جستجو صفحه اصلی
نسخه شماره 833 - 1387/09/23 -


مرگ بر فرانکو درود بر فوتبال

ال‌كلاسيكو؛ تقابلي ديگر براي عشق و نفرت
با سرت خداحافظي كن مادريدي‌!

پايان عصر جدايي‌طلبي و قانون‌گريزي!
توبه كن بارسايي تو مي‌تواني


خوآنده راموس:رئال محكوم به بردن است


رافائل ماركز:‌مهم بردن است و بس!

بارسلونا همچنان مي‌تازد يا رئال همه را غافلگير مي‌كند؟
راموس «فوت آخر» را بلد است؟

مردي با تجربه‌هاي بزرگ از تيم‌هاي كوچك
آيا راموس انتخاب درستي بود؟


 مرگ بر فرانکو درود بر فوتبال 
نويسنده : وحيد نمازي - دبير گروه بين‌الملل

مرور تاريخ هميشه هم آدم را با نشاط نمي‌کند. اصلا شايد بيشتر وقت‌ها با مرور کتاب تاريخ بيشتر غمگين مي‌شويم تا خوشحال. مرگ عزيزاني که دوستشان داشتيم، از دست دادن اسطوره‌هايي که افتخار جهان محسوب مي‌شدند، از بين رفتن بناهايي که هويت بشري را به ما ارزاني کردند و همه اينها آن هم به دست عواملي غيرطبيعي مثل جنگ‌ها و بروز خودکامگي‌هاي افرادي که يادآوري حضورشان بر اريکه قدرت همه را به لرزه مي آورد نشان مي‌دهد که يادآوري تاريخ گذشته هميشه هم باعث انبساط خاطر نمي‌شود!

چند وقت پيش در خبرها خواندم که باستان شناسان در حال نبش قبرهاي يک گورستان بزرگ در جنوب اسپانيا هستند. جايي که طرفداران فرانکو ديکتاتور خودکامه و نفرت انگيز اسپانيا در جريان جنگ‌هاي داخلي آن کشور، فدريکو گارسيا لورکا شاعراسپانيايي را اعدام کردند. لورکا در ميان سال‌هاي 1936 تا 1939 در ويزنار (شهري نزديک گرانادا) توسط نيروهاي ژنرال فرانکو به قتل رسيد. اين منطقه يکي از بسيار گورستان‌هايي است که افراد فرانکو، مردمي را که دستگير کرده بودند به آنجا آورده، اعدام کرده و به طور دسته جمعي در گورهاي ناشناخته دفن مي کردند. فدريکو گارسيا لورکا بهترين و مهم‌ترين شاعر و نمايشنامه نويس قرن بيستم اسپانيا، معروف‌ترين قرباني جنگ‌هاي داخلي اسپانياست و اين فاجعه، يکي از هزاران فاجعه‌اي است که فرانکو و حاميان ضد مردمي‌اش در اسپانيا آفريدند و تا سال‌ها با حاکم کردن ديکتاتوري محض، مفاهيمي چون عشق و نوعدوستي را به زوال کشاندند.

خوشمان بيايد يا نه، متاسفانه همين فرانکو يکي از حاميان اصلي رئال مادريد بود. فوتبال را هم دوست داشت (براي چشيدن لذت حس خوار کردن حريف شکست خورده‌اش لابد) و از آن به‌عنوان ابزاري براي برتري جويي اش بر کاتالان‌هايي که با او به شدت مشکل داشتند، استقلال مي‌خواستند و با نيروهاي خونخوار و دست نشانده فرانکو مي‌جنگيدند بهره مي‌برد. واقعيت داشته باشد يا نه، بارها خوانده‌ايم که همين فرانکو پليد با مجبور کردن بازيکنان بارسا و تهديد و حتي کتک زدن آنها، مجبورشان کرد به رئالي‌ها ببازند تا ژنرال چهار ستاره بادي به غبغب بيندازد و سرود پيروزي بر رقيب ديرينش را سر دهد ولي آنچه از اين عمل زشت او به يادگار ماند زخمي بود که عميق شدنش به بارور شدن آزادي کمک کرد و بارسا را به نمادي عليه روز، بدي و ديکتاتوري مطلق تبديل کرد.هواداران رئال بدشان نيايد ولي چه بخواهند چه نخواهند، همين هواداري‌هاي فرانکو تا ابد پيراهن‌هاي سفيد رئال را سياه مي‌کند و پديده‌اي مثل رائول را در گرداب خوکامگي‌هاي ديکتاتورها به قعر مي‌کشد.

فوتبال پديده زيبايي است که عاشقانه دوستش داريم. فوتبال مولود زشتي است که با آميخته شدن با نيت‌هاي زشت‌تر خودکامگان و بهره کشي آنها از اين مولود به غده اي چرکين تبديل مي‌شود که حالمان را بهم مي‌زند ولي نه... ما فوتبال را به خاطر زيبايي‌هايش، رقابت سالمي که درونش موج مي زند و آن جاذبه‌اي که او را به بزرگترين صنعت و پديده اجتماعي جهان تبديل کرده است دوست داريم. فرانکو‌ها هر کار که مي‌خواهند بکنند. فوتبال به خاطر فوتبال زنده است و با پليدي‌هاي آنها مقابله مي‌کند...

