمانشاهي نشان داد از آمادگي و انگيزه بالايي برخوردار است.

سه‌شنبه 4 خرداد 89، هفته بيست و دوم ليگ دسته اول، ساعت: 17:30
ورزشگاه: امام خميني اراك
تماشاگر: 2 هزار نفر
داور: محمدرضا فغاني
كمك‌ها: عباس انتظاري و مصطفي دهقان
اخطار: محمود ندايي و مهدي نصيري (شن‌سا اراك)
اخراج: محسن ايماني (70) از شن‌سا اراك و عليرضا رحيمي (91) از مس سرچشمه
شن‌ساي اراك: محسن الياسي، ابوالفضل قرباني، ميلاد اكبري (65 احمد عرب‌زاد)، محمود ندايي، حسين جعفري، محسن جباري (55 حسين احمدلو)، مهدي نصيري، ايرج نوري‌زاده، اندرلي اندرسون، ميثم مجيدي و ميثم آقايي (70 مهيار رحماني)
سرمربي: منصور پورحيدري
مس سرچشمه: شهاب خورشيدي، رضا نوراللهي، كاوه زنگيان، محمدرضا شريف، ياشا خليلي، بهمن يوسفي، محرم فتحي (80 عليرضا رحيمي)، سعيد بابايي (46 حامد شيرخانلو)، محسن مظفري، احمد حسن‌زاده و نعمت بخشي‌زاده
سرمربي: احمد سنجري
پنالتي‌ كه سوخت
خبرنگار: محمدرضا اصفهاني- بازي تا دقيقه 70 پاياپاي پيش رفت. هر دو تيم در اين فاصله يك بار تير دروازه يكديگر را هم لرزاندند. در اين دقيقه شن‌سا موفق شد يك پنالتي بگيرد كه مهيار رحماني بلافاصله بعد از حضورش در زمين اين پنالتي را هدر داد تا اين تيم نتواند سه امتياز كامل مسابقه را به حساب خود واريز كند.

سه‌شنبه 4 خرداد 89، هفته بيست و دوم ليگ دسته اول، ساعت: 17:30
ورزشگاه: امام خميني اسلامشهر
تماشاگر: 150 نفر
داور: حسين نيكوزاده
كمك‌ها: جواد شيرواني و جعفر دولابي
اخطار: علي صادق، عليرضا طي‌نيا و محسن ربيع‌خواه (مهركام تهران)، مرتضي فلاحتي و فرزاد محمدي (كوثر لرستان)
گل‌ها: حميد كاظمي (37) و محسن ربيع‌خواه (42) براي مهركام تهران و فرزاد محمدي (45) براي كوثر لرستان
مهركام تهران: مسعود پورمحمد جعفر، علي صادق (62 ميرفرج لطفي)، داود محمدي (78 عباس پوررمضاني)، سيدحسين جعفري، عليرضا طي‌نيا، بهنود حيدري، محسن ربيع‌خواه، جواد جامع‌اسفندياري، مجيد كاظمي (67 بابك بيداري)، مهدي شكوهي و شهروز قوي‌مذهب
سرمربي: جواد زرينچه
كوثر لرستان: پيمان شاملو، محسن سلطاني، خالد شفيعي، مرتضي فلاحتي، دومنيك اوكاتا، مهرداد خادمي، اصغر فريادخواه (46 مهدي اشرفي)، رسول ستارپور، محسن محمدنژاد (60 احمد روشن) (80 حسين قهارپور)، هادي دغاغله و فرزاد محمدي
سرمربي: شهرام مهرپيما
درخشش به سبك زرينچه
خبرنگار: فرشاد آريا- شاگردان جواد زرينچه در همان نيمه اول كار را تمام كردند. بازي هجومي و موقعيت‌شناسي مهاجمان مهركام تهران باعث شد آنها با دو گل برتري در پايان نيمه اول به رختكن بروند. حميد كاظمي و ربيع‌خواه سه امتياز براي مهركام به ارمغان آوردند. البته در دقايق پاياني نيمه اول فرزاد محمدي اختلاف را به حداقل رساند، اما تلاش بازيكنان كوثر لرستان در نيمه دوم بي‌نتيجه بود و اين نتيجه تا پايان پا بر جا ماند.

