صدراي زيراب هم كنار كشيد واين فصل در ليگ كشتي آزاد شركت نميكند!صدراي زيراب كارش را از جامحذفي و ليگ دسته اول كشتي آزاد شروع كرد و با تكيه بر اصول مديريتي كه به آن اعتقاد داشت خود را با قهرماني در جام حذفي كشتي كشور در ليگبرتر ديد.اين تيم سال اول را با استفاده از كشتيگيران نه چندان مطرح آن زمان و مطرح فعلي،همچون سعيد داداشپور، عباس دباغي،مسعود اسماعيل پور،عباس رنجبر،سعيد رياحي،احمد اميريان،سبحان محمدزاده،ايمان كاشي و ... آغاز كرد تا با معرفي چند مدعي در سطح اول كشتي كشور، به جمع مدعيان اضافه شود.در سال دوم حضور در ليگبرتر، اما با جذب نفراتي چون ديويد موسلبز قهرمان پر آوازه روس در سنگين وزن و دارنده عنوانهاي قهرماني جهان و المپيك،به جايگاه مطلوبي در ليگ كشتي آزاد رسيدو توانست با حذف تيم نفت تهران ، مدافع عنوان قهرماني ، به جمع چهار تيم پاياني برسد.محبوب قباديان مالك باشگاه صدرا كه گمان ميرفت امسال عزمش را براي قهرماني جزم كرده است صحبت از عدم شركت در مسابقات ليگبرتر را پيش كشيده است .تصميميعجيب به خصوص براي مازندرانيهاي كشتي دوست !گفت وگو با مديرعامل كشتي دوست صدراي زيراب كه به فوتبال روي آورده است را بخوانيد..
بالاخره با چه نفراتي در ليگ كشتي شركت ميكنيد؟
مگر كشتيگيري هم باقي مانده است كه ما جذب كنيم؟
متوجه منظورتان نميشويم.
آقايان،مربيان تيم ملي را كردهاند مربي تيم نفت و آنها هم هر چه كشتيگير شاخص بود را جذب كردهاند.حتي به خودشان زحمت نميدهند براي جلب رضايت كشتيگيري مثل عباس دباغي كه با ما قرارداد دارد با ما تماس بگيرند و پيغام ميدهند كه به فلاني بگوييد با ما تماس بگيرد! ظاهرا آقايان فقط ادعاي حرفهايگري دارند و به لحاظ اصول حرفهاي در فقر كامل به سر ميبرند و فكر ميكنند من بايد با آنها تماس بگيرم تا كشتيگيرم را دو دستي تقديم شان كنم!
منظورتان به طور كلي مخالفت با اين مساله است يا معني ديگري دارد ؟
يعني ما در ليگ شركت نميكنيم.
فقط به خاطر از دست دادن چند كشتيگير؟
همين موضوع هم دليل كوچكي نيست،اما ما از بدرفتاري سازمان با تيمهاي خصوصي شاكي هستيم.مگر گراد كه يك تيم خصوصي بود و در ليگ قهرمان شد چه گلي به سرش زدند؟اينها همه انگيزه و انرژي ما را از بين بردند.فقط ادعاي خصوصيسازي دارند،در حالي كه حاضر نيستند حتي يك قدم براي بخش خصوصي بردارند.بضاعت و توان مالي ما هم حدي دارد.
از طرف تربيت بدني استان كمكي به شما نشد؟
چرا شد...پس از پنج سال،سه ميليون تومان براي ما فرستادند كه دست شان درد نكند.لابد توان شان همين بوده! شايد آقايان نميدانند فقط هزينه هر سفر ما پنج ميليون تومان است! که البته ما اين مبلغ را توهين تلقي کرده و آنرا نپذيرفتيم . وقتي براي گرفتن وام خريد اتوبوس كه در جهت كاهش هزينههاي مان بوده ، سه سال است ما را ميدوانند،از همه چيز دلسرد ميشوم.من كه به تنهايي نبايد بار كشتي استاني چون مازندران را به دوش بكشم و پزش را عده ديگري بدهند.
چطور شد سر از فوتبال در آورديد؟
خواستم كاري را كه در كشتي كردم در فوتبال ادامه بدهم و اگر فوتباليست با استعدادي در منطقه سوادكوه وجود دارد بتواند خودش را نشان بدهد.نميدانم چقدر دوام ميآورم اما تا آن جايي كه بتوانم اعتبارم را در ورزش خرج ميكنم تا بتوانم به اين منطقه محروم و استعدادهايش كمكي كنم.فعلا كه از ليگ دسته سوم شروع كرديم تا ببينيم خدا چه ميخواهد.
در فوتبال مشكلي نداريد؟
مشكل كه نه...(با خنده) فقط زمين و امكانات و پول نداريم!!! البته بعد از نشستي كه با آقاي بهروان داشتم دلگرمتر و اميدوارتر شدم، اما باور كنيد حتي يك زمين مناسب براي مسابقاتمان نداريم و نميدانم اين زمين تا چند مسابقه ميتواند جوابگو باشد.واقعا يكي نيست به داد تيمهاي خصوصي برسد؟
خب وقتي اين همه مشكل داريد تيم ندهيد!
اگر ميتوانستم كه مشكلي نداشتم!
يعني فقط شما اين مشكلات را داريد؟
خير،اين مشكل همه تيمهاي خصوصي است.عده اي با پول دولت مديريت ميكنند و فكر ميكنند هنر مديريت آنها است كه تيم را قهرمان ميكنند، اما ميخواهم به آنها بگويم اگر ادعاي مديريت دارند فقط يك سال با تيم خصوصي در مسابقات شركت كنند تا عيارشان مشخص شود.