جستجو صفحه اصلی
نسخه شماره 835 - 1387/09/25 -


نكته بازي


خداداد:نمي خواهم جاي دايي را بگيرم

پيشنهاد زوج رويايي كاشاني – هدايتي
حاج حبيب محبوب‌ترين گزينه فعلي پرسپوليس

اين تعطيلات موهبتي براي قرمزهاست
شتاب و ثبات عناصر حياتي براي پرسپوليس


حيدري: نيمكت نشيني‌ام را به خبرنگاران تبريك مي‌گويم!

علي پروين در خانه هنرمندان «سلطان » را ديد
به سفارش دخترانم در اين فيلم بازي كردم!

كناره گيري بي‌سر و صداي دايي از سايپا
حاج علي استعفا داد و به عمان رفت

سرمربيان سابق دو تيم ابومسلم و پيام آغازگر تعليق
زنگ خطر جدي براي تيم‌هاي مشهدي

نشان ماري‌براون فقط در يك نقطه به جاي 8 نقطه حك شد
فسخ يكطرفه قرارداد اسپانسر پرسپوليس در ليگ آسيا

ستاره‌هايي كه جهشي بالا رفتند و پرشي پايين افتادند
نوسان، هيجان و نقصان اساطير مشرقي


تيم ملي با پول قرضي رفت عمان!

«خداداد» كه كتاب خاطراتمان را مي‌نوشت
قلم را زمين گذاشت و ورق را پاره كرد

پرونده اي براي بازي هاي ملي خداداد
گزارش ظهور يك غزال


خداداد عزيزي اعدام بايدگردد!


ال‌كلاسيكو و سوءتفاهم تاريخي در مورد داربي تهران!


هدايتي: بسياري از مديران قبلي از پرسپوليس به ثروت رسيدند اما من خرج مي‌كنم


توضيح درباره پوسترروز گذشته


 نكته بازي 
نويسنده : شاهين تهراني

هنر امپراتور!
استقلال تهران در هفته‌هاي پاياني نيم‌فصل، آن قدر درخشيد، آن قدر گل زد و آن قدر برد كه بدبين‌ترين هواداران اين تيم هم به آينده تيمشان در رقابت‌هاي ليگ امسال اميدوار شده و قهرماني را از آن خود بداند. اما هنوز هم افرادي وجود دارند كه مي‌گويند موفقيت‌هاي امروز آبي‌پوشان ناشي از يارگيري بسيار خوب ابتدا فصل‌شان است و اگر اميرخان امروز سرمربي يك تيم برنده است علت چيزي جز اين نيست كه او اكنون در هرپستي حداقل دو بازيكن بسيار خوب و ستاره گونه در اختيار دارد و مي‌تواند بدون «هيچ دردسري» تيمش را ارنج كند. البته تمام حرف اين عده درست است به جز بخش «هيچ دردسري» آن! حضور دو بازيكن خوب يا دو ستاره هم پست در يك تيم، براي آنكه آن تيم هر فصل بيشتر از قهرماني فاصله بگيرد، كافي است، چه برسد به 10 بازيكن «خوبي» كه بالاجبار بايد نيمكت و سكونشين شوند! هر انتخاب امير قلعه‌نويي به معناي نيمكت‌نشين شدن يك بازيكن خوب است و اين يعني بشكه باروت! هنر قلعه‌نويي در فصل جاري، بي‌سروصدا و دور از تنش نگه داشتن تيم است. كاري كه از عهده «هركس» برنمي‌آيد!

 

واقعا حرفه‌اي
وحيد هاشميان سال‌هاست كه در بوندس‌ليگا حضور دارد. اگرچه او در طول اين سال‌ها عملكرد ثابتي داشته و از آن جرقه‌هاي ترسناك ديگر خبري نيست، اما اينكه يك بازيكن بتواند چندين سال خود را در سطح بوندس‌ليگا حفظ كند و در چند تيم حاضر در اين ليگ حضور يابد، نشان از حرفه‌اي بودن وي دارد. وحيد تا سال آينده ميلادي از حضور در تمرينات تيم بوخوم محروم شده و تازه بايد مبلغي را هم به عنوان جريمه به اين تيم پرداخت كند. تمام اينها فقط به خاطر اين است كه وحيد عليه سرمربي تيمش مصاحبه داشته و در آن از نيمكت‌نشين شدنش گلايه كرده است!
قابل توجه تمام آنهايي كه فكر مي‌كردند، پژمان نوري حق داشته به خاطر نيمكت‌نشين شدنش با اصحاب رسانه درد دل كند و بگويد كه چون جنبه ذخيره بودن را ندارد، «بهتر است» به صورت فيكس به بازي گرفته شود! افشين پيرواني بهتر است بداند كه در فوتبال‌هاي واقعا حرفه‌اي هم بازيكنان حق مصاحبه عليه مربيان خود را ندارند و در صورت انجام اين كار با محروميت و جريمه مواجه مي‌شوند.

 

استفاده، نه سوء استفاده!
علي كفاشيان، رييس فدراسيون فوتبال ايران بعد از ماه‌ها كه خبر اسپانسري سايپا را اعلام كرده و حسابي روي نام اين شركت مانور داده بود، بالاخره خيلي آرام و بي‌سر و صدا از بي‌پاسخ ماندن نامه فدراسيون به اين شركت خبر مي‌دهد و آمادگي فدراسيون براي مذاكره با اسپانسر‌هاي ديگر! به بيان ديگر شركت معظم سايپا با استفاده به موقع (با سوء استفاده اشتباه گرفته نشود!) از ذوق زدگي مديران فدراسيون فوتبال بيش از آنچه كه مي‌توانست در طول يكسال از اين اسپانسرينگ منتفع شود سود برد! حسابش را بكنيد، بيش از دو ماه و نيم است كه مسوولان جوگير فدراسيون فوتبال از عقد قرارداد كلان با سايپا حرف مي‌زنند و هر روز خواسته يا ناخواسته «تيتري» در مطبوعات از اين قرارداد سخن مي‌گفت. اگر سايپا در همان ابتدا، پول را پرداخت مي‌كرد و با فدراسيون وارد قرارداد مي‌شد، آيا تا بدين حد در بورس خبري قرار مي‌گرفت؟ آنها بدون اينكه پولي بدهند، بهترين استفاده (باز هم تاكيد مي‌كنم كه يك وقت خدا نكرده با سوء استفاده اشتباه نشود!) را از مديران عشق مصاحبه‌اي كه لاجرم مجبورند براي هر مصاحبه، تيتري جلدي هم به رسانه مصاحبه كننده بدهند، كردند و با زرنگي خاصي رفتند دنبال توليد خودروي ملي شان! همان اتومبيلي كه قرار است جايگزين پرايد شود!


 خداداد:نمي خواهم جاي دايي را بگيرم 
نويسنده : رضا خدادادي-احد علوي

تصميمش را گرفته. تصميمي كه از جنس خود اوست. خداداد عزيزي براي هميشه از فوتبال خداحافظي مي‌كند. نه مربي، نه مديرعامل، نه قائم‌مقام و نه هيچ پست و منصب ديگر او را به فوتبال باز نمي‌گرداند. او مي‌رود تا با رفتنش اعتراض كند و صداي اعتراضش را به گوش همه عالم برساند. او از اين فوتبال كه به زعمش حاشيه‌ها، اصل را قورت داده است جمع مي‌كند و مي‌رود. از فوتبالي كه هيچكس تاب تحمل صداي معترضان را ندارد. اعتراضي كه البته در تمام اين گفت‌وگو به نحوه عرضه‌اش توسط خداداد معترض بوديم.