سه‌شنبه 4 خرداد 89، هفته بيست و دوم ليگ دسته اول، ساعت 17:30
ورزشگاه: اختصاصي فولاد
تماشاگر 500 نفر
داور: غلامرضا جباري
كمك‌ها: حسن توماري و اسد حاج‌محمد
اخطار: عليرضا زلكي و حسين سلامي (فولاد نوين اهواز) و محمد شجاع (پتروشيمي تبريز)
گل‌ها: علي بن محسن (4) و ويسي‌نژاد (27)
فولاد نوين اهواز: عقيل عبدالخاني، علي‌اكبر مهدي‌پور، فرشاد حاجي‌پور، عليرضا زلكي، سيدامين حجازي، حسين سلامي، رسول رمضاني،‌علي بن محسن، حسن باوي‌فرد (83 احمد بوعذار)، محمود ويسي‌نژاد (70 سعيد مرادي) و محمد سرافراز (88 نسيم زارعي)
سرمربي: فريدون مرداني
پتروشيمي تبريز: عليرضا ناصح، بوريس راسپوويچ، محمد شجاع، سيامك دليري، هادي نظرپاك، مسعود قاضي، جورج ميراندا (46 حبيب حاتمي)، سعيد مهدي‌پور، اميرحسين ايپكچي، احمد تقي‌پور (75 عليرضا امين‌زاده) و علي سليماني
سرمربي: رضا وطنخواه
فرار از ته جدول
خبرنگار: كريم عزيزنژاد- داربي ته جدولي‌ها با برتري تيم اهوازي به پايان رسيد. ميزبان در همان دقايق ابتدايي به گل رسيد. توپ ارسالي باوي‌فر در دقيقه چهارم در شش قدم پتروشيمي به علي بن محسن رسيد و او با ضربه سر گل اول تيمش را به ثمر رساند. در دقيقه 27 اين‌بار نفوذ زلكي از جناح راست و سانتر او توسط ويسي‌نژاد برتري ميزبان را به دو گل رساند. اين نتيجه تا پايان پا بر جا ماند تا فولاد نوين از قعر جدا شود.

سه‌شنبه 4 خرداد 89، هفته بيست و دوم ليگ دسته اول، ساعت 17:30
ورزشگاه: اميرآباد تهران
تماشاگر: 500 نفر
داور: سعيد مظفري‌زاده
كمك‌ها: محمدرضا منصوري و مهدي ناصحي
گل: همايون گراوند (95 پنالتي)
نفت تهران: مقصد شاه مرادف، سعيد شيرازي، محسن ورزكار، هادي ركابي، امير خان‌محمدي (88 همايون گراوند)، عليرضا عزتي، مهدي رفيعي، مهدي محمودزاده، نيما قويدل (48 داريوش ميكائيلي)، اكبر صغيري و محمدحسين مهرآزما (70 حسين اماميان)
سرمربي: نادر دست‌نشان
آلومينيوم هرمزگان: احمد فرمالي، وحيد صمدي‌نژاد، مكي شريفي، مسعود رزمپوش، عباس كاظميان، فرهاد قسمتي (78 غلامرضا عباس‌فرد)، هوتا، محمود تيغ‌نورد، مهدي بدرلو، ابوالفضل ابراهيمي و هادي دهقاني (83 عباس برهوتي)
سرمربي: وينگو بگوويچ
نفت باز جنجال را برد
خبرنگار: مجتبي ابراهيمي - بازي نفت و آلومنوم به جنجال كشيده شد و هواداران تيم جنوبي كه از باخت ناراضي بودند به زمين مسابقه ريختند تا به حمايت از وينكو بگوويچ بلند شوند. نفت حالا شانس صعود را بيش از پيش به خود نزديك مي‌بيند. شيريني اين برد براي آنها آنوقت بيشتر قابل درك مي‌شود كه گل آنها در دقيقه 95 زده شد.


