هنر امپراتور!
استقلال تهران در هفتههاي پاياني نيمفصل، آن قدر درخشيد، آن قدر گل زد و آن قدر برد كه بدبينترين هواداران اين تيم هم به آينده تيمشان در رقابتهاي ليگ امسال اميدوار شده و قهرماني را از آن خود بداند. اما هنوز هم افرادي وجود دارند كه ميگويند موفقيتهاي امروز آبيپوشان ناشي از يارگيري بسيار خوب ابتدا فصلشان است و اگر اميرخان امروز سرمربي يك تيم برنده است علت چيزي جز اين نيست كه او اكنون در هرپستي حداقل دو بازيكن بسيار خوب و ستاره گونه در اختيار دارد و ميتواند بدون «هيچ دردسري» تيمش را ارنج كند. البته تمام حرف اين عده درست است به جز بخش «هيچ دردسري» آن! حضور دو بازيكن خوب يا دو ستاره هم پست در يك تيم، براي آنكه آن تيم هر فصل بيشتر از قهرماني فاصله بگيرد، كافي است، چه برسد به 10 بازيكن «خوبي» كه بالاجبار بايد نيمكت و سكونشين شوند! هر انتخاب امير قلعهنويي به معناي نيمكتنشين شدن يك بازيكن خوب است و اين يعني بشكه باروت! هنر قلعهنويي در فصل جاري، بيسروصدا و دور از تنش نگه داشتن تيم است. كاري كه از عهده «هركس» برنميآيد!
واقعا حرفهاي
وحيد هاشميان سالهاست كه در بوندسليگا حضور دارد. اگرچه او در طول اين سالها عملكرد ثابتي داشته و از آن جرقههاي ترسناك ديگر خبري نيست، اما اينكه يك بازيكن بتواند چندين سال خود را در سطح بوندسليگا حفظ كند و در چند تيم حاضر در اين ليگ حضور يابد، نشان از حرفهاي بودن وي دارد. وحيد تا سال آينده ميلادي از حضور در تمرينات تيم بوخوم محروم شده و تازه بايد مبلغي را هم به عنوان جريمه به اين تيم پرداخت كند. تمام اينها فقط به خاطر اين است كه وحيد عليه سرمربي تيمش مصاحبه داشته و در آن از نيمكتنشين شدنش گلايه كرده است!
قابل توجه تمام آنهايي كه فكر ميكردند، پژمان نوري حق داشته به خاطر نيمكتنشين شدنش با اصحاب رسانه درد دل كند و بگويد كه چون جنبه ذخيره بودن را ندارد، «بهتر است» به صورت فيكس به بازي گرفته شود! افشين پيرواني بهتر است بداند كه در فوتبالهاي واقعا حرفهاي هم بازيكنان حق مصاحبه عليه مربيان خود را ندارند و در صورت انجام اين كار با محروميت و جريمه مواجه ميشوند.
استفاده، نه سوء استفاده!
علي كفاشيان، رييس فدراسيون فوتبال ايران بعد از ماهها كه خبر اسپانسري سايپا را اعلام كرده و حسابي روي نام اين شركت مانور داده بود، بالاخره خيلي آرام و بيسر و صدا از بيپاسخ ماندن نامه فدراسيون به اين شركت خبر ميدهد و آمادگي فدراسيون براي مذاكره با اسپانسرهاي ديگر! به بيان ديگر شركت معظم سايپا با استفاده به موقع (با سوء استفاده اشتباه گرفته نشود!) از ذوق زدگي مديران فدراسيون فوتبال بيش از آنچه كه ميتوانست در طول يكسال از اين اسپانسرينگ منتفع شود سود برد! حسابش را بكنيد، بيش از دو ماه و نيم است كه مسوولان جوگير فدراسيون فوتبال از عقد قرارداد كلان با سايپا حرف ميزنند و هر روز خواسته يا ناخواسته «تيتري» در مطبوعات از اين قرارداد سخن ميگفت. اگر سايپا در همان ابتدا، پول را پرداخت ميكرد و با فدراسيون وارد قرارداد ميشد، آيا تا بدين حد در بورس خبري قرار ميگرفت؟ آنها بدون اينكه پولي بدهند، بهترين استفاده (باز هم تاكيد ميكنم كه يك وقت خدا نكرده با سوء استفاده اشتباه نشود!) را از مديران عشق مصاحبهاي كه لاجرم مجبورند براي هر مصاحبه، تيتري جلدي هم به رسانه مصاحبه كننده بدهند، كردند و با زرنگي خاصي رفتند دنبال توليد خودروي ملي شان! همان اتومبيلي كه قرار است جايگزين پرايد شود!