خداداد قيد بودن در فوتبال را زده؟
بودن به صرف بودن به درد نمي‌خورد. فوتبالي كه نمي‌پذيرد آدم در آن صادقانه كار كند به چه دردي مي‌خورد؟ من نمي‌توانم اينجا كار كنم. غير فوتبالي‌ها به‌خاطر پول و شهرت آمدند اما من با فوتبال به همه اينها رسيدم. پس دلم شور فوتبال را مي‌زند. من با فوتبالي كه باند‌بازي دارد و مافيا، موافق نيستم. نمي‌توانم بپذيرم كه اينجا ما در تلويزيون در مورد مسي يا رونالدو حرف مي‌زنيم، كارشناساني در اين مورد حرف مي‌زنند كه اندازه اين حرف‌ها نيستند و يك تيم محلي را اينجا در ايران نمي‌توانند جمع كنند.
يعني صلاحيت صحبت در مورد خداداد را هر كسي ندارد.
آنها در مورد بوش، انرژي هسته‌اي و نفت اظهار‌نظر مي‌كنند خب پس عجيب نيست كه در مورد خداداد هم حرف بزنند. من به اين روش اعتراض دارم، به اين فضاي مسموم معترضم.
و همين اعتراض‌ها و زبان سرخ سر سبز را به باد داد.
من همين بودم و هستم. از همان زمان كه علي پروين دعوتم كرد تا امروز خداداد هميشه اعتراض مي‌كند. به همين دليل مي‌گويم من از جنس اين فوتبال نيستم. جايي كه همه بايد ساكت باشند و سيستم، افراد معترض را نمي‌پذيرد. مردم نمي‌دانند كه چه مسايلي در پشت پرده فوتبال ايران هست اما من مي‌دانم و آن را فرياد مي‌كنم.
همين مردم و همين آدم‌ها خداداد را دوست دارند به‌خاطر همين اعتراضش به خاطر همين زبان سرخش.
بله، اما مردم كه كاره‌اي نيستند مردم در فوتبال تصميم‌گيرنده نيستند.
اما نظر آنها تاثيرگذار است. همين افكار عمومي بار قبل خداداد عزيزي را به تيم‌ملي برگرداند.
اما هميشه اين اتفاق نمي‌افتد. آنها كه آن بالا نشستند مي‌گويند اينكه خداداد بود ساكتش كرديم پس بقيه هم بايد هواي كار دست‌شان باشد.
اما اين چه حكمتي است كه هميشه پاي يكي از جنجال‌ها خداداد عزيزي است. آيا او وكيل مدافع همه فوتبال است.
نه، اما به‌عنوان كارشناس فوتبال بايد نظر كارشناسي بدهد، نه در مورد مسي و فوتبال اروپا. حداقل در مورد فوتبال در سطح ايران كه مي‌تواند. من معتقد بودم كه آوردن برانكوويچ‌ها اشتباه بود و بايد مي‌گفتم اما روند تغيير نكرد كه هيچ، رفتند داداش او را هم آوردند. هرچقدر داد كشيدم و اعتراض كردم هيچ تاثيري نداشت.
آيا در تمام اين دعواها حق با خداداد عزيزي بود.
نه، من مقابل جلال طالبي در بازي آمريكا رفتاري انجام دادم كه اشتباه بود رفتم و همان شب از او عذرخواهي كردم. اينقدر وجودش را دارم كه اگر كار اشتباهي كنم خواهم گفت.
مگر اعتراض خداداد به سيستم نيست.
چرا.
پس چرا وقتي به خارج از ايران هم مي‌رود باز هم شلوغ‌كاري مي‌كند.
مي‌گفتند من در آلمان با شوستر درگير شدم اما شما آن را ديده‌ايد؟ از شوستر پرسيديد؟ يا گفتند در آمريكا درگير شدم. وسط بازي بود بازيكن من را هل داد و من هم او را هل دادم. اين اتفاق همه جا ممكن است بيفتد. يا خداداد با مايلي‌كهن مشكل دارد. تلفن او را بگيريد بپرسيد من چه مشكلي با او دارم. من وقتي جنجال مي‌كنم كه بلاژويچ به همه بازيكنان پيراهن مي‌دهد و شماره آنها را مي‌داند اما مال من را نمي‌داند.
او هم گفته بود روزي كه به ايران آمده بود در مورد تو به او هشدار داده بودند.
يعني او هم عليه من پر شده بود. اگر هم برگشتم تيم‌ملي دليلش اين بود كه براي بازي با آمريكا آنها شرط كرده بودند كه من و علي دايي و مهدوي‌كيا حتما باشيم.
خداداد مي‌توانست جايگاه بالاتري داشته باشد در دوران بازيگري يا مربيگري اگر در تندي و نحوه اعتراضش تجديد‌نظر مي‌كرد.
من ذاتم اين است. احتياجي هم به بيش از اين نداشتم و ندارم. حرفي كه مي‌زنم و اعتراضي كه مي‌كردم فوتبالي بوده نه علمي و مديريتي. اصلا چرا اعتراض‌هاي من را مي‌بينيد اما نمي‌بينيد كه از چند بازيكن خارجي تست گرفتم و آوردم در فوتبال ايران كه ستاره شدند. خود من را يك دلال به دورتموند معرفي كرد و دو جلسه تست دادم. آنها مي‌توانند بازيكن معرفي كنند اما يك آدم فني است كه انتخاب درست را انجام مي‌دهد. من به‌عنوان يك آدم فني مي‌گويم تعطيلي ليگ سم است. همين استقلال بعد از تعطيلات به مشكل مي‌خورد. مي‌گويم داورها آماده نيستند و براي هر بازي 200 هزار تومان هم تمرين نمي‌كنند، من هم بودم تمرين نمي‌كردم و برايش راهكار هم مي‌دهم.
اما لحن و نوع اعتراض مهم است. همه حرف شما درست اما نبايد به داور بگوييد كه نمي‌تواند گوسفند را از خيابان عبور دهد. مشكل سر اين لحن و نحوه اعتراض است.
من بي‌دليل كه اين حرف را نمي‌زنم، اين عكس‌العمل من است. آن داور يك چيزي گفته كه آن را شنيده، آن آقاي محمدي رفتاري كرده كه آن برخورد را ديده.
يعني واكنش شما حاصل يك كنش است.
دقيقا اين كنش و واكنش است. كسي حرف داور را نمي‌بيند يا رفتار آن خبرنگار را اما واكنش خداداد بزرگ مي‌شود. شما كه به اين واكنش من و نحوه‌اش اعتراض داريد بگوييد بايد چطوري در اين شرايط كار كنم. وقتي آن مسوول نمي‌فهمد كه من روي نيمكت پيام چقدر زير فشار هستم و اين واكنش شايد تحت فشار بوده است، از حذف من حرف مي‌زند.
مي‌تواند ملايم‌تر باشد تا نتيجه‌اش به حذف خداداد از فوتبال منجر نشود.
من اگر مثل خيلي‌ها نياز مالي داشتم همين كار را مي‌كردم اما من از فوتبال به همه‌جا رسيدم. من محبوب هستم نه مشهور اما سردمداران فوتبال ما اعتراض چنين افرادي را نمي‌پذيرند. علي كريمي چرا بايد در فوتبال ايران برزخي باشد؟ دقيقا به‌خاطر يكبار اعتراض به مديريت. مگر او با نيكبخت سرمايه ملي ما نيستند پس چرا بايد آنها را با دست خودمان از بين ببريم.
خداداد عزيزي وكيل‌مدافع همه اينها هم هست.
اگر ما فوتباليست‌ها هم پشت هم بوديم خيلي از اين بلاها را نمي‌توانستند سرمان بياورند. اين سيستم هميشه آدم‌هاي معترض را ساكت مي‌كند.
من همچنان به نحوه اعتراض خداداد معترضم. اينگونه باشد شما هم اعتراض مي‌كنيد و هيچكس هم نبايد از خداداد انتقاد كند. چون فوتباليست بزرگي بوده.
شما روزنامه‌نگارها بارها شخصيت من را نقد كرديد اما از نظر فني هم خيلي‌ها مي‌توانند به من انتقاد كنند. علي پروين مي‌تواند، ناصر حجازي مي‌تواند، حشمت مهاجراني مي‌تواند، همايون بهزادي مي‌تواند چون سر طلايي فوتبال ايران بوده. حتي من به نظر هم‌نسلانم هم احترام مي‌گذارم.
اما علي دايي هم از انتقادات خداداد بي‌نصيب نمانده.
من در مورد دايي اظهار‌نظر نكردم. من در مورد شرايط تيم‌ملي حرف زدم آيا به‌عنوان يك كارشناس نمي‌توانستم.
شايد بهتر باشد همه اهالي فوتبال جنبه اعتراض را داشته باشند و البته درست اعتراض كنند.
نتيجه و رفتار سيستم فوتبال ايران چنين چيزي را نشان نمي‌دهد.
در اين ماجرا چند‌بار پاي علي دايي را هم وسط كشيديد مثلا اينكه او مخالف حضور شما در تيم‌ملي اميد بوده يا مقايسه ميزان محبوبيت خودتان با او.
من به دايي كاري ندارم، در مورد اين مساله دست‌هاي زيادي در كار بود. عده‌اي مي‌خواستند محبوبيت خداداد را بشكنند. مي‌خواستند من را از مردم دور كنند اما غافل از آنكه محبوبيت آدم‌ها به گلزني نيست. من 50 تا بازي ملي بيشتر ندارم يا 11 گل بيشتر نزدم اما از آنها كه بيش از صد گل زدند محبوب‌تر هستم. حتي از آنها كه صد بازي ملي هم بيشتر بازي كردند.
اشاره من دقيقا همين‌جاست شما كدهاي علي دايي را مي‌دهيد.
ببينيد علي كار خودش را مي‌كند من هم كار خودم را مي‌كنم. اينطور نيست كه اگر انتقادي بكنم مي‌خواهم جاي او را بگيرم. اين هم نيست كه اگر او سرمربي تيم‌ملي شد و من سرمربي پيام او هر حرفي بزند و من حرفي نزنم. او سرمربي تيم‌هاي متمول بوده اما من تيم‌هايي را گرفتم كه محتاج نان شبش بوده.
عجيب اين است دايي كه هيچكس را بي‌جواب نمي‌گذارد هيچ‌وقت جواب شما را نمي‌دهد.
ديگر اين را نمي‌دانم كه چرا او جواب نمي‌دهد.
من احساسم اين است كه شما دو نفر از دوران بازيگري تا امروز يك نوع رقابت داريد كه ادامه هم دارد.
اگر مي‌خواستم رقابت كنم يك تيم بزرگ مي‌گرفتم كه لااقل دغدغه پول نداشته باشم. يك تيم مثل سايپا و آن‌وقت خودم را در مربيگري هم نشان مي‌دادم. قهرمان كردن استقلال و پرسپوليس كه كاري ندارد من رفتم و كار كردم. بالا آوردن پيام تا رتبه‌هاي وسط جدول هنر است. من و دايي كار خودمان را مي‌كنيم. او تيم خودش را دارد و من هم كار خودم را. خدا خواست و زماني او به من پاس داد تا آن گل را بزنم...
كه امكانش بود جاي شما دو نفر عوض مي‌شد.
مگر اين اتفاق نيفتاده بود. او دو پاس گل به من داد اما من كلي پاس گل به او داده‌ام.
شما هم يك تيم مثل سايپا بگيريد و قهرمان كنيد شايد سرمربي تيم‌ملي شويد.
دنبالش نيستم. من دو سال مجاني براي ابومسلم كار كردم. من مي‌خواهم جايي كار كنم كه موثر باشم.
پس خودتان دنبال دردسر مي‌گرديد.
فكر مي‌كنيد من دوست دارم كه با همه درگير شوم. من دوست ندارم آتو دست كسي بدهم اما اينجا فقط بايد بجنگي.
خداداد بايد بماند و به اين جنگ ادامه دهد.
سيستم فوتبال من را طرد مي‌كند اما آنهايي كه بدنه و جزو فوتبال هستند من را جذب مي‌كنند.
تصميم به خداحافظي در اين شرايط سخت است. يك كمي داغ هستيد.
نه تصميم‌ام را گرفتم. من ديگر در كنار فوتبال نخواهم بود. هر حرفي هم كه زدم به آن عمل كردم. من سال 85 فوتبال را كنار گذاشتم در حالي كه دايي كه سه سال از من بزرگتر بود سه سال هم بعد از من بازي كرد. در حالي كه علم مي‌گويد بازيكن قد كوتاه‌تر بيشتر فوتبالش از بازيكن قد بلندتر عمر مي‌كند. تصميم براي خداحافظي را يك شبه گرفتم و عمل كردم اين بار هم همين است.
دلتان براي فوتبال تنگ مي‌شود؟
مي‌‌روم تو سالن با رفقا بازي مي‌‌كنم.
صداهاي معترض نبايد از بين برود.
من از جنس اين فوتبال آلوده نيستم، آنقدر هم داد كشيدم كه حنجره‌ام پاره شده. من مي‌گويم فوتبال در سراشيبي سقوط قرار گرفته است و صداي من هم فايده ندارد.
در فوتبالي كه در حال سقوط است خداداد بايد آلارم بدهد.
مگر من آتش نشاني‌ام؟ فوتبال سقوط مي‌كند و هر كس كه با آن باشد هم سقوط مي‌كند مگر اينكه روشمان را عوض كنيم مثل امارات. ما اگر واقع‌بينانه نگاه كنيم با آن تساوي مفتضحانه مقابل امارات و عربستان بايد متوجه اين سقوط مي‌شديم. حالا من داد بزنم كه چي. حرص و جوش چقدر بخورم و چقدر خانواده‌ام را تحت فشار قرار دهم. من به درد اين فوتبال نمي‌خورم. جايي كه حاشيه‌ها، اصل فوتبال را قورت داده است.
كساني كه معتقديد عليه شما سناريو نوشتند معرفي نمي‌كنيد..
دو نفر هستند كه اسمشان را مي‌دانم اما افشاء نمي‌كنم. همان‌ها كه تلاش كردند اسم من را از گزينه‌هاي تيم اميد خط بزنند. فوتبال باشد براي آنها.
دل فوتبال براي شما تنگ مي‌شود.
نه هيچكس دلش برايم تنگ نمي‌شود.


 پيشنهاد زوج رويايي كاشاني – هدايتي
 حاج حبيب محبوب‌ترين گزينه فعلي پرسپوليس 
نويسنده : احسان هاشمي