سه‌شنبه 4 خرداد 89، هفته بيست و دوم ليگ دسته اول، ساعت 17:30
ورزشگاه: حافظيه شيراز
تماشاگر: 6 هزار نفر
داور: هدايت‌ا... ممبيني
كمك‌ها: حسن معتمدي و كيانوش داودنژاد
اخطار: مارتين رائول، آرمين هنرور و علي عليزاده (برق شيراز)، مهدي مومني، محمد نوازي و علي نظيف‌كار (نساجي قائمشهر)
اخراج: جمال عباسي از برق (61)
گل: ستار زارع (13)
برق شيراز: مارتين رائول، هادي ايماني، صمد زارع، محسن نيكخواه (46 آرمين هنرور)، محمد پورمند،‌محمد آفند، جمال عباسي، ستار زارع، مسعود نظرزاده، حسن فرجي (76 محمدجواد زارعي) و علي عليزاده
نساجي قائم‌شهر: سيدمحمد سيدحسيني، ميلاد كامل (66 محمد نوازي)، حامد شيري، مهدي مومني، محسن رحيمي، ماتوس، مجيد هوتن، علي يحيي‌نژاد، علي نظيف‌كار، هادي خدادادي (56 فونيك‌سي) و مرتضي ايزدي (81 قاسم پوراحمدي)
سرمربي: رضا فروزاني
بازي بزرگ را شيرازي‌ها بردند
خبرنگار: مهدي آماده - طبق برنامه‌ريزي قرار بود بازي حساس دو تيم برق و نساجي ساعت 17:30 آغاز شد، اما درگيري بين تماشاگران دو تيم باعث شد ناظر بازي اجازه ندهد بازي راس ساعت آغاز شود. در هر حال پس از حضور نيروي انتظامي بازي با 20 دقيقه تاخير آغاز شد. برقي‌ها با استفاده از شرايط ميزباني، بازي را هجومي آغاز كردند و توانستند در دقيقه 13 به گل برسند. ستار زارع روي يك ضربه ايستگاهي تيمش را به گل رساند و اين نتيجه تا انتهاي بازي پا بر جا ماند.






 علي دايي: اگر بار ديگر شكست بخورم خيلي زود برمي‌گردم 
نويسنده : مهدي ملكي

شايد بتوان مدعي شد خوشحالي علي دايي پس از قهرماني در جام حذفي با مجموع خوشحالي هواداران پرسپوليس برابري مي‌كرد. سرمربي پرسپوليس كه به‌زعم و تاكيد خودش با بي‌مهري پس از باخت به عربستان از سرمربيگري تيم ملي كنار گذاشته شد، بازگشتش به عرصه فوتبال را با جام جشن گرفت تا به اين بهانه روي ناكامي‌هاي گذشته‌اش سرپوش بگذارد.
در هر حال سكوت علي دايي پس از بركناري از تيم ملي، با موفقيت به همراه پرسپوليس شكسته شد. سرمربي سرخپوشان تهراني در كنفرانس مطبوعاتي پس از بازي فينال، با حوصله تمام پاسخگوي سوالات خبرنگاران بود. سوالات مختلفي از سوي خبرنگاراني كه شامل اتفاقات تيم ملي، طلبش از فدراسيون فوتبال، بستن پرسپوليس براي فصل بعد و حتي فينال جام باشگاه‌هاي اروپا كه با باخت بايرن‌مونيخ همراه شد، بود. علي دايي در شرايطي اين روزها خوب صحبت مي‌كند كه در اين بين سوالي مطرح مي‌شود. اگر دايي به هر دليلي با پرسپوليس در ليگ دهم موفق نشود و تبعاتي مثل هو شدن توسط هواداران و اخراج را متحمل شود، چه واكنشي نشان خواهد داد؟ آيا باز هم او سكوت و انزواي ورزشي را انتخاب خواهد كرد؟
پس از اتمام كنفرانس خبري بازي فينال و خروج علي دايي از محل كنفرانس، به سراغ او رفتيم و همين سوالات را از او پرسيديم. سرمربي پرسپوليس در پاسخ به اين سوال كه فوتبال فراز و نشيب زيادي دارد و اگر به هر دليلي در پرسپوليس موفق نشوي و روي بي‌رحم فوتبال را ببيني، آيا مشابه تصميمي كه پس از بازي تيم ملي مقابل عربستان گرفتي را تكرار خواهي كرد، گفت: «شرايط با شرايط متفاوت است. پس از بازي تيم ملي مقابل عربستان شرايط عجيبي برايم رقم خورد كه هضم آن سخت و زمان‌بر بود. در هر حال هميشه نمي‌توان موفق بود و اگر نتوانم موفق شوم، فكر نمي‌كنم چنين تصميمي بگيرم. خيلي‌زود براي تكرار موفقيت دست به كار خواهم شد.»