 


 ال‌كلاسيكو؛ تقابلي ديگر براي عشق و نفرت
 با سرت خداحافظي كن مادريدي‌! 
نويسنده : رسول بهروش

1-«فراتر از يك باشگاه!» وقتي مي‌خواهيم در مورد بارسلونا حرف بزنيم، نبايد از ياد ببريم كه محور گفت‌وگوهايمان يك باشگاه ورزشي ساده نيست، بلكه شامل يك موسسه عظيم فرهنگي مي‌شود كه فوتبال نيز بخشي از آن است؛ اينچنين است كه به محض روبه‌رو شدن با ساختمان اصلي باشگاه در لاماسيا با اين تابلوي غول پيكر مواجه مي‌شويم: «فراتر از يك باشگاه!»
2-به نظر من عشق و آزادي مقدس ترين كلمات تمام دنيا هستند و عجيب است كه اگر هوادار فوتبال باشي، اين دو را در پيراهن آبي‌-اناري خواهي يافت! دنياي فوتبال كاملا حرفه‌اي شده و البته لاليگا به انتخاب منتقدان بهترين ليگ جهان است. فوتبال حرفه‌اي يعني حرفه فوتبال، يعني لگد زدن به توپ براي پول، يعني مرگ بوسه بر پيراهن، يعني ضجه زدن عشق در زمين سبز، يعني... اما لا به لاي همين حرفه‌اي زدگي متعفن و تهوع‌آور، بارسلونايي وجود دارد كه هنوز ستاره‌هاي ميليون پوندي‌اش برايش جان مي‌دهند، بارسلونايي هست كه هنوز وقتي بازيكنان مي‌خواهند برايش وارد زمين شوند، از مقابل مجسمه مقدس ورزشگاه اختصاصي‌اش رد مي‌شوند و براي پيروزي دعا مي‌كنند؛ «دعا» عجب مفهوم نامانوسي در هزاره آهن پاره‌ها! هزار گل قهرماني در تاريخ فوتبال جهان به ثمر رسيده اما اين فقط بلتي است كه وقتي براي عشق عاشقان دنيا در فينال ليگ قهرمانان گل مي‌زند، بي‌اختيار روي زمين مي‌افتد و سيل اشك راه مي‌اندازد تا براي سال‌ها ميهمان تيتراژ برنامه‌هاي ورزشي باشد! در كنار اين همه عشق ناب و بي‌نظير، بارسا سمبل آزادي خواهي هم هست. پيراهن آبي و اناري‌، يعني پرچم اراده پاك يك ملت كه نخواستند مقابل پنجه‌هاي هميشه خونين استبداد، به خاك بيفتند. ترديد ندارم كه هنوز هم فرانكوي احمق، گوشه آن گورستان تاريكي كه چالش كرده‌اند، كابوس مردان بارسا را مي‌بيند؛ عاشقان جسوري كه با توپ چرمي، پاسخ توپ آهني او را دادند!
3-بارسا، مقر آخرين رگه‌هاي محبت و انسانيت در دنياي تا خرخره آلوده به ماشينيسم است. سوت آغاز فصل براي مردان كاتالونيا يعني شروع عزمي براي سير كردن يك كودك بي‌سرپرست در كنيا، گل براي آنها يعني قهقهه يك نوجوان معلول آفريقايي بعد از دريافت هديه غير منتظره‌اش از اسپانيا، پيروزي يعني مدرسه‌ها و بيمارستان‌هايي كه با سود باشگاه در نقاط محروم جهان ساخته مي‌شود و قهرماني يعني آنقدر محبوب شدن كه دانش آموزي مراكشي با الگوي بارسا عليه پادشاه به زعم خود مستبدش قيام مي‌كند!
4-... و امشب يك مرتبه ديگر ال‌كلاسيكو از راه مي‌رسد؛ نبردي مالامال از تراژدي تقابل عشق و نفرت! براي بارسا،‌سمبل مادريد همان كله خونين خوكي است كه پيش پاهاي لوييز فيگوي پول پرست سقوط كرد؛ وقتي فلورنتينو پرز براي ارضاي جاه طلبي‌هايش دست به هر حقه‌اي برد تا شاه ماهي نوكمپ را به تور بيندازد! مادريد البته پيش از اين نيز به عنوان پايتخت نيرنگ و ستم اعلام موجوديت كرده بود؛ هنگامي كه اتوريته وهمناك تخت پادشاه، دي‌استفانو را از چنگ كاتالونيا خارج و به اسطوره تاج فرانكوي حقير بدل كرد يا زماني كه بين دو نيمه ال‌كلاسيكو، ايادي ذليل ژنرال با تفنگ به رختكن بارسا هجوم بردند تا مردان كاتالونيا، بازي يك بر صفر برده را 11 بر يك واگذار كنند!
5-حمايت امشب اما، تفاوت‌هاي زيادي دارد. وقتي ديگر پرچم اسپانيا در نوكمپ به آتش كشيده نمي‌شود، اين يعني آنكه دولت مركزي تا حدودي اداي دموكراسي را در مي‌آورد و مثلا نتايج بازي‌ها در زمين مشخص مي‌شود؛ همين هم براي آبي و اناري‌ها كافي است تا دخل مادريد را بياورند! دست تقدير خيلي زود ضيافت انتقام را تدارك ديد تا مردان بارسا، عقده گشايي حقيرانه ال‌كلاسيكوي قبل را تلافي كنند. اگر در بازي برگشت پارسال، داور بازي دو گل مردود مادريد را پذيرفت تا چه بسا شكست‌هاي سنگين چند سال اخير جبران شود، امشب اساسا نيازي به وجود داور هم نيست! ما مي‌بريم چون توانش را داريم و چون بايد ببريم!
6-با سرت خداحافظي كن مادريدي. قول مي‌دهم امشب را تا لحظه قبض روح از ياد نبري. حتي سزاوار ترحم هم نيستي، پس آماده نابود شدن باش. به زودي به افتخار مرگ به دست بارسا نايل مي‌شوي!