بدون شك حبيب كاشاني همچنان محبوب‌ترين مديرعامل باشگاه پرسپوليس حداقل طي دودهه اخير است و هرگز نمي‌توان اين را نشنيده گرفت كه چطور هواداران پرسپوليس از روي سكوها نام او را فرياد مي‌زنند.
آن روزي كه پيام‌هاي هواداران پرسپوليس در مورد علاقه‌شان به حاج حبيب و نارضايتي‌شان از مديران جديد را دريافت مي‌كرديم، هرگز اين تصور را نمي‌كرديم كه صداي مردم در رسانه‌ها و پيغام هواداران پرسپوليس اينقدر زود به گوش مسوولان برسد و بار ديگر حاج حبيب به باشگاه پرسپوليس نزديك شود. از يك منبع آگاه شنيديم كه با توجه به وضعيت باشگاه پرسپوليس و حواشي خاصي كه پيرامون اين باشگاه وجود دارد، بعضي از مديران باشگاه و مسوولان ذيربط به اين فكر افتاده‌اند تا با وارد كردن حبيب كاشاني به سيستم مديريتي پرسپوليس، اين باشگاه را از بحران نجات دهند. حبيب كاشاني به عنوان يك مدير توانا و مردمي توانست با وجود مشكلات فراوان باشگاه، بهترين فصل مالي پرسپوليس را رقم بزند. در يك سالي كه حبيب كاشاني، مديرعامل پرسپوليس بود اين تيم بدون يك ريال بدهي رويايي‌ترين فصل خود را پشت سر گذاشت و توانست به قهرماني رقابت‌هاي ليگ برتر برسد. اين در حالي است كه در پرسپوليس فعلي هرگز چنين شرايطي حاكم نيست. طبق اخباري كه در مورد وضعيت مالي سرخ‌ها به دست آورديم تا اينجاي كار حسين هدايتي حدود سه تا چهار ميليارد تومان و سازمان تربيت بدني نيز حدود دو ميليارد تومان به پرسپوليس پول تزريق كرده است. در حالي كه داريوش مصطفوي در برنامه پربيننده نود اعلام كرد هزينه‌هاي باشگاه در فصل فعلي به چهار ميليارد هم نمي‌رسد، اين باشگاه تاكنون بيش از شش ميليارد تومان هزينه در برداشته است.
از سوي ديگر و جدا از مسايل مالي پرسپوليس به رغم جذب ستاره‌هاي نجومي و ريخت‌وپاش‌هاي فراوان هدايتي هنوز حتي نتوانسته نتايجي شبيه نيم فصل اول سال گذشته را كسب كند. جدا از اينها با توجه به چالش‌ها و اختلاف‌نظرهاي مسوولان باشگاه و نوع مديريت حبيب كاشاني اگر مديرعامل محبوب هواداران پرسپوليس جانشين بعضي از نيروهاي از كار افتاده شود، زوج كاشاني- هدايتي مي‌تواند با توجه به شرايط بحراني سرخ‌ها و در آستانه حضور در رقابت‌هاي آسيايي بهترين آرزوي برآورده شده هواداران پرسپوليس باشد.
شنيده‌هاي ما در مورد احتمالات مديريتي باشگاه پرسپوليس حكايت از آن دارد كه اگر وضعيت سرخ‌ها به همين روال پيش برود و قرار باشد هدايتي با داشتن فاكتورهاي مديريتي و بيزينسي‌اش فقط نقش عابر بانك را ايفا كند، عضو محبوب هيات‌مديره سرخ‌ها نيز از اين باشگاه كنار خواهد كشيد.


 اين تعطيلات موهبتي براي قرمزهاست
 شتاب و ثبات عناصر حياتي براي پرسپوليس 
نويسنده : آرش رستم‌نمدي

پيروزي با سه گل آن هم در همدان در كنار گل نخوردن در خارج از تهران نتيجه‌اي بود كه كلي باعث آرامش خاطر پرسپوليسي‌ها شد تا با خيال راحت به ايام تعطيلات ليگ بروند و از اين تعطيلي دو هفته‌اي لذت ببرند.
البته جنس اين تعطيلات با نمونه‌هاي مشابه حداقل براي پرسپوليس تفاوت‌هاي عديده‌اي دارد. در حالي كه اسم تعطيلات نيم فصل مترادف با ايام نقل و انتقالات كوتاه مدتي براي همه تيم‌هاست،‌ پرسپوليس از اين بابت خيالش راحت است. چون از يك طرف به علت ندانم كاري‌هاي گذشته مديران و مربي قبلي فهرست خود را پر شده مي‌بيند و نه خارجي و نه داخلي، هيچ رقم بازيكني نمي‌تواند جذب كند و از طرف ديگر طبق اعلام سرمربي جديد خود، به هيچ بازيكني هم براي رفتن به تيمي ديگر رضايت‌نامه داده نخواهد شد. پس قرمزهايي كه در اين مقوله نمي‌توانند حركتي انجام دهند، بايد برنامه‌هاي خود در تعطيلات را روي دو فاكتور عمده ثبات و شتاب متمركز كنند. شايد در ظاهر قضيه اين دو فاكتور هيچ سنخيتي با هم نداشته باشند ولي در عمل و در دو مقوله مختلف نياز مبرمي به هر دو فاكتور احساس مي‌شود.
با توجه به اخبار و شايعات متعددي كه از هيات مديره پرسپوليس به گوش مي‌رسد اعمال تغييرات و مخصوصا تغيير مديرعامل پرسپوليس امري بديهي و اجتناب‌ناپذير به نظر مي‌رسد. اگر قرار است دامنه اين تغييرات به كادر فني هم كشيده شود، مسوولان امر بايد هرچه سريع‌تر نسبت به اعمال اين تغييرات اقدام كنند تا كادر فني جديد بتواند در ايام تعطيلات نسبت به هماهنگي‌هاي لازم و جا انداختن برنامه‌هاي خود در تيم اقدام كند ولي اگر قرار نيست چنين تغييراتي انجام شود، خيلي راحت و سريع اعلام كنند تا افشين پيرواني بتواند در اين فرصت به كارهايش برسد.
واقعيت اينجاست كه پرسپوليس به رغم پيروزي سه بر صفر در همدان هنوز تا رسيدن به درجه‌اي مناسب از قدرت كه متناسب با بضاعت اين تيم باشد، فاصله بعيدي دارد. اين درست كه پرسپوليس براي دومين بار طي پنج بازي سرمربيگري پيرواني موفق شد در همدان دروازه خود را بسته نگه دارد و اين براي تيمي كه در 14 بازي تحت هدايت قطبي 21 گل خورده بود، يك قدم روبه جلو است ولي اين دفاع هنوز هم كار زيادي براي رسيدن به حد اطمينان دارد. از طرف ديگر پرسپوليس هنوز هم در امر فرصت‌سوزي در موقعيت‌هاي صددرصد گلزني دست همه تيم‌ها را از پشت بسته است. در همين بازي با پاس همدان شاهد بوديم كه قرمزها به رغم زدن سه گل حداقل سه فرصت طلايي را هم هدر دادند و اگر پيرواني مي‌خواهد آينده‌اش در پرسپوليس مثل دوران گذشته حضورش در اين تيم پربار باشد حتما بايد اين اشكالات را مرتفع كند. ضمن اينكه پرسپوليس در همين بازي با پاس، دو نيمه كاملا متفاوت و غيرقابل مقايسه داشت و هيچ اهل فوتبالي نمي‌تواند قبول كند كه يك تيم طي دو نيمه بازي خود به اين اندازه تفاوت داشته باشد.
بي‌ترديد اين تعطيلات يك فرصت طلايي براي پرسپوليس محسوب مي‌شود چون هم امكان تغييرات سريع در كادر مديريتي و فني وجود دارد و هم مي‌توان طي اين مدت نقاط ضعف تيم را برطرف و نقاط قوت آن را بيشتر كرد. مسوولان پرسپوليس بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه تا پايان فصل ديگر چنين فرصتي نصيب‌شان نخواهد شد. از شروع مجدد مسابقات (9 دي‌ماه آينده) تا پايان ارديبهشت كه زمان پايان ليگ اعلام شده، پرسپوليس بايد حداقل 21 بازي در ليگ برتر و ليگ حرفه‌اي آسيا انجام دهد و چنانچه بخواهد از مراحل مختلف جام حذفي هم به سلامت عبور كند، پنج بازي ديگر هم به اين جمع افزوده خواهد شد. 26 مسابقه طي كمتر از 140 روز آن هم در حالي كه حداقل 11 مسافرت داخلي و خارجي هم در كنار آنها براي بازي‌هاي خارج از خانه انجام خواهد شد، ديگر فرصتي براي استراحت، ترميم و تقويت خارج از برنامه تمرينات روزانه باقي نخواهد گذاشت. پرسپوليس و باقي نمايندگان ايران در ليگ حرفه‌اي آسيا اگر بتوانند از اين تعطيلات استفاده بهينه را ببرند مي‌توانند نسبت به آينده خوشبين‌تر باشند وگرنه...


 حيدري: نيمكت نشيني‌ام را به خبرنگاران تبريك مي‌گويم! 

سپهر حيدري، مدافع نيمكت‌نشين تيم پرسپوليس در مورد نمکت نشن م گود: «بدون شك هيچ بازيكني نيمكت‌نشيني را دوست ندارد. به نظر افشين پيرواني احترام مي‌گذارم و اين را پاي تقدير مي‌گذارم كه در بازي با پاس روي نيمكت نشستم. البته جا دارد كه از صميم قلب به خبرنگاراني كه پس از بازي با سايپا من را به دلايل مختلف و با نوشتن تحليل‌هاي گوناگون كوبيدند، تبريك بگويم.»
وي در اين مورد ادامه داد: «بهترين مدافعان جهان هم اشتباه مي‌كنند و حتي باعث مي‌شوند تا تيم گل بخورد اما بعضي‌ها در طول 90 دقيقه فقط به دنبال اين هستند تا سپهر حيدري يك اشتباه بكند و قلم‌ها را برايش به كار بيندازند. اين عده از دوستان اشتباه مي‌كنند چون با وجود اين شرايط من هر روز بهتر و پرقدرت‌تر كار مي‌كنم.»
مدافع پرسپوليس ادامه داد: «مقابل پاس همدان نيمكت‌نشين‌ بودم ولي براي تيم دعا مي‌كردم تا خوشحالي هواداران را در انتهاي بازي ببينم. آقاياني كه فقط اشتباه مرا مي‌بينند يادشان رفته كه من در چند بازي نتيجه را عوض كردم. آنها فقط روزهاي بد مرا به‌خاطر مي‌سپارند و مرا اين‌طوري مي‌بينند. بعضي‌ها مرا مقابل رحمان مي‌گذارند و حتي از قول من در مورد رحمان مصاحبه چاپ كردند. رفاقت من و رحمان هرگز خدشه‌دار نشد و ما بيشتر از قبل با هم رفيق شديم.»
حيدري در پايان گفت: «خوشبختانه در بازي با پاس عملكرد خوبي داشتيم. البته در نيمه اول تحت تاثير تيم حريف بوديم ولي در نيمه دوم وضعيت تغيير كرد.»


 علي پروين در خانه هنرمندان «سلطان » را ديد
 به سفارش دخترانم در اين فيلم بازي كردم! 

در پنجمين جشنواره تصوير هنرمند، فيلم مستند سلطان كه مربوط به زندگي علي پروين مي‌باشد در خانه هنرمندان و در حضور علي پروين اكران شد.
اين مراسم با تاخير برگزار شد و با استقبال علاقه‌مندان زيادي روبه‌رو شد.
علي پروين نيز همراه با خانواده‌اش در اين مراسم حاضر شد و پس از تماشاي فيلم به دعوت سيف ا...صمديان در جلسه نقد و بررسي فيلم شركت كرد و گفت:«هر چي فكر مي‌كنم مي‌بينم كه من لايق اين همه محبت و لطف آقايان توكلي و شريفي نيستم. من هر كاري كردم به خاطر اين مردم بوده و تا آخر به خاطر مردم زنده هستم.» وي در ادامه افزود:«روز اولي كه مجيد توكلي پيشنهاد ساخت اين فيلم را به من داد راضي نبودم و فكر نمي‌كردم چنين فيلم خوبي از آب دربيايد ولي به سفارش دخترانم بود كه حضور در اين فيلم را قبول كردم و اصلا پشيمان نيستم.»
فيلم مستند سلطان با كارگرداني مجيد توكلي و تهيه كنندگي محمدرضا شريفي نيا ساخته شد و جالب است بدانيد كه توكلي در حال حاضر زندگي هادي ساعي را در حال ساخت دارد.