 ياركشي‌ها براي هيات مديره و مديرعامل آينده
 آذري گزينه كاشاني؛ فرخزادي گزينه هدايتي 

بعد از بركناري عباس انصاري‌فرد از مديرعاملي پرسپوليس و آمدن كاشاني با حكم سرپرستي به اين باشگاه، نام‌هاي زيادي درخصوص مديرعامل آينده قرمزپوشان مطرح شد، اين حرف و حديث‌ها حتي تا روز گذشته هم ادامه داشت. سعيد آذري، مديرعامل سابق ذوب‌آهن يكي از نام‌هايي بوده كه بارها و بارها براي مديرعاملي پرسپوليس مطرح شده است.
حضور سعيد آذري در ورزشگاه آزادي در فينال جام حذفي و تماشاي بازي تيم‌هاي پرسپوليس و فولادگستر شايعات قبلي را جدي‌تر كرد و بحث مديرعاملي او در پرسپوليس تقويت كرد.
خود سعيد آذري روز گذشته شايعه مديرعاملي‌اش را در پرسپوليس تكذيب كرد و مدعي شد براي حضور در اين باشگاه با او هيچ صحبتي نشده است، اما اين‌طور كه شنيده مي‌شود حضور مدير جوان و موفق اصفهاني در تهران براي مذاكره جهت حضور در پرسپوليس بوده است.
براساس شنيده‌ها، كاشاني سرپرست باشگاه پرسپوليس چندي پيش آذري را براي مديرعاملي به سعيدلو پيشنهاد مي‌دهد. بعد از اينكه سعيدلو سوابق آذري را بررسي مي‌كند، از كاشاني مي‌خواهد تا با آذري وارد مذاكره شود و با او صحبت كند. كاشاني فينال جام حذفي را بهترين فرصت دانست تا از آذري دعوت كند تا به تهران بيايد و به بهانه تماشاي فينال با او مذاكره كند. آذري دعوت كاشاني را مي‌پذيرد و به تهران سفر مي‌كند تا هم بازي را از نزديك ببيند و فرداي روز بازي به ديدار سعيدلو برود تا درخصوص مديرعاملي باشگاه پرسپوليس با او صحبت كند.
آذري شب قبل از بازي فينال به تهران آمد و در روز بازي با حبيب كاشاني به ورزشگاه رفت. او بازي را از نزديك تماشا كرد و حتي بعد از قهرماني پرسپوليس به پايين رفت و با بازيكنان و كادر فني خوش و بش كرد. همه چيز خوب پيش مي‌رفت تا اينكه آذري صبح روز گذشته بدون اينكه با سعيدلو ديدار كند، تهران را ترك كرد و به اصفهان رفت. اين‌طور كه شنيده مي‌شود صبح روز گذشته اتفاقاتي رخ مي‌دهد كه آذري ناراحت مي‌شود و بلافاصله به اصفهان مي‌رود. آذري مي‌شنود كه گروهي در پرسپوليس به دنبال اين هستند تا فرخزادي مديرعامل پرسپوليس شود و تمام تلاششان را مي‌كنند تا كس ديگري به اين پست نرسد. آذري به همين دليل از حبيب كاشاني خداحافظي مي‌كند و به او مي‌گويد كه هر وقت براي حضور من به توافق رسيديد، با من تماس بگيريد تا دوباره به تهران بيايم.
ماجرا از اين قرار است كه كاشاني كه گفته مي‌شود رييس هيات مديره آينده پرسپوليس است قصد دارد طبق قولي كه از اول به او داده‌اند، فرد مورد نظر خودش را به هيات مديره بياورد تا مديرعامل شود. در طرف مقابل حسين هدايتي و علي پروين كه خود را گزينه حضور در هيات مديره معرفي مي‌كنند، حامي مجيد فرخزادي براي پست مديرعاملي شده‌اند. فرخزادي كه يكي از نزديكان سعيدلو است، تحت حمايت هدايتي و پروين است و اين دو فرد دنبال اين هستند تا در صورت حضور در هيات مديره او مديرعامل شود تا جايگاه خودشان محكم‌تر شود. به هر حال ماجراي درگيري كاشاني و هدايتي از يك طرف و اين داستان دو قطبي شدن اعضاي احتمالي هيات مديره مشكل اساسي و پيش‌روي سعيدلو است.
سعيدلو پيش از فينال جام حذفي مدعي شده بود بعد از اين بازي حساس تمام اين افراد را دور هم جمع مي‌كند و با گفت‌وگو تمام مشكلات را برطرف مي‌سازد. اين‌طور كه مشخص است اعضاي آينده هيات مديره كه مد نظر سعيدلو هستند به‌شدت با هم مشكل دارند و بايد ديد رييس سازمان براي حل اين مشكل چه كار خواهد كرد.