 پايان عصر جدايي‌طلبي و قانون‌گريزي!
 توبه كن بارسايي تو مي‌تواني 
نويسنده : اميرحسين متقي

1- انتخاب با خود توست. مي‌خواهي طرفدار كدام تيم باشي؟ اين بستگي به خصوصيات اخلاقي و رفتاري‌ات دارد. بستگي دارد كه طرفدار نظم و قانون باشي يا تشويش و شلوغ‌كاري! تا بوده همين بوده، طرفداران بارسلونا از آنجا كه مثل ساير همشهري‌ها و هم‌ايالتي‌هايشان دوستدار جدايي‌طلبي و به قول خودشان آزادي‌خواهي هستند جزو قشر ناآرام جامعه به حساب مي‌آيند و همواره دولت اسپانيا را براي آرام كردن اوضاع به دردسر مي‌اندازند اما طرفداران رئال مادريد در زمره شخصيت‌هاي با پرستيژ وكلاس بالاي اجتماعي هستند و به همين دليل اكثر هنرمندان و ورزشكاران معروف دنيا هوادار اين تيم هستند. خيلي راحت مي‌تواني انتخاب كني دوست داري طبيعي باشي يا غيرطبيعي؟ دوست‌داري به تو احترام بگذارند يا همه جا به چشم يك ياغي و عصيانگر به تو نگاه كنند؟ اينكه دنيا به سمت صلح‌طلبي و آرامشي حركت مي‌كند دليل محكمي است بر اينكه بيشتر ساكنان كره زمين رئال مادريد را انتخاب كنند حتي اگر طرفدار حرفه‌اي فوتبال نباشند.
2- كساني كه ديد وسيع‌تري نسبت به فوتبال دارند و آن را بيشتر دنبال مي‌كنند هم چنين انتخابي دارند. نقطه هدف براي آمال و آرزوهاي بيشتر فوتباليست‌هاي جهان هم بازي كردن در لباس سفيد و زيباي رئال مادريد است. البته اين قضيه كه آبي و اناري‌پوشان بندر بارسلون در بين جوانان و نوجوانان كشورهاي جهان سوم و فقير طرفداران زيادي دارند، طبيعي است. اما بايد حساب اين عده را از كساني كه در كشورهاي صاحب فوتبال دنيا اين پديده جهاني را دنبال مي‌كنند،‌جدا كرد. كساني كه فوتبال را مي‌فهمند و مي‌توانند سره را از ناسره تميز دهند هرگز به ادعاهاي اين قشر جدايي‌طلب توجهي نمي‌كنند. تظاهر به اينكه بارسايي‌ها با توسل به دعا در زمين مسابقه پيروز مي‌شوند هرگز بر باور كساني كه بازيكنان اين تيم را پس از خروج از بندر بارسلون ديده‌اند، نمي‌نشيند. همگان مي‌دانند كه آنها با دستاويز قرار دادن جنبه‌هايي چون آزادي‌خواهي در پي رسيدن به اهداف شوم خود البته با توسل به زورگويي هستند. آزاد بودن مردم در اين كشور اروپايي جاري نموده پيدا مي‌كند كه حتي جدايي‌طلبان باسك هم بارسوخ به ورزش و در قالب تيمي چون بارسلونا به قلب جوانان ساده كشورهاي فقير نفوذ كرده و آنها را براي طغيان و عصيان با خود همراه مي‌كنند. هرچند به قول خوزه مورينيو، مربي بزرگ پرتغالي تيمي بهتر است كه قهرمان شود نه اينكه در يك بازي چندين و چند گل به حريف خود بزند.