 كناره گيري بي‌سر و صداي دايي از سايپا
 حاج علي استعفا داد و به عمان رفت 
نويسنده : مهدي اسماعيل‌پور

پس از آنكه محمد مايلي كهن يك شبه در غياب علي دايي كه در كشور عربستان و مراسم حج به سر مي‌برد سرمربي سايپا شد و به نيمكت نارنجي‌پوشان كه بسياري آن را در سيطره قدرت سرمربي تيم ملي مي‌دانستند رسيد جدايي و استعفاي حاج علي از هيات مديره اين باشگاه متحمل و قابل پيش‌بيني بود. كما اينكه دايي پيش از بازگشت به ايران هم پيام و تصميم خود مبني بر جدايي و كناره‌گيري از هيات مديره سايپا را به مديران آن اعلام كرده بود. از آن زمان بود كه تلاش‌هاي مسوولان كارخانه و باشگاه سايپا و آن طور كه شنيده شد فدراسيون براي حل و فصل دوستانه اين موضوع و منصرف كردن دايي از تصميم‌‌اش با آشتي دادن حاج علي و حاجي مايلي آغاز شد. حتي حسين رضا‌زاده ديگر عضو هيات مديره و همشهري دايي كه پيش‌بيني مي‌شد در حمايت از دوست نزديك و هم فكر خود همراه با دايي استعفا كند اما روز گذشته با حمايت از مايلي كهن جدايي خودش و دايي را يك شايعه عنوان كرد: «كناره‌گيري من از هيات مديره سايپا يك شايعه رسانه‌اي بود. نه تنها من بلكه آقاي دايي نيز قصد كناره‌گيري از هيات مديره اين باشگاه را نداريم. با مدد الهي و سرمربيگري خوب مايلي كهن سايپا موفق عمل كرده و اميدواريم به همين ترتيب حريفان را شكست دهيم و به رده‌هاي بالا برسيم. اميدواريم با ياري مدير گروه خودروسازي سايپا (بذرپاش) كدورتي كه بين علي دايي و مايلي‌كهن وجود دارد به زودي حل شود و پرونده اين شايعه بسته شود. سايپا هم اكنون به آرامش نياز دارد به همين دليل منطقي نيست كه من و آقاي دايي از هيات مديره جدا شويم. با رفع مشكلات هر دوي ما به طور مستمر در خدمت باشگاه خواهيم بود.» به هر تقدير كاملا مشخص بود كه اين وساطت‌ها و كد خدامنشي‌ها به اين راحتي دا را با اين خصوصيات اخلاقي منحصر به فرد و و ويژه راضي به ماندن نخواهد كرد. حتي او پس از بازگشت اولين اظهارنظر فوتبالي خود را به اين موضوع اختصاص داد و از مديران سايپا گلايه كرد كه چرا بدون حضور او و در غيابش چنين تصميم مهمي را گرفته اند. البته ليت بارسكي هم در شرايطي مشابه و در غياب دايي سرمربي سايپا شده بود هر چند كه حساسيت‌ها روي آن به اندازه حاجي مايلي نبود. دايي عصر شنبه به تهران رسيد و بامداد ديروز (يكشنبه ) هم همراه تيم ملي به عمان سفر كرد اما همين فرصت اندك هم براي واكنش جدي او كافي بود تا بدون سر و صدا و حاشيه استعفاي خود از هيات مديره را تحويل مديريت باشگاه دهد. با اين وجود هنوز تلاش‌ها براي منصرف كردن دايي در جريان است و سايپايي‌ها اميدوارند از طرق مختلف راي دايي را بزند و اين پرونده را بي‌سر و صدا مختومه كنند. حاج‌علي در گفت و گو خود با دوستان گلايه‌اش بيشتر به بي‌احترامي مديران سايپا و تصميم گيري در غيابش و بدون در نظر گرفتن راي و نظر او برمي‌گردد تا انتخاب مايلي‌كهن البته همه مي‌دانند اگر جاي مايلي مربي ديگر انتخاب مي‌شد اين خبر‌ها در راه نبود درست مثل انتخاب ليت‌بارسكي كه در غياب دايي انجام شد.


 سرمربيان سابق دو تيم ابومسلم و پيام آغازگر تعليق
 زنگ خطر جدي براي تيم‌هاي مشهدي 
نويسنده : مهدي ملكي

نوشتن و پرداختن به مشكلات دو تيم مشهدي حاضر در ليگ برتر موضوعي نخ‌نما و پوسيده است اما اگر همين رويه ادامه داشته باشد از همين حالا بايد دو تيم ابومسلم و پيام را سقوط كرده‌هاي ليگ برتر به ليگ دسته اول دانست. هر دو تيم ابومسلم و پيام در معرض خطري جدي به نام تعليق قرار دارند و جالب اينكه استارت اين موضوع اين بار از طريق سرمربيان سابق آنها زده شده است. هادي برگي‌زر، سرمربي سابق ابومسلم چند روز پيش به دليل عدم پرداخت مطالباتش به كميته انضباطي شكايت كرد و قرار است امروز خداداد عزيزي، سرمربي محروم پيام با ارايه مدارك خود با حضور در كميته انضباطي عليه اين باشگاه شكايت كند.
پس از شكايت برگي‌زر از ابومسلم، رييس كميته انضباطي امروز دوشنبه را براي رسيدگي به اين پرونده تعيين كرده است و اين درحالي است كه مسوولان باشگاه ابومسلم با اولتيماتومي جدي از سوي مجتبي شريفي روبه‌رو شده‌اند. رييس كميته انضباطي گفته:«در صورتي كه مسوولي از باشگاه ابومسلم در اين جلسه شركت نكند، فعاليت‌هاي اين باشگاه را به حالت تعليق درمي‌آوريم و هيچ تضميني براي برگزاري زودهنگام جلسه مجدد وجود ندارد.» اما اوضاع و احوال در باشگاه ابومسلم پيچيده‌تر از آن است كه تصور مي‌شود. اكثر جلسات كميته انضباطي پيشين باشگاه ابومسلم را معمولا خسرو منعمي، سرپرست اين تيم در آن شركت داشته اما او امروز به دليل اينكه در سوگ از دست دادن برادرش است نمي‌تواند در جلسه حضور يابد. خود منعمي مي‌گويد:«من الان 10 روز است كه از باشگاه ابومسلم هيچ خبري ندارم.» در اين وضعيت اصغر رحيمي، مدير اجرايي باشگاه ابومسلم هم بي‌خبر از شكايت برگي‌زر است:«من هيچ نامه‌اي از شكايت برگي‌زر و اينكه ما بايد در كميته انضباطي حضور پيدا كنيم، نديده‌ام.» مهم‌تر اينكه خود مصطفي بني‌‌اسد، مديرعامل ابومسلم هم در چند روز گذشته شرايط خوبي را پشت سرنگذاشته و به عناوين مختلف پاسخگوي طلبكاران بوده است و دفتر اين باشگاه به حالت نيمه تعطيل درآمده است. خداداد عزيزي هم امروز يكبار ديگر به كميته انضباطي خواهد رفت البته اين بار نه براي دفاع از خود در خصوص يك شاكي بلكه خداداد اين دفعه به خاطر طلبي كه از باشگاه پيام دارد از اين باشگاه شكايت خواهد كرد. عزيزي 47 ميليون تومان از فصل گذشته و رقمي حدود 100 ميليون تومان براي 14 بازي‌ كه فصل جاري روي نيمكت پيام نشسته از اين تيم طلبكار است و براي دريافت آن به كميته انضباطي شكايت خواهد كرد. گفته مي‌شود شريفي، رييس كميته انضباطي گفته در صورت شكايت خداداد مسوولان پيام را احضار مي‌كنيم و با اين وضعيت و در صورت عدم رفع مشكل، آنها هم در آستانه تعليق قرار دارند.
گرچه مسوولان سابق پيام اين تيم را به تربيت بدني واگذار كرده‌اند تا آنها تيم را سروسامان دهند ولي اگر اين تيم شاكي داشته باشد همچنان مسوولان سابق بايد پاسخگوي آن باشند. علي صلاحي، مديرعامل سابق پيام در اين باره مي‌گويد:«هنوز هيچ تغييري در سرپرستي باشگاه ايجاد نشده است. ما آقاي باغبان، رييس كميته انضباطي هيات فوتبال خراسان را وكيل خود قرار داده‌ايم و اگر شاكي وجود داشته باشد، او از جانب مالكان سابق به مسايل رسيدگي مي‌كند.»
با اين شرايط به نظر مي‌رسد گره مشكلات دو تيم ابومسلم و پيام هر روز كورتر مي‌شود و اگر اوضاع بر همين منوال باشد بايد منتظر خبرهاي عجيب‌تر و البته بدتري از مشهد باشيم.


 نشان ماري‌براون فقط در يك نقطه به جاي 8 نقطه حك شد
 فسخ يكطرفه قرارداد اسپانسر پرسپوليس در ليگ آسيا 
نويسنده : احسان هاشمي

وقتي خبر قرارداد سه ميليارد توماني باشگاه پرسپوليس و شركت ماري‌براون منتشر شد خيال مسوولان باشگاه از بابت مسايل مالي تا حدود زيادي راحت شد ولي اين موضوع دوام زيادي نياورد چون شركت‌ ماري براون با توجه به اتفاقاتي كه افتاد مجبور شد تا در نوع قراردادش با باشگاه پرسپوليس تجديدنظر كند. در نوبت اول مسوولان شركت ماري براون اعلام كردند كه قصد همراهي پرسپوليس در رقابت‌هاي جام قهرمانان آسيا را ندارند و با اين حساب يك و نيم ميليارد از كل مبلغ قرارداد اين شركت و باشگاه پرسپوليس كسر شد و مقرر شد تا باشگاه پرسپوليس در ازاي دريافت يك و نيم ميليارد تومان از شركت ماري براون در طول رقابت‌هاي داخلي به نام اين شركت وارد ميدان شود. اما نكته قابل توجه ديگر اين است كه با توجه به عدم رعايت بعضي از مفاد از سوي باشگاه پرسپوليس، شركت ماري براون بار ديگر اظهار نارضايتي كرده است. در اين مورد شنيديم كه طبق قرارداد بين باشگاه پرسپوليس و شركت ماري براون، اين باشگاه متعهد شده كه در هشت نقطه از وسايل مربوط به اين تيم (مثل پيراهن بازي، جوراب، ساك، كاپشن و شلوار ورزشي و...) آرم ماري براون حك شود ولي باشگاه پرسپوليس اين مورد را در نيم فصل اول رعايت نكرد تا مشكلات جديدي در قرارداد طرفين به وجود آيد. با توجه به اين موضوع احتمالا سرخ‌ها موظف مي‌شوند كه به دليل عدم رعايت مفاد قراردادشان با ماري براون يك منهاي بزرگ را در مبلغ قراردادشان در نيم فصل اول پذيرا باشند. البته براي نيم فصل دوم نيز اگر تمام مفاد قرارداد از سوي باشگاه پرسپوليس رعايت شود، سرخ‌ها مي‌توانند پولشان را به صورت كامل دريافت كنند. جدا از تمام اين حرف‌ها شنيديم با توجه به كمك‌هاي مالي حسين هدايتي به باشگاه پرسپوليس، در هنگام عقد قرارداد اين باشگاه با ماري براون مصوب مي‌شود تا درآمدي كه از سوي اين شركت نصيب باشگاه مي‌شود به هدايتي تعلق ‌گيرد تا قسمتي از مطالبات او از باشگاه به اين صورت جبران شود. با توجه به كسر شدن قسمت‌هايي از مبلغ قرارداد ماري براون و پرسپوليس بدون شك هدايتي حتي به نيمي از مطالباتش نيز در اين راه نخواهد رسيد. البته نكته گفتني ديگري نيز در اين مورد وجود دارد و آن اين است كه تاريخ وصول اولين چك ماري براون سي‌ام فروردين ماه سال آينده است و با اين حساب هدايتي به اين زودي‌ها در پرسپوليس به پولش نخواهد رسيد.


 ستاره‌هايي كه جهشي بالا رفتند و پرشي پايين افتادند
 نوسان، هيجان و نقصان اساطير مشرقي  
نويسنده : رسول بهروش

دوست داشتن و اسطوره ساختن وجه تشابه همه جوامع بشري است. توده مردم به صورت غريزي تمايل دارند عده‌اي از ميان خود را بنا به دلايل گوناگون مورد توجه ويژه قرار بدهند و چنين رويكردي منحصر به يك يا چند فرهنگ خاصي نيست. در چنين شرايطي، عرصه ورزش قهرماني به واسطه ماهيت رقابتي اش، بستر ايده‌آلي براي پرورش قهرمانان اساطيري و بي مانند است. پله براي برزيلي‌ها، مارادونا در آرژانتين، اوزه بيو نزد ملت پرتغال، بكن باوئر پيش آلمان‌ها، آرنولد متعلق به اتريشي‌ها و ده‌ها سوپراستار درجه يك ديگر در سرزمين‌هاي گوناگون نخبه‌هاي ورزشي اعصار گوناگون هستند كه به عنوان يك «شبه قديس» در جامعه خود مطرح شده اند. اين موضوع طبيعتا براي مردم ايران نيز صادق است.