 تصــــادف آقاي ستاره 
نويسنده : رضا خدادادي دبير تحريريه

1 - ميلاد زنيدپور در راه هيات فوتبال استان تهران تصادف كرد تا ديروز نتواند با استيل‌آذين‌ قراردادش را ثبت كند. خبرنگار ويژه صفحه سيزده بلافاصله خودش را به محل حادثه رساند تا گزارش ويژه‌اي از اين تصادف تهيه كند. اين خبرنگار با چشم خودش ديده است كه راننده ماشين ضارب زنيدپور خيلي آشنا بوده است و شباهت عجيبي به حبيب كاشاني داشته است. اگر فردا، پس‌فردا زنيدپور سر از باشگاه پرسپوليس درآورد خيلي فكر بد نكنيد، حتما رفته تا خسارت ماشينش را بگيرد.
2 - بيرون خط مانده‌ها مصاحبه مي‌كنند، آن هم از نوع مصاحبه‌هاي آتشين. حسين كعبي از تيم ملي خط خورده، قطبي را به دلالي متهم مي‌كند، مثيم بائو از نامهرباني دايي با خودش مي‌گويد و رجب‌زاده پرده از اسرار مس كرمان برمي‌دارد. ستاره‌هاي كم‌طاقت مدعي هستند كه حقشان در زمين مسابقه خورده شده و حالا دنبال احقاق آن در لابه‌لاي صفحات روزنامه‌ها و تيترهاي آن هستند.


 عزيزمحمدي: دايي جشن را به هم ريخت 

رييس سازمان ليگ تلاش زيادي كرد تا مراسم جشن قهرماني جام حذفي،‌ آبرومندانه برگزار شود، با اين همه بي‌نظمي‌هايي كه در اين جشن رخ داد عزيزمحمدي را ناراحت كرد:‌ «علي دايي باعث به هم خوردن جشن شد. او نبايد اجازه ورود ليدرها به روي سكوها را مي‌داد. مگر جاي ليدر روي سكو است؟» سردار كه حسابي عصباني شده دايي را به ترس از ليدرها متهم مي‌كند:‌«اينها به اميد ليدرها زنده هستند و به همين دليل نان ليدرها را تامين مي‌كنند، چون اگر ليدرها نباشند اينها مي‌ميرند.» سردار البته به درستي اشاره نمي‌كند كه منظورش از (اينها) چه كساني است. خبرنگاران براي آنكه عصبانيت محمدي را كمتر كنند بحث را عوض كرده و سراغ قانون سازمان ليگ در مورد تعيين سقف قرارداد بازيكنان مي‌روند و طبيعتا محمدي از اقدام خودش و همكارانش دفاع مي‌كند:‌ «با اين كار جلوي بسياري از مسايل را مي‌گيريم. براي مبارزه با قراردادهاي زيرميزي هم برنامه‌هاي ويژه‌اي داريم. مي‌خواهيم دلالي را از بين ببريم تا امثال ف.ك ديگر سراغ اين كارها نروند.»


 از پول خودمان خرج مي‌كنيم، نه جيب دولت
 هدايتي: ترسيديم دوستان آنفاركتوس كنند! 
نويسنده : سيدمحمد افجه