3- حالا بينندگان ميلياردي فوتبال در جهان به خوبي مي‌دانند كه زمين فوتبال ميدان جنگ نيست و به جز طرفداران بارسلونا هواداران هيچ يك از تيم‌هاي ديگر فوتبال با بي‌اخلاقي كنار نمي‌آيند. هر چند اين عده از اهالي آفريقا و كشورهاي فقير آسيا هم بايد به زودي بفهمند فوتبال يك پديده جهاني است و زمين مسابقه جايي براي بيرون ريختن عقده‌هاي دروني و تلافي تو سري خوردن‌هاي ايام قديم نيست!
4- اما امشب ضعيف‌ترين رئال مادريد چند سال اخير مقابل به ظاهر‌ قوي‌ترين بارسلوناي اين سال‌ها قرار مي‌گيرد. همه نيك مي‌دانيم كه نتايج مسابقات فوتبال اغلب از يك تابع سينوسي پيروي مي‌كنند و رقم خوردن نتايج عجيب هم به همين دليل است. با اينكه تنها سه روز از سرمربيگري خوآنده راموس در رئال مادريد مي‌گذرد و اين تيم 23 بازيكن(!) را به دليل مصدوميت از ابتداي فصل در برهه‌هاي مختلف از دست داده است اما باز هم نمي‌توان پيش‌بيني كرد كه در پايان چه نتيجه‌اي رقم خواهد خورد. در اين بين توجه به آمار هم خالي از لطف نيست. تعداد قهرماني‌هاي رئال در لاليگا 31 بار يعني 13بار بيشتر از بارسلونا بوده است و در اروپا هم رئال 9 بار و بارسلونا تنها دو بار به عنوان قهرماني رسيده‌اند.
پرافتخارترين تيم جهان در مصاف‌هاي رو در رو با بارسلونا هم موفق‌تر بوده است. قوهاي سپيد در ال كلاسيكو 10 بار بيشتر بارسلونا را برده‌اند و 26 گل هم بيشتر زده‌اند. آيا همه اينها براي تحقير بارسا و هوادارانش در بازي امشب كافي نيست!
5- اما تو اي هوادار بارسلونا هنوز هم وقت‌ داري توبه كني. هنوز چند ساعت باقي است و اگر از ذكاوت كافي برخوردار باشي هرگز اين فرصت را از دست نمي‌دهي. براي قرار گرفتن در زمره طرفداران واقعي فوتبال امشب و اين بازي بهترين فرصت است. تو هم مي‌تواني جزو آدمي‌هاي باكلاس باشي جزو آنهايي كه نه تنها در مادريد كه در تمام دنيا مغرورانه و با سري بالا در خيابان راه مي‌روند و به تيم خود و اعتقاد خود افتخار مي‌كنند. اگر كمي فكر كني و احساس و شلوغ بازي را كنار بگذاري، تو هم مي‌تواني. مثل خيلي از بازيكنان بزرگ كه وهم و خيال را كنار گذاشتند و انگار كه از خواب بيدار شده باشند از بارسلونا به رئال مادريد كوچ كردند. فيگو، ساويولا، رونالدو و... بازيكنان بزرگي بودند كه هر چند دير اما بالاخره قدر خود را دانستند و به اشتباه خود پي بردند. ساعت را نگاه كن هنوز دير نشده!


 خوآنده راموس:رئال محكوم به بردن است 

به محض اينكه برند شوستر اخراج شد سران رئال‌مادريد اعلام كردند كه خوآنده راموس به عنوان مربي جديد اين تيم مشغول به كار خواهد شد. مربي سابق اف.ث سويا نيامده سه بر صفر زنيت سن‌پترزبورگ را در ليگ قهرمانان اروپا در هم كوفت تا با روحيه‌اي مضاعف به همراه تيمش، در بازي امشب مقابل بارسلونا صف‌آرايي كند.
رئالي‌ها مدت‌ها بود كه روحيه پيروزي را از دست داده بودند و راموس به خوبي اين كمبود را در تيم جبران كرد. رئال متحول شده است و ترس اصلي مردان پپ گوارديولا نيز از همين تحول است. در آستانه بازي امشب تمام برنامه‌هاي گوارديولا به هم ريخته است چون شايد هيچ كس از شيوه جديد بازي رئال اطلاع نداشته باشد. آيا روحيه جديد رئال مي‌تواند قاتل بازي زيباي بارسا شود؟
فكر مي‌كنيد بتوانيد در بازي امشب به پيروزي برسيد؟
رئال مادريد تيمي است كه بايد در هر مسابقه با ذهنيت و روحيه برد طلبي به ميدان برود. اين باشگاه به خاطر هيچ و پوچ تبديل به باشگاهي جهاني نشده است. درست است كه بارسا در اين هفته‌هاي اخير حتي فراتر از مرز آمادگي نشان داده است ولي شخصيت و پرستيژ رئال مادريد طوري است كه اين تيم را محكوم مي‌كند تا در هر ورزشگاهي به فكر پيروزي باشد.
يعني واقعا در مورد ورزشگاه نوكمپ هم همين عقيده را داريد؟
ما هميشه و در هر جايي فقط به پيروزي فكر مي‌كنيم. در فوتبال شما مي‌توانيد ببريد، مساوي كنيد و يا حتي ببازيد ولي وقتي شما دست به هر كاري مي‌زنيد تا برنده بازي باشيد، آنگاه هيچكس نمي‌تواند شما را سرزنش كند.
قرارداد شما شش ماهه است كه براي يك فصل ديگر قابليت تمديد شدن دارد...
تقريبا در هر باشگاهي كه كار كرده‌ام قرارداد يك ساله بسته‌ام. من ترجيح مي‌دهم با افرادي كار كنم كه از من راضي باشند و بالعكس. من تمايلي به داشتن قرارداد طولاني مدت ندارم. اگر در آخر فصل ما از يكديگر راضي باشيم به كارمان با يكديگر ادامه مي‌دهيم، در غير اين صورت هر كس پي كار خودش مي‌رود.
تيم شما براي بازي امشب مصدومان زيادي دارد، آيا سعي كرده‌ايد آنها را ببينيد و بدانيد به چه علت مصدوم هستند؟
من مسوول تمام بخش‌هاي ورزشي هستم و به عنوان يك مسوول در موارد مورد نياز تصميم خواهم گرفت در اين مورد هم بايد بگويم مصدوميت‌ها كاملا طبيعي هستند.
چه كار خواهيد كرد تا روحيه بردن را به تيم‌تان تزريق كنيد؟
بايد انگيزه‌ها را بالا برد. زمان كمي براي انجام اين كار داشته‌ام، به ويژه اينكه امشب هم بازي ال‌كلاسيكو را پيش‌رو داريم. بنابراين، در حال حاضر آنچه كه بيش از همه چيز حايز اهميت است انگيزه بازيكنان است. بعد از اين موضوع بايد روي مكانيسم‌هايي كه مي‌توانيم در بازي اعمال كنيم، كار كنيم.
آيا مربيگري در يك باشگاه بزرگ مثل يك رويا تلقي مي‌شود؟
فكر مي‌كنم كه تمام مربيان حرفه‌اي دوست دارند در رئال كار كنند. خيلي سخت است كه بگوييم نه، رويا نيست. الان 20 سال است كه من مربي هستم و معتقدم كه به اوج و قله مربيگري رسيده‌ام.
بايد در اين فصل بازي‌هاي رئال مادريد را ديده باشيد. مي‌خواهيد چه كار كنيد تا رئال گل‌هاي كمتري بخورد؟
من شش، هفت تا از بازي‌هاي رئال را ديده‌ام. فكر مي‌كنم خط دفاعي از لحاظ داشتن عناصر دفاعي مشكل نداشته باشد، اين طور نيست؟ راموس، په‌په، كاناوارو، هاينزه، كاسياس... پس مي‌بينيد كه مشكل نفرات نداريم فقط بايد در مورد تعادل دفاعي و شيوه كاركرد خط دفاعي كار كنيم.


 رافائل ماركز:‌مهم بردن است و بس! 
نويسنده : سجاد فيروزي

رافا ماركز، مدافع مكزيكي آبي و اناري‌پوشان كاتالان به هر دري مي‌زند تا از مصاحبه جنجالي پيش از بازي فرار كند. او معتقد است فقط بايد در اين باره تمركز داشت و از حرف‌هاي اغوا كننده اجتناب كرد. ماركز تا بدين جاي فصل در كنار كارلس پويول زوج موفقي را در قلب خط دفاع بارسا تشكيل داده است. بازي كردن در سيستم دفاعي جديد بارسا كه دانيل آلوس مدام در حملات شركت مي‌كند و سه نفر ديگر در خط دفاع مي‌مانند كار بسيار دشواري است كه رافا به خوبي از عهده آن برآمده است. 3-3-4 سيستمي است كه بارسا در اين چند ساله به خوبي به كار گرفته است و توانسته با خلق بازي‌هاي تماشايي بعضا نتايج پرگلي را نيز رقم بزند. با اين حال ماركز معتقد است كه خفيف‌ترين پيروزي (برد يك صفر) مي‌تواند بسيار اهميت داشته باشد چون آنچه در ال‌كلاسيكو مهم است كسب سه امتياز و پيشي گرفتن هر چه بيشتر از حريف است. ماركز حتي به پيش‌بيني كارشناسان فوتبال هم كه برد راحتي را براي بارسا پيش‌بيني كرده‌اند بي‌اهميت مي‌داند و همچنان به طور محافظه‌كارانه‌اي فقط از اهميت سه امتياز ال‌كلاسيكو حرف مي‌زند. اين مدافع مكزيكي به رغم خيل مصدومان رئال‌مادريد باز هم انگيزه و تغيير كادر فني رئال را بهانه مي‌كند و مي‌گويد در هيچ بازي نبايد خود را از پيش برنده دانست. وقتي صحبت از شكست فصل پيش بارسا مقابل رئال مي‌شود اندكي تامل مي‌كند و مي‌گويد مي‌دانم كه هواداران دوست دارند انتقام فصل گذشته را بگيريم. رافا مي‌افزايد اين كار را با ارايه يك بازي زيبا انجام مي‌دهيم. به هر حال در حالي كه از ال‌كلاسيكو به مثابه يكي از راحت‌ترين بازي‌هاي بارسا نام مي‌برند رافائل ماركز ترجيح مي‌دهد كه دستخوش خيالات واهي نشود. براي اين مدافع آبي و اناري‌پوشان راز بردن رئال در تمركز بالا و تلاش زياد نهفته است.
رافائل، براي رويارويي با رئال خودتان را چطور مهيا كرده‌ايد؟
بچه‌هاي ما به خوبي آگاه هستند تنها چيزي كه در اين بازي اهميت دارد، پيروزي است. در هر حال ما بايد برنده اين بازي باشيم و حتي اگر اين پيروزي يك بر صفر هم باشد، اهميتي ندارد. همه ما فقط يك ايده در سر داريم كه آن هم به دست آوردن سه امتياز اين ديدار است. بايد حواسمان معطوف به كار و شيوه‌ بازي‌مان باشد و مهمتر اين كه فكر از پيش برنده بودن و مسابقه راحتي پيش‌رو داشتن را كلا از ذهنمان خارج كنيم.
ولي با اين حال، خيلي‌ها از پيروزي راحت بارسا در بازي امشب مي‌گويند...
اصلا نبايد مسابقه را با چنين ذهنيتي شروع كرد. در هيچ مسابقه‌اي هيچ تيمي از پيش برنده نيست. به هر حال بردن اين بازي باعث مي‌شود كه ما از رئال پيش بيفتيم و در ادامه فصل كار را با اطمينان بيشتري دنبال كنيم.
البته، بردن بازي امشب باعث مي‌شود كه خاطره تلخ شكست فصل گذشته را هم پاك كنيد. درست است؟
واضح است كه با توجه به اينكه در خانه خودمان و پيش چشم هوادارانمان بازي مي‌كنيم فرصت خوبي براي پاك كردن آن نتيجه داريم. بچه‌ها به خوبي از عهده كار برآمده‌اند و همه‌مان مصمم هستيم تا شكست چهار بر يك فصل گذشته را جبران و تماشاگرانمان را راضي كنيم.
آيا بازي فصل گذشته را هم مرور كرده‌ايد؟
آن بازي خاطره سخت و دشواري در ذهن همگان به جا گذاشت و به خوبي درك مي‌كنم كه تماشاگران دوست دارند انتقام بازي فصل پيش را بگيريم. اگر بدانيم چطور بايد تمركز كنيم مي‌توانيم با نتيجه‌اي كاملا در خور بازي را به پايان برسانيم. در جواب سوال شما هم بايد بگويم هيچ نيازي به ديدن دوباره آن بازي نداريم چرا كه به خوبي آن را در ذهنمان حك كرده‌ايم.
رئال مادريد تقريبا در نوكمپ حكم يك قرباني را داشته است...
بازي كردن در ال‌كلاسيكو حال و هواي خاصي مي‌طلبد و انگيزه‌اي خاص بر بازي حاكم خواهد بود. به علاوه، تغيير كادر فني هم براي آنها در حكم يك محرك كارآمد بوده است.
مربي جديد به معني سيستم جديد است. آيا شيوه‌اي كه خوآنده راموس در رئال پياده كرده است را بررسي كرده‌ايد؟
پپ [گوارديولا] اينجاست كه نقاط ضعف حريف را شناسايي كند و در زمان مورد نياز به ما بگويد.


 بارسلونا همچنان مي‌تازد يا رئال همه را غافلگير مي‌كند؟
 راموس «فوت آخر» را بلد است؟ 

شايد اگر برند شوستر در رئال مانده بود، ال كلاسيكو خيلي جذاب‌تر مي‌شد. شوستر روزگاري ستاره بارسلونا بوده و رويارويي او با تيم سابقش، به عنوان مربي بزرگترين رقيب بارسا، شايد هيجان بيشتري به ماجرا مي‌داد اما اكنون رئال، تيم خوانده راموس است و جالب اينكه راموس، هميشه بلد بوده چطور بارسلونا را به زانو درآورد. حتي فراتر از اين؛ راموس هميشه مي‌دانسته چگونه با امكانات محدود، بهترين نتيجه را بگيرد. او توانست سويا را دگرگون كند و از آن، تيمي هميشه مدعي بسازد. او بود كه سوياي گمنام را دو فصل پياپي قهرمان جام يوفا كرد، و او بود كه توانست در سوپر جام اروپا، سه بر صفر بارسلونا را شكست دهد، بارسلوناي رايكارد، در اوج. بنابراين نمي‌شود دليل آورد كه رئال مادريد كلي بازيكن مصدوم دارد و مهره‌هاي محدود در اختيار راموس است، يا اينكه بارسلونا در اوج است و به تيم‌هايي كه رئال به زحمت مي‌برد، يا حتي شكست مي‌خورد، سه، چهار گل مي‌زند.« ال كلاسيكو» هميشه وراي هر آنچه بوده كه پيش‌تر اتفاق افتاده. بايد به اين بازي به چشم يك بازي مجرد نگريست كه هيچ ربطي به نتايج قبلي دو تيم ندارد؛ و نبايد از ياد برد كه سويا با راموس، هميشه برابر بارسا خوب بازي مي‌كرد، پس چه دليلي دارد كه رئال مادريد با آن همه شهرت و اعتبار، برابر مردان كاتالونيا از پيش بازنده باشد اما به هر حال اين فكري است كه ناخودآگاه به ذهن خطور مي‌كند. مادريدي‌ها هفته پيش برابر سويا شكست خوردند، تيمي كه بارسا دو هفته قبل، آن را با گل‌هاي زياد برده بود. رئالي‌‌ها با مشكل مصدوميت ستاره‌هاي شان روبه‌رو هستند كه بارزترين آنها رودفان نيستلروي است و معلوم نيست‌‌هانتلار كه تازه روانه اسپانيا شده، به زودي مي‌تواند جاي او را بگيرد يا نه. رئال به هنگام دفاع با مشكل عمده روبه‌رو است و در اغلب بازي‌ها اگر دو يا سه گل نخورد، دروازه‌اش دست كم يك بار باز مي‌شود. رئال يك‌‌هافبك دفاعي مقتدر ندارد كه هم به خط دفاع تيم كمك كند و هم خط مياني را بسان يك زنجيره محكم، منسجم نگه دارد. حالا كه ديارا هم مصدوم شده و احتمالا تا اواخر فصل قادر به بازي نيست شرايط خط مياني تيم پيچيده‌تر هم شده.
خط مياني امروز رئال با آن خط‌هافبكي كه امثال زيدان و فيگو در آن بودند و تيم را به قهرماني اروپا رساندند، تفاوت بزرگي دارد. در حقيقت اين تيم كه كاپلو روزگاري به آن انسجام بخشيده و به قهرماني لاليگا رساند، شايد حتي شايسته فتح‌ اين جام نباشد چه برسد؛ اينكه داعيه قهرماني ليگ قهرمانان را هم در سر داشته باشد. رئال امروز، نه مثل گذشته پر ستاره‌ است كه ستاره‌ به طرفه‌اي نتيجه را عوض كنند و نه مثل سويا، والنسيا يا تيم‌هايي از اين دست از انسجام گروهي و نظم تيمي بالا برخوردار است. آنها آشفته‌اند؛ از مصدوميت مدام بازيكنان كليدي‌شان رنج مي‌برند، در ليگ نتايج خوبي نگرفته‌اند و مربي‌شان هم تازه اخراج شده. اينكه حضور راموس مي‌تواند به اين تيم شوك وارد كند و اين مربي كار كشته اسپانيايي مي‌تواند اين گروه شكست خورده را به تيمي واحد تبديل كند كه از پس بارسلوناي قدرتمند بر مي‌آيد، تنها با گذر زمان مشخص مي‌شود.
درست است كه اين بازي، بازي متفاوتي است و به نتايج گذشته دو تيم ربط چنداني ندارد، اما مي‌شود به راحتي بر تمام حقايقي كه دست و پاي رئال در تار و پود آن بسته شده چشم بست و تنها به گفتن اين جمله اتكا كرد؟ آيا راموس ثابت مي‌كند كه تجربه تلخ تاتنهام را پشت سر گذاشته و هنوز همان ناخداي يكه‌تاز روز‌هاي پرشكوه سوياست؟ شايد او همان فوت آخر را كه كاپلو مي‌دانست و به تيم سر و سامان داد و ظاهرا شوستر نمي‌دانست و شيرازه كار از دستش در رفت، بداند. بازي‌هاي آينده رئال اين را مشخص مي‌كند و جدال با بارسلونا مي‌تواند شروع بزرگي براي آن باشد.


 مردي با تجربه‌هاي بزرگ از تيم‌هاي كوچك
 آيا راموس انتخاب درستي بود؟ 

برند شوستر به طور ناگهاني مجبور شد خانه مادريدي‌ها را ترك كند اما در كمال تعجب در راه خروجي به خوآنده راموس برخورد.
به هر حال وقت مقامات مادريدي براي پيدا كردن مربي جانشين اصلا تلف نشد. خوآنده راموس پس از گذراندن يك دوره پر افت و خيز در شمال لندن و نزد تاتنهام در حالي كه از تكرار موفقيت‌هايش در سويا بازمانده بود به برنائبو پا گذاشته است.
اين مربي برخلاف شوستر در سال‌هاي جواني بازيكن شناخته شده‌اي نبود اما در دوراني كه روي نيمكت مربيگري نشست فورا توجه زيادي را به سوي خود جلب كرد. در حالي كه شوستر در دوره خود يك سوپراستار محسوب مي‌شد، راموس در تيم‌هاي دسته‌هاي پايين‌تر از جمله الچه و آكويانو توپ مي‌زد.
دوران حرفه‌اي او به خاطر يك آسيب ديدگي شديد زانو زود به پايان رسيد تا او به مربيگري رو بياورد اما در دهه 90 بود كه راموس روي نيمكت يك تيم درست و حسابي نشست.
او ابتدا كار با آلكويانا شروع كرد و دو سال بعد به لوگرونس رفت. زماني كه با اين تيم به دسته بالاتر صعود كرد توجه بارسلونا به او جلب شد. راموس يك فصل زير نظر بابي رابسون، مربي تيم دوم بارسا بود و از آنجا به تيم‌هاي بزرگ تري چون رايو، بتيس، اسپانيول، مالاگا و سرانجام سويا رفت. او با سويا در جام حذفي اسپانيا به جام قهرماني رسيد و دو بار هم جام يوفا را فتح‌ كرد. از ديگر افتخارات او كسب رتبه سومي در ليگ قهرمانان بود تا نامش جزو مربيان برتر اسپانيا قرار بگيرد.
سويا با مربيگري راموس جلوي هر تيم بزرگي با جرات بازي مي‌كرد و با وجود متزلزل بودن خط دفاعي تيم سويا آنقدر گل مي‌زد كه پيروز از ميدان خارج شود. تاتنهام با آرزو‌هاي زيادي به سراغ راموس رفت اما مرد اسپانيايي در وايت‌هارت لين روي خوشي را نديد.
اما رئال مادريد با مرور روز‌هاي درخشش راموس در سوياست كه او را به برنابئو دعوت كرده. بخش عظيمي از دستاورد‌هاي راموس در سويا را بايد به پاي خوزه ماريا دل‌نيدو، رييس لجباز و يكدنده اين باشگاه نوشت. او به هيچ وجه اهل كوتاه آمدن نيست و وقتي پاي منافع تيمش در ميان باشد يك قدم هم عقب نشيني نمي‌كند. دانيل آلوس كه اكنون در بارسلونا توپ مي‌زند با اين اخلاق رييس خوب آشناست چرا كه به راحتي حكم مرخصي را به او نداد. راموس در سويا زحمات زيادي كشيد. از تيم خود محافظت كرد. با رسانه‌ها بر خورد مناسبي داشت و تركيبي را به ميدان مي‌فرستاد كه فقط در خط دفاعي مي‌شد از آن ايراد گرفت، هر چند كه مصدومان متعددي داشتند. اما مهمترين خصوصيت راموس كه ناشي از تجربه كاري فراوان او در تيم‌هاي كوچك است به قناعت او باز مي‌گردد. كم توقع بودن يك مربي چيزي است كه هر رييس باشگاهي به آن ارج مي‌نهد. راموس با كوله‌باري از تجربياتي كه گفته شد پا به مادريد گذاشت و اما استعداد‌هاي فراواني كه در صورت فراهم بودن شرايط بروز خواهد كرد.
دور از انصاف نيست اگر بگوييم رئال مادريد به رغم ثروتمندي تيمي به خوبي سويا ندارد. آنها مجبور نيستند آرژانتين را زير و رو كنند تا كسي مثل ازكوئل گاراي را بيايند. بلكه صبر مي‌كنند تا اين مدافع در ريسينگ سانتاندر خودش را خوب نشان بدهد، بعد او را مي‌خرند و اين تفاوت دو تيم در بخش مديريت ورزشي است كه راموس بايد به اين تفاوت‌ها عادت كند اما مهمترين مشكل او كنار آمدن با پديا مياتوويچ است. كار كردن با يك تيم پرستاره با سويا فرق دارد. در تيم سابق راموس تعصب آندلسي بود كه موج مي‌زد و نيروي محركه تيم بود اما در رئال مادريد هر بازيكن به تنهايي نماينده خودش است و او كه نتيجه ماجراجويي‌هايش در يك تيم نسبتا بزرگ مثل تاتنهام به اخراج ختم شد بايد تمام ريسك‌هاي كار در مادريد را هم بپذيرد. او براي پياده نكردن برنامه‌هايي كه در تاتنهام مجالش را نيافت به حمايت‌هاي گسترده و همه جانبه نياز دارد.



 
نگاهی به گذشته
صفحه اصلی - درباره ما - تماس با ما -آرشیو - سایتهای دیگر - برگزیده صورتک ها - برگزیده کاریکاگل ها - برگزیده پوسترها - گزارش های تصویری
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه ورزشی گل می باشد و هرگونه استفاده غیر قانونی از مطالب سایت پیگرد قانونی خواهد داشت .
Copyright 2006-2008 , www.goaldaily.ir :: (Iranian Goal Newspaper) All rights reserved :: Email : Info@goaldaily.ir