ما اسطوره‌هاي خاص خودمان را داريم، اما نحوه تعامل مان با آنها شكل غريبي دارد كه به ندرت در ساير جوامع ديده مي‌شود. در ايران مرز بين عشق و نفرت بسيار باريك است. طي سال‌هاي اخير، ده‌ها قهرمان دانه درشت ورزشي به سرعت طعم جا به جا شدن در عرش و فرش بين مردم را چشيده‌اند. علي پروين را به ياد مي‌آوريم وقتي اسمش يك ورزشگاه را به هم مي‌ريخت و البته هم او را در قابي تاريخي مي‌بينيم كه پس از ديدار پرسپوليس و مقاومت هو شد. در مورد ناصر حجازي همين موضوع به وضوح تكرار شده و چندين و چند ستاره ديگر از قبيل علي دايي، افشين قطبي، كريم باقري و... نيز به همين سرنوشت مبتلا شده اند. راز اين حكايت شگفت انگيز در چيست؟

بدون ترديد بخشي از نوسانات رفتاري مردم ما با ستاره‌هاي خود، به بافت فرهنگي مشرق زمين بازمي‌گردد. سبقه تاريخي جغرافياي شرق، حكايت از هيجان زدگي وافر در ميان مردم دارد. اين طرف كره خاكي، عمدتا جنگ بين عقل و احساس را دومي برده است و همين موضوع سبب مي‌شود جوي ناهمگون و پرفراز و نشيب بر فضاي كشورهايي نظير ايران سايه بيندازد. در چنين جوامعي؛«دوست داشتن » معلول همان دلايل ناقصي است كه «دوست نداشتن» از آن سرچشمه مي‌گيرد. سلطان و امپراتور يك شبه درجه و نشان مي‌گيرند و البته يك شبه خلع مي‌شوند. در چنين اتمسفر هيجان زده و عجيبي،‌ دور از ذهن نيست كه فاصله بين حب و بغض براي اهالي جامعه، فقط به اندازه يك بند انگشت باشد؛ انگشتي كه البته عمدتا منطق را هم نشانه ‌نرفته است!

در اين ميان، بحث ما عقيم خواهد بود اگر به نقش خود ستاره‌ها در جذب و دفع محبوبيت اشاره نكنيم.
متاسفانه‌، بنا به دلايلي كه باز هم احتمالا ريشه‌هاي فرهنگي دارد، اسطوره‌هاي مشرقي چندان كه بايد، كامل نيستند. در واقع مي‌توان چنين استنباط كرد كه زود به اوج رسيدن در جامعه هيجاني شرق، به سرعت آنها را سيراب مي‌كند و اجازه نمي‌دهد مراحل تكامل را تا انتها طي كنند. در واقع اگر اساطير مغرب زمين عمدتا به مولفه‌هاي رفتاري جامعه خود وفادار مي‌مانند و در كاراكتري كه به آن شهرت پيدا كرده‌اند دوام مي‌آورند (منهاي چند استثناي طبيعي از قبيل كانتونا و گاسكوين) در اين گوشه دنيا محبوبيت به سرعت به ستاره‌ها هبه مي‌شود تا آنها فرصت كامل شدن را پيدا نكنند و دقيقا به همين دليل است كه اين بت‌ها اغلب اوقات سريع شكسته مي‌شوند.

ستاره‌هاي ايراني،‌معمولا چنان محبوبيت خود را نفوذ ناپذير مي‌يابند كه در طرفه‌العيني بين خود و جامعه حايل ايجاد مي‌كنند. علي دايي چنان حرف مي‌زند كه انگار مردم براي او كوچكترين اهميتي ندارند، علي پروين پرسپوليس را با 30 ميليون هوادار قرباني خود خواهي‌هاي شخصي‌اش مي‌كند، ناصر حجازي تملك نيمكت استقلال به دست هر كسي غير از خود را ناروا مي‌پندارد و افشين قطبي نيز در مقياسي ديگر چنين مي‌كند.

مورد اخير پيش آمده براي خداداد عزيزي را هم شايد بتوان در چنين پارادايمي تحليل كرد. او يك فرصت تك به تك را به تور نشاند و همين «وظيفه‌شناسي» كافي بود تا در اندازه‌هاي يك «حماسه ساز» براي جامعه ملتهب ايراني حلول كند. اين چنين اسطوره‌سازي عجولانه‌اي اما چنان كه ذكرش رفت تبعات ناخوشايندي به دنبال داشت.
عزيزي به صورت «جهشي» به قله رسيد و به شكل «پرشي» از آن بالا پايين افتاد! كتك زدن يك غريبه يا خرد كردن شخصيت ديگران در انظار عمومي،‌ جزو فرهنگ ما هست؟ گمان نمي‌كنيم!


 تيم ملي با پول قرضي رفت عمان! 

تيم ملي فوتبال ايران، در حاليكه مي‌رفت تا به دليل بي‌پولي از اعزام به تورنمنت عمان باز بماند، با وساطت سازمان تربيت بدني، راهي اين سفر شد.
بعد از آنكه سايپايي‌ها جواب نامه فدراسيون را ندادند و ماجراي اسپانسري اين شركت براي تيم ملي، لغو شد، فدراسيون فوتبال نتوانست از عهد‌ه بودجه‌اي كه براي سفر تيم ملي به عمان نياز داشت، برآيد و به همين دليل نزديك بود كه تيم از اين سفر باز بماند.
اين اتفاق در حالي رخ داد كه هزينه اقامت تيم ملي در عمان، در طول اين مسابقات برعهده تيم ميزبان است و تيم ملي فقط در حد بليت هواپيما و پول توجيبي، بودجه لازم داشت! در هر صورت مديران سازمان تربيت بدني در آخرين ساعات شنبه و اولين ساعت‌هاي روز يكشنبه (ديروز) جلسه مشتركي با مديران فدراسيون و تيم ملي برگزار كردند تا بالاخره تيم ملي با پول قرضي فدراسيون راهي مسقط شود!
حالا بايد ديد با اين اوضاع اقتصادي فدراسيون فوتبال، تيم ملي چگونه مي‌خواهد در اسپانيا اردو بزند؟!


 «خداداد» كه كتاب خاطراتمان را مي‌نوشت
 قلم را زمين گذاشت و ورق را پاره كرد 
نويسنده : رضا خوش?نويس

دنياي ما بدون خداداد چيزي كم دارد. دقيقا نمي‌دانيم كه چي. شايد شلوغكاري يا شايد جنجال. سياهه مردان محبوب فوتبال ايران چندان بلندبالا نيست. روي نام بسياري هم خط كشيده شد. ديگران خط كشيدند يا خودشان؟ خداداد بخش لاينفك خاطره‌هاست. دفتر اين خاطرات را ورق بزنيد. صفحاتي كه امضاي او پاي آن نشسته كم نيست. اصلا خود او بوده كه قلم را به دست گرفته و نوشته واو به واو، واژه به واژه، كلمه به كلمه. هر چه دلش خواسته نوشته، انگار كه دنيا فقط متعلق به اوست. شايد اين اواخر حوصله‌اش از اين همه نگارش سر رفته بود كه ناگهان تصميم گرفت قلم را زمين بگذارد و كاغذ را پاره كند. مردان تاريخ‌ساز همينگونه‌اند... خداداد تاريخ اين فوتبال را ساخته است و يا از جمله مردان تاثيرگذار آن بوده است. همين است كه گويي دل كندن از او سخت است. چطور بگوييم. انگار خداحافظي كردنش هم وراي آدميزاد است. قهر كردنش هم طور ديگري است. اصلا اگر طور ديگري مي‌شد بايد تعجب مي‌كرديم. اگر مثل بچه آدم، تصميم مي‌گرفت يكسال گوشه خانه بنشيند و يا به سبك همسالانش براي پز روشنفكري چند صباحي را سر تمرين يك تيم اروپايي مي‌رفت يا سر كلاس درس فوتبال مي‌نشست و مدركي مي‌گرفت. خداداد كه اين كاره نيست. او اهل تمكين هم نيست. نه مقابل مربي و نه مقابل سرنوشت. او آرامش را نمي‌پذيرد چون از درون آرام نيست. او راه معقول و منطقي را نمي‌رود چون در همين خرق عادت راز محبوبيت او نهفته است. او تقدير را به چالش مي‌كشد و براي آن هم تعيين تكليف مي‌كند. او بچه شر كلاس است كه اگر نظم و قانون عرف او را ساعتي از كلاس اخراج كند تصميم به ترك تحصيل مي‌گيرد. مشق و كلاس و درس و مدرك را رها مي‌كند و مي‌رود. حتي اگر با استعدادترين باشد باز هم چنين مي‌كند تا صداي اعتراضش گوش دنيا را كر كند. او نمي‌تواند روي مسير صاف قدم بگذارد و به خط كشي‌ها تن دهد. هميشه از آنها عبور كرده و آن را شكسته است. تيم ملي پر از اين خطوط بود و خداداد دوام نياورد. تعداد بازي‌هاي ملي او با استعدادش برابري مي‌كند؟ خداداد مردي بود براي تمام ليست سياه‌هاي دنيا. هيچ مربي‌اي در دنيا اين بمب متحرك را كه هر لحظه ممكن است شيرازه تيمش را از هم بپاشد نمي‌پذيرفت و پس مي‌زد و خداداد هميشه بين ليست سياه و تركيب تيم در رفت و آمد بود. خداداد بازيكن را مربيان پس زدند و خداداد مربي در ليست سياه كميته‌هاي انضباطي قرار گرفت. او نقطه تلاقي محبوبيت و نفرت. محبوب آنها كه بيرون از سيستم فوتبال نشسته‌اند و هميشه براي صداهاي معترض كف مي‌زنند و منفور نزد آنها كه در درون سيستم آهسته رفتن و آهسته آمدن را به خاطر ترس از شاخ خوردن ترجيح مي‌دهند. اگر خداداد مثل همه بود هرگز اين اتفاقات نمي‌افتاد. خداحافظي مي‌كرد، مادام‌العمر محروم مي‌شد يا حتي اگر زبانمان لال در يك سانحه رانندگي جان مي‌سپرد فقط گوشه چشمي را به خود مي‌كشيد و نه بيشتر. اصلا همين سياهه هم به رشته تحرير در نمي‌آمد. چه رسد به ويژه‌نامه و چه و چه. مگر اين همه ستاره محروم نشدند، خداحافظي نكردند؟ پس اگر اسم خداداد و اتفاق او اين چنين سروصدا مي‌كند گواه از تفاوت او دارد. تفاوتي كه او در ايجادش راه ديگران را نرفت. خداداد استقلالي يا پرسپوليسي نبود. ركورد گل‌هاي ملي را نشكست. بيشترين بازي ملي را نداشت و مربي تيم قهرمان هم نشد. اما محبوب شد. محبوبيتي از جنس متفاوت. داستان خداداد هم بايد به شكلي متفاوت تمام مي‌شد. نه مثل تمام داستان‌هاي معمول در فوتبال ايران. او تصميم گرفته خودش را تمام كند. نقطه بگذارد و قلم را زمين.