آبراموويچ وطني كه از قهرماني پرسپوليس خوشحال و راضي به نظر مي‌رسيد، عصر ديروز در مورد خرج كردن پول‌هايش، برنامه نود، تهديد شدن بعضي از بازيكن‌ها و... نيز صحبت كرد. او طوري خرج مي‌كند كه دوستانش(!) آمفاكتوس نكنند.
از قهرماني پرسپوليس در جام حذفي شروع كنيم.
خوشحالم كه در سالروز آزادسازي خرمشهر مي‌توانم قهرماني پرسپوليس را به تمام قرمزپوشان و هواداران متعصب اين تيم تبريك بگويم. اميدوارم پرسپوليس در ليگ قهرمانان آسيا هم موفق و سربلند باشد و دل مردم را شاد كند.دايي با اين قهرماني لياقت خود را به رخ كشيد و جا دارد تا اين قهرماني را به او تبريك بگويم و برايش آرزوي سربلندي كنم.علي سعيدلو فردي دلسوز و كاربلد است كه در راس سازمان تربيت‌بدني حضور دارد. هيچ‌كس نمي‌تواند كتمان كند كه نگاه ويژه سعيدلو به باشگاه مردمي پرسپوليس و حتي استقلال تاثيرگذار بوده است. به‌عنوان يك هوادار از سعيدلو هم تشكر مي‌كنم و اميدوارم كه ايشان هم همچنان از پرسپوليس حمايت كند.
قرار بود كه صبح روز سه‌شنبه طبق صحبت‌هاي شما، 9 بازيكن ستاره راهي هيات فوتبال شوند.
بله... قرار بود اين اتفاق بيفتد، اما بعضي از مسايل باعث شد تا قيد اين قضيه را بزنيم. احساس كردم كه بعضي‌ها با ديدن اين صحنه‌ها ممكن است ميدان را خالي كنند! ما هم ملاحظه كرديم و ترسيديم كه دوستان دچار «آنفاركتوس» شوند! به همين دليل بازيكنان را در گروه‌هاي سه نفره و در نوبت‌هاي مختلف به هيات فوتبال مي‌فرستيم.
بعضي‌ها معتقدند كه استيل‌آذين‌ پول‌هاي هنگفتي خرج مي‌كند و با همين روش بازيكنان جديد مي‌گيرد!
اتفاقا خودم هم اين صحبت‌ها را شنيده‌ام. خيلي دوست داشتم كه در برنامه نود روي خط بروم و در مورد اين موضوع صحبت كنم. حتي آقاي فردوسي‌پور و يارانش هم در اين مورد همكاري‌هاي لازم را انجام دادند، ولي من خوابم برد و نتوانستم با دوستان صحبت كنم. به هر حال ما يك تيم خصوصي هستيم و با برنامه‌هاي خاص خودمان جلو مي‌رويم. اينكه مي‌گويند پول هنگفت، كذب محض است. سقف قراردادهاي ما 400 ميليون تومان است و چون از جيب خودمان خرج مي‌كنيم، همه چيز مشخص است. بهتر است از كساني در مورد اين چيزها سوال كنيد كه از جيب دولت خرج مي‌كنند و به بازيكنان ما پيشنهادهاي بالاتر مي‌دهند! اين خيلي بد است كه آقايان به بازيكن ما زنگ بزنند و به زور كتاب دعا، تهديد و پرداخت پنجاه ميليون تومان اضافه بخواهند او را جذب كنند. اگر هزينه كرديم، كاري را انجام داديم كه با شغل و بيزينس ما عجين شده است. با همين دلايل و تفكرات اسپانسر جذب كرديم و جلو رفتيم. اصلا كدام باشگاه را سراغ داريد كه برايش سه ميليارد پول اسپانسر بدهند؟ بهتر است آقايان با ديدن اين مسايل به خودشان بيايند و متوجه شوند كه اين كارها برنامه‌ريزي شده است. با تمام اين حرف‌ها باز هم مي‌گويم كه ما از جيب خودمان با سقف 400 ميليون تومان جلو مي‌رويم و مثل بعضي از دوستان از جيب دولت خرج‌هاي آنچناني نمي‌كنيم.


 به‌جا مانده از فينال جام حذفي
 جام قهرماني در دستانيك مرغ‌فروش! 
نويسنده : آرش جعفري - مهدي ملكي

فينال جام حذفي باشگاه‌هاي كشور مثل ديگر بازي‌هاي مهم ليگ يا از همين سري رقابت‌ها با حاشيه‌هاي فراواني مواجه بود. اين حاشيه‌ها از مبادي ورودي ورزشگاه شروع مي‌شد تا روي سكوهاي ورزشگاه!
گروهي از خبرنگاران مطبوعات، تلويزيون و... به‌خاطر شرايط خاص مسابقه پشت در مانده بودند. البته به غير از جامعه خبرنگاران، شخصيت‌هاي ورزشي و سياسي هم كم و بيش براي رسيدن به محل برگزاري بازي با مشكلات عديده‌اي مواجه بودند. با توجه به گذشت دو روز از بازي فينال كه با قهرماني پرسپوليس همراه بود، قصد داريم گوشه‌اي از اين حواشي را براي شما به رشته تحرير درآوريم. حاشيه‌هايي كه خواندن آن خالي از لطف نيست.

ترافيك مختل‌كننده!
حضور چشم‌گير هواداران پرسپوليس در ورزشگاه آزادي باعث شده بود كه خيابان‌ها و اتوبان‌هاي منتهي به اين ورزشگاه با تراكم شديد مواجه شود. متاسفانه با اينكه مسوولان انتظامي در واحد راهنمايي و رانندگي و نيز خود پليس مي‌توانستند حضور بيش از 100 هزار نفر را پيش‌بيني كنند تا شرايط رفت و آمد به سهولت انجام شود، ولي متاسفانه شاهد چنين تدبيري نبوديم. ترافيك بيش از اندازه باعث شده بود تا خيلي از تماشاگران ديرتر از ساعت بازي به ورزشگاه برسند و از طرفي نيز ازدحام زيادي جلوي درهاي ورزشگاه به‌وجود بيايد.

برخورد نامناسب با خبرنگاران!
نيروي انتظامي با اين توجيه كه ورزشگاه پر شده است، خبرنگاران را راه نمي‌داد! و براي همين از ورود آنها به ورزشگاه ممانعت مي‌كردند! ماموران حتي داود عابدي، خبرنگار تلويزيون را هم راه نمي‌دادند تا او مجبور بشود با رايزني‌هاي مختلف راه خود را باز كند.
ماموران حتي از حضور بعضي چهره‌هاي ورزشي مثل ناصر شفق كه عضو هيات رييسه فدراسيون فوتبال و مديرعامل باشگاه تراكتورسازي است، براي ورود به ورزشگاه جلوگيري كرده بودند كه بالاخره با رايزني‌هاي فراوان آنها هم به ورزشگاه راه پيدا كردند. البته اين خان اول بود. در خان دوم مقابل در ورودي جايگاه خبرنگاران و VIP است. آنجا هم دوباره از ورود خبرنگاران جلوگيري شد و ماموران مدعي بودند كه جايگاه پر است و حتي در جايي كار به درگيري و استفاده از پليس ضدشورش كشيده شد، چرا كه گروهي از تماشاچيان مي‌خواستند به زور وارد قسمت جايگاه شوند. البته با توجه به بليت جايگاه كه در دست داشتند! بالاخره ما هم بعد از تمام مشكلات با 30 دقيقه تاخير از در تونل ورزشگاه با هزار مشكل وارد ورزشگاه شديم تا بتوانيم گزارشي از فينال جام حذفي تهيه كنيم.

كاردار سفارت ايتاليا در جايگاه خبرنگاران
دو تن از كارداران سفارت ايتاليا با تني چند از همراهانشان اواسط بازي وارد جايگاه خبرنگاران شدند تا ديدار فينال جام حذفي ايران را از نزديك تماشا كنند. مترجم همراه اين گروه ايتاليايي گفت كه اين دو كاردار سفارت ايتاليا به فوتبال ايران علاقه زيادي دارند!

هوادار نابيناي زابلي
هوادار نابيناي زابلي كه هميشه يك پاي ثابت تمرينات و بازي‌هاي پرسپوليس است در اين فينال هم حاضر بود. او مثل هميشه با همان پيراهن محلي خود و يا شال گردن قرمز به ورزشگاه آمده بود تا تيمش را تشويق كند. او ترجيح داد از روي سكوها به حمايت تيمش بپردازد و به محوطه جشن وارد نشود.

تهديد ليدرها
قبل از شروع مراسم جشن از حضور ليدرهاي پرسپوليس به محوطه جشن جلوگيري به عمل آمد. اين مساله با واكنش شديد آنها مواجه شد و خيلي از آنها با فرياد براي مسوولان پرسپوليس خط و نشان مي‌كشيدند و مي‌گفتند سال ديگري هم هست! باز هم ما را مي‌خواهيد كه بياييم تشويق كنيم! اين بود دستمزد تشويق‌ها و فريادزدن‌هاي ما؟! حالا ما مي‌دانيم و شما!
كه در همين لحظه به فرمان علي دايي به يكباره به سمت سكوي قهرماني هجوم بردند و در همين حين مي‌گفتند علي آقا دستور داد بياييد!

حركات موزون جلوي چشم ماموران
هواداران پرسپوليس آنقدر خوشحال و سرمست از قهرماني تيمشان بودند كه ديگر هيچ چيز برايشان مهم نبود. تني چند از آنها همراه با موسيقي كه در ورزشگاه پخش مي‌شد شروع به حركات موزون مقابل ماموران نيروي انتظامي كردند كه آنها هم هيچ واكنشي به خوشحالي آنها نشان ندادند!

حضور مديرعاملان سابق در جشن
سعيد آذري، مديرعامل سابق ذوب‌آهن و عبدالرضا برهاني‌نژاد، مديرعامل سابق مس كرمان از حاضرين در جشن پرسپوليس بود كه تا كنار زمين آمده بودند! البته حضور آذري با توجه به شايعه مديرعاملي پرسپوليس كمي قابل هضم بود، اما اينكه چرا برهاني‌نژاد به جشن آمده بود و نيز در آخر مراسم با سعيدلو از ورزشگاه رفت، نكته قابل توجه است!

جام قهرماني در دست يك مرغ‌فروش!
نه‌تنها ليدرها، بلكه دوستان نزديك آنها هم توانسته بودند به محوطه جشن برسند، در صورتي كه ماموران از ورود خبرنگاران به محوطه جلوگيري مي‌كردند و نمي‌گذاشتند يك قدم به اين محوطه نزديك شوند. اما در كمال تعجب يكي از مرغ‌فروشان محله‌هاي جنوب تهران كه خودش را از رفقاي جون‌جوني يكي از ليدرهاي پرسپوليس معرفي كرد، با جام قهرماني در محوطه ورزشگاه جولان مي‌داد! وقتي به فرد مرغ‌فروش گفتيم چطور وارد زمين شدي؟ گفت: «دوست فلان ليدر هستم و با وساطت او وارد جشن شدم.»

كنفرانس 50 دقيقه‌اي دايي
علي دايي در روزي كه بسيار خوشحال بود پس از كلي مصاحبه با دوربين‌هاي تلويزيوني در دور زمين و نيز شركت كردن در جشن قهرماني با رويي گشاده و باز در عين خستگي در محل كنفرانس حضور پيدا كرد و نزديك به 50 دقيقه پاسخگوي سوالات خبرنگاران بود. اما هم به سوالات فني و هم حاشيه‌اي به‌خوبي پاسخگو بود. از اين جهت هم بايد به دايي تبريك گفت كه گفتار او با خبرنگاران بسيار تغيير كرده است.

اجراي زنده ترانه با صداي پرسپوليسي‌ها
بالاخره داريوش خواجه‌نوري با گروهش با تاخير 15 دقيقه‌اي بر روي استيج آمد تا با همراهي پرسپوليسي‌ها ترانه جديدي را كه براي تيم ساخته، بخواند. شيث رضايي، محسن خليلي، ميثاق معمارزاده، محمد پنجعلي و خواجه‌نوري با يكديگر شروع به خواندن ترانه كردند. نكته قابل توجه حس گرفتن شيث رضايي بود كه مثل خواننده‌هاي حرفه‌اي ميكروفن را در دستش مي‌گرفت و آواز مي‌خواند. البته اين اجرا آخرين برنامه جشن بود كه خيلي از هواداران ورزشگاه را ترك كرده بودند.

دور افتخار مديرعامل
حبيب كاشاني كه از خوشحالي سر از پا نمي‌شناخت با همراهانش و چند ليدر! در ورزشگاه دور افتخار زدند و به ابراز احساسات هواداران پاسخ مي‌داد. كاشاني در لحظه برگزاري جشن بر روي استيج زماني كه آتش‌بازي شروع شد، سعي مي‌كرد كه از آتش‌بازي دوري كند و به نوعي از سوختن احتمالي مي‌ترسيد و يك‌جورايي بازيكنان پرسپوليس را به عقب هل مي‌داد تا از آن صحنه فرار كند!



 
نگاهی به گذشته
صفحه اصلی - درباره ما - تماس با ما -آرشیو - سایتهای دیگر - برگزیده صورتک ها - برگزیده کاریکاگل ها - برگزیده پوسترها - گزارش های تصویری
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه ورزشی گل می باشد و هرگونه استفاده غیر قانونی از مطالب سایت پیگرد قانونی خواهد داشت .
Copyright 2006-2008 , www.goaldaily.ir :: (Iranian Goal Newspaper) All rights reserved :: Email : Info@goaldaily.ir