زماني که «زوران گاييچ» مربي پر افتخار واليبال جهان براي نخستين بار به ايران آمد و راهش را يکراست به سمت فدراسيون واليبال در وزشگاه آزادي کج کرد نخستين موضوعي که برايش جلب توجه کرد جمع و جور بودن تمام فعاليتهاي يک فدراسيون ورزشي از سالن و خوابگاه گرفته تا امور اداري در يک ساختمان بود. امروز نيز براي ديدن زير و بم فدراسيون واليبال شما به زمان زيادي احتياج نداريد چرا که يکي از سالنهاي مجموعه پنج سالن ورزشگاه آزادي به ورزش واليبال اختصاص دارد آن هم با شش در ورودي، که اصليترين در به جايگاه ويژه سالن مسابقات باز ميشود و در ديگر پلههايي است که شما را به قسمت اداري فدراسيون راهنمايي ميکند.تاريخچه سالهاي اخير فدراسيون از همين جا شروع مي شود.جايي که برخي از مدالهاي قهرماني واليباليستهاي ايران در آن آويزان شده و مهمتر از آنها شايد عکسهاي 20 سال واليبال ايران در راههاي اين فدراسيون است.هر بار که اين راهروها را طي مي کني معمولا تغيير محسوسي چشم شما را به خود نميگيرد و هنوز عکسهاي قديمي واليبال ساحلي تا قهرماني جوانان و نوجوانان آسيا در سال جاري روي ديوارها آويزان است. بزرگترين يادبود هم مربوط به سکوي دومي رقابتهاي آسيايي بوسان است که با پارک کي وون کرهاي و نسلي که امروز نسل کنار گذاشته شده از تيم ملي نام گرفته به دست آمد.
در اين راهروي پر حرف و حديث با گذشتن از اتاق رييس و اتاق کوچکتر دبير به بخش متراکمي از اتاقها مي رسيد که شش، هفت اتاق بدنه اصلي فدراسيون واليبال را تشکيل ميدهد. ميزان فعاليت اين اتاقها وسنجش فعاليت آنها کار چندان دشواري نيست.
با مراجعه به آمار موجود متوجه ميشويد که کميتههايي چون آموزش و داوران چگونه کار کردهاند اما در طرف ديگر يعني کمي جلوتر اوضاع و احوال طور ديگريست.نيمه پنهان فدراسيون واليبال در اين روزها همين جاست.کميته مربيان که حالت نمادين پيدا کرده با رفتن برخي از اعضايش هنوز خواب پاييزي را تجربه ميکند.در ادامه اين اتقاقهاي ادامه دار جايي که کميته استعداديابي با چند صندلي اش قرار گرفته که اوضاع از اين حرفها بدتر است و سوال اين است که کدام استعداديابي؟چشمها باز، هوا خنک و تنها خبري از «ايوان بوگانيگف» پير نيست که به کانونهاي واليبال سري بزند يا بيايد فلان بازيکن بلند قد را در فلان باشگاه ببيند. اينجا خلاصه فدراسيون واليبال نيست اما بخشي از وزنه سبک اين فدراسيون تبديل شده تا در ادامه راه وزنش با کميته کانونهاي واليبال برابري کند.دو اتاقي که ميشود پشتوانه فدراسيون و تنها موضوعي که ديده نميشود توجه به پشتوانهها و برنامه ريزي برا آنهاست.اخيرا که نه، چند سال است که صحبت از راه استعداديابي و پشتوانه سازي براي تيمهاي پايه و بزرگسال در اين راهروهاي پر و حرف و حديث است. ولي استعدايابي با کدام برنامه؟ با کدام نيرو و طرح؟مطمئنا اگر قرار بود فيلم «جايي براي زندگي» محمد بزرگ نيا در هر کجاي جهان ساخته شود آنجا کميتههاي استعداديابي و کانونهاي فدراسيون واليبال نبود چرا زندگي واليبالي اينجا جريان ندارد و فقط اتقاق است و اتقاق...