 پرونده اي براي بازي هاي ملي خداداد
 گزارش ظهور يك غزال 

2 - 12مهر 1375: در ورزشگاه الكاظمين كويت، خداداد بعد از چهار سال و دو روز، به تيم ملي بازگشت. ايران، يك - صفر كويت را برد. در نيمه دوم محسن رنجبران به جاي خداداد وارد زمين شد.
3 - 5 آذر 1375: در تهران، خداداد برابر تركمنستان براي اولين بار زوج علي دايي در خط حمله تيم ملي شد. ايران در خانه به تركمنستان يك بر صفر باخت. خداداد، هنوز چيزي در رده ملي نشان نداده بود.
4-15آذر سال 75 :باز هم خداداد با تيم ملي باخت. او در خط مياني تيم ملي كنار خاكپور، اكبر يوسفي، دين محمدي و استيلي بازي كرد. ايران به عراق در ورزشگاه النصر دوبي يك بر دو باخت.
5 - 18آذر 1375: ايران سه بر يك تايلند را در جام ملت‌هاي آسيا شكست مي‌دهد. اين پنجمين بازي ملي خداداد عزيزي است. مرد سال هنوز آرام است وكسي باور ندارد كه مي‌تواند مرد سال شود!
6 - 21 آذر 75: آسمان و رويا- ايران سه بر صفر عربستان را در جام ملت‌ها مي‌برد. المكتوم دوبي درخشش خداداد را مي‌بيند الخليوي و احمد جميل مدني در يك چشم به هم زدن مات خداداد مي‌شوند.
7 - 26 آذر 75: ايران شش بر دو كره را مي‌برد. خداداد گل دوم ملي را مي‌زند و دو پاس گل به دايي مي‌دهد. با اين بازي، خداداد مرد سال فوتبال آسيا مي‌شود.
8 - 28آذر 1375:ايران در نيمه نهايي جام ملت‌ها در ضربات پنالتي به عربستان مي‌بازد. خداداد يك گل درست مي‌زند اما داور مصري، جمال قاندور، گل درست او را آفسايد اعلام مي‌كند.
9 - اول دي ماه 1375: ايران در ضربات پنالتي كويت را مي‌برد و سوم مي‌شود. علي دايي بهترين گلزن و خداداد عزيزي بهترين بازيكن جام ملت‌هاي 1996 آسيا مي‌شوند.
10 - اول ارديبهشت 1376: ايران سه بر صفر، تيم ملي كنيا را با شكست مواجه مي‌سازد. خداداد گل ملي شماره سه خود را مي‌زند و در نيمه دوم مهرداد ميناوند به جاي او وارد زمين مي‌شود.
11 - 7 ارديبهشت 1376: در ورزشگاه كارگران پكن، ايران با چين صفر بر صفر مساوي مي‌كند. در نيمه دوم به جاي خداداد عزيزي، علي ميرزا استواري وارد زمين مي‌شود.
12 - 12خرداد 1376: ايران با 17 گل مالديو را مي‌برد. خداداد عزيزي دو گل مي‌زند و تعداد گل‌هاي ملي خود را به پنج گل مي‌رساند.
13 - 14خرداد 1376: ايران هفت بر صفر قرقيزستان را مي‌برد. نحوست 13 گريبان خداداد را مي‌گيرد و در بازي پرگل، از او گلي ثبت نمي‌شود.
14 - 16خرداد 1376: ايران، سوريه را در مقدماتي جام جهاني شكست مي‌دهد. گل دقيقه 90 دايي، خداداد و ياران تيم ملي را به آسمان مي‌برد.
15 - 19خرداد 1376: ايران سه بر يك قرقيزستان را شكست مي‌دهد و خداداد عزيزي گل ملي شماره شش خود را در اين بازي به ثمر مي‌رساند.
16 - 21 خرداد 1376: ايران در تهران يك نيمه هشت گل به مالديو مي‌زند، دستور در نيمه دوم رعايت آبروي رقيب است. ايران 9 بر صفر بازي را تمام مي‌كند. خداداد گل هفتم خود را در اين بازي مي‌زند.
17 - 23خرداد 76: ايران و سوريه به تساوي دو بر دو مي‌رسند. براي اولين بار خداداد عزيزي حضور يكصد هزار تماشاگر را به چشم مي‌بيند.
18 - 26مرداد 76: ايران در ورزشگاه وارن سيتي شهر تورنتو به مصاف تيم ملي كانادا مي‌رود و يك بر صفر حريف را شكست مي‌دهد.
19 - 10شهريور سال 76: در شيخ زايد ابوظبي براي اولين بار به امارات باختيم، آن هم با نتيجه سه بر يك. در اين بازي دوستانه محسن گروسي در نيمه دوم به جاي خداداد عزيزي به ميدان آمد.
20 - 22شهريور سال 76: حكايت نيمكت نشيني‌هاي خداداد شروع مي‌شود. اصغر مدير روستا در نيمه دوم به جاي خداداد عزيزي به ميدان مي‌آيد. ايران چهار بر دو چين را شكست مي‌دهد.بازي در ورزشگاه داليان برگزار مي‌شود.
21 - 28 شهريور 1376: خداداد عزيزي دو اخطاره است و برابر عربستان در تهران بازي نمي‌كند. اما در روز چهار مهر ماه سال 76 بار ديگر به تركيب تيم ملي بر مي‌گردد. ايران با كويت يك بر يك مي‌كند. بازي در ورزشگاه القادسيه كويت برگزار مي‌شود.
22 - 11 مهر ماه سال 76: ايران سه بر صفر قطر را مي‌برد. خداداد عزيزي نيمكت نشين است، روز 25 مهر ماه 76، ايران چهار بر يك چين را شكست مي‌دهد، خداداد در نيمه دوم جاي مدير روستا را مي‌گيرد مردم به رغم پيروزي به مايلي كهن اعتراض مي‌كنند و خداداد را مي‌خواهند.
23 - 9 آبان سال 76 : ايران با كويت به تساوي بدون گل مي‌رسد. آخرين مربيگري مايلي كهن در تيم ملي، آن هم در تهران - روزهاي تلخ فوتبال در راه است.
24 - 16آبان سال 76: ايران در دوحه به قطر 2 بر صفر مي‌بازد. خداداد در نيمه دوم با مدير روستا تعويض مي‌شود. بعد از اين بازي كارنامه فعاليت مايلي كهن در تيم ملي به آخر خط مي‌رسد.
25 -25آبان 76: ايران سه بر دو به ژاپن مي‌بازد. با رفتن مايلي كهن طلسم خداداد شكسته مي‌شود و به ژاپن گل مي‌زند. گل هشتم ملي خداداد ثبت مي‌شود.
در روز اول آذر 76: ايران در پلي آف جام جهاني با استراليا يك بر يك مي‌كند. گل ايران را خداداد به ثمر مي‌رساند.
27 - هشت آذر 76: گل دهم ملي خداداد برابر استراليا به اندازه 50 گل ملي ارزش داشت. ايران به جام جهاني فوتبال رفت و خداداد به آسمان پيوند خورد.
28 - 31 فروردين 1377: خداداد عزيزي در ديدار برابر تيم ملي مجارستان بازي مي‌كند. اولين بازي بعد از صعود به جام جهاني، با شكست دو بر صفر ايران توام مي‌شود.
29 – 13 خرداد 1377: در ورزشگاه ربه‌كاي شهر زاگرب، ايران دو بر صفر به كرواسي مي‌بازد. بلاژويچ محو نمايش هوشمندانه و جذاب خداداد مي‌شود. چيرو مي‌گويد: «اگر يوگسلاوي در جام جهاني ايران را شكست بدهد، او يك توپ فوتبال قورت مي‌دهد.
30-24 خرداد 1377:‌ سنت اتين، يوگسلاوي يك بر صفر ايران را در جام جهاني شكست داد. پاي خداداد به جام جهاني مي‌رسد.
31-31 خرداد 1377: داور سوييسي در ژرلاندليون پنالتي كيسي كلر را روي خداداد نمي‌گيرد. در نيمه دوم منصوريان جاي خداداد وارد زمين مي‌شود. آهوي وحشي،‌ پيراهن مي‌درد.
32-4 تير ماه 1377: ايران در جام جهاني دو بر صفر به آلمان مي‌بازد. خداداد تاكتيك اشتباه جلال طالبي را باعث شكست مي‌داند.
33-21 مهر 1377 : در ورزشگاه الكويت، ايران سه بر صفر به كويت مي‌بازد. خداداد عزيزي تيم ملي را اين بار با پور حيدري تجربه مي‌كند.
34-20 دي ماه سال 78: به مكزيك دو بر يك مي‌بازيم خداداد در نيمه دوم جايش را به علي موسوي مي‌دهد.
35-23 دي ماه 1378: براي اولين بار در تيم ملي ايران علي دايي و خداداد عزيزي با هم تعويض مي‌شوند. در نيمه دوم خداداد جاي دايي را مي‌گيرد. عجب تعويضي كرد منصور پورحيدري!
36-26 دي ماه 1378: پاس گل به مهدوي كيا و گل! اين آخرين ديدار ملي جواد زرينچه بود.
37 - 18 خرداد 79: ايران برابر مصر در ضربات پنالتي و در جام چهار جانبه L.G مي‌بازد. در نيمه دوم وحيد‌هاشميان جاي خداداد را مي‌گيرد.
38 - 20 خرداد 79: ايران سه بر يك مقدونيه را مي‌برد و سوم جام L.G مي‌شود. باز هم وحيد‌هاشميان جاي خداداد عزيزي را مي‌گيرد.
39 - 21 مهر 79: ايران چهار بر صفر لبنان ميزبان جام ملت‌ها را مي‌برد. خداداد در نيمه دوم جاي علي كريمي را مي‌گيرد؛ با آمدن او به ميدان ورق بازي برمي‌گردد.
40 - 24 مهر 79: ايران در بيروت با تايلند به تساوي يك بر يك مي‌رسد. خداداد بعد از مدت‌ها 90 دقيقه در تركيب تيم ملي بازي مي‌كند.
41 - 27 مهر ماه 79: ايران برابر عراق با نتيجه يك بر صفر برنده مي‌شود. مهدوي‌كيا، در نيمه دوم جاي خداداد به زمين مي‌آيد. در بازي يك چهارم نهايي،‌او ديگر در تركيب خداداد تيم ملي فوتبال حضور ندارد.
42-12 بهمن 81: بازگشت ستاره بعد از دو سال به تيم ملي فوتبال ايران، دانمارك را يك بر صفر مي‌برد، او در دقيقه 83، جايش را به امين محتشمي مي‌دهد.
43-15 بهمن 81: خداداد برابر اروگوئه تساوي يك بر يك را تجربه مي‌كند. دقيقه 102، زماني است كه ايمان مبعلي جاي خداداد را مي‌گيرد.
44 - 18 شهريور 1383: باز هم خداداد بعد از دو سال بازي ملي انجام مي‌دهد. او 69 دقيقه در ميدان كار مي‌كند. بازي برابر اردن در امان، بازي سختي است. او بازي نسبتا خوبي را انجام مي‌دهد.
45 - 18 مهر 1383: ديدار دوستانه در تهران برابر آلمان براي زلزله زدگان بم در دقيقه 58، نيكبخت بيرون مي‌آيد و خداداد جاي او را مي‌گيرد.
46-23 مهر 1383: برابر قطر در دوحه سه بر دو برنده شديم. در دقيقه 85 خداداد عزيزي جاي حسين كعبي به ميدان مي‌آيد، به وحيد‌هاشميان پاس گل مي‌دهد و ايران برنده مي‌شود.
47 - 27 آذر ماه 1383: خداداد در پايان خط فوتبال ملي است. ايران برابر پاناما يك بر صفر برنده مي‌شود. غزال خوشخرام از فوتبال مي‌رود.


 خداداد عزيزي اعدام بايدگردد! 

سكانس اول
در اولين بازي تاريخ ليگ آزادگان در تير ماه سال 1370 خداداد عزيزي در ميدان حاضر است. جوان 20 ساله مشهدي برابر فرشاد پيوس، محسن عاشوري، محمد پنجعلي، ناصر محمدخاني و مرتضي كرماني بازي مي‌كند. تكنيك ناب او باعث مي‌شود كه حسن حبيبي، سرمربي وقت تيم ملي فوتبال اميد او را به تيم ملي اميد دعوت كند. در تيم ملي اميد مقدماتي المپيك 1992 بارسلون، عليرضا دليخون، افشين پيرواني، رضا رضايي‌منش، جواد منافي، امير فرهاد يعقوبي، حسين خطيبي، بهزاد داداش‌زاده، ميرشاد ماجدي و... بازي مي‌كردند. تيم ملي اميد ابتدا دو بر صفر به قطر مي‌بازد، در تهران ابتدا از امارات دو بر صفر پيش مي‌افتد، در ادامه كار، دو گل مي‌خوريم تماشاگر عصيان‌زده با شعار «خداداد عزيزي، اعدام بايد گردد»! نارضايتي خود را از تيم ملي اميد اعلام مي‌كند! تيم ملي اميد احيا مي‌شود اما به دور دوم صعود نمي‌كند. از حالا كه 20 ساله است معلوم مي‌شود كه «بچه پررويي» است. برابر پرسپوليس و استقلال در ليگ اول آزادگان و در بازي‌هاي برگشت دعوا مي‌كند. خداداد به تيم ملي فوتبال دعوت مي‌شود. آن هم در عهد مربيگري علي پروين در روز 10 مهر ماه سال 1371 اولين بازي ملي خود را برابر تيم ملي كامرون انجام مي‌دهد. او در اين روز در چشمان روژه ميلا ستاره تابناك فوتبال كامرون نگاه مي‌كند. روزهاي طلايي براي خداداد عزيزي از راه مي‌رسد.
سكانس دوم
دوران بي‌خبري

از مهر ماه سال 71 تا تير ماه سال 75، خداداد عزيزي دوران بي‌خبري را سپري مي‌كند. در اين دوران، خداداد بخش عمده‌اي از عمر فوتبال خود را بدون آنكه پيشرفت قابل ملاحظه‌اي داشته باشد سپري مي‌كند. در بهار و پاييز سال 71، ابومسلم با خداداد تيم آخر مسابقات فوتبال ليگ مي‌شوند. در سال 72 اما خداداد 22 ساله براي گذراندن خدمت مقدس سربازي به تيم فتح تهران مي‌رود. تيم لجستيك سپاه – در تيم فتح، خداداد تحت هدايت ناصر ابراهيمي، همايون شاهرخي و حسين فركي قرار مي‌گيرد و همبازي بهروز رهبري‌فرد، مجتبي حسيني، مهدي سپيددست، اصغر قهرماني، هادي كنگراني، سهراب خمس‌آبادي، يدا... اكبري و... مي‌شود. در دوران حضور در فتح برد شش بر صفر برابر پرسپوليس در مسابقات جام حذفي، ماندگارترين فصل دوران فوتبال اوست. در دوران فتح حتي يك بازي ملي هم به او نمي‌رسد. در سال 1374، تيم فوتبال فتح تهران از وجود او بي‌بهره شد. خداداد عزيزي به بهمن رفت و شاگرد فيروز كريمي شد. اتفاقي كه 10 سال بعد هم در راه‌آ‌هن تكرار شد. در بهمن طي سال‌هاي 74 و 75، خداداد همبازي احمد سجادي، ماركار آقاجانيان، محمد خاكپور، حميد استيلي، رضا رضايي‌منش، اكبر يوسفي، هاشم حيدري، اصغر مديرروستا و... شد. بهمن نايب قهرمان ليگ 74 و 75 شد. خداداد رفته رفته از تير ماه سال 75 اوجگيري خود را آغاز كرد.
سكانس سوم
الا اي آهوي وحشي

دوران طلايي زندگي ورزشي خداداد عزيزي طي سال‌هاي 1375 تا 1377 شكل گرفت. در اين دوران خداداد عزيزي، جهاني شد. طي اين سه سال او در تيم‌هاي بهمن تهران، پرسپوليس و اف.ث.كلن بازي كرد. اين دوران از بازي رويايي او برابر پرسپوليس در تيرماه سال 75 آغاز شد. در اين بازي، بهمن تحت هدايت فرهاد كاظمي دو بر يك برابر پرسپوليس برنده شد. خداداد عالي بازي كرد و به فوتبال ايران چشمك‌هاي رويايي زد. در جام باشگاه‌هاي آسيا، پرسپوليس او را به عنوان يار كمكي به خدمت گرفت و بازي‌هاي طلايي خداداد، پرسپوليس استانكو را به مرحله دوم رقابت‌ها برد. در اين دوران خداداد حدود 30 بازي ملي انجام داد. خداداد در سه مسابقه پرسپوليس از دقايق مياني نيمه دوم وارد زمين مي‌شد و بازي را زيرورو مي‌كرد...
سكانس چهارم
Black list

بعد از ديدار با كويت، فهرست سياه تيم ملي كليد مي‌خورد و خداداد از تيم ملي حذف مي‌شود. در اين دوران، خداداد در آلمان با برند شوستر بزرگ هم جروبحث مي‌كند! چه دلي دارد خداداد! او با كسي درگير مي‌شود كه 13-12 سال قبل، يك تنه براي 80 ميليون جماعت آلماني ناز مي‌كرد و حاضر نبود به تيم ملي برود. مردي كه در 21 سالگي جرات داشت ساك از اردوي تيم ملي بردارد و با علي پروين خداحافظي كند حالا جرات داشت تا در قلب آلمان با شوستر درگير شود. خداداد بعد از اف.ث كلن به تيم فوتبال سن خوزه اردكوئيك رفت جايي كه قبلا ستاره‌هاي ايراني مثل حاج رحيمي‌پور حضور در آن را تجربه كرده بودند. از روز 21 مهرماه سال 1377 به بعد خداداد طي چهار سال، تنها 14-13 بازي ملي به فهرست بازي‌هاي مليش اضافه كرد.
جالب آنكه دوران وداع خداداد با فوتبال همزمان مي‌شود با اخراج شوستر از نيمكت مربيگري رئال مادريد...!
سكانس پنجم
الماس رزبال پاسادنا

بعد از درخواست‌هاي متعدد جامعه فوتبال، خداداد در بازي‌هاي چهارجانبه آمريكا، اولين مسابقات فوتبال قرن 21 ايران به تيم ملي برمي‌گردد. در سه ديدار ايران، باخت و برد و مساوي را در كارنامه خود ثبت مي‌كند.بازي مهم برابر آمريكا در استاديوم رزبال پاسادنا ورزشگاه فينال جام‌جهاني 1994 انجام مي‌شود. با درخشش او با آمريكا به تساوي يك بر يك مي‌رسيم. خداداد الماس رزبال پاسادنا لقب مي‌گيرد و به محض پا به توپ شدن، ايراني و آمريكايي را به عشق خود نيم‌خيز مي‌كند.
سكانس ششم
رييس و پيراهن عثمان

در اين سال‌ها، خداداد از اردكوئيك آمريكا و MLS به تيم النصر دوبي مي‌رود. جلال طالبي او را بار ديگر به تيم ملي دعوت مي‌كند و اين سرآغاز اتفاقات تازه‌اي است كه بعدها حوالي تيم ملي و خداداد رقم خورد.در بهار سال 80 او توسط بلاژويچ به تيم ملي برمي‌گردد. دعواي او، بر سر پيراهن تيم ملي معروف است. بحث بالا مي‌گيرد. خداداد از تيم ملي بيرون مي‌زند. مرحوم رنجبر مي‌گويد: «خداداد يك گل به استراليا زده و مدت‌هاست نان اين گل را مي‌خورد.»
سكانس هفتم
Gold Green

در سال 1380، خداداد عزيزي 30 ساله به تيم فوتبال پاس آمد. بازگشت او به تيم پاس و ليگ ايران، باعث شد كه دوباره به اوج بر‌گردد. در اين مدت دو بازي در تورنمنت كارلزبرگ در هنگ‌كنگ برگزار كرد.
* بعد از اين دو بازي ملي‌، درگيري‌هاي همايون شاهرخي و خداداد عزيزي آغاز مي‌شود. خداداد، از پاس بيرون مي‌رود اما در سال 82 با آمدن مجيد جلالي، خداداد به پاس برمي‌گردد. سبز طلايي، مرد اول پاس در راه قهرماني به شمار مي‌رفت. خداداد ضربات كاشته طلايي بسيار در اين سال زد. بعد از قهرماني و به محض آغاز ليگ چهارم حرفه‌اي بر اثر فشار رسانه‌ها، خداداد به تيم ملي برمي‌گردد.
سكانس هشتم
پايان پيراهن قدسي
بر اثر فشار رسانه‌ها و مردم، برانكو ستاره طلايي پاس را در 33 سالگي به تيم ملي برمي‌گرداند. خداداد چهار بازي ملي انجام مي‌دهد و بعد براي هميشه تيم ملي و روياها و خاطره‌هايش را كنار مي‌گذارد. خداداد در دقيقه 83 بازي قطر در مقدماتي جام جهاني وارد زمين شد و تنها چند دقيقه بعد هنر او مردم را بار ديگر به خيابان‌ها كشاند.
سكانس نهم
آخر شاهنامه
خداداد به آدميراواكر مي‌رود. به عقاب در دسته اول مي‌رود. به راه‌آهن مي‌رود، 10 بازي انجام مي‌دهد و دو گل براي فيروز كريمي مي‌زند. راه‌آهن در ليگ حرفه‌اي مي‌ماند اما خداداد مي‌رود چون درد كمر به او اجازه ادامه نمي‌دهد. خداداد عزيزي 36 ساله در ليگ سال 1386 و در ليگ هفتم حرفه‌اي سرمربي تيم فوتبال ابومسلم مي‌شود. در دي ماه سال 86، در اولين تجربه كار مربيگري، پرسپوليس 4-2 برابر ابومسلم در آزادي بازنده مي‌شود. چه‌ها كه نمي‌كند خداداد.
سكانس دهم
غزلي در نتوانستن

او بي‌طاقت است. اگر 16 سال قبل ساك از اردوي تيم ملي برداشت و رفت، امروز هم بي‌طاقت است، مي‌گويد زور ابومسلم همين است. با شفق كتك‌كاري مي‌كند، از همه گله مي‌كند، خبرنگار را تهديد به سقوط آزاد مي‌كند. او همان است پيام را با دست خالي بالاي سر تيم‌هاي متمول نگه مي‌دارد اما حيف كه نمي‌خواهند او باشد و افسوس كه او خودش نمي‌خواهد باشد البته اگر دست خودش باشد.
از دست‌هاي گرم تو
كودكان توامان آغوش خويش
سخن‌ها مي‌توانم گفت
غم نان اگر بگذارد
(احمد شاملو)


 ال‌كلاسيكو و سوءتفاهم تاريخي در مورد داربي تهران! 
نويسنده : رسول بهروش

1 - معمولا در ادبيات انتقاد تند و تيزي كه عليه فوتبال ايران در محافل ورزشي داخلي به كار گرفته مي‌شود، نوك تيز نقدها به سمت نابساماني‌هاي اين رشته ورزشي است. غالبا به مشكلاتي اشاره مي‌شود كه كيفيت فوتبال ايران را به‌شدت تقليل مي‌دهد و سطح آن‌را تا اندازه‌هايي نازل‌تر از انتظارات و توقعات پايين مي‌آورد. با اين حال، آيا واقعا نقدهاي وارد شده منصفانه است و آيا حقيقتا فوتبال ايران تا اين اندازه مستوجب ملامت است؟
2 - داربي گل سرسبد بازي‌هاي ليگ باشگاهي هر كشور به حساب مي‌آيد. مهمترين شهرآورد هر ليگي، به نوعي نشان‌دهنده اعتبار فوتبال آن مملكت است و ترديدي وجود ندارد كه اگر سطح داربي اول فوتبال كشوري بالا و مطلوب باشد، به بقيه اركان اين حوزه نيز مي‌توان چشم بسته اعتماد كرد. ما اما انگار با داربي دچار سوءتفاهم بدي شده‌ايم!
3 - از دير‌باز رسم بوده كه هر زمان مي‌خواستند راجع به داربي تهران حرف بزنند، از يكسري جملات كليشه‌اي و نه‌چندان جالب توجه بهره مي‌برده‌اند: «اين بازي ربطي به جدول رده‌بندي ندارد.» يا «معمولا تيم ضعيف‌تر برنده مي‌شود.» در زمره عباراتي بوده كه پيش يا پس از بازي‌هاي پرسپوليس و استقلال مورد استعمال قرار مي‌گرفته و بدبختانه معمولا هم درست از آب درمي‌آمده است. در اين شصت و چند داربي بارها ديده‌ايم كه پرسپوليس در اوج، مغلوب استقلال ضعيف شده و يا آبي‌هاي پررنگ به قرمز رنگ‌باخته باج داده‌اند! جالب اينكه عمده مفسران همواره مي‌كوشيده‌اند تا چنين رخدادي را با توسل به هيجانات اين بازي بزرگ توجيه كرده و طبيعي جلوه بدهند! با اين حال به جرات مي‌توان ادعا كرد كه چنين استنباطي از ريشه ناصواب است.
4 - نگاهي گذرا به تاريخچه ال‌كلاسيكو - معتبرترين داربي دنيا به تصديق فدراسيون آمار و ارقام جهاني فوتبال - به خوبي نشان مي‌دهد كه در بيشتر نزديك به اتفاق بازي‌هاي بارسا و رئال مادريد، اين تيم قوي‌تر بوده كه پيروزي را از آن خود كرده است. دست بر قضا در آخرين دوئل غول‌هاي مطرح اسپانيايي نيز بارسا از برتري خود سود برد و حريفش را در هم كوبيد، درست عكس رخدادي كه در بازي برگشت سال گذشته به وقوع پيوست و رئال برتر، از سد رقيب به‌راحتي عبور كرد. اين موضوع بيش از هر چيز ديگري مويد سازمان معتبر فني رقابت‌هاي لاليگاي اسپانياست كه روي «اصول» مي‌چرخد و اگرچه گاه به گاه شگفتي هم در آن رخ مي‌دهد، اما غالب كار معمولا با برتري تيم‌هاي بهتر، فني‌تر و قوي‌تر همراه است.
5 - يك‌بار ديگر مثل همه ال‌كلاسيكوهاي يك دهه اخير، حق به حقدار رسيد تا ما بمانيم با هزار سوال بي‌جواب كه اصولا چرا در كشور ما رخ ندادن شگفتي، يك شگفتي است؟!
پيروزي تيم ضعيف‌تر در داربي‌هاي تهران را هم مي‌توان در كنار مسايلي همچون نتيجه‌گيري بهتر تيم‌هاي بدون مربي در فوتبال ايران گذاشت تا بهتر به مختصات عجيب و غريب اين رشته ورزشي در كشورمان اشراف پيدا كرد!


 هدايتي: بسياري از مديران قبلي از پرسپوليس به ثروت رسيدند اما من خرج مي‌كنم 

مالك باشگاه استيل‌آذين و رييس هيات مديره باشگاه پرسپوليس پس از نزديك به دو سال فعاليت در ورزش فوتبال كشور اعلام كرده دوست ندارد با وضعيت حاضر در فوتبال سرمايه‌گذاري كند و اگر كار به همين منوال باشد سرمايه خود را در جايي خارج از فوتبال هزينه خواهد كرد. هدايتي كه گفته مي‌شود يكي از گزينه‌هاي مديرعاملي باشگاه پرسپوليس هم بوده با اشاره به شايعات بركناري مصطفوي مي‌گويد: «من در برهه كنوني نه فرصت كافي براي مديرعاملي پرسپوليس دارم و نه اينكه تصميمي براي تغيير مديرعامل باشگاه وجود دارد كه من بخواهم مسووليت قبول كنم. اگر قرار باشد روزي مصطفوي از پرسپوليس برود بالاخره يك گزينه كه لياقت و كفايت داشته باشد به جاي او مي‌آيد.» او كه از عدم توجه مديران ورزشي كشور به مسايل فوتبال متاسف است مصاحبه مفصلي با ايلنا انجام داده كه گوشه‌هايي از آن را مي‌خوانيد:
حاضر بودم براي پرسپوليس 20 ميليارد هزينه كنم
من در گذشته اعلام كرده‌ام اگر سهام باشگاه پرسپوليس به من واگذار شود 20 ميليارد تومان هم براي اين باشگاه هزينه مي‌كنم. اين براي زماني بود كه بحث واگذاري سهام باشگاه مطرح بود حالا با منتفي شدن واگذاري سهام، اين مساله هم به خودي خود منتفي است. من نمونه سرمايه‌گذاري در بخش خصوصي هستم و اي كاش به من و امثال من فرصت‌هاي مناسبي داده مي‌شد تا در اين ارتباط صحبت كنيم. واقعا دلم پر است. دوست داشتم جلسه‌اي با علي‌آبادي و سعيدلو داشتم و حرف دلم را مي‌زدم و پس از آن خداحافظي مي‌كردم. الان حدود 30 سال است كه من براي اين مملكت پول خرج مي‌كنم و خدمت مي‌كنم اما كسي در 29 سال گذشته از اين موضوع خبر نداشت. تازه دو سال است كه در ورزش كار مي‌كنم و اينقدر صدا كرده است. هزاران نفر مثل من پولدار و كارخانه‌دار وجود دارد. كافي است 18 نفرشان بيايند و اداره 18 تيم ليگ برتر را برعهده بگيرند.
خصوصي شدن ورزش سخت‌تر از پالايشگاه‌ها نيست
وقتي مراكز مهم كشور از جمله نيروگاه‌ها، پالايشگاه‌ها و كارخانه‌هاي فولاد را به بخش خصوصي واگذار مي‌كنند، آيا خصوصي‌سازي ورزش سخت‌تر از آنهاست؟ بارها با آقايان علي‌آبادي، اعضاي دولت و نمايندگان مجلس، جلساتي را برگزار كرده‌ايم اما شرايط را همين روزنامه‌ها و خبرنگاران خراب كردند. مثلا در حالي كه چيزي نمانده بود تا سهام پرسپوليس واگذار شود جنجال‌هايي به پا كردند كه اين اتفاق نيفتاد. بر فرض اينكه هدايتي يا امثال هدايتي با حضور در ورزش به شهرت هم رسيدند اما اگر در نهايت ورزش كشور پيشرفت كند آيا بد خواهد بود؟
مديران قبلي پرسپوليس از كنار اين باشگاه به ثروت رسيدند
بسياري از مديران طي سال‌هايي كه مديريت تيم‌هاي فوتبال و فدراسيون‌ها را بر عهده گرفته‌اند، اغلب در اين فكر بودند كه به يك موقعيت اجتماعي برسند يا زمينه‌سازي كنند تا به مجلس راه يابند يا در انتخابات شوراي شهر شركت كنند در نهايت اين پست‌ها براي آقايان سكوي پرتابي براي رسيدن به يك پست سياسي بوده است. بنابراين شهرت طلب آنها هستند، نه اينكه يك نفر مثل من كه آمده از جيب خودش آن هم در اين اوضاع و احوال اقتصادي كشور، خرج مي‌كند. در گذشته مديراني در پرسپوليس بودند كه از طريق اين باشگاه به ثروت‌هاي كلاني رسيدند. آن وقت من طي سه، چهار ماه بالغ بر سه ميليارد تومان به خاطر مردم به يك باشگاه بزرگ كشور كمك كردم و در حالي كه هدفم خير است با من اينطور رفتار مي‌كنند.
انصاري با مشورت من به استقلال آمد
انصاري، عضو هيات مديره استقلال تهران كه از افراد متمول هستند از دوستان من است. وقتي هم كه مي‌خواست به استقلال برود، من گفتم برود و به باشگاه استقلال خدمت كند. الان هم دوستاني دارم كه حاضرند پيام و ابومسلم را خريداري كنند. كساني كه امتياز پگاه را خريداري كردند هم از دوستان من هستند.


 توضيح درباره پوسترروز گذشته 

انتشار تصويري از بازيكن تيم ليورپول انگليس در شماره روز گذشته، موجب بروز برخي برداشت‌هاي سهوا يا عمدا نادرست نزد برخي افراد و همكاران رسانه‌اي شد كه ناگزير اين توضيح كوتاه تقديم مخاطبان گرامي مي‌شود.
1 - چاپ پوستر بازيكنان داخلي و خارجي از ابتداي تاسيس روزنامه گل به عنوان يك رويه انتخاب شد و به‌واسطه استقبال نسل جوان و علاقه‌مند تا امروز نيز ادامه يافته است. بديهي است كه اين روند تنها با رويكرد ورزشي و پاسخ به علايق نسل جوان به پوسترهاي ورزشكاران در پيش گرفته شده و بارها نيز به پوستر شخصيت‌هاي بزرگ نظام همزمان با ايام مقدس و مذهبي و پوستر مراسم‌هاي ديني و ملي مردم ايران زمين اختصاص يافته است.
2 - شب گذشته و بر همين روال، پوستر بازيكن تيم ليورپول بدون كوچكترين اطلاع و آگاهي از مليت او، انتخاب و بدون اشاره به زندگينامه شخصي وي چاپ شد كه پس از انتشار روزنامه، براساس برخي تماس‌ها مطلع شديم مليت اين بازيكن مربوط به رژيم غاصب اسراييل است. البته طي چند سال اخير نيز در رسانه ملي (تلويزيون و راديو) و حتي مطبوعات دولتي تصاويري از بازيكن مذكور يا مثلا گرانت سرمربي سابق چلسي (كه اتفاقا او نيز مليت رژيم غاصب اسراييل را دارد) پخش و منتشر شده است كه قاعدتا فارغ از مليت كذايي آنها بوده است.
3 - خطي مشي و عملكرد سه سال گذشته گل به وضوح و روشني نشان از رويه حمايتي اين روزنامه از ورزشكاران حامي فلسطين و تحريم‌كننده رژيم صهيونيستي دارد. گل سياستي همسو و تابع اصول و سياست‌هاي كلان نظام جمهوري اسلامي داشته و دارد و همواره در ترويج آرمان‌هاي اسلام، امام راحل، شهدا و مقام معظم رهبري كوشيده است. متاسفانه روز گذشته يكبار ديگر متوجه شديم كه برخي رقبا دست از جوسازي و مسموم كردن فضا عليه خدمتگزاران شما در روزنامه گل برنمي‌دارند و توفيق روز افزون و سال افزون اين نشريه ورزشي همواره مايه دشمني برخي محافل مغرض بوده است و از اين رو به بهانه چاپ پوستر سعي در جوسازي عليه اين روزنامه را نموده‌اند ولي با عنايت به عملكرد گل در سه سال گذشته، اصول اعتقادي حاكم بر اين روزنامه كاملا آشكار و قابل دفاع است. اگرچه به دليل اشتباه پيش‌آمده در روز گذشته، عذرخواهي و پوزش از شما خوانندگان گرامي را وظيفه خود مي‌دانيم.



 
نگاهی به گذشته
صفحه اصلی - درباره ما - تماس با ما -آرشیو - سایتهای دیگر - برگزیده صورتک ها - برگزیده کاریکاگل ها - برگزیده پوسترها - گزارش های تصویری
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه ورزشی گل می باشد و هرگونه استفاده غیر قانونی از مطالب سایت پیگرد قانونی خواهد داشت .
Copyright 2006-2008 , www.goaldaily.ir :: (Iranian Goal Newspaper) All rights reserved :: Email : Info@goaldaily